 |
آرشيو مطالب |
|
|
 |
لينکستان |
|
| اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " سبکهای رسیدن به آرامش درون " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد. |
|
|
|
 |
وضو انرژي درماني |
|
انرژي دروني بدن انسان طبق قوانين خاصي در كانالهاي انرژي جريان دارد.انتهاي اين كانالها در بدن به يكديگر متصل است لذا مسير چرخهاي را ايجادميكنند. در طب قديم هند (آيورودا) و همچنين طب سنتي چين، تطابقي بينگردش كره زمين و جريان انرژي در اين مسيرها وجود دارد. بدين صورت كههمانگونه كه كره زمين در هر شبانه روز يك دور به دور محور خود ميزند؛ انرژيدروني بدن نيز در طول شبانه روز، يك دور مسير كامل جريان خود را در اينكانالها طي ميكند.
نظم خاصي در رابطه با زمان عبور انرژي در كانالها وجود دارد. لذا چنانچهدر ساعات پيشنهاد شده عملي انجام گيرد كه انرژي دروني بدن را تشديد ياجريان آن را تسهيل كند؛ كانال مربوط به آن ساعت بيشترين انرژي را دريافتكرده و به عضو مربوط به خود انرژي ميدهد. در ورزشهايي مثل چي كنگ ياتايچي، براي تنظيم عضو مربوطه، تمرينات را بايد در ساعات خاصي انجامداد. در بعضي از شيوههاي درماني نيز فقط در ساعتي كه كانال عضو معيوب بازاست؛ اقدام به درمان ميكنند. اين عمل باعث تسريع سلامتي ميشود.
عمل وضو به عنوان يك شيوه قوي پاكسازي و انرژيگيري قادر است برروي اين كانالها اثر گذارد. چنانچه عمل وضو نيز در ساعات خاص انجام شودعلاوه بر تأثيرات ناشناخته، ميتواند بر روي اندامهاي مربوط به آن ساعت اثرگذارد. به عنوان مثال بين ساعات 3 تا 5 عصر بيشترين تأثير بر روي كانال مثانهاست. در نتيجه بر روي كليهها تأثير مثبت دارد. همچنين براي تقويت حافظهميتوان بين ساعات 7 تا 9 عصر وضو گرفت. كانال كيسه صفرا23 الي 1سر، چشم، گوش، بيني،دهان، حلق كانال كبد1 الي 3جنسي، گوارش، ادراري،قفسه سينه كانال ريه3 الي 5 تنفسي، گلو درد، درد بازو كانال روده بزرگ5 الي 7 چشم، حلق، بيني، دهان،سرماخوردگي كانال شكم - معده7 الي 9 شكم، امعاء و احشاء،چشم، بيني، دهان، گوش كانال طحال 9 الي 11شكم، ادرار، ارگان جنسي كانال قلب11 الي 13قلب، اختلال حسبويايي، مشكلات داخليدست كانال روده كوچك 13 الي 15 چشم، گوش، بيني، تب،خستگي گردن كانال مثانه 15 الي 17كليه، مفاصل، سر ران،لگن، پاها كانال كليه17 الي 19ارگان جنسي، ادرار، ريهها،حلق كانال گردش جريان خون- جنسي19 الي 21قلب، اختلالات حافظه،مشكلات سطح داخليدستها كانال سه گانه21 الي 23 چشم، گوش، بيني، دهان،تب، قفسه سينه منبع:گروه آرام  |
|
| ARAM |
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 |
 |
|
 |
نکاتی در مورد انرژی و انرژی درمانی |
|
انرژی کیهانی در تمام فضا نفوذ مینماید، اشیاء جاندار و بیجان را بههم مربوط میکند، از یک شیء به شیء دیگر جریان مییابد، برخلاف سایر پدیدهها با دور شدن از مبدأ، تراکم آن افزایش مییابد. حوزه انرژی کیهانی همواره با نوعی آگاهی همراه است که مقدار آن بین دو قطب بسیار پیشرفته و بسیار بدوی در نوسان است. ● انرژی کیهانی اگر ماده را بهعنوان انرژی تراکم یافته تعریف کنیم، احتمالاً حوزه انرژی کیهانی از عنصری تشکیل شده است که در حد واسط قلمرو آشنای فعلی ماده و انرژی قرار دارد. برخی از دانشمندان از پدیده انرژی کیهانی با نام بیوپلاسما یاد میکنند. ● ویژگیهای انرژی کیهانی انرژی کیهانی در تمام فضا نفوذ مینماید، اشیاء جاندار و بیجان را بههم مربوط میکند، از یک شیء به شیء دیگر جریان مییابد، برخلاف سایر پدیدهها با دور شدن از مبدأ، تراکم آن افزایش مییابد. حوزه انرژی کیهانی همواره با نوعی آگاهی همراه است که مقدار آن بین دو قطب بسیار پیشرفته و بسیار بدوی در نوسان است. حوزه انرژی انسان که با زندگی بشر ارتباطی تنگاتنگ دارد، تجلی حوزه انرژی کیهانی است. این حوزه را میتوان به کالبدی نورانی تشبیه نمود که جسم فیزیکی را احاطه نموده، در آن نفوذ مینماید و تابش آن متأثر از خصوصیاتش بوده، غالباً هاله نامیده میشود. دستگاه عکاسی کرلین میتواند از انرژی بیوپلاسمیک یا نیروی اثیری که اطراف انسان و سایر موجودات زنده را احاطه کرده است، عکسبرداری کند. این میدانهای انرژی نامرئی، مانند هالههای نورانی است که در آثار نقاشی ملل مختلف در اطراف چهره پیامبران و رهبران مذهبی ترسیم شده است. ● مراکز انرژی (چاکرا): در حوزه انرژی (در بدن انسان) گردابهای مخروطی چرخانی به نام چاکرا وجود دارد که نوک مخروط آنها به جریان نیروی عمودی اصلی متصل است. قسمت پهن این مخروطها در حاشیه کالبدی قرار دارد که چاکرا در آن مستقر است. معتقدند که هفت لایه هاله و هفت چاکرای حوزه انرژی با هم ارتباط دارند. در هاله هر سطح با یکی از چاکراها در ارتباط میباشد. هر یک از گردابهای نامبرده با حوزه انرژی کیهانی، انرژی تبادل میکنند. برای هر فرد ۷ چاکرای اصلی و ۲۱ چاکرای فرعی و حدود ۱۳۰ ـ ۹۰۰ ریزچاکرا قائل هستند. دو چاکرای کوچک کف دستها در درمان نقش بسیار مهمی دارند. بیماری در دستگاه انرژی معلول عدم توازن در انرژی یا بروز مانعی در مسیر آن است. بهعبارت دیگر فقدان جریان انرژی در دستگاه انرژی انسان، نهایتاً منجر به بیماری میگردد. ● انرژی کیهانی و طب سوزنی: بعضی از دانشمندان بر این عقیدهاند که در همین انرژی اثیری محیط بر انسان با مسئله معالجات طب سوزنی رایج در چین، رابطه خاص وجود دارد. به این معنیکه نیروهای حیاتی در درون جسم آدمی در مسیرهای خاصی در گردش هستند و با فروبردن سوزنهای ظریف پلاتین در مسیر این نیروها است که میتوان اشکالات و عدم تعادل بدن بیمار را کنترل و مرتفع نمود. ● انرژی کیهانی و اهرام مصر: قدمت استفاده از انرژی کیهانی احتمالاً به زمان فراعنه یا حتی قبل از آنها برمیگردد. امواج انرژی کیهانی بهعلت شکل خاص هرم و زوایای متناسب آن در کنجها تمرکز یافته و تقویت میشوند و سپس انعکاس این دسته امواج در یک نقطه در وسط هرم یکدیگر را قطع میکنند و بیشترین مقدار انرژی در این کانون (در فاصله یک سوم فوقانی ارتفاع هرم) متمرکز میشود. قرار گرفتن بیمار در داخل کانون هرم و یا مصرف آبی که مدتی در داخل هرم مانده و به اصطلاح باردار شده است به درمان بیماریها کمک میکند. شایان توجه است که استفاده از این انرژی بر روی گیاهان (از طریق استفاده از آب انرژیدار)، اثرات مثبتی در رشد و نمو آنها دارد. ● انرژی کیهانی و کوهستان: مناطق مختلف کرهزمین دارای تراکم انرژی متفاوتی میباشد. از آنجائیکه ما بهطور مداوم با محیط و افرادیکه با آنها سروکار داریم، در حال تبادل انرژی هستیم، قرار گرفتن در محیطهای پرانرژی باعث افزایش انرژی ما میشود. از جمله این مکانها محیطهای کوهستانی است که اگر این محیط کوهستانی پوشش درختان جنگلی داشته باشد، از میزان انرژی بیشتری برخوردار است. بهخصوص در کنار آبشارها انرژی خاصی وجود دارد و شاید به همین دلیل باشد که مردم از قرار گرفتن در زیر آبشار لذت میبرند. اغلب معابدی که روی سیستمهای انرژی کار میکنند، در کوهستان قرار دارند. مانند معابد کونگفو. مکانهای مقدس مربوط به همه ادیان نیز از جمله مکانهای پرانرژی و دارای انرژی مثبت هستند. در سفریکه چند سال پیش به کلیسای سنت استپانوس در جلفا داشتیم، اغلب افراد گروه حتی آنهائیکه آشنائی زیادی با انرژیهای کیهانی نداشتند در بازگشت از آنجا احساس شارژ شدن و سنگینی خاصی داشتند. من احساس میکردم که از فرط انرژی، لبریز شدهام. قرار گرفتن در چنین محیطهائی باعث آرامش درونی و شادابی انسانها میشود. اگر چاکراهای فرد برای جذب انرژی آماده شده باشد، تأثیر بیشتری خواهد داشت. مکانهائی نیز وجود دارد که تراکم انرژی منفی در آنها بالاست و قرار گرفتن در آنها باعث تخلیه انرژیهای مثبت، جذب انرژیهای منفی و ایجاد کسالت روحی در افراد میشود. زمانیکه فرد در چنین مکانهائی قرار میگیرد، احساس ناخوشایندی دارد و تمایل دارد که زودتر آن مکان را ترک نماید. مانند مکانهائی که در آنها عمال غیرانسانی و ناشایست انجام گرفته و آثار آن هنوز باقیمانده است و مردم در اصطلاح میگویند: این مکان سنگین است. ● انرژی درمانی: استفاده از انرژی کیهانی یا قراردادن بیماردر حوزه میدان انرژی، توسط درمانگر بهمنظور درمان یا شفادهی است. انرژی درمانی از شاخههای Altemative Medicine (طب مکمل) میباشد. ● راههای اصلی انتقال انرژی: ۱. روش مستقیم: در جلسه درمانی توسط درمانگر انرژی به بیمار داده میشود که معمولاً از طریق کف دستها و چشمها انجام میشود. انتقال انرژی از دستها با تماس به بدن بیمار و یا ارسال انرژی بدون تماس فیزیکی تا شعاع ۱۵ متری به راحتی امکانپذیر میباشد. ۲. درمان از راه دور: در یک جلسه حضوری، چاکراهای بیمار توسط درمانگر آماده میشود. سپس در جلسات متعدد بهصورت غیرحضوری، رأس ساعتی که با درمانگر هماهنگ شده است (در شب) فرد در حلقه انرژی نشسته و انرژی دریافت مینماید. از مزایای این روش اتلاف وقت کمتر میباشد و چندین بیمار بهطور همزمان میتوانند انرژی دریافت نمایند. ۳. آب دارو: آب خاصیت ذخیره و انتقال انرژی را دارا میباشد. مقداری آب (حدود ۲۰ ـ ۳۰ سیسی) در یک قطره چکان پلاستیکی یا شیشهای ریخته میشود و درمانگر با دست خود به آن انرژی میدهد. آب توسط انرژی باردار میشود. این آب دارو بایستی دور از نور و حرارت (در یخچال) نگهداری شود و از تماس آب با اشیاء فلزی خودداری نمود چون انرژی آن جذب فلز میشود. مصرف آن بهصورت قطرهای و به روشی خاص میباشد. با هر بار مصرف آبدارو بیمار معادل حجم یک جلسه انرژی دریافت مینماید. این آب دارو با روشی شبیه داروهای هامیوپاتی قابل تکثیر است. استفاده از این روش باعث میشود تا تعداد جلسات مراجعه حضوری کمتر شده و بیمار حجم بیشتری انرژی بهطور مستمر دریافت نماید. ۴. از طریق تلفن: در مواردی که امکان دسترسی به درمانگر مقدور نباشد، میتوان انرژی را از طریق آب دارو یا تلفن یا برنامههای زنده تلویزیونی انتقال داد. در حین ارتباط تلفنی، بیمار در حالت ریلکس قرار میگیرد و انرژی را از طریق گوشی تلفن دریافت میدارد. ● موارد استفاده از انرژی درمانی: ۱. تسکین درد: دردهای ناشی از صدمات فیزیکی و جراحی و سرطانها، دردهای عضوی، عصبی و رانتنی، میگرن و سردرد، نورالژیا (درد عصب سهقلوی صورت)، پریودهای دردناک و... در مورد تسکین درد باید توجه داشت که درد، بیماری نیست بلکه نشانه بیماری میباشد و زمانی اقدام به درمان و تسکین درد نمود که از نظر موارد پاتولوژیک (مانند وجود تومور) بیمار بررسی شده باشد. ۲. آرامش اعصاب: کاهش فشارهای عصبی و عصبانیت، هیجانات، استرس، اضطراب، بیقراری، پرخاشگری، افسردگی |
|
| ARAM |
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 |
 |
|
 |
متافیزیک |
|
متافيزيك به تعبير ابنسينا مجموعهاي از حكمت ماقبلالطبيعه و مابعدالطبيعه ميباشد، همچنين ابعاد غيرفيزيكي و ماورائي انسان را نيز شامل ميشود كه با حواس پنجگانه قابل احساس نميباشد ولي با حواس برتر ميتوان آن را ادراك كرد. امروزه در قرن جديد و در هزارة سوم، متافيزيك يكي از حكمتهاي مورد توجه بسياري از افراد در سراسر جهان است. در ايران نيز مشاهده ميشود كه افراد بخصوص جوانان به آن توجه دارند؛ استقبال فراوان از كتابهايي كه در اين زمينه منتشر ميشود و يا سمينارهايي كه در اين مقوله برگزار ميگردد مبين آن است. متــافیزیک پيرامون تلهپاتي، سفرروح، سايكومتري، هالهشناسي، پيشگويي، كفشناسي، حسسششم، هيپنوتيزم، انواع مراقبه، روح و روحشناسي، روحپزشكي، ارتباط با ارواح، مرگ، جن و جنشناسي، ارتباط با جن، نيروهاي غيرفيزيكي(نيروهاي رواني، فرارواني و روحي)، نقش ماده، انرژي، مكان و زمان در فيزيك و متافيزيک، مــــــی بــاشــد.
