تبليغاتX
سبکهای رسیدن به آرامش درون******بهترین راه رسیدن به آرامش یگانگی با معبود است

dr-aram

ARAM

dr-aram

http://dr-aram.blogfa.com

سبکهای رسیدن به آرامش درون

سبکهای رسیدن به آرامش درون

سبکهای رسیدن به آرامش درون

بعد از مطالعات بیش از دو دهه در زمینه علوم باطني وسبکهای مختلف آن تصمیم بر آن گرفتم تا تجربیات خود را در معرض عموم قرار داده تا ضمن آشنایی با قدرتهای بیکران درون در صدد كاهش استرس و پالایش درون از امواج منفی سهمی داشته باشم . بهترین راه رسیدن به آرامش یگانگی با معبود خود و ایمان به اوست

سبکهای رسیدن به آرامش درون

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لينکهاي سريع
صفحه اول
آرشيو
ايميل
موضوعات





آرشيو مطالب

لينکستان
اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " سبکهای رسیدن به آرامش درون " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد.
آرشيو تماس با ما


نقش حضرت مسيح در انقلاب جهاني مهدي موعود

 این نوشتار نگاهی کوتاه دارد به موضوع نقش حضرت عیسی (ع)در زمان ظهور مهدی (عج) و ذکر روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام 

در این رابطه نقش حضرت مسيح در انقلاب جهاني مهدي موعود
وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسيحَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
قرآن کریم درباره سرنوشت حضرت عیسی بن مریم در آیه 157 سوره نسا چنین می گوید :
و گفتارشان که ما عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و بر دار آویختند لا کن امر بر آنها مشتبه شد و کسانی که درباره قتل او اختلاف کردند از آن در شک هستند و بدون علم به آن تنها از گمان پیروی می کنند و قطعا او را نکشتند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خداوند توانا و حکیم است و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او (مسیح) ایمان می آورد و روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود .
مطابق آیات مذکور از یک سو حضرت عیسی (ع) به آسمان بالا رفته است و هنوز زنده نمی باشد و از سوی دیگر پیش از مرگ او تمام اهل کتاب به او ایمان می آورند و منظور از اهل کتاب بیشتر یهودیان و بنی اسرائیل است که در آیات قبل جنایات و مفاسد آنان شمارش شده و در همین آیات نیز به ادعای اینان مبنی بر قتل حضرت عیسی (ع) تسریح گردیده است . و روشن است که چنین چیزی هنوز اتفاق نیفتاده است . پس قطعا در آینده این وعده قرآنی تحقق خواهد یافت .
در احادیث مهدویت از عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی (عج )یاد شده است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان نزول می کند و پشت سر آن حضرت قرار می گیرد ودر نماز جماعت به ایشان اقتدا خواهد کرد و معاونت ایشان را بر عهده دارد
بنابراین رهبر انقلاب جهانی اسلامی حضرت مهدی ( عج) است و عیسِی بن مریم (ع ) این پیامبر اولو العزم الهی در رکاب آن حضرت در راه جهانی شدن ارزشهای قرآ نی ایشان را یاری می نماید یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت اسلامی در سراسر جهان همین حضور این پیامبر الهی در کنار مهدی آل محمد ( ص) است
در سخنان پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام پیرامون انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) ارتباط و پیوند و همکاری مهدی و عیسی علیهما السلام به روشنی بیان شده و در بین مسلمانان رواج یافته است.
ابو سعید خدری از پیامبر اسلام (ص) نقل کرده که ضمن یاد آوری و شمارش خصال شش گانه بی نظیر اهل بیت فرمود
منّا مهدیُ الامهِ الذی یُصَلی عیسی خَلفَه
مهدی امت که عیسی پشت او نماز می گذارد از ماست .
این مطالب پیش از تحریف حقایق در انجیل درباره دین اسلام و قرآن و بعثت پیامبر اسلام (ص) و عروج مسیح و هبوط او در آخر الزمان و کمک امت پیامبر اسلام (ص) و نماز گزاردن با آنان وجود داشته است .
در یک حدیث نبوی دیگر درباره یاری مهدی (عج) توسط حضرت عیسی (ع) چنین آمده است
مهدی از نسل من است هنگامی که قیام کند عیسی بن مریم برای یاری او فرود خواهد آمد پس او را مقدم می دارد و پشت او نماز می گذارد .

در حدیث معراج نبوی آمده است خدای متعال به دنبال بیان ولایت و خلافت علی (ع) خطاب به پیامبر فرمود :
و آخرین راهنما مردی از اهل بیت توست است که پشت سرش عیسی بن مریم نماز می گذارد او زمین را پر از عدل می کند همان طور که از ستم و بیداد لبریز شده است به وسیله او امت تو را اهدایت می نمایم و از گمراهی دور می کنم و نابینا را در مان و بیمار را شفا می دهم
در این حدیث قدسی ضمن تصریح بر این که عیسی بن مریم (ع) یاور حضرت مهدی (عج) خواهد بود و به او اقتدا می کند و در انقلاب جهانی او همراهش می باشد خدای متعال وعده نابودی ستم از کره زمین و تحقق عدل جهانی در انقلاب مهدوی را داده است .

                                     اللهم عجل لولیک الفرج

ARAM شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

رژیم گیاهی در یوگا

رژيم گياهي و فلسفه آهيمسا

اولين استاد من در يوگا روزي به من گفت: "رژيم غذايي خود را خودت تغيير نده، يوگا آن را تغيير خواهد داد." و همين طور هم شد. پس از گذشت چند ماه از آغاز يوگا، من گوشت و مواد محركي مانند قهوه را با موادي تازه تر و با طراوت تر يعني غذاهاي گياهي تازه جايگزين كرده بودم. هر چقدر كه من با فلسفه يوگا در تكريم و بزرگداشت ارزش كل حيات بيشتر آشنا مي شدم، مفهوم گياهخواري خالص و كامل بيشتر برايم جذاب و ضروري به نظر مي رسيد. گياهخواران محض، تنها از فرآورده هاي گياهي تغذيه مي كنند، يعني علاوه بر گوشت و ماهي، از مصرف تخم مرغ و لبنيات نيز خودداري مي كنند و به اين ترتيب خود را از تمام بهره برداريهايي كه تحت عنوان توليد مواد غذايي حيواني بيش از ۹۵ درصد حيوانات را به وسيله انسان از بين مي برد، جدا مي كنند.

رژيم سنتي يوگا پس از گذشت چندين قرن، به رژيم شير-گياهخواري تبديل شده است، اما تخم مرغ به علت خاصيت راجاسيك(۱) يا محرك بودنش هنوز در رژيم غذايي يوگا تا حد زيادي محدود مي شود. علاوه بر اين، به علت اينكه تخم مرغ مي تواند به صورت بالقوه يك موجود زنده را در خود رشد دهد از مصرف آن پرهيز مي كنند. در متون يوگا، شير و فرآورده هاي لبني تحت عنوان غذاهايي با ماهيت ساتويك(۲) درج شده اند. به عبارت ديگر فرآورده هاي لبني به راحتي هضم و جذب مي شوند و به همين دليل در فعاليتهاي روحي سودمند هستند. براي توليد اين مواد نيز به كشتن موجودات زنده نيازي نيست.

با وجود اين، از بعد بي آزاري و آهيمسا، بسياري از شاگردان يوگا و حتي بسياري از مردم عادي، امروزه دريافته اند كه فرآورده هاي لبني كه با روشهاي صنعتي نوين تهيه مي شوند، آن گونه هم كه به نظر مي رسد، بي آزار نيستند. در آمريكا تنها ۳ درصد مردم براي ۹۷ درصد باقيمانده زراعت مي كنند. بنا بر اين زراعت كارخانه اي يا فشرده يكي از روشهاي معمول و پرطرفدار محسوب مي شود. اين امر به معني آن است كه گوساله هاي مذكر غالبا پس از تولد از مادران خود جدا مي شوند تا شير مادرانشان كه به طور طبيعي بايد به مصرف اين گوساله ها برسد، براي مصارف انساني روانه بازار شود. اين گوساله ها نيز يا بلافاصله ذبح مي شوند (براي تهيه گوشت گوساله) يا به مراكز و آغلهاي دورافتاده و بدون امكانات فرستاده مي شوند تا تحت رژيم غذايي نامناسب و بدون فعاليت بدني قرار گيرند و پس از مدتي كوتاه، در پايان زندگي موقت خود در مسابقه گوشت گوساله سپيد شركت داده شوند. بسياري از مردم، حتي افراد غير گياهخوار نيز گوشت گوساله را مصرف نمي كنند. اما گياهخواران تاكيد مي كنند كه نياز به فرآورده هاي لبني در ايجاد و رشد نطفه صنعت گوساله، نقش مهمي داشته است. گاوهاي شيرده يا يه عبارت ديگر دايه هاي خستگي ناپذير انسانيت نيز سرانجام زندگي خود را در كشتارگاهها به انتها مي رسانند. 

شيوه نگهداري مرغها به صورت توده اي، متراكم و در قفسهاي كوچك دليل ديگري است كه گياهخواران را از مصرف تخم مرغ منع مي كند. اما تخم مرغهاي محلي كه از مرغهاي روستايي با فضا و مكان كافي به دست مي آيند و فرآورده هاي لبني كه از مزارع معمولي روانه بازار مي شوند و در واقع باقيمانده شير مصرفي گوساله ها هستند چه اشكالي مي تواند داشته باشد؟ گياهخواران در پاسخ به اين پرسش متذكر مي شوند كه تمام مرغها در نهايت از قابلمه هاي غذا سر در مي آورند و علاوه بر اين تخم مرغ با وجود ميزان كلسترول بالايي كه دارد لزوم چنداني در تغذيه انسان ندارد. شير نيز هميشه براي بچه هاي حيوانات توليد مي شود و تنها انسان است كه هيچ گاه از اين غذاي دوره كودكي خود دست بر نمي دارد.

بنا بر اين بسياري از مردم تنها براي حفظ و ارتقاء سلامتي خود رژيم گياهي را پذيرفته اند. متخصصان قلب و عروق از سال ۱۹۶۱، به آثار مفيد رژيم گياهي پي برده اند. حتي نشريه محافظه كار انجمن پزشكان آمريكا (JAMA) تاكيد مي كند كه رژيم گياهخواري كامل ، از بروز ۹۰ درصد بيماريهاي لخته دهنده خون و ۹۷ درصد انسدادهاي عروق تغذيه كننده قلب (عروق كرونر) پيشگيري مي كند. مقالات علمي اخير نيز اين نظريه را حمايت مي كنند و  بر اين نكته تاكيد دارند كه رژيم گياهي حاوي كربوئيدراتهاي پيچيده و همراه با محدوديت چربي، در پيشگيري و درمان برخي از سرطانها، بيماريهاي كيسه صفرا، ديابت، افت قند خون، نقرس، چاقي مفرط و بسياري از مشكلات ديگر موثر است. آثار مفيد اين روش تغذيه سالم و مقرون به صرفه در زنان باردار و شيرده، كودكان در حال رشد و ورزشكاران نيز به اثبات رسيده است. كتاب برنامه مك دوگال(۳) كه در سال ۱۹۹۰ به وسيله دكتر جان مك دوگال و مري مك دوگال(۴) تاليف شده است، يافته هاي باليني و پژوهشي مربوط به فوايد رژيم گياهي را نشان مي دهد.