در قرآن كريم به كرات پيرامون جن، روح، مرگ، عالم ذر، عالم برزخ، معاد و امثال آن صحبت شده است، كه همگي مقولات مربوط به متافيزيك است. اسلام ناب محمدي در هيچ جا متافيزيك و فراروانشناسي را انكار نكرده است. فقط در برخي موارد رفتن به سوي آن و يا استفاده از آن را نهي نموده است و آن هم به دليل خطراتي است كه براي فرد يا جامعه دارد:
1- تلهپاتي: كه عبارت است از ارتباط بين دو يا چند نفر بدون استفاده از حواس پنجگانه و با استفاده از نيروي فكر.
2- سفر روح: كه عبارت است از خروج اختياري روح از بدن و بازگشت اختياري آن به بدن.
3- سايكومتري: كه عبارت است از سنجش و استخراج خاطرات ثبت شده در اشياء بيجان.
۴- هاله شناسي: كه عبارت است از بررسي انرژيهاي لطيف و ظريف اطراف بدن انسان كه منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنجگانه قابل احساس و ادراك نميباشد و همچنين چگونگي انتقال و تبادل اين انرژيها بين افراد(ارسال و دريافت آن).
5ـ هالة نوراني: كه عبارت است از انرژيهاي لطيف و ظريف اطراف بدن انسان كه منشاء آن جسم، روان و روح بوده و با حواس پنجگانه و در حالت عادي قابل احساس و ادراك نميباشد، همچنين ارتباط هالة نوراني با بهداشت و سلامت جسم و روان.
6- پيشگويي: كه عبارت است از تلاش جهت كسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده با استفاده از روشهاي مختلف.
7ـ كف شناسي: كه عبارت است از بررسي و مطالعه خطوط كف دست و ارتباط آنها با خصوصيات جسمي، رواني و روحي فرد و ارتباط اين خطوط با سلامت انسان و بعضاً ارتباط آن با برخي از وقايع آينده.
8ـ حس ششم: كه عبارت است از دريافت برخي اطلاعات و احساس برخي چيزها بدون استفاده از حواس پنجگانه.
9ـ هيپنوتيزم: كه عبارت است از قرار گرفتن فرد در وضعيت خاصي كه ناخودآگاه او فعال شده و در حالت تمركز ذهن قرار ميگيرد
10ـ خود هيپنوتيزم: كه عبارت است از قرار گرفتن در حالت خاصي از تمركز به منظور خود تلقيني براي تقويت محاسن و تضعيف معايب.
11ـ مراقبه(مديتيشن) : كه عبارت است از توجه و تمركز بدون تلاش بر يك موضوع خاص ديداري، شنيداري، گفتاري، فكري و قلبي به عنوان ابزاري براي درك و احساس جهان هستي و رهايي موقت و محدود از دنياي فيزيكي و مسائل و مشكلات آن و سوق دادن توجه و تمركز به درون.
12ـ مراقبة ديداري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تمركز بر يك منظره و يا تصوير و ثبت آن در ذهن و سپس بستن چشم و تجسم آن منظره و يا تصوير و تداوم اين كار به منظور رها شدن از دنياي فيزيكي و فراموش كردن آن و درك و احساس تمام جهان هستي.
13ـ مراقبة گفتاري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تكرار يك كلمه و يا عبارت مقدس به زبان و يا به دل همراه با تمركز برآن.
14ـ مراقبة شنيداري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تمركز بر حس شنوايي و گوش دادن به يك صدا و يا صوت طبيعي و يا گوش دادن به يك نوار موسيقي مجاز.(منظور از مجاز: داراي مجوز انتشار از وزارت ارشاد ميباشد.)
15ـ مراقبة فكري: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت وتمركز بر يك موضوع خاص فكري و انديشيدن در مورد آن. اين موضوع فكري ميتواند مربوط به دنيا و يا عقبي باشد. مثلاً انديشيدن در مورد علوم مختلف مرسوم در دانشگاهها و انديشيدن در مورد علت خلقت، خودشناسي، مرگ، حساب و كتابِ آخرت و…
16ـ مراقبة احساسي: كه عبارت است از قرار گرفتن جسم در يك وضعيت بيحركت و تمركز بر قلب و ايجاد يك احساس خوب و مطلوب در آن و تداوم تمركز برآن حس.
17ـ روح و روح شناسي: كه عبارت است از تحقيق و تفحص درمورد ماهيت روح، منشاء و مرجع آن، خصوصيات و ويژگيهاي آن، غايت و مقصد آن، تشابه و تفاوتهاي آن با جسم و روان.
18ـ روح پزشكي: كه عبارت است از شناسايي و درمان بيماريهاي روحي.
19ـ ارتباط با ارواح: كه شامل تلاش براي ايجاد ارتباط با ارواح زندگان و مردگان به صورت مستقيم و يا با واسطه ابزار و وسايل بوده و اين ارواح ميتوانند متعلق به افراد معمولي يا افراد تكامل يافته و پاك باشند.
20ـ جن شناسي: كه عبارت است از تحقيق و مطالعه در مورد جن، خصوصيات و ويژگيهاي فردي و اجتماعي آن، تفاوتها و شباهتهاي آن با انسان.
21ـ ارتباط با جن: كه عبارت است از تلاش جهت برقراري ارتباط با جن به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم بااستفاده از ابزار و وسايل.
22- خودشناسي: خودشناسي غايت و نهايت شناختهاست كه به شناخت خداوند حكيم منتهي ميشود. هر كس خود را بشناسد، خداي متعال را خواهد شناخت. خودشناسي برترين حكمتها و سودمندترين شناختهاست.
23- خداشناسي: شناخت خداوند عزوجل آغاز دينداري، از جمله بالاترين شناختها و عامل كامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالي سبب دوستي با او و بينيازي از خلق و دل كندن از دنيا ميشود. كسي كه خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معكم اين ما كنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا كه خداشناسي مونس هر تنهايي و يار و ياور هر بيكسي است. خداشناسي نيروي هر ناتواني، روشنايي هر تاريكي و شفاي هر بيماري است(يا من اسمه دوا و ذكره شفا).
حضرت امام صادق(ع) ميفـرمايند:«خودشنـاسي انسـان اين است كه خويشتن را به چهـار طبـع و چهار ستون و چهـار ركن بشناسد، چهار طبعش خـون است و صفرا و بـاد وبلغم، ستونهايش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مايه ميگيرد و اركانش نور است و آتش و روح و آب.» |
|
| ARAM |
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 |
 |
|
 |
هاله و هاله بینی |
|
پیش گفتاری بر هاله و هاله بینی از آنجا که جمعی از شما یاران صمیمی علاقمند به آشنایی با حوزهء انرژی وورود به بحث هاله وهاله بینی شدید لذا پیش گفتار، مقدمه وبخشی از تاریخچه شناخت و چگونگی شروع و مشاهدات اولیه هاله تا کنون، قسمت آغازین این موضوع خواهد بود0 یاد آور میشویم؛ در بعضی قسمتها توضیحاتی لازم است که به دلیل نزدیکی با موضوع هیپنوتیزم ونوشته شدن مطلب در آن بخش به اشاره ای در این قسمت بسنده شده است0 و اما بعد؛ در نوشته های باقیمانده از عرفا به ندرت از حوزهء انرژی سخنی بمیان آمده است ولی نظرات آنان طی گذشت بیش از هفت هزار سال در سراسر جهان با مشاهدات دانشمندان تا به امروز مطابقت دارد. تمامی مذاهب معنوی از روئیت نور در اطراف سراشخاص سخن گفته اند، که بواسطه عبادات و نیایش قلبی وجودشان سرشار از اگاهی شده به رفعت ، مراتب و مقامات معنوی ومتعالی رسیده قابلیتهای پنهان حس برتر در آنان آشکار میشود0 در باورهای سنتی معنوی هند باستان که حدود پنجهزار سال قدمت دارد از نوعی انرژی کیهانی بنام پــــراناperana)) سخن گفته اند که این انرژی کیهانی تشکیل دهنده و منشاء اصلی حیات قلمداد میشود. پرانا یا نفس حیات، در تمام کالبدها دمیده شده و به آنها هستی می بخشد0 یوگی ها، جین ها، مرتاضان و عرفا با استفاده از ذن، مدیتیشن، مراقبه، فنون تنفسی و تمرینات جسمی تلاش میکنند تا این انرژی را به تسلط خویش در آورده هشیاری و طول عمر فرا تراز حد معمول بدست آورند0 چینیان در هزاره سوم پیش از میلاد به وجود انرژی حیاتی بنام چــــی(chi) معتقدند،که تمام موجودات جاندار و بیجان متشکل از این انرژی اند0 چــــی که ترکیبی از دو قطب نیرو یعنی یین (yin) و یانگ(yang) میباشد.وفتی این دو نیرو در حالت متعادل باشند انسان تندرست و سالم است. و در صورت عدم تعادل دچار بیماری میشود0 غلبه نیروی یانگ موجب فعالیت شدید اعضاء بدن و برتری یین باعث کاهش فعالیت و نقصان در بدن خواهد بود. که حاصل هر دو حالت غیر متعادل بروز بیماریست. هنر طب سنتی چین و رشته های زیر مجموعه آن بر ایجاد تعادل بین یین و یانگ استواراست0 در مکتب عرفانی یهودیت کالابا ( kalaba) در حدود 540 سال پیش از میلاد حضرت مسیح (ع) به همین دونیرو به عنوان نور اثیری اشاره میکندکه به آن کارنایین(karnaeen ) نیز اطلاق کرده اند. وبه عنوان مثال میکل آنژ در تندیس حضرت موسی (ع) کارنایین را به شکل دو شاخ نشان داده در حالی که میتوانسته آنرا با دو رشته نور نیز نشان دهد وشاید این کار او ناشی از معنی این لغت در زبان عبری باشد که دارای دو معنی شاخ و نور است. همچنین در اسطوره اسب شاخدار که سمبلی از عشق و الوهیت است، شاخی در پیشانی اسب سفید ونوری در اطراف او ترسیم شده است0 در کتاب عهد عتیق نیز در باره نوری جانداران خصوصا" انسانها اشاراتی متعدد شده است0 در کتاب علوم آینده نوشته جان وایت از 97 فرهنگ مختلف که پدیده هاله را با 97 نام مختلف میشناسند، یاد شده است0 در بسیاری از مکاتیب تعالیم اسرار و رموزمانند مغ ها درمتون قدیم ایران باستان،کاهنین در مصر باستان، ودیک (vedic)،الهی شناسان، کیمیا گران، بومیان آمریکا، قبائل آفریقایی، بوداییان هندوستان، تبت، نپال، بودیست های ذن در چین و ژاپن وتفسیر متون سانسکریت، کنفوسیوس، فیثاغورث ، کریشنا و بسیاری دیگر0 از قرن شانزدهم میلادی به بعد افراد مختلف خصوصا" پزشکان زیادی که در پی کشف درمان بیماریها بوده اندو محققین معاصر در تعلیم نوین علمی موفق شده اند نتایج مشاهدات عینی خود را به این اطلاعات اضافه نمایند که در بخشهای مختلف (تاریخچه هیپنوتیزم) و هاله درمانی از آنها به تفصیل یاد خواهد شد نظریه وجود انرژی کیهانی که با تسلط به طبیعت و قابلیت نفوذ در تماس اجزاء آن توسط بسیاری از نظریه پردازان مطرح شده و به عنوان کالبدنورانی شناخته شده است نخستین بار حدود پانصد سال قبل از میلاد حضرت مسیح(ع) توسط پیروان فیثاغورث به ثبت رسیده است، آنان معتقد بودند این نور میتواند بر اندامهای بدن انسان تاثیر گذار بوده و درمانی بر بیماریها باشد0 دانشمندانی همچون بویراک (boirak) و لی بوالت (lee bovalt) در قرن دوازدهم نوعی انرژی را در بدن انسان شناسایی کردند که عامل تاثیر از راه دور در بین افراد است. به نظر آنان هر کسی به دلیل حضور خود درهر جایی میتواند تاثیرات مطلوب یا نا مطلوب ، مثبت یا منفی بر روی دیگران بگذارد وحتی میتواند این تاثیرات را تا فاصله های دوری روی دیگران منتقل نماید0 پاراسلسوس فیزیکدان و مصلح مذهبی سویسی (1541-1493 ) این انرژی را ایلیاستر(ILLiaster) نامید و آنرا ترکیبی از انرژی حیات و عنصر حیات میدانست0 هلمونت (HeLmont) ریاضیدان قرن نوزدهم، سیالی کیهانی را که در تمام طبیعت وجود و نفوذ دارد و ماده ای دارای جسم یا قابل تراکم نیست معرفی نمود به نظر او این سیال روح حیاتبخش خالصی است که در تمام کالبدها نفوذ میکند0 لایب نیتـــــــز(Leibnitz) دانشمند ریاضیدان نیز معتقد بود که عالم از عواملی تشکیل شده که هر یک منشاء انرژی بوده و خود محرک خویش هستند0 پدیده انرژی کیهانی در قرن نوزدهم توسط هلمونت و مسمر(Mesmer) که بنیانگذار مسمریسم بودند مطرح شد که بعدها به نظریه هیپنوتیزم تبدیل شد0(تاریخچه هیپنوتیزمراجعه شود) به نظر آناناجسام و اشیاء ، جاندار و بیجان بوسیله این انرژی شارژ شده و کالبدهای مادی میتوانند از فاصله های دور تاثیراتی یکطرفه یا متقابل بر هم داشته باشند0 با طرح این نظریه فرضیه ای مطرح شد که بر اساس آن احتمال وجود میدانی از انرژی تا حدی با حوزه الکترو مغناطیسی قابل قیاس بود0 کنت ویلهم رایش باخ (Count WiLheLm Von Reich Bach) در قرن نوزدهم طی سی سال وقت خود را صرف انجام آزمایشهای تجربی اطراف نوعی حوزه انرژی بنام ادیک (Odic ) نمود به نظر او ادیک بخشی از خصوصیات حوزه الکترو مغناطیسی تشریحی، توسط جیمزکلرک ماکسول (Jemes Clerk Maxwell ) را دارا بود، او در کشف ادیک به این نتیجه رسید که قطبهای آهنربا نه تنها نماینده قطبیت مغناطیسی بلکه دارای قطبی منحصر بفرد بنام میدان ادیک هستند. سایر اشیاء مثل کریستالها هم بدون اینکه خاصیت مغناطیسی داشته باشند دارای این میدان هستند. ضمنا" میدان ادیک را نماینده مشخصات ذهنی ای چون( داغ، قرمزو نامطلوب) یا (سرد، آبی و مطلوب) دانست. ضمن اینکه نتیجه گرفت قطبهای همنام مغناطیسی همدیگر را جذب نمیکنند ولی قطبهای همنام ادیک به سوی هم جذب میشوند، واین اصل یکی از مهمترین خواص پدیده هاله هاست. رایش باخ رابطه بین انفجار های الکترو مغناطیسی خورشید و غلظت های حوزه ادیک مربوطه به هر کدام را مورد بررسی قرار داد و کشف کرد بیشترین تمرکز این انرژی درطیفهای قرمز و بنفش متمایل به آبی اشعه خورشیدی است و بارهای مخالف،مفاهیم ذهنی گرما و سرما را با درجات قدرت متفاوتی تولید می کند. او موفق شد طی یک رشته آزمایشات – نوسانات مربوطه را در یک طبقه بندی نوسانی قرار دهد . تمام شاخصهای الکتریکی مثبت در افراد مورد آزمایش حس گرما را القا و عواطف نا مطلوب تولید کردند و شاخصهای منفی حس سرما و خوشایند را تولید نمود. میزان قدرت این عواطف به نسبت وضعیت آنها در جدول نوسانی تغییر میکرد .دریافتهای حسی از گرما تا سرما متغییر و با رنگهای مختلف طیفها از قرمز تا نیلی مطابقت داشتند . رایش باخ به این نتیجه رسید که میدان انرژی ادیک از طریق سیم قابل انتقال است ،اما سرعت آن بسیار کند و تقریبا" چهار متر بر ثانیه است (این مطلب در انتقال انرژی از راه دور تاثیر فراوانی گذاشت) و سرعت مذکور بیشتر به جرم عنصر تشکیل دهنده سیم بستگی دارد تا به درجه رسانایی آن . او کشف نمود که این حوزه انرژی مثل حوزه الکتریکی میتواند اشیاء و اجسام را در محدوده خود باردار نماید.آزمایشاهای دیگر او نشان داد بخشی از این انرژی میتواند مانند نور ار طریق عدسی متمرکز شود،در حالی که بخش دیگری از آن از اطراف عدسی دفع میشوند،درست مثل شعله شمعی که از اطراف موانع جریان پیدا میکند این بخش منحرف شده از حوزه انرژی ادیک در مقابل جریان هوا و برخی موانع مانند شعله شمع عمل میکند (انتقال انرژی شفا بخشی در برخورد با برخی موانع چنین عمل میکند) به نظر می رسد که طبیعتی همچون گاز مایع دارد. بر اساس این آزمایشات میدان هاله در طبیعت خود همچون سیالات است و در بعد انرژی مانند امواج عمل می کند . به نظر اوجریان دریافت نیروی ادیک در بدن انسان تقارنی شبیه به آنچه در بلورها – در راستای محور اصلی وجود دارد ایجاد میکند. براساس این کشف تجربی،او سمت چپ بدن را به عنوان قطب منفی و سمت راست بدن را قطب مثبت دانست و این مساله با مفهوم یین و یانگ در چین باستان مطابقت دارد |
|
| ARAM |
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 |
 |
|
 |
قانون توانگری |
|
نویسنده :کاترین پاندر
گرایش توانگرانه
پول از شعور کیهان یا خرد کائنات سرشار است... پس در برابر گرایشهایی که نسبت به آن دارید، واکنش نشان می دهد...زیرا قانون ذهن چنین است که هر چه را مورد قدردانی قرار دهید، به سوی خود جذب می کنید و هر آنچه را مورد قدردانی قرار ندهید، دفع می کنید. پس اگر به طرزی دلپذیر درباره پول بیندیشید، آن را چندین برابر می کنید. در گفتگو با صدها هزار نفر از مردم درباره امور مالی شان دیده شده که هر گاه پول کافی برای تأمین مخارجشان ندارند، به این دلیل بوده است که در امور مالی خودشان یا دیگری، پول را مورد سرزنش یا تحقیر قرار داده اند. خانمی تعریف کرد که به محض اینکه این عقیده را کنار گذاشت که پول، چیزی کثیف و پلید است، آنقدر پول بدست آورد که توانست از مصرف آن به راستی لذت ببرد. شاید تعجب کنید که چرا برای داشتن اوضاع مالی رضایت بخش تر، ایجاد گرایشی دوستانه و صمیمانه نسبت به پول تا این حد مهم است. یک بار مردی وارفته و بدحال که هم وضع سلامتیش خراب بود و هم بیکار بود و هم به شدت احساس تنهایی و بدبختی می کرد، با من به گفتگو نشسته بود. به هنگام صحبت کوشیدم دریابم که کدام گرایش ذهنی، او را به چنین وضع رقت باری انداخته است. برایم تعریف کرد که چه زندگی سختی را پشت سر گذاشته و مردم چه ناجوانمردیها در حق او کرده اند. چون گفتگو ادامه یافت، شروع کرد به انتقاد از سیاستمداران واشینگتن که به چه شکل وحشتناکی پول این مملکت را به مصرف می رسانند...در کمال آرامش و ملایمت به او پیشنهاد کردم که اگر میخواهد سلامت و توانگری و سعادتش به او بازگردد، بکوشد گرایشهایش را درباره مردم و به ویژه در مورد سیاستمداران مورد بررسی مجدد قرار دهد. اگرچه طوری به من چشم دوخت که انگار در سلامت روانم شک کرده، سرانجام موافقت کرد که شیوه تفکر توانمندانه را بیازماید. چند ماه بعد که به نزدم باز گشت، نتوانستم او را بشناسم. با چهره یی بشاش و درخشان، درباره آن روز سرد زمستان حرف زد که دفترم را ترک کرد و از بی پولی مجبور شد که همه راه تا شبانه روزی اش را پیاده برود و حتی پول اتوبوس هم نداشت. وقتی به اتاقش رسیده بود، دریافت که به علت پذیرش و جذب بیدرنگ بعضی از گفته هایم، همه دردهای جسمانی اش او را ترک گفته اند. آن شب، پس از چند ماه، برای نخستین بار در آرامش به خواب رفت.چون هر روز اندیشه توانگر را به کار گرفت، رویدادهایی اعجاب انگیز رخ نمودند. تندرستی اش را کاملاً بازیافت و چندی نگذشت که در کاری تازه و متفاوت وارد شد که مدتها آرزویش را در سر پرورانده بود. این مرد گفت که تمام عمرش، پول وامور مالی و دولتمندان را به باد تمسخر گرفته بود و اینک می فهمید که با این کار چه بلایی سر زندگی خودش آورده بود. این مرد سرانجام دریافت که هرگاه برای تأمین مخارجمان لنگ می مانیم، اغلب به علت قدر ناشناسی از پول خودمان یا دیگری است. گاه مردم با گفتن این که خودشان توانگر و مورد لطف و عنایت هستند، برای خودشان مشکلات مالی می آفرینند. اگر خودتان را توانگر و دیگران را تنگدست ببینید، در واقع طبق قانون عمل و عکس العمل، از آن موقعیت دعوت می کنید تا به سراغ شما بیاید. حتی رشک به پول دیگری، نشانه این اعتقاد است که به اندازه همه برکت و نعمت وجود ندارد. پول چنان از هوش و خرد الهی سرشار است که با هرچه درباره اش بگویید و بشنوید، همنوا می شود و همان گونه به شما پاسخ می گوید. دوستی بارها برایم تعریف کرد که هرگاه گرایشش نسبت به پول سرشار از قدردانی بوده، حتی در دوران رکود اقتصادی هم سفره اش همواره پر و رنگین بوده است. هرگز نخستین باری که این جمله را در یکی از سخنرانی هایم به کار بردم، فراموش نمی کنم: «از پول به صورت جوهر غنی خدا قدردانی کنید و برای این قدردانی، دنبال هیچ عذر و بهانه یی نگردید. اگر برای قدردانی تان دنبال عذر و بهانه بگردید، پول از بهانه آوردن احمقانه شما منزجر خواهد شد و شما را دفع خواهد کرد.» اگر هدایایی به شما داده شده که به دردتان نمی خورند ونمی توانید از آنها استفاده کنید، این مسأله را به زبان نیاورید. صرفاً به خاطر اندیشه سخاوتمندانه یی که در پس آن نهفته است، هدیه را بپذیرید و آنگاه با خوشحالی آن را به کسی بدهید که می تواند از آن استفاده کند. تنها زمانی که نباید هدیه یی یا لطفی را بپذیرید، زمانی است که کسی بخواهد از این طریق به شما رشوه بدهد یا دوستی تان را بخرد یا برایتان تعهدی ایجاد کند. به سخاوت راستین، نخی وصل نیست و بستگی و بندگی نمی آورد. یکی از عبارات تأکیدی نیرومند که اگر همراه با تجسم مبلغ مورد نیاز استفاده شود، برای تقویت ذهن سودمند است، چنین است: «همه درها گشوده اند و همه راهها باز و آزادند تا همه ثروتها به سوی من سرازیر شوند. اکنون مبلغ...... نزد من می آید.» و « سپاس می گذارم که اکنون ثروتمند و سالم و شادمانم و امور مالی ام در نهایت نظم الهی است. خدا را شکر که هر روز از هر جهت دولتمند تر می شوم: شکوهمند و خردمند» هر گاه احساس افسردگی می کنید، به یاد آورید که همواره پیش از طلوع موهبت تازه، تاریک است. نومیدی معمولاً نشانه آن است که جزر و مد امور در حال دگرگونی است و دیگر چیزی تا سحر نمانده. تا می توانید به سفر درونی خود ادامه دهید تا در برون همه چیز خود به خود پیش برود. وقتتان را در کنار اشخاص موفق بگذرانید. به دیدن محیط های زیبا و خیال انگیز و ساختمانهای با شکوه و مغازه های دلپذیر و دوست داشتنی بروید. به محله های ثروتمند شهرتان بروید یا به ییلاقهای بسیار زیبا و شکوهمند، آنجا که ثروتهای خدا و انسان مشاهده می شود. اگر فضای باز بیرون در شما احساس استغناء پدید می آورد، به دامن طبیعت پناه ببرید و روزی چند ساعت را در نور آفتاب و استنشاق هوای تازه و لذت از آرامش کوهها و درختها بگذرانید. هر گاه وسوسه شدید که به جمع صاحبان اندیشه های منفی بپیوندید، به تأکید بگویید: «در وجودم نشانه یی از انتقاد نیست. نه من از کسی انتقاد می کنم، نه کسی از من. هماهنگی الهی در والاترین اوج خود، حاکم بر زندگی و جهان من است.» خواه بخواهید در کار فعلی خود بمانید و یا کاری دیگر را از سر بگیرید، تکرار این عبارت سودمند است: «خرد لایتناهی اکنون در من و زندگی و امورم سرگرم کار است تا عالی ترین و والاترین خیر و صلاحم را به انجام برساند، خرد لایتناهی شکست نمی خورد» اگر به این نتیجه رسیده اید که کار کنونی شما رضایت بخش نیست، تکرار کنید: «اکنون راههای تازه زندگی و شیوه های جدید کار به من نشان داده می شود. من محدود و مقید به راهها و شیوه های گذشته ام نیستم. کار عالی و بی نظیرم را از راهی عالی و بی نظیر تجربه می کنم. کاری که بی درنگ به من رضایت کامل و درآمدی بی همتا می بخشد» بگذارید فنی ساده و عملی را که از همین امروز می تواند کمکتان کند تا توانگرتر شوید، به شما بیاموزم. قدما معتقد بودند که در رقم «ده»، قدرت جادویی افزایش وجود دارد. از این رو، از هم اکنون، هرگاه به پول می اندیشید، (خواه این پول درآمدتان باشد و خواه پولی که می پردازید و خواه مبلغ چک یا موجودی کیف پول یا پس انداز یا سهام)، ذهناً مجسم کنید که ده برابر این مقدار به سوی شما باز می گردد. این فنی فرح انگیز و سحرآسا برای افزایش پول است. با هر رقمی که مواجه می شوید، آن را ضربدر ده کنید و منتظر باشید تا از راههایی شگفت و بی همتا به سویتان آید. ذهن به ارقام معین، فوراً پاسخ مثبت می دهد. بانویی پس از شنیدن قدرت جادویی رقم ده در یکی از سخنرانی هایم، تصمیم گرفت که به جای ده، پولش را ضربدر صد کند که ده برابر ده است. دو روز نگذشته بود که از یکی از همکارانش که از مدتها پیش به او مقروض بود، یک چک صددلاری گرفت! روزنامه ها و مجلاتی را بخوانید که سرشار از تصاویر و تبلیغات لباسهای زیبا و چشمگیر و خانه های فاخر و شکوهمند و تفریحات دلنشین و پرتجمل و همه چیزهایی است که آرزومند تجربه اش هستید. بی وقفه تصاویر ذهنی و درونی زندگی دلخواهتان را بسازید و بسازید و بسازید. برنامه هایی که برای موفقیت خود در نظر دارید، در معرض اندیشه دیگران قرار ندهید. وقتی درباره آنها صحبت می کنید، این مجال را بوجود می آورید که دیگران تکه پاره اش کنند. به یاد آورید که همه موهبتها، پیشاپیش در حیطه جوهر وجود دارد. از طریق امیدی والا، تصاویر ذهنی و اندیشه و عمل توانگر، ارباب حیطه جوهر می شوید، آنگاه می توانید هر آنچه را می خواهید، از آن بیرون بکشید. اگر آرزوی استقلال مالی دارید، مدام ندا در دهید: «هر روز، از هرجهت، به یاری خدا، صاحب استقلال مالی افزونتر می شوم. اگر توانگر نباشید، نه به درد خودتان می خورید و نه به در دیگری. انسانی که نخواهد توانگر باشد، نابهنجار است. زیرا زندگی بدون توانگری نابهنجار می شود. صرفاً به این دلیل که می توانید کارهای نیک بسیار انجام دهید، نخواهید توانگر شوید. از آنجا که فرزند پادشاه و فرزند خدا هستید، توانگری حق مسلم شما و میراث الهی شماست. وقتی راز توانگری زنی را که شوهر قماربازش او را با چند بچه ترک کرده بود پرسیدم، گفت: هرگاه نیاز مالی نزدیک می شد، بارها این دعا را در دل تکرارمی کردم و آرام به آن می اندیشیدم: «بازایستید و بدانید که من خدا هستم!» روزی که موعد پرداخت قسط خانه بود، می بایست چهل دلار بپردازد، حال آنکه یک سنت هم نداشت. پس به آرامی به این عبارت اندیشید که: « باز ایست و بدان که من خدا هستم. باز ایست و بدان که من خداوند در این وضعیت، سرگرم کارم. » ساعتی بعد که مراقبه یک ساعته اش را به پایان رساند، خویشاوندی برای غذا دادن به او به خانه اش آمد. در حال صرف ناهار بود که همسایه یی داخل اتاق شد و در حالی که پولی را به دستش می داد، گفت:« کلاس روز یکشنبه، تمام مدت به یاد تو بودیم. دیدیم در خزانه بیش از مخارج لازم پول داریم، تصمیم گرفتیم این برکت را با تو تقسیم کنیم.» پولی که به زن داده شد، چهل دلار بود. خانمی خانه دار برای پرداخت دو صورتحساب که می بایست تا پایان هفته می پرداخت، به صد دلار نیاز داشت و اوایل هفته هرگاه این ترس به دلش راه می یافت که چگونه باید آن دو صورتحساب را بپردازد، بیدرنگ در دل خود تکرار می کرد: «خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.» جمعه صبح که می بایست صورتحسابها را بپردازد، در میان نامه های رسیده چکی به مبلغ صد و ده دلار یافت. چک از طرف شرکتی بود که چند سال پیش شوهرش برای آنها کار کرده بود! قانون تشعشع و جاذبه دلیل اینکه در این عالم فراوانی هنوز فقر هست، این است که بسیاری از مردم این قانون اصلی زندگی را نمی فهمند . این حقیقت را در نمی یابند که برای قدرت جذب، نخست باید بدهند و ببخشند. اخیراً که به دیدن افرادی از محله های فقیرنشین رفته بودم، بسیار زود دریافتم که آنها تنها «دست بگیر» داشته اند در نتیجه در همان فقر دائمی خود بسر می بردند. انسان همواره می تواند چیزی محسوس یا نا محسوس را ببخشد تا موجب تماس او با خزانه بیکران خدا شود. همه ما چون مغناطیس هستیم و در مقام مغناطیس لازم نیست ثروت و کامیابی را به سوی خود بکشانیم. خانمی اخیراً برایم تعریف کرد از هنگامی که اندیشه توانگر را در خود بیدار کرده است، همه افراد خانواده اش برکتهایی شگفت بدست آورده اند: برادرش رئیس شرکتی شده که در آن کار می کند. دوخواهرش با حقوق ماهیانه یی کم نظیر باز نشست شده اند. خواهری دیگر در اداره اش صاحب مقامی شده است که تا کنون زنی صاحب آن مقام نشده بود. برادری دیگر نیز مدیر عامل شرکتی شده است. بی تردید درون و بیرون هر یک از ما قدرتی عظیم نهفته است. تکرار جملاتی از این دست در روز، می تواند این انرژی نهفته را بیدار سازد: « از همین لحظه، هدایا و عطایای خدا را در درون و پیرامونم برمی انگیزم و از هر جهت و هر دست، برکت، کامرانی و کامیابی راستین به سویم می آید.» « هم اکنون همه چیز و همه کس مرا توانگر و ثروتمند می سازد.» « من مغناطیسی مقاومت ناپذیرم که دارای قدرت جذب همه آرزوهای الهی و خواستهای درستم به سوی من است.» « من کانون کائنات خویشم، سرشار از قدرت آفرینش. می توانم همه آنچه را می خواهم، بیافرینم.» «اکنون تندرستی و کامیابی و شادمانی را انتخاب می کنم و می پذیرم. اکنون برکتی بیکران را برای خویشتن وهمه مردمان برمیگزینم.
|
|
| ARAM |
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 |
 |
|
 |
آشنايي با ريكي |
|
ريكي يك روش درماني قديمي است كه با استفاده از دست انجام ميگيرد و تصور ميرود كه هزاران سال قدمت داشته باشد . ريكي توسط دكتر ميكائو اوسوئي ، بزرگمرد ژاپني در اوايل قرن بيستم ، احياء شد . هر كسي بدون در نظر داشتن شرايطي مانند سن و مذهب ميتواند ريكي را بياموزد . اما اين روش براي كودكان زير هفت سال پيشنهاد نميشود .
• ريكي كمك مي كند تا تعادل بدن مجددا برقرار شود . • ريكي بر كل وجود انسان ؛ فكر ، بدن و روان تاثير ميگذارد . • يادگيري و اجراي ريكي بسيار ساده است . • هر كسي ميتواند ريكي را ياد بگيرد .
ريكي در سرتاسر جهان با سرعتي حيرت انگيز گسترش يافته است . از ميان روش هاي شفابخشي كه با استفاده از دست انجام ميگيرد ، ريكي بيشترين شهرت را به دست آورده است . يكي از دلايل اين امر ، سادگي آن است. در يك كلاس آموزشي دو يا چند روز تمام قوانين آن آموزش داده ميشود. از دلايل ديگري كه ميتوان براي شهرت ريكي نام برد ، اين است كه بسيار لذتبخش است ، فشارهاي عصبي را از بين ميبرد . مواد سمي را بدون درد از بدن دفع ميكند . شخص را سرشار از آرامش ميكند و نيروي مفيد و سازنده اي را به وجود مي آورد . هنگام درمان ، نيروي ريكي در بدن شخص انتقال دهنده ، جاري شده و از دستانش خارج ميشود و زماني كه به بدن شخص گيرنده انتقال مييابد خود را به صورت احساسي از گرما يا سوزش خفيف نشان ميدهد . معمولا از درمان شونده خواسته ميشود تا روزي سه يه چهار مرتبه و اگر لازم باشد به دفعات بيشتري در روز درمان ريكي را انجام دهد . با اين عمل نيروي لازم براي ريشه كن كردن مشكلات فراهم شده و تاثير گذاري آن بر بدن افزايش مييابد . ريكي بر ابعاد مختلف وجود انسان تاثير ميگذارد ، و باعث تعادل فكر ، بدن و روان ميشود . اين نيرو موجب تسكين و آرامش بسيار زيادي ميشود ، به گونهاي كه اشخاص با دريافت اين نيرو در مييابد كه هيچ فكر و دغدغهي خاصي ندارند ، به همين دليل به آرامش عميقي دست پيدا ميكنند و حتي گاهي به خواب ميروند . لازم نيست كه اعتقاد داشته باشيد كه ريكي بر روي شما تاثير گذار خواهد بود . ريكي اثر خود را بر روي شما خواهد گذاشت . بخصوص ريكي بر روي كودكان بسيار موثر است . شما نميتوانيد ريكي را بيش از حد منتقل كنيد ، چرا كه وقتي نيرو به اندازهي كافي به شخص برسد ، خود به خود متوقف ميشود.
تعريف ريكي
همواره در سراسر تاريخ بشريت و در سراسر دنيا شيوه هاي شفابخشي، مبتني بر انتقال انرژي جهاني وجود داشته است. همان انرژي كه قوت همه هستي است و جهان را شكل مي دهد. از هزاران سال پيش, تبتي ها درك عميقي از سرشت روح، انرژي و ماده داشته اند و اين دانش را براي شفاي بدن، هماهنگي و هدايت روحشان به سوي تجربه وحدت بكار گرفته اند. بعدها با همين دانش نيز در هند برخورد ميكنيم و اشكال گوناگوني از آنرا به فرهنگ ژاپن، چين، مصر، يونان و روم مي يابيم. ريكي ( با تلفظ ري – كي ) يك تكنيك ژاپني است براي كاهش استرس، دستيابي به آرامش و در نتيجه شفا مورد استفاده قرار مي گيرد. اين روش مجددا در اوايل دهه 1900 توسط دكتر ميكائو اوسويي كشف و احيا شد. ريكي را با(( قرار دادن دستها )) روي موضع مورد نظر انجام مي دهند كه هزاران سال است تجربه شده است. ريكي تكنيك بسيار ساده و در عين حال قدرتمندي است كه هر كس به آساني فراگيرد واژه ريكي از دو كلمه (( ري )) و (( كي )) تشكيل شده است . كه در بالا ميتوان آن را مشاهده كرد.
ري – آگاهي معنوي ( خرد برتر ) كلمه (( ري )) به معناي كل است ، و اين پذيرفته ترين تفسير از اين كلمه است . البته ، اين تفسير بسيار كلي است . نمادهاي ژاپني معاني متعددي در سطوح مختلف . از معاني دنيوي گرفته تا معاني معنوي، براي اين كلمه دارند. از اينرو ماداميكه اين واقعيت وجود دارد كه ري را ميتوان تحت عنوان كل ، ، يعني آنچه در همه جا وجود دارد ، تعبير كرد تعريفي پر معناتر نيز از آن وجود دارد كه ارزش غور و تفحص را دارا ميباشد. بررسي معناي اسرار آميز الفباي كانجي ژاپني براي كلمه ري ، درك بسيار عميقتري از اين نماد به ما داده است . كلمه ري آنگونه كه در ريكي به كار برده شده به معناي خرد برتر يا آگاهي معنوي است . اين خردي است كه از سوي خداوند يا ضمير برتر ميآيد و آگاهي الهي است كه همه چيز را ميداند . اين آگاهي الهي هر انسان را كاملا مي شناسد ، دليل تمام مسائل و مشكلات را ميداند و مي داند چگونه تمام آنها را شفا بخشد .
كي – انرژي زندگي ( نيروي زندگي ) كلمه (( كي )) مترادف چي در زبان چيني ، پرانا در سانسكريت و تي يا كي به زبان هاوايي است. اين كلمه نيروي اوديك ، اروگون ، و بيوپلاسما نيز ناميده شده است. در فرهنگهاي مختلف نامهاي گوناگون دگري به آن داده شده است. كي انرژي زندگي يا نيروي حيات ، يا نيروي حيات كل است. انرژي غير ماديي است كه به تمام موجودات زنده حيات ميبخشد. هر موجودي تا وقتي زنده است انرژي حياتي دارد كه در درون و اطراف آن در گردش است ؛ و زماني كه ميميرد ، انرژي حيات او را ترك ميكند. اگر انرژي حياتي شما كم و يا اختلالي در جريان آن وجود داشته باشد ، بيشتر نسبت به بيماري آسيب پذير هستيد. وقتي انررژي حياتي زياد است و به راحتي جريان دارد، كمتر در معرض بيماري هستيد. انرژي زندگي در تمام كارهايي كه انجام مي دهيم نقش مهمي ايفا ميكند. اين انرژي به بدن حيات ميبخشد و سطوح برتر تجلي دارد. كي همچنين انرژي اصلي احساسات ، افكار و زندگي معنوي ماست. چيني ها به نيروي زندگي يا چي بسيار اهميت مي دهند . آنها هزاران سال درباره آن تحقيق ، و كشف كردهاند كه چي انواع گوناگوني دارد. در كتاب (( شاهكار طب داخلي امپراتور زرد )) كه حدود چهار هزار سال قدمت دارد ، فهرستي هست كه در آن به سي و دو نوع كي يا چي مختلف اشاره شده است. كي در ورزشهاي رزمي براي پرورش جسم و ذهن به كار گرفته ميشود. كي در تمرينهاي تنفس مراقبهاي كه پراناياما نام دارد و نيز در بين شمنهاي فرهنگهاي مختلف براي پيشگويي ، آگاهي روحي ، تجلي هدفها و شفابخشي بكار ميرود. كي در اطراف ما هست و ذهن ميتواند آن را جمعآوري و هدايت كند . سيمون كرليان محقق روسي در سال 1940 روشي براي عكسبرداري از حوزه انرژي پيرامون انسان اختراع كرد.