چنين روش تغذيه اي در صورتي كه به صورت گسترده به كار گرفته شود مي تواند سلامتي سياره ما و مردم گرسنه و مبتلا به سوء تغذيه اين سياره را به همراه داشته باشد. رژيم گياهخواري از نظر زيست محيطي نيز ارزشهاي ويژه اي دارد. ميزان مصرف زمين، آب و سوخت فسيلي در اين رژيم بسيار كمتر از رژيم گوشتي است. اما آيا اين رژيم غذايي رژيمي سالم است؟ آيا كسالت آور نيست؟ تنها ماده ضروري براي سلامت انسان كه در رژيم گياهي كامل تامين نمي شود، ويتامين B۱۲ است. به همين دليل به گياهخواران توصيه مي شود كه مقادير كمي از ويتامين B۱۲ مورد نياز خود را از مخمرهاي غذايي غني شده يا ويتامينهاي مكمل دريافت كنند. به گفته آقاي جي- دينشاه(۵) مسئول انجمن گياهخواران آمريكا "در يك رژيم گياهخواري طبيعي غير ممكن است كه نتوان پروتئين كافي دريافت كرد." غذاهاي طبيعي كه غذاي گياهخواران را تشكيل مي دهد، شامل سبزيها (و بقولات)، ميوه ها، بذرها، حبوبات، مغزها و دانه ها است. غذاهاي مركب از لوبيا و حبوبات و سويا مقادير فراواني از پروتئين ضروري را تامين مي كنند. علاوه بر اين كلم پيچ، دانه هاي خردل، اسفناج و بروكلي و همچنين بادام و كنجد حاوي مقادير فراواني كلسيم هستند. گياهخواران بسيار كمتر از گوشتخواران به كلسيم نياز دارند.و پوكي استخوان در گروههايي كه از هيچ گونه فرآورده حيواني تغذيه نمي كنند (حتي زنان باردار و شيرده با ميانگين ۱۰ فرزند)  بسيار نادر است.

 شما مي توانيد هنگام طبخ غذا در منزل يك گياهخوار صاحب نظر باشيد و كتابهاي آشپزي مي توانند منابعي شگفت آور باشند. خوردن شام در بيرون منزل نيز مي تواند با مراجعه به رستورانهاي غذاي گياهي يا رستورانهاي سنتي نوعي تفريح جذاب باشد. شما حتي مي توانيد به هر رستوران ديگري مراجعه كنيد و تنها سالاد و سيب زميني پخته سفارش دهيد و به اين ترتيب رژيم گياهي خود را حفظ كنيد.

گسترش گياهخواري به محدوده اي فراتر از رژيم غذايي مي تواند فلسفه آهيمسا را در بسياري از جنبه هاي زندگي به عمل در آورد. يافتن جايگزينهايي براي مواد بهداشتي و آرايشي حاوي تركيبات حيواني يكي ديگر از تلاشهاي گياهخواران است. آنان همچنين در پي يافتن پوشاكهايي با الياف غير حيواني و درمانهايي غير وابسته به داروهاي شيميايي هستند. شيوه زندگي هر فرد نوعي ماجراجويي شخصي است. گياهخواري بسيار بيشتر از آنچه گمان مي كنيد به يوگا نزديك است. اين روش رشته اي را به صدا در مي آورد و سپس نوبت خود شماست كه اين رشته را دنبال كنيد. در گياهخواري نيز مانند يوگا تغييرات جزئي آشكار مي شوند و شما ناگهان خود را كمي متناسب تر، خوشحال تر و آرام تر خواهيد يافت.