انرژي زندگي تحت هدايت معنوي در ريكي آگاهي الهي كه ري ناميده ميشود ، انرژي زندگي را كه كي ناميده ميشود هدايت ميكند. از اين رو ريكي را ميتوان انرژي زندگي تحت هدايت معنوي تعريف كرد، كه تفسير كاملي از واژه ريكي است. اين برداشت به تجربه اكثر افراد از ريكي بسيار نرديك است ؛ (( ريكي خود را با آگاهيش هدايت مي كند ؛ به هدايت درمانگر نيازي ندارد. ))
آيا همه شفاگران از ريكي استفاده ميكنند ؟ انرژي شفا شكلهاي گوناگوني دارد. كي يا انرژي زندگي يكي از بخشهاي مهم تمام انرژيهاي شفادهنده است. تمام شفاگران از انرژي زندگي يا كي استفاده ميكنند ، اما همه آنها ريكي را بكار نميبرند. ريكي نوع خاصي از انرژي شفاست كه فقط از طريق كسي كه با آن همسو شده است منتقل ميشود. ريكي انرژي زندگي است كه قدرت برتر آن را هدايت ميكند. ممكن است كساني با ريكي به دنيا آمده يا از طريق ديگري آن را كسب كرده باشند، اما اكثر افراد بايد با ريكي همسو شوند تا قادر به استفاده از آن باشند. بنابراين شفاگراني كه يك استاد ريكي آنها را همسو نكرده است ، از ريكي استفاده نميكنند بلكه نوع ديگري از انرژي شفا را بكار ميبرند. شفاگراني كه دورههاي آموزشي ريكي را نگذرانده اند ميتوانند با شركت در اين دورهها از آن بهره برند. افرادي كه قبلا شفاگري كرده اند ، گزارش ميدهند كه بعد از دريافت آموزش ريكي ، قدرت انرژيهاي درمانگر آنان حداقل پنجاه درصد افزايش يافته است. اين موضوع هنگامي كه براي اولين بار به تدريس ريكي پرداختم بر من آشكار شد. دو شفاگر روشن بين كه ميدانستم توانايي زيادي در شفاگري دارند تصميم گرفتند ريكي را از من بياموزند. آنها به آساني ميتوانستند جريان انرژي حياتي و نيز چاكراها و هاله بدن افراد را ببينند. آنها قادر به برقراري ارتباط با راهنماي دروني و ضمير برتر افراد بودند. آنها در خارج كردن انرژيهاي منفي روحي از بدن افراد و نيز در هدايت انرژيهاي شفابخش استاد بودند. در بيست سال كار متافيزيكي من ، آنها دقيقترين و موثرترين شفاگران روحي بودند كه ديده بودم. بعدها اين درمانگران به من گفتند ترديد داشتند كه من بتوانم چيزي به آنها آموزش دهم كه خودشان از قبل ندانند، و فقط براي حمايت از من در كار جديدم آموزش ريكي گرفته بودند. بعد از همسويي ، از تفاوت بين ريكي و انرژي شفايي كه قبلا به كار مي بردند شگفت زده شدند. آنها ميگفتند انرژي ريكي قدرتمندتر است و فركانس بالاتري دارد. همچنين ، ميگفتند كه انرژي ريكي مانند انرژيهاي ديگري كه آنها بكار ميبردند ، به هدايت نياز ندارد و بدون نياز به ورود به حالتي ديگر ، شروع به جريان يافتن ميكند. خود فرايند همسويي براي آنها يك تجربه قدرتمند شفابخشي بود، زيرا محدوديتهايي را كه ندانسته به عنوان شفاگر در زندگيهاي گذشته در خود جمع كرده بودند رها كردند. آنها از گذراندن اين دوره آموزشي بسيار خشنود بودند.
همسويي تدريس ريكي مانند تدريس روشهاي ديگر انرژي درماني نيست. توانايي دادن ريكي از طريق استاد ريكي ، طي فرايند همسويي به شاگرد منتقل ميشود. در زمان همسويي، ري يا آگاهي الهي در چاكراها و كانالهاي انرژي شاگرد تعادل ايجاد ميكند تا او توانايي كانال شدن براي ريكي را كسب كند و سپس او را به سرچشمه ريكي پيوند ميدهد. اين تغييرات براي هر فردي منحصر به فرد است. استاد ريكي فرايند را هدايت نميكند و فقط كانالي است براي انرژي همسويي كه از قدرت برتر جاري ميشود. همسويي ريكي تجربه معنوي قدرتمندي براي تمام افراد است. ري يا آگاهي آلهي اين فرايند را هدايت ميكند و جريان انرژي را برحسب نياز هر شاگرد تنظيم ميكند. در همسويي، راهنمايان معنوي ريكي و موجودات معنوي ديگر نيز حضور دارند كه به اجراي اين فرايند كمك ميكنند. بسياري از شاگردان از تجربههاي روحي از جمله پيامهاي شخصي ، شفابخشي ، الهام و تجربههاي زندگي گذشته سخن گفتهاند. همسويي همچنين حساسيتهاي روحي را افزايش ميدهد. شاگردان اغلب باز شدن چشم سوم ، افزايش آگاهي شهودي و ديگر تجربههاي روحي بعد از همسويي ريكي را گزارش دادهاند. يكبار كه با ريكي همسو شديد براي هميشه آن را در زندگي همراه خود خواهيد داشت. ريكي هرگز تمام نميشود و هرگز آن را از دست نخواهيد داد. در حالي كه يك همسويي توانايي كانال ريكي شدن را در شما ايجاد ميكند، تكرار همسويي در هر مرحلهاي كه به آن رسيدهايد مزاياي زيادي دارد. از جمله اين مزايا پالايش انرژي ريكي شخص كانال شده ، افزايش قدرت انرژي ، شفاي مشكلات شخصي ، روشني ذهن ، افزايش حساسيت روحي و بالا رفتن سطح آگاهي است.
فرايند پاكسازي همسويي ريكي ميتواند يك فرايند پاكسازي را كه برجسم فيزيكي ، ذهن و احساسات اثر ميگذارد آغاز كند. در اين پاكسازي سمهايي كه در بدن انباشته شده همراه با الگوهاي فكري و احساساتي كه ديگر مفيد نيستند تخليه ميشوند. اين پاكسازي هميشه بعد از همسويي با ريكي رخ نميدهد، اما وقتي كه رخ ميدهد مهم است بدانيد چه اتفاقي ميافتد تا بتوانيد به تكميل شدن آن كمك كنيد. هرگاه تغييري انجام ميگيرد ، حتي اگر تغيير خوبي باشد، يك دوره تطبيق لازم است تا بدن و بخشهاي مختلف زندگي شما به شرايط جديد سلامتي عادت كنند. شايد به استراحت بيشتري نياز داشته باشيد، كه در ضمن كمك ميكند زمان بيشتري در سكوت و آرامش به هر تغييري كه براي حمايت از زندگي سالمتر لازم داريد بينديشيد. بسياري دريافتهاند كه يك فرايند پاكسازي قبل و بعد از همسويي، سودمندي آن را افزايش ميدهد.
دادن ريكي بعد از مرحله همسويي ، تنها چيزي كه درمانگران براي بكار بردن ريكي لازم دارند، قرار دادن دستهايشان روي بدن (( شخصي كه ميخواهد شفا يابد ))، با نيت شفاست. انرژي ريكي خود به خود جريان خواهد يافت. ريكي شعوري از آن خود دارد و به درستي ميداند كجا برود و چه بكند. ريكي نيازي به هدايت ندارد. ريكي با ضمير برتر بيمار ارتباط برقرار ميكند و با استفاده از اطلاعات ضمير برتر او ، تصميم ميگيرد كجا برود و چه كند. بهترين نتيجه وقتي به دست ميآيد كه آرام باشيد و از انرژي لطيفي كه از طريق شما جريان دارد لذت ببريد.
ريكي هرگز آسيب نميزند ريكي را آگاهي الهي هدايت ميكند، پس هرگز نميتواند صدمهاي بزند. ريكي هميشه نياز شخص را ميداند و براي ايجاد يك اثر مطلوب خود را با آن نياز هماهنگ ميكند. هرگز نگران ريكي دادن يا ندادن نباشيد، ريكي هميشه مفيد است. علاوه بر اين، چون درمانگر كار شفا را هدايت نميكند و تصميم نميگيرد روي كجا كار كند يا چه چيز را شفا دهد، در معرض خطر گرفتن كارماي بيمار نيست. چون درمانگر شفا نميبخشد، براي نفس او نيز خيلي آسانتر است كه كنار بايستد و بگذارد حضوور خداوند آشكارا در ميانه بدرخشد.
ريكي هرگز انرژي شما را تهي نميكند چون ريكي يك شفاي كاناليزه شده است، انرژي درمانگر ريكي هرگز تمام نميشود. در حقيقت آگاهي ريكي هم مراقب درمانگر است و هم مراقب بيماري كه به شفا نياز دارد، از اين رو هر دوي آنها اين انرژي را كسب ميكنند و به همين دليل ، دادن ريكي هميشه سبب افزايش انرژي درمانگر ميشود و محيط اطراف او را سرشار از احساس دوست داشتني تندرستي ميكند.
همه ميتوانند ريكي را بياموزند توانايي يادگيري ريكي به ميزان هوش و توانايي تمركز افراد بستگي ندارد و نبايد ساليان دراز صرف تمرين آن شود. ريكي به سادگي از استاد به شاگرد انتقال مييابد، و بلافاصله پس از اين انتقال شاگرد ريكي را كسب كرده است و ميتواند آن را به كار برد. از اين رو همه به آساني ميتوانند ريكي را بياموزند. ريكي ، شكل خالصي از شفابخشي است و به استعدادهاي فردي يا تواناييهاي اكتسابي بستگي ندارد به همين دليل احتمال اينكه درمانگر اين تجربه را مخدوش كند وجود ندارد. احساس وصل مستقيم به عشق شفابخش و حمايت الهي كاملا آشكار است.
خود درماني ميتوانيد علاوه بر به كار بردن ريكي براي ديگران براي درمان خود نيز از آن استفاده كنيد، كه اين يكي از امتيازهاي عالي ريكي به شمار ميرود. ريكي همانگونه كه روي ديگران عمل ميكند ، روي خود شما نيز عمل ميكند. دستورالعمل كاملي براي خوددرماني با ريكي داده شده است. در فصلهاي آينده وضعيت استاندارد قرارگيري دستها براي خود درماني كامل با ريكي نشان داده شده است.
ريكي چگونه شفا ميبخشد؟ ما زندهايم چون نيروي زندگي يا كي در ما جاري است. كي از طريق گذرگاههايي كه چاكرا ، نادي و مريدين ناميده ميشوند در بدن فيزيكي جاري است. ريكي همچنين در اطراف ما در حوزهاي از انرژي كه هاله ناميده ميشود جريان دارد. جريان آزاد و متعادل كي دليل سلامتي است. جريان كي است كه سبب حيات اندامها و بافتهاي بدن ميشود . كي اندامها و سلولهاي بدن را تغذيه ميكند و آنها را در انجام اعمال حياتيشان حمايت ميكند. هنگامي كه جريان كي قطع شود ، اعمال حياتي در يك يا چند اندام و بافت بدن فيزيكي كاهش مييابد. بنابراين قطع جريان انرژي كي دليل اصلي بيماريهاست. افكار و احساسات ما بر كي تاثير دارد. زماني كه افكار مثبت خوش بينانه داريم ، جريان كي را افزايش ميدهيم كه سبب بهتر شدن حالمان ميشود. اما زماني كه افكار منفي داريم جريان كي در ما كم و قطع ميشود و احساس بدحالي ميكنيم. هنگامي كه افكار منفي در ضمير ناخودآگاه ما خانه كرد سبب قطع دائمي كي ميشود. اين وضع هنگامي رخ ميدهد كه ما آگاهانه يا ناآگاهانه افكار و احساسات منفي را در در مورد خودمان ميپذيريم. اين افكار و احساسات منفي خود را به ميدان انرژي ميچسبانند و جريان كي را قطع ميكنند. اندامها و بافتهاي گوناگون بدن بر حسب محل انسداد ميتوانند تحت تاثير قرار گيرند. اين سبب كم شدن فعاليت حياتي آن اندامها و سلولهاي بدن فيزيكي ميشود و اگر انسداد از بين نرود شخص سرانجام بيمار ميشود. زماني كه شخصي درمان ريكي را دريافت ميكند ، بخش ري يا آگاهي الهي انرژي محل انسدادها را تشخيص ميدهد و انرژي شفابخش را معمولا به انسدادي هدايت ميكند كه نزديكتر به دستها قرار دارد . البته گاهي نيز به انسدادهاي مهمتري كه دورتر از دستهاست ميرود . سپس انرژي ريكي با افكار و احساسات منفي كه مانع جريان طبيعي كي شدهاند كار ميكند و آنها را نيز شفا ميدهد. اين كار ممكن است به روشهاي مختلفي انجام گيرد. ريكي با جريان يافتن در قسمتهاي آسيب ديده ميدان انرژي و شارژ كردن آنها با انرژي مثبت ، سطح ارتعاش درون و اطراف بدن فيزيكي را در جايي كه افكار و احساسات منفي چسبيدهاند افزايش ميدهد. با اين كار افكار و احساسات منفي از هم گسيخته ميشود و از بين ميرود. با اين عمل ، ريكي مسيرهاي انرژي را پاكسازي و صاف ميكند و شفا ميدهد، در نتيجه كي در مسيري طبيعي جاري ميشود. گاهي تمام انرژي مسدود كننده به يك ميدان انرژي بالاتر ميرود و در آنجا تغيير مييابد و گاهي نيز تحليل ميرود يا ميسوزد و از بين ميرود. وقتي انسدادي رها ميشود شخص گاهي احساس سرما ميكند و وقتي تحليل ميرود يا ميسوزد و از بين ميرود ، احساس گرما ميكند. وقتي دوباره كي جريان طبيعي يافت، اندامها و بافتهاي فيزيكي قادر ميشوند فرايند شفاي خود را كامل كنند.