ARAM جمعه یازدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

اخبار IT

مي گويند، آمريكا جديداً ماهواره اي در مدار قرارداده كه پر از جاسوس هاي كوچك است و اسمش را هم «ژئو-آي- وان» ( 1 - Geo Eye) گذاشته و حق استفاده انحصاري از آن هم تا 10 سال آينده با «گوگل» است! و اين قصه سر دراز دارد.
[تصویر: iofb68.png]

ماهواره «ژئوآي- وان» در واقع يك دستگاه عكاسي با درجه وضوح بسيار بالاست كه در حال حاضر در 676 كيلومتري بالاي سرمان قرار دارد، اما آيا اين يك ماهواره تجاري معمولي است؟ اشتباه نكنيد! اگر چه شركت «گوگل» يك قرارداد 10 ساله براي استفاده انحصاري از عكس هاي اين ماهواره امضا كرده، ولي «ژئوآي- وان» را در اصل «آژانس اطلاعات ملي آمريكا» وابسته به وزارت دفاع اين كشور كنترل مي كند! و اين موضوع را هم در پاراگراف كوچكي از سندي كه تحت عنوان «كتابچه مأموريت» «ژئوآي- وان» در مورد اين ماهواره در اينترنت قرارداده شده، مي خواني: «ژئوآي- وان» طيف اجرايي گسترده اي در زمينه دفاعي، امنيت ملي، حمل و نقل هوايي و دريايي، نفت و گاز، مين گذاري، خدمات نقشه برداري، برنامه ريزي دولت هاي محلي و فدرال، بيمه و مديريت خطرات، كشاورزي و ديدباني زيست محيطي، دارد.

به هر حال، مي گويند دستگاه عكسبرداري «ژئوآي- وان» مي تواند حتي اشياء و اجسام بسيار ريز را هم تشخيص دهد! و «بوئينگ» در اين زمينه از يك دقت 41 سانتيمتري صحبت مي كند! به عبارت ديگر، آنها مي توانند حتي رنگ لباس زير شما را هم تشخيص بدهند!

و باز هم مي گويند، اگر نامه هاي الكترونيك خود را از طريق «گوگل» دريافت مي كنيد و يا هر ارتباط ديگري كه با اين «موتور جستجو» داريد، اين را هم بدانيد كه دلارهاي «گوگل» و دولت آمريكا رفاقت طولاني و هدف داري را با هم شروع كرده اند، و اين موضوع هم تازگي ندارد! يك سال پيش، «ناسا» كه باندها و پايگاه هايش معمولا به روي همه بسته است، به دو «رئيس بزرگ» گوگل يعني «لاري پيج» و «سرجي برين» اجازه داد «هواپيماي بزرگ» خصوصي شان را در يكي از پايگاه هايش بنشانند! شراكتي واقعاً تعجب انگيز و حالا، دو ارباب بزرگ كه با هواپيما سركارشان مي آيند، وسيله نقليه شان را تقريباً «بغل» دفتر كارشان «پارك» مي كنند كه هزينه اش «فقط» 1.3 ميليون دلار ناقابل است!

ARAM جمعه یازدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

نگرشي بر دعا درماني و نقش آن در زندگي

انسان عصر حاضر بسيار تنهاست. اين تنهايي از يك سو به علت افزايش مشغله، تفريحات و فعاليتهاي انسان امروزي ايجاد شده است و از سوي ديگر از جدايي و بي اعتقادي وي به منشاء هستي ناشي مي شود. اين احساس تنهايي به نوبه خود با عوارضي سنگين همراه است كه افزايش سرسام آور آمار طلاق، افزايش خشونت، فروپاشي خانواده ها و بسياري از معضلات ديگر نمونه هايي از آن هستند. دعا و مناجات با پروردگار هستي، يكي از راههاي نجات از اين مشكلات به شمار مي آيد.  بررسيهاي اخير نشان مي دهد كه هنوز هم شمار زيادي از مردم هنگام مواجهه با مشكلات و مصائب به دعا و مناجات روي مي آورند. آثار دعا و مناجات تنها آرامش بخشي و كاهش فشار عصبي را به همراه ندارد بلكه با نتايج مادي و فيزيكي فراواني همراه است. امروزه در مكاتب علمي جهان پديده اي به نام دعا درماني تا حدود زيادي جاي خود را باز كرده است و بسياري از متفكران به آثار دعا در جهان هستي اعتقاد دارند. يكي از كتابهاي معروفي كه در اواخر قرن بيستم در اين زمينه به چاپ رسيده، كتابي است به نام نجات روح: مجموعه اي از پژوهشهاي روحي و علمي[۱]، اثر دكتر لري دوسي[۲]. در اين كتاب با اشاره به پژوهشهاي علمي در زمينه دعا درماني، اصول دعا درماني نيز درج شده است. در اين مقاله تلاش مي كنيم تا بخشي از مطالب اين كتاب را به صورت خلاصه به تحرير درآوريم.