|
|
| ARAM |
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 |
 |
|
 |
اثرات وضو بر چاکراها |
|
|
اصولا" قبل از خواندن نماز وضو مي گيريم .قبل از انجام هر كاري توصيه شده كه بايد با وضو انجام گيرد. در زماني كه بدن انسان به هر دليل ناپاك مي گردد توصيه به غسل و وضو شده است. ما كه مسلمانيم فلسفه غسل و وضو و خيلي از اعمال ديني را نمي دانيم و فقط طوطي وار انجام مي دهيم و بايد گفت که دانش و آگاهي نور است , حركت در شاهراه است كه در نهايت ، انسان را به سر منزل مقصود مي رساند. بعلاوه دانش و آگاهي از چيزي مي تواند اعتقاد و التزام انسان را نسبت به آن افزايش دهد و ديد انسان نسبت به موضوع مربوطه را وسيعتر گرداند. بنابراين اگر وضو, نماز و ديگر اعمال را با دانش و تدبير انجام دهيم , به نور مي رسيم . بايد ذكر كرد كه علاوه بر موارد واجب , در احاديث آمده كه به هنگام تب , سردرد , عصبيت , دل پيچه و غيرو وضو بگيريد . دليل آن چه مي تواند باشد ؟ چرا در وضو مردان بايد از پشت آرنج آب بريزند ولي خانمها بايد از قسمت تاي دست (جلو) اينكار را انجام دهند؟ چرا بهتر است بعد از وضو بدن را خشك نكنيم؟ فلسفه سجده چيست ؟ چرا گفته شده اگر مهر را كمي جلوتر از حالت عادي قرار دهيم بهتر است ؟ فلسفه ذكر چيست و هزاران سوال ديگر كه يك مسلمان موظف به دانستن آن است اكنون بايد گفت كه وضعيت انرژيكي انسان قبل و بعد از عمل وضو را مي توان مقايسه نمود. مشاهده شده كه عمل وضو بيشتر چاكراها و نادي ها (كانالهاي انرژي) را فعال و بزرگ مي كند. در اينجا لازم مي دانم كه مطالبي را از كتاب انرژي درماني (چو-آ-كوك سويي ) كه مترجم آن جمشيد هاشمي (آرام) مي باشند بدليل جالب و علمي بودن عينا" ذكر كنم : " مشاهده شد كه انجام عمل وضو بطور كلي اكثر چاكراها و كانالهاي انرژي را بزرگ و فعال مي كند . اما نكته جالب آن است كه در اين عمل , ميزان افزايش در چاكراهاي پاييني بسيار بيشتر از چاكراهاي بالاييي است . يعني اگر چاكراهاي بالايي تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاكراهاي پاييني ( قاعده اي , جنسي و نافي) به راحتي تا دو برابر و حتي بيشتر رسيده اند . و ايشان مي نويسند كه : " در ادامه رعايت چنين آدابي است كه تجربيات خداشناسي آغاز مي شود . بررسي انرژيكي وضو , پيوند زيباي آن با فريضه اي همانند نماز را به خوبي نشان مي دهد. به هنگام پرداختن به نماز , سيل انرژي عظيمي برنمازگزار جاري مي شود. تميز بودن كانالهاي انرژي فرد و فعال بودن چاكراهاي وي , باعث مي شود تا انرژي الهي به ميزان بيشتري جذب و درك شود و بطور كلي پتانسيل نمازگزار براي مبادله ميزان انرژي بيشتر فراهم شود. لذا توصيه مي شود قبل از پرداختن به هر عمل ديگري –همانند قرائت قرآن يا دعا خواندن –با وضو باشيم . اين عمل باعث مي شود تا آنچه كه از آن قرائت يا دعا قرار است نصيبمان شود, دو چندان شود. ". هنگامي كه نيت بر عمل وضو صورت مي گيرد (ولو در ذهن ) "ريسمان روحي" –(كه توسط روشن بينان دربالاي سر هر انسان مشاهده شده و در افراد معمولي به نازكي تار عنكبوت است ولي در افراد پيشرفته روحي تا يك سانتيمتر مي تواند ضخامت داشته باشد) درخشانتر و قطورتر مي شود. در واقع محل آن در ساهاسرارا چاكرا (چاكراي هفتم ) است و همانطور كه مي دانيم اين چاكرا سرچشمه و نقطه شروع تجلي تمام چاكراهاست. در ادامه بايد گفت كه هرچه چاكراي ساهاسرارا بيشتر باز باشد ميزان گره ها و قفلهاي شش چاكراي باقي مانده باز شده و انرژي هايشان با بالاترين فركانسهاي ممكن ساطع مي گردد. به محض اينكه چاكراي تاج كاملا" آگاه شود , كار جذب انرژي كيهاني اش به پايان مي رسد و شروع مي كند به تشعشعات انرژي بر طبق آكورد خودش.واين است آن رمزي كه مي گويند بايد هميشه نيت خير داشته باشيد. با تفكر به نيكيها و داشتن نيت پاك هر لحظه بر ميزان باز شدن ساهاس رارا افزوده مي گردد. كه با قطورتر شدن آن انرژي روحي بيشتري (شيوا) بدرون فرد وارد مي گردد (وجه خالص انرژي الهي) . حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را مي شوييم , پوست بدن قابليت جذب و نگهداري ميزان زيادي انرژي را در خود دارد . انرژي هاي اضافي كه ناشي از مشغله ها , استرسها , امواج منفي و ديگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو مي گيريم و با اينكار سه با ر پاكسازي صورت مي پذيرد. البته ميزان انباشت انرژي منفي در پوست صورت بدليل حساسيت بيش از اندازه آن از ساير جاها بيشتر است. با دست كشيدن روي فكها بر چاكراي فرعي فك تاثير مي كنيم و اين عمل اثر مستقيمي روي سيستم اعصاب و حافظه دارد.از نظر علمي آب قادر است مقدار زيادي انرژي در خود ذخيره سازد .حال چرا از آب سرد بجاي گرم استفاده كنيم بهتر است علت آن اين است كه آب سرد قابليت جذب انرژي بيشتري دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدليل فاصله بيشتر بين ملكولي, خود حاوي مقدار زيادي انرژي است و قابليت جذب زيادي ندارد). در مرحله بعد با هر دست روي دست ديگرآب ميريزيم. در بيان علت آن بايد گفت كه اصلي ترين كانال انرژي بدن , در اصطلاح "سوشومنا" مي باشد كه اين كانال اصلي, در ناحيه شانه ها به دو كانال فرعي تقسيم مي گردد كه در نهايت به دو دست مي رسد . در ادامه , اين كانال اصلي, در ناحيه خاجي به دو بخش ديگر تقسيم شده, وارد پاها مي گردد. در امتداد اين كانال اصلي , كانالهاي فرعي ديگري موجود است كه هر كدام به عضو و اندام خاصي بر مي گردد. در جاي جاي سوشومنا مخروط مانندهاي كوچك و بزرگي وجود دارد كه دايما" در حال چرخش هستند(چاكراها). حال ما بر آرنج(براي مردان) آب مي ريزيم و دست مي كشيم تا انتهاي انگشتان, با اين كار انرژي هاي منفي از اين كانال فرعي زدوده مي شود .حركت روبه جلو باعث تحريك اين نادي و تخليه شديد انرژي راكد و منفي در آن مي گردد . لمس كردن تا كف دست و نوك انگشتان ادامه مي يابد . به اين مي ماند كه انرژي هاي منفي را مشايعت مي كنيم تا كاملا" خارج گردد. با اين عمل هم چاكراهاي كف دست بدليل لمس سريع فعال مي شوند وهم بين انرژي هاي چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت مي پذيرد . در توضيح تبادل دو دست بايد گفت كه در فلسفه قديم چين , شناخت به سه مهم تقسيم مي شود : 1-يانگ : بمعني "روشنايي خورشيد"(مثبت). از خصوصيات آن خورشيد , آسمان , فعاليت , درخشندگي و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سياهرنگ است , رقم آن فرد و ساير ارقام يانگ نيز طاق هستند. 2-اين : بمعني "فقدان روشنايي " و به معني سايه , تاريكي است (منفي) . از خصوصيات آن زمين , ماه , عدم فعاليت , كدورت , نرمش و خلا است . در طرف راست قرار گرفته و سفيدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند. 3-تائو: وجود تضاد بين شب و روز, اختلاف روشنايي و تاريكي , گرما و سرما , خشكي و رطوبت مي باشد. اين قانون جوهر و چكيده عالم است. در واقع با اتصال دست چپ وراست به يكديگر بين اين دو انرژي تبادل صورت مي گيرد . مرحله بعد مسح سر است. با اين عمل ساهاسرارا چاكرا تحريك مي گردد . قبلا" در مورد تحريك آن وتاثيرات آن در سطور پيشين توضيح داده شده است. از ديگر تاثيرات آن مي تواند ايجاد تعادل بين نيمكره هاي چپ و راست بدن كند و به اين ترتيب در احساسات و عواطف (نيمكره راست) و نيز در تفكر و منطق متعادل گردد. مرحله بعدي مسح پاهاست كه دو اثر دارد. اول اينكه نيمه بالايي بدن با نيمه پاييني تبادل انرژي مي كند و به اين ترتيب نوعي توازن صورت مي گيرد. تاثير دوم آن تحريك چاكراهاي كف پاست و اين امر سبب دريافت انرژي بيشتر از زمين مي گردد . به اين طريق , يعني با تداوم وضو در كارها , چاكراهاي پاها همواره تقويت شده و لذا همواره انرژي بيشتري از طريق پاها وارد مولادهاراچاكرا و شوادهيستاناچاكرا (چاكراي جنسي) مي گردد و به اين طريق فرد كمتر دچار خستگي مي گردد. به اين ترتيب فرد داراي استحكام و قوت دروني مي گردد. فرد با خوش بيني بر روي زمين زندگي كرده, همواره شاكر و سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژي بيشتر به مولادهارا خيلي اهميت دارد چراكه اين چاكرا اساس نيروي حيات تمام چاكراهاي بالاتر را شكل مي دهد و سرچشمه نيروي حيات است. در اين چاكرا منبع لايزال انرژي كنداليني (يانگ) وجود دارد . سوشومنا , آيدا و پينگالا كه سه كانال اصلي انرژي بدن هستند نيز از اين چاكرا شروع مي شوند.
شاد باشید و برای شادی دیگران هم تلاش کنید  | |
سجده ، مصونیت از بیماری
بررسیهای انجام شده نشان میدهد سجده در نماز بسياري از بيماريها مثل سردرد ، گرفتگيهاي عضلاني، تورم گردن، خستگي، کم هوشي و بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي را از بين ميبرد. پژوهشهای انجام شده نشان میدهد موجهاي الکتريکي براي جسم انسان ضروري است. عجيب اينکه بهترين راه براي خالي کردن بارهاي الکتريکي زماني است که انسان رو به قبله و در حالت سجده باشد. رو کردن به سوي مکه مکرمه (قبله) ، بهترين حالت خالي شدن بارهاي الکتريکي است ، زيرا سجده انسان را از بيماري مصون ميدارد. علاوه بر اجر و ثواب، صحت و يکي از لطف و کرامتهاي خداوند به بندگانش اين است که در اداي نماز ، سلامتي نيز ميدهد. بدين خاطر است که وقتي قلب انسان از حرکت ميايستد با چند شوک الکتريکي با اذن و اراده خداوند ، قلب دوباره به کار ميافتد و زندگي مجدداً شروع ميشود. اما هرگاه اين بارهاي الکتريکي در بدن زياد شود براي بدن انسان مضر خواهد بود. بر انسان لازم است که اين بارهاي الکتريکي را از بدن خود خارج کند. انسان بارهاي الکتريکي زائد را ، به خصوص در عصر حاضر که بدن وي در محاصره امواج مختلف الکتريکي و الكترومغناطيسي است، احساس ميکند. بهترين راه خالي کردن بدن از اين بارهاي الکتريکي خارج کردن آن بدور از داروها و آرامش بخشهاي شيميائي و عوارض جانبي آنهاست. سجده بارهاي الکتريکي را از بدن خارج ميکند. در اين مطالعات به اين نتيجه رسيدهاند که انسان در حالت سجده ، در تماس با زمين تمام بار الکتريکي زائد بدنش خارج ميشود. زيرا در سجده هفت عضو انسان با زمين در تماس مستقيم قرار ميگيرد. پيامبر(ص) نيز در مورد سجده فرمودهاند: امر شدهام به سجده کردن بر هفت عضو ؛ پيشاني، دو دست، دوپا و دو زانو. بارهاي الکتريکي به آساني از اين هفت عضو به زمين دفع ميشوند و بدين خاطر انسان از بيماريهايي همچون سردرد و گرفتگي عضلات رهايي مييابد.
تاثير نماز بر آرامش عضلات
گروهي از نويسندگان مسلمان، كوشيدهاند، در حركات حين نماز اعم از قيام و قنوت و ركوع و سجود جنبههايي از نرمش عضلاني و ورزش بدني را بجويند و آن را با نرمشهاي متداول ديگر كه منجر به استراحت و آمادگي عضلاني ميشوند، مقايسه كنند. اما ديدگاه ما به آرامش عضلاني ناشي از نماز، از دريچه ديگري است. دانش پزشكي امروزه، به اثبات رسانده است كه اگر شخصي در ساعت حدود 10 شب بخوابد و حدود ساعت 5 صبح از خواب بيدار شود (يعني حدود 7 ساعت خواب) در ساعت حدود 1 بامداد، در بدن او برخي مواد شيميايي شبه مرفين كه به عنوان گروهي اندورفينها و آنگفالينها نامگذاري شدهاند، ترشح ميشوند كه اين مواد اثر مستقيم بر روي قسمتهاي مختلف بدن از جمله عضلات اسكلتي دارند و منجر به راحتي و ريلكس شدن عضلات، در طول روز آينده براي فرد ميشوند . اما چنانچه شخص در ساعت حدود 12 شب بخوابد و صبح روز بعد ساعت 10 صبح از خواب برخيزد (يعني حدود 10 ساعت خواب) اندروفينها و آنكفالينها برخلاف حالت گذشته افزايش ترشح كافي پيدا نميكنند و در نتيجه اين امر، سبب ميشود با اين كه اين شخص حدود 3 ساعت بيشتر از شخص قبلي خوابيده است، از آرامش و استراحت عضلاني به اندازه كافي بهرهمند نشود. و درست به همين علت است كه هر چه خواب انسان بيشتر ادامه پيدا كند و مثلاً تا ساعت 10 صبح طول بكشد، احساس خستگي و كوفتگي عضلاني پس از آن بيشتر خواهد بود . و اما فريضه نماز با اثر درخشان و بينظيري كه در ايجاد بهداشت خواب دارد ، در اين مورد نيز نقش بسيار موثري ايفا ميكند. چرا كه نماز صبح ضمن ايجاد الزام و وجوب براي سحرخيزي، انسان را خود به خود به سوي يك آرامش عضلاني ناشي از مواد شيميايي درونزا ، سوق ميدهد. بزرگان عرصه علم و انديشه مانند استاد شهيد مرتضي مطهري (ره) نيز برنامه زندگي خود را بر مبناي خوابيدن در ساعت حدود 10 شب و برخاستن از خواب، حدود نيم ساعت قبل از اذان تنظيم كرده بودند ، تا از مواهب خدادادي و بي حد و حصر نماز، حداكثر فيض و بهره را ببرند. |
|
| ARAM |
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 |
 |
|
 |
ریلکس شدن و ادراکات فراحسی |
|
اگر کلیدی برای پیشرفت های روحی وجود داشته باشد , مسلما چیزی غیر از ریلکس شدن نیست. برای اثبات این مطلیب دلایل زیادی وجود دارد که به شرح برخی از آنها می پردازیم: 1-یک کالبد ریلکس شده فاقد احساسها و عواطف ویرانگر است.محال است که در آن واحد فردی بتواند هم ریلکس و هم نگران بوده باشد. (شاید تنها به خاطر این موضوع هم باشد , ریلکس شدن فوری و از روی اراده چیز بسیار با ارزشی است)/ همانطور که مشاهده خواهید کرد , کنترل بر روی احساسها در جریان ارسال و دریافت پیام های روحی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. 2-موقعی که بدن در حال استراحت باشد. , دامنه آگاهی گسترش پیدا میکند و انرژی های حیاتی در اختیار فکر قرار می گیرند.به عبارت دیگر انرژی زیادی که صرف فعالیت های مختلف و اکثرا بیهوده و بعضا زیان بخش می شدند, جمع آوری و ذخیره شده و در راستای اهداف عالیه جریان می یابند. قدرت تفکر که بهترین زمینه و یاور فعالیت های روحی است , در شرایطی که بدن در حالت ریلکس کامل باشد , افزایش زیادی پیدا میکند. 3-در حالت ریلکس عمیق و کنترل شده , افکار خلوص و تبلور خاصی پیدا میکنند. در این شرایط نگهداری تصاویر ذهنی برای مدت های طولانی مقدور است . شفافیت و وضوح تفکر برای کنترل فرآیندهای روحی نقش مهم و اساسی دارد. در زمینه تله پاتی , به ویژه آرام بودن و نگهداری یک تصویر ذهنی از اهمیت والایی برخوردار است . اگر شما قصد داشته باشید افکار دیگران را مشاهده کنید, بیشتر و پیشتر از همه لازم است افکار خودتان را یه خوبی مشاهده کنید. لفت کلرویانس در حقیقت clear vision یا مشاهده صاف و روشن است. بنابراین لازم است فرد به قدرت و قابلیت کافی برای روئیت و شهود درونی رسیده باشد تا بتواند بعدا این اقتدار را در زمینه های خارجی بکار بگیرد. 4-شما بارها شنیده اید که یک فرد نا بینا دارای (( حس ششم )) می شود تا کمبود قدرت بینایی خود را جبران نماید. در این حرف حقایقی وجود دارد. موقعی که یک حس مسدود یا معدوم شود, حواس دیگر دقیقتر و قویتر می شوند. این دلیل خوبی برای توجیه عمل افرادی است که برای شنیدن بهتر و دقیقتر موسیقی یا برخی از صداها , چشمان خویش را می بندند. این عمل برای به یاد آوری برخی از اعداد و اطلاعات هم مورد استفاده قرار می گیرد. در مواردی که یک حس متوقف شود , انرژی مربوط به آن در راستای کسی و ایجاد قابلیت های عالیتر به کار گرفته می شو. به همین هت حواس دیگر هم قویتر و دقیقتر می شوند. 5-ریلکس شدن کامل موجب افزایش کنترل مغزی می شود. این مساله در حوزه آموزش های روحی از نهایت اهمیت برخوردادر است . در ریلکس کامل , مغز دارای ویژگی های خاصی می شود که یکی از آنها ایجاو و بروز بیشتر امواج آلفا است . به این ترتیب تولید ارادی امواج آلفا از اهمیت زیادی برخوردار است که نیاز به تاکید و تکرار ندارد. 6-در سراطی که با ریلکس شدن کامل , دیگر بدن به اندازه گیری و نظارت بر اندامهای داخلی مشغول نباشد , و انرژی مغزی صرف تنظیم حرکات احشاء و اعضاء نباشد , و در حالتی که محرکات مزاحم و پارازیت گونه محیطی توجه شما ما را به خود جلب نکند , مغز با قدرت و انرژی بیشتر به ثیت و احساس جرقه های زود گذری می پرازد که در شرایط عادی آهسته ترین نجواها احساس می شوند , در سکون و آرامش عمیق مغزی کوچکترین علائم و پیامهای روحی هم احساس و ادراک می شوند شرط لازم آن است که فکر در حالت آرامش و سکون کامل باشد. شاید شما هم مثل عده ای , خیال کنید که ریلکس شدن یک خالت کسل کننده است که در ان حیجانی وجود ندارد . ریلکس شدن به معنای کاری انجام ندادن نیست , بلکه یک حالت مثبت است که فقط عده کمی از افرادی که بخوبی و با نظارت استاد تمرین کرده اند می توانند به انجام درست آن توفیق پیدا کنند. روش زیر برای سالیان متوالی با موفقیت مورد تجربه قرار گرفته است , بخوبی آن را یاد بگیرید و با دقت و ظرافت آن را تجربه کنید. بهترین موقع برای ریلکس شدن در دقایق و ساعاتی است که شما کاملا هوشیار و شاداب هستید. هیچگاه ریلکس شدن را در مواقعی که خسته و افسرده هستید انجام ندهید, زیرا به احتمال زیاد قبل از آنکه به پایان تمرین برسید , به خواب راحتی فرو می روید. البته این خبر خوبی برای کسانی است که از بی خوابی مزمن رنج می برند.
فشار و کشش: در اصل دو نوع کشش وجود دارد و این مساله مهمی است که در کتاب هایی که به این مقوله می پردازند نادیده گرفته می شود. انگشت نشانه دست راست خود را در حالت کشیده روبروی خود نگهدارید , بعد آن را خم کنید . حالا همینطور آن را خمیده نگهدارید , عضلات انگشت شما الان تحت کشش قرار گرفته و در این حالت انرژی الکتریکی تحت کنترل در آمده است. حالا انگشت خود را راست کنید و فکر کنید که می خواهید آن را خم کنید . به این حالت (تهدید خم کردن) نام می گذاریم. در این شرایط هم انرژی الکتریکی در عضلات انگشت پدیدار می شود. در مقام مقایسه , این وضع مانند آن است که یک راننده ترمز دستی و پایی را نگه دارد و در عین حال شدیدا هم گاز بدهد. به این ترتیب بیهوده مقدار زیادی سوخت می سوزد و به هدر می رود, بدون انکه کار شما ثمری داشته باشد , به موتور ماشین هم صدمه می زنید. به همین صورت اگر عده ای از عضلات بدن بدون آنکه کاری انام دهند تحت کشش یا (( تهدید کشش)) قرار بگیرند, ضایعات شیمیایی و الکتریکی گسترده و دیر پایی در آنها پدیدار میشود. این کشش ویرانگر است , این وضع سموم خطرناکی در بدن ایجاد می کند و به جریان صحیح و درست انرژی های حیاتی لطمه می زند. کشش ویرانگر عادت خطرناک و شایعی است که عده کمی می توانند خود را از لطمات آن بر کنار نگهدارند. آیا شما این کشش های زیانبار را در شانه هایتان اعمال می کنید؟ آیا در ساعاتی متمادی عضلاتفک یا پیشانی شما تحت فشار هستند؟ دقت کنید اگر عضله ای نمی خواهد کار کند نیازی نیست که تحت فشار باشد . اگر شما متوجه شدید که برخی ار عضلات شما دچار کشش و انقباضی بیهوده هستند , برای آنکه آنها را تحت کنترل ضمیر آگاه در بیاورید , ابتدا فشار کششی شدید آگاهانه بر روی آنها اعمال کنید و سپس آنها را در حالت آرامش قرار دهید. همانطور که ورود یک گلوله ارچه ای باعث پیدایش انسداد در لوله کشی خانه می شود , وجود فشار و کشش در بدن هم باعث مسدود شدن سیلان و انتشار انرژی های روحی می گردد. اگر شما این انسدادهای حاصله از وجود فشار در بدن را باز و فعال نگه می دارید. در هر فرصتی که به دست می آورید , احتمال وجود فشار در بدنتان را بررسی کنید و در صورت وجود , به سرعت آن را برطرف نمایید و به صورتی آگاهانه خود را ریلکس کنید. قبل از آنکه نحوه ریلکس شدن کامل و گسترده را فرا بگیرید , باید نحوه شناسایی وجود فشار را فرا گرفته باشید. اگر نتوانید وجود فشار و کشش را در گروهی از عضلات بدنشناسایی کنید , نمی توانید یک حالت ریلکس گسترده را در بدن خویش به وجود آورید . بنابراین وضعیتی را که برای ریلکس شدن انتخاب می کنید , نباید یک وضعیت راحتی باشد. تنها در شرایطی می توانید وجود ریلکس را بخوبی احساس کنید , که قبلا در نقاط مورد نظر کشش و فشار ایجاد کرده باشید . از اینجا معلوم می شو. چرا مرتاضان با فقرای هندی برای ریلکس شدن و مدیتیشن , بستری از میخ های تیز را انتخاب می کنند , در صورتی که می توانند بر بستری از سبزه ها یا خاک نرم به انجام این عمل بپردازند. بنابراین بهتر است بر روی یک صندلی محکم قرار بگیرید با بر روی زمین بنشینید و به دیوار تکیه دهید , نه اینکه در یک مبل بسیار راحت بیارامید.