 يكي از جالبترين پژوهشها در اين زمينه، در مبتلايان به بيماريهاي قلبي انجام شده است. يكي از متخصصان قلب بيمارستان سن فرانسيسكو، ۳۹۳ بيمار مبتلا به مشكلات قلبي را از نظر پاسخ به دعا درماني تحت بررسي قرار داد. وي اين بيماران را به دوگروه دعا شده و كنترل تقسيم كرد. وي نام و شرايط جسمي بيماران گروه اول را به جمعي از افراد داد تا هر روز براي آنان دعا كنند. خود بيماران و پزشكان و پرستاران آنان نمي دانستند كه هر بيمار در كدام گروه قرار دارد (اين نوع پژوهش را در اصطلاح دوسو كور[۳] مي نامند که از دقت بيشتري برخوردار است). نتايج اين پژوهش بسيار جالب بود به نحوي كه پس از ده ماه مشاهده شد كه بيماران گروه دعاشده روند درماني بهتري را در بيمارستان طي كرده بودند به نحوي كه آنتي بيوتيك كمتري براي آنان مصرف شده بود، با شيوع كمتري به عوارض ريوي دچار شده بودند و كمتر از گروه كنترل به استفاده از دستگاه تنفس مصنوعي نياز پيدا كرده بودند. جالب آن كه ميزان مرگ و مير در اين گروه نيز كمي كمتر بود (هرچند از لحاظ آماري تفاوت دوگروه در اين زمينه چشمگير نبود). اين مطالعه همچنين نشان داد كه فاصله و وابستگي افراد به فرد دعا شونده اثري بر قدرت دعا ندارد.

دعا درماني تنها در ديگران موثر نيست و خود فرد نيز مي تواند از آثار آن بهره مند شود. يكي از پژوهشها به دانشگاه ردلند[۴] كاليفورنيا[۵] مربوط مي شود. پژوهشگران اين دانشگاه در سال ۱۹۵۱ نقش دعا درماني را در بهبود مشكلات اعصاب و روان بررسي كردند. آنان بيماران خود را به سه گروه تقسيم كردند. گروه اول تحت روان درماني قرار گرفتند، از گروه دوم خواستند كه هر روز براي سلامتي خود دعا كنند اما به آنان آموزشي در اين زمينه ندادند و گروه سوم نيز در جلساتي گروهي اصول دعا درماني را آموختند و براي سلامت خود دعا كردند. براي آشنا كردن بيماران به مشكلاتشان نيز از سه آزمون رورشاخ (Rorschach)، زوندي (Szondi) و تي اي تي (TAT) استفاده شد. در پايان پژوهش گروه روان درماني ۶۵ درصد بهبود نشان دادند و گروه دعا درماني بدون آموزش هيچ بهبودي نشان ندادند. اين درحالي بود كه گروهي كه تحت آموزش دعا درماني قرار گرفته بودند ۷۲ درصد بهبود نشان دادند.