روش ریلکس شدن کامل: در محلی که به انجام تمرین بپردازید که مطمئن هستید دیگران موجب مزاحمت برای شما نمی شوند. اتاق باید کمی گرم و بخوبی تهویه شده باشد. به یاد داشته باشید که در شرایط ریلکس شدن گسترده درجه حرارت بدن شما به میران قابل ملاحظه ای سقوط می کند. 1-درون سطح صاف و سختی دراز بکشید یا اگر ترجیح می دهید بر روی یک صندلی که پشتی دارد بنشینید , برای دقایق متوالی در یک وضع راحت قرار بگیرید/ چشمانتان را باز نگدارید. بهتر است اتاق کم نور باشد , ولی اتاق تاریک نباشد. دست هایتان را راحت روی پاهایتان قرار دهید . هیچگاه یک پا را بر روی پای دیگر نیندازید . اگر دستهایتان را بر روی رانهایتان قرار داده اید , کاملا راحت و آزاد باشند. هیچگاه انگشتانتان را در یکدیگر قفل نکنید. عدم توجه به این نکات باعث می شود تا انرژی روخی شما به میزان زیادی به هدر برود/ حالا تصور کنید که تمام بدن شما به تدریج من مد میشود یا می بندد , همانطور که یک مجموعه سیمانی یا یک قطعه ژله دارد می بندد. بتدریج کوشش کنید بدن شما کمتر و کمتر حرکت کند, تا بلاخره در مراحل نهایی کاملا بی حرکت شود. هیچ عضله ای را جرکت ندهید. این کار در عمل ممکن است خیلی سخت تر از حرف زدن آن باشد . مغز انسان تنبل است . در مقابل هر جریان سخت و پرزحمتی مقاومت بسیار به خرج می دهد. بنابراین برای مقابله نا آ"اهانه در رسیدن شما به موفقیت , پوست بینی شما ممکن است شروع به خارش کند یا تمایل به خمیازه و بلع بیهوده پیدا کنید. شما باید تا آنجا که می توانید در مقابل این خواسته ها یا اجبارها مقاومت به خرج دهید. سعی کنید اگر برای پنج دقیق هم که شده , مانند یک مسمه سنگی مطلقا بی حرکت بمانید. اگر در شرایط ناراحت کننده ای خود را احساس کنید , بهتر از ان است که حرکت کوچکی انجام دهید. 2-چشمانتان را ببندید و یک گردش یا تور در داخل بدنتان انجام دهید. مخصوصا نسبت به عضلات شمانه , گردن و چانه تان دقیق تر باشید. در این مرحله در صدد ریلکس قسمت های مختلف بدن خودتان نباشید. تنها نسبت به آنها آگاهی و هوشیاری پیدا کنید. توجه کنید که آنها در چه وضعی هستند , ریلکس هستند یا در شرایط کشش و فشار قرار دارند. سعی کنید در یک محدوده زمانی شه دقیقه ای از تمام قسمت های بدن خود بازدید کنید. 3-حالا چند نفس عمیق بکشید . هوا را از راه دهان وارد ریه هایتان بکنید و از راه بینی خارج کنید. هر بار سعی کنید کاملا ریه هایتان را از هوا خالی کنید. پس از آن به صورت عادی از راه بینی به نفس کشیدن ادامه دهید. 4-عضلات انگتان پای چپتان را منقبض کنید. هر قدر ممکن است فشار بیشتری اعمال کنید و این وضع را در حدود ده ثانیه ادامه دهید. پس از آن انگشتان پای چپتان را رها یا ریلکس کنید و بلا فاصله عضلات انگشتان پای راستتان را با شدت زیاد منقبض کنید. این وضع را در حدود ده ثانیه انجام دهید . پس از رها کردن آ« بلافاصله عضلات ساق پای چپتان را با شدت منقبض کنید. این وضع را برای ده ثانیه ادامه دهید . سپس به سراغ عضلات ران پای راستتان بروید . به این صورت به ترتیب عضلات میاندوراه , قسمت پایین شکم , جدار شکم , شانه ها , مچ دو دست , گردن , انه , عضلات صورت و از همه مهمتر عضلات پلک را رها کنید. این کار را با رها سازی و ریلکس کردن عضلات پیشانی خاتمه دهید. این خیلی مهم است که توجه به یک قسمت منقبض کردن آن خیلی سریع و تقریبا بلافاصله باشد. 5-در این مرحله باید به نفس کشیدنتان توجه کنید. سعی کنید صدای هوا را که درگذز از سوراخهای بینی تولید میشود بشنوید . پر شدن و خالی شدن ریه هایتان را احساس کنید. بتدریج نفسهای خودتان را عمیقتر و طولانی تر کنید. سعی کنید بدون صدا نفس بکشید و هر قدر که امکان دارد راحت تر و آرامتر تنفس کنید. سعی کنید از طریق شکم تنفس کنید , به این معنی که دردرم , هوا قسمت تحتانی قفسه صدری و شکم شما را به بالا بیاورد . در بازدم سعی کنید قسمت فوقانی شکم و بعد قفسه سینه خود را به داخل ببرید. دقت کنید این کارها با ظرافت و با آرامی انجام شود. دقت کنید در بازدم تمام هوا از ریه هایتان خارج گردد . معمولا در این شرایط بازدم ازدم چند ثانیه ای بیشتر طول میکشد , بازدم شما باید در حدود ده شماره طول بکشد. 6-نسبت به قوه جاذبه زمین که کالبد شما را به قسمت پایین می کشاند آگاهی پیدا کنید. وزن خود را احساس کنید. وزن انگشتان , دستها , پاها وسرتان را احساس کنید. 7-باید با قدرت تجسم شاهد خرد شدن و فروپاشی جسم خود باشید . احساس کنید بتدریج انگشتانتان , دستها و سایر قسمت های کالبد شما به صورت گرد در می آیند . با وضوح تمام تجسم کنید که بدن شما دارد به صورت توده ای از گرد و غبار در می اید. 8- در این لحظه که وجود شما به توده ای از غبار تبدیل شده تصور کنید که نسیم تندی به سوی شما می وزد و آثار باقیمانده از وجود جسمانی و مادی شما را به هر گوشه و کناری پراکنده میسازد. در این لحظات تنها چیزی که از شما باقی مانده آگاهی شماست. 9-در این شرایط که کاملا ریلکس و هشیار شده اید , به اهستگی یا بلندی به خودتان بگویید هرموقعی که من از ده تا یک به صورت معکوس شمردم و پس از آن کلمه خاصی (هر لغتی را که می خواهید می توانید انتخاب کنید) را سه بار تکرار کردم , من بلافاصله به یک حالت ریلکس عمیق فرو میروم , به همان صورتی که الان در این وضع قرار دارم . این جملات را چند بار تکرار کنید. 10-برای انکه به این تمرین خاتمه دهید, یک نفس عمیق بکشید و مانند کسانی که از خواب برخاسته اند بدن خود را به حالت کشش در آورید تا خستگی و رخوت شما برطرف شود. به خودتان بگویید وقتی که به شماره سه رسیدم چشمانم را باز می کنم و کاملا آگاه و هشیار و ترو تازه هستم. در این لحضات می توانید در زمینه های مثبت و سازدنه هم به خودتان تلقین کنید . مثلا به خودتان تلقین کنید که((از این به بعد قدرت حافظه من افزایش پیدا می کند )) یا اینکه (( قدرت تمرکز من افزایش پیدا می کند )) و یا قرت های روحی من افزایش پیدا میکنند. یک ... دو ... سه... چشمانتان را باز کنید . شانه هایتان را بالا بیندازید. پاهایتان را به کشش در آورید و چند بار انگشتان را محکم مشت کنید و بعد دوباره باز کنید. سپس آهسته و آرام از جا بلند شوید.
اگر برای اولین بار این تمرین را انجام داده باشید. برای لحظاتی ممکن است احساس کنید که بدن شما کمی سخت شده است . بنابراین برای مدتی کوتاه از حرکات تند و سریع پرهیز کنید. این احتمال هم وجود داد که پس از این جریان خیلی سر حال باشید, مگر آ«که وقت خواب شما نزدیک باشدو در این صورت خیلی راحت به خواب می روید. برای آنکه این تمرین را بخوبی انجام دهید , باید بدقت تکنیک ارائه شده برای انجام ریلکس شدن را بخوانید و کاملا به خاطر بسپارید. باید نکات آن را چنان به خاطر سپرده باشید که هر موقع لازم شد , آنها را مطابق فهرست زیر برای دیگران تکرار کنید: 1- بی حرکت بمانید 2- سیاحت ذهنی , بدون فشار و کشش 3-تنفس عمیق 4-سفت کردن و شل کردن 5-به صدای تنفس خود گوش کنید 6- وزنتان را احساس کنید 7- به گرد و غبار تبدیل شوید 8 به اطراف پراکنده شوید 9- به ذهنتان خطاب کنید و کلمه خاصی را انتخاب کرده و آن را بیان کنید. 10- کار را تمام کنید و تا سه بشمارید. اگر به خوبی این تمرین را انجام دهید , شما نوعی رفلکس شرطی در وجود خودتا به وجود می آورید . در این شرایط برای دفعات بعد نیاز ندارید که تمام قسمت های دهگانه فوق را به ترتیب و با دقت انجام دهید , بلکه کافی است به صورتی ساده از ده تا یک بشمارید و کلمه جادیویی را بیان کنید . در این شرایط بلافاصله به خواب عمیقی فرو می روید و نسبت به تاثیرات روحی فوق العاده تاثیرپذیر و حساس می شوید.
راز عالم خلسه
خلسه عالمي است بين ماده و غير ماده . پژوهشگرن متافيزيك مي گويند كه مغز انسان مي تواند امواجي را از خود ساطع كند كه فعل و انفعالات داخل مغز را مي توان از طريق آن فهميد . يا بعضي ها مي توانند امواج مغزي ديگران را از طريق فكر خود دريافت كرده و فكر آنان را بخوانند. برخي ديگر معتقدند كه چيزي به نام ماده سيال وجود دارد كه واسطه بين روح و جسم است ، در واقع از طريق آن ، روح به جسم دستور مي دهد .
براي ورود به عالم خلسه شما نياز به روش " تله پاتيك " داريد . اين روش كار چندان پيچيده اي نيست و شما نيز با كمي تمركز مي توانيد به آن دست يابيد . وقتي انسان مي ميرد و يا مي خوابد در واقع روح او از بدن توسط خداوند و بدون اراده خارج مي شود . البته در مورد خواب اين خروج كامل نيست و بعدا دوباره روح هنگام بيداري بازگردانده مي شود . در تله پاتي شما مي توانيد با اراده خود و بطور خود آگاه روح را تا حدي از قفس جسم جدا كنيد و چيزهايي را ببينيد كه در حالت عادي قادر نيستيد ببينيد.(پس بايد نترس و شجاع باشيد) . گام هاي ورود :
1- ابتدا بايد خود را مجاب كنيد كه چنين چيزي ممكن است (لا اقل به امتحانش مي ارزد)
2- شما بايد داراي تمركز فكري بالايي باشيد كه لازمه آن عدم وابستگي به دنيا و ماده مي باشد . بنابراين افراد نوجوان و كم سن و سال كه هنوز در بند دنيا و زيبايي هاي آن نيستند راحتتر مي توانند اين كار را انجام دهند . نكته : براي افزايش تمركز شما مي توانيد به مدت چند هفته هر روز سه بار تمرين زير را انجام دهيد . نفس عميق بكشيد و از عدد 50 تا 0 برعكس بشماريد ، بدون اينكه تجديد نفس كنيد . در هنگام شمردن سعي كنيد به چيزي فكر نكنيد .
3- در اول شب و در يك اتاق نسبتا تاريك كه داراي هواي نه گرم و نه سرد باشد روي يك بستر نرم دراز بكشيد . در اتاق بغير از شما كسي نباشد و تقريبا صداهاي بيرون نيز مزاحم نباشد . در همان حالت خوابيده به يك نقطه سياه روي سقف خيره شويد و سعي كنيد پلك نزده و نگاهتان از آن نقطه منحرف نشود . در اين لحظه سعي كنيد به چيزي فكر نكنيد . البته اين كار كمي زمان بر خواهد بود و شرط موفقيت مداومت و عدم نااميدي است . براي اين كه مطمئن شويد كه در مسير درستي هستيد ، علايمي در طول مدت كار ظاهر مي شوند . ابتدا شما در نوك انگشتان پا و دستها احساس بي حسي مي كنيد . در اين حالت نگران نباشيد زيرا آنها بطور خود آگاه در حال مردن هستند . و از كنترل روح شما خارج مي شوند ولي بعدا برخواهند گشت . سپس اين بي حسي و بي وزني به جاهاي ديگر بدن شما سرايت مي كند . سپس چشمهاي شما خسته مي شوند و احساس مي كنيد پلكهايتان سنگين شده و شما تصاوير را مبهم مي بينيد . بعد از مداومت و عدم نااميدي شما پس از حدود ده دقيقه تا شايد بيش از يك ربع ساعت شما ناگهان احساس خواهيد كرد كه تصاويري را مي بينيد كه متعلق به فضاي موجود و اتاق نيست ؛ شما در حال ورود به عالم خلسه هستيد . بعد از اين قسمت را بايد خودتان تعقيب كنيد و من چيزي نمي توانم بگويم .(آن را كه خبر شد خبري باز نيامد !!)
اخطار! ممكن است كسي تمام سعي خود را بكند ولي نتواند موفق شود . اينچنين شخصي داراي اختيار وكنترل بر روح خود نيست و بايد خود را با رياضت و دوري از لذتهاي دنيا آماده كند . اما نكته خطرناك اينجاست كه ممكن است كسي وارد خلسه بشود و در اين كار موفق باشد ولي در پايان نتواند دوباره به طور كامل برگردد و كنترل از دستش خارج شود . در اين وضعيت سرنوشت شومي در انتظار اوست . او يا خواهد مرد يا در همان حالت خواب و بيداري مانند افراد ديوانه يا كساني كه به كما مي روند ، خواهد ماند و يا ... ويا توسط عوامل بيگانه تسخير خواهد شد!! |
|
| ARAM |
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 |
 |
ادامه  |
|
 |
آخرين مطالب ارسالي |
|
|
|
 |
درباره وب |
|
|
after more than two decades of studies in various sciences it took the decision to experiences exposed to the public while within familiar with vast powers sought to reduce stress and refinement within the waves have negative share
بعد از مطالعات بیش از دو دهه در زمینه علوم باطني وسبکهای مختلف آن تصمیم بر آن گرفتم تا تجربیات خود را در معرض عموم قرار داده تا ضمن آشنایی با قدرتهای بیکران درون در صدد كاهش استرس و پالایش درون از امواج منفی سهمی داشته باشم .
بعد أكثر من عقدين من الدراسات في مختلف العلوم انه اتخذ القرار لتجارب يتعرض لحين العام داخل مألوفة مع صلاحيات واسعة تسعى الى خفض التوتر وتحسين ضمن موجات لها حصة السلبية
|
|
 |
آمار کاربران |
|
|
 |
لينک دوستان |
|
|
 |
بخش ويژه |
|
|
|