اما نتايج پژوهشهاي دعا درماني تنها به انسانها محدود نمي شود. گروهي از پژوهشگران بنياد پژوهشي اسپيندتريفت[۶] اثر دعا بر ساير موجودات را نيز بررسي كرده اند. آنان اثر دعا را بر رشد دانه هاي گندم سياه يا چاودار بررسي كردند و نشان دادند كه در شرايط يكسان، دانه هايي كه براي آنها دعا شده بود به نسبت بيشتري جوانه زدند. اين گروه سپس در بررسي ديگري، دانه ها را تحت شرايط فشار قرار دادند يعني به جاي آب معمولي آنها را با آب نمك آبياري كردند. نتيجه پژوهش بسيار جالب بود و مشخص شد كه در شرايط فشار ميزان جوانه زدن و رشد دانه هاي دعا شده نسبت به دانه هاي كنترل بسيار بالاتر خواهد بود. آنان با افزودن ميزان نمك آب و مشاهده واكنش دانه ها به دعا دريافتند كه هرچه شرايط محيطي پرفشارتر شود اثر دعا درماني روي اين دانه ها در مقايسه با گروه كنترل، بيشتر خواهد شد.

حال بايد ديد كه در دعا چه نكاتي را بايد در نظر داشت. دعا كردن بر دو پايه اساسي استوار است: صداقت و عشق. دعا بايد با صداقت بيان شود. اين امر بيش از آنچه به نظر مي رسد دشوار است زيرا انسان به صورت ناخودآگاه تلاش مي كند تا بر اساس نگرش و نظرات ذهني خود حقيقتي را بيافريند و تمام تلاش خود را براي دفاع از اين حقيقت به كار بندد. اين تلاش حتي هنگامي كه ما با پروردگار خود مناجات مي كنيم نيز ادامه دارد و مي تواند ما را از صداقت واقعي دور سازد. شايد اولين قدم براي رسيدن به صداقت قبول ضعفها و مشكلاتمان باشد. از سوي ديگر دعا بايد عاشقانه باشد. عشق نيروي رشد دهنده حيات و مفهوم هستي است و شايد مناجات عاشقانه، بنده را چنان مجذوب كند كه خواست و نياز خود را در سايه جذبه عشق فراموش سازد و تنها به خالق خود بينديشد و بس. كه

 عشق اسطرلاب اسرار خداست

علت عاشق ز علتها جداست

اصول دعا درماني

هنگام دعا درماني چهار شرط مهم را بايد در نظر داشت و آنها را در دعا رعايت كرد. اين چار اصل عبارتند از تداوم و نظم دعا، تسليم بودن، مثبت نگري و پذيرا بودن.

تداوم و نظم دعا

بسياري از مردم تنها هنگام بروز مشكلات به دعا روي مي آورند اما اين كافي نيست. دعا بايد به يكي از جنبه هاي ثابت زندگي تبديل شود. دو رويكرد اساسي در اين باره وجود دارد كه هر كس مي تواند مطابق با احساس نياز خود يكي از اين دو رويكرد را انتخاب كند. رويكرد اول دعا كردن در زمانهاي خاص است. مثلا صبح زود پس از بيدار شدن از خواب و هنگام شب پيش از رفتن به رختخواب. اين نوع دعا كردن بيشتر در ميان مسيحيان رايج است. عادت كردن به اين شيوه دعا نيازمند برنامه ريزي و رعايت نظم است زيرا نوعي عادت محسوب مي شود و براي جاي دادن هر عادت در زندگي روزمره به برنامه ريزي نياز داريم. انسان براي ايجاد يك عادت يا رفتار جديد به بيست و يك روز زمان نياز دارد. روش دوم دعا كردن دائم است. اين روش دعا كردن با انگيزه هاي عاشقانه بيشتري همراه است و فرد هميشه خود را در كنار پروردگارش احساس مي كند. در اين شيوه، فرد در هر فرصتي با پروردگار خود مناجات مي كند به حدي كه پس از مدتي وجود وي از روح دعا سرشار مي شود و گويي تمام اعمال و رفتارش مناجات با پروردگار هستي است.

 تسليم بودن

يك مناجات كننده واقعي همه چيز را به پروردگار خود واگذار مي كند و تنها تلاش كردن را وظيفه خود مي داند. تسليم بودن تنها به معني پذيرفتن اجباري آنچه پيش مي آيد نيست. فرد بايد تلاش كند كه از پيشامدها راضي و خشنود باشد و چون آنها را ناشي از مشيت آفريدگار مي داند، بپذيرد كه وقوع آنها همواره در جهت خير و صلاح اوست هرچند كه در ظاهر ممكن است با منافع مادي و لحظه اي وي سازگار نباشند زيرا پايه و بناي تمام افعال هستي عشق است و بس. در تسليم بودن دو اصل اساسي وجود دارد. اول اين كه بايد بدانيم تسليم بودن حالتي نيست كه يكباره به آن برسيم و براي هميشه آن را حفظ كنيم بلكه بيشتر نوعي تمايل و نگرش است كه با تلاش مداوم به دست مي آيد و باقي مي ماند. دوم اين كه تسليم و رضايت بايد قابل شنيدن باشد. گوشهاي ما به شنيدن مناجاتمان با پروردگار و تسليم بودنمان به مشيت وي نياز دارند. واگذار كردن نتايج همه چيز به پروردگار و تسليم بودن محض، وجود ما را از ما و ترسها و وسواسهايمان خالي مي كند و آنچه جاي آن را مي گيرد عشق، ايمان، رضايت و يقين خواهد بود.

 مثبت نگري

هنگامي كه فردي دعا مي كند و چيزي را خالصانه از پروردگار خود مي خواهد بايد به اجابت آن نيز ايمان داشته باشد به عبارتي ايمان داشته باشد كه به محض درخواست خالصانه چيزي از پروردگار، دعايش اجابت شده است. اين امر ممكن است كمي پيچيده به نظر برسد زيرا ممكن است در زندگي روزمره ظاهرا با مواردي مخالف اين نكته مواجه شده باشيم. اما به اين پديده بايد عميق تر نگريست. هنگامي كه ما خواهان بروز تغييري هستيم (به ويژه اگر تغييري بيروني مد نظر ما باشد)، بايد توجه داشته باشيم كه اين تغيير الزاما از همان مسيري كه ما توقع داريم، ايجاد نمي شود و گاه سلسله اي از تغييرات ديگر به عنوان پيش نياز اين خواسته مطرح هستند كه شايد بسياري از آنها دروني باشند. در اين موارد اگر ما به اجابت دعايمان اعتقاد نداشته باشيم و آمادگي پذيرش آن را در خود ايجاد نكنيم، ممكن است به سادگي از اجابت دعاي خود پيشگيري كرده باشيم.

 پذيرا بودن

آمادگي پذيرفتن آنچه كه براي آن دعا كرده ايم يكي ديگر از اصول دعا است. اين امر به ويژه هنگامي كه براي خود دعا مي كنيم از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. اين بخش ارتباط بسيار نزديكي با مثبت بودن دارد. به گفته پژوهشگران دانشگاه ردلند هرچه ما بيشتر بر خواسته هاي خود تاكيد كنيم و آنها را از درون بپذيريم، بيشتر مي توانيم شاهد اجابت خواسته هاي خود باشيم. البته در صورتي كه اين خواستها بر اصولي مانند بخشش، محبت، شجاعت، فراواني، دوستي، سلامتي و مانند اينها استوار باشند. يعني مسير آنها با مشيت و اراده خداوند در يك امتداد باشند.

 دعاي جهت دار و دعاي غير جهت دار

تصور كنيد كه به بيماري خاصي مبتلا هستيد. در صورتي كه بخواهيد براي درمان خود دعا كنيد دو روش را در پيش روي داريد. يكي اين كه مستقيما آنچه را كه تصور مي كنيد درست باشد از پروردگار خود بخواهيد. اين گونه دعا كردن را دعاي جهت دار مي نامند. روش ديگر آن است كه به سادگي همه چيز را به پروردگار واگذار كنيد و به عبارتي به صورت غير جهت دار دعا كنيد. پژوهشگران هر دو روش دعا را تحت بررسي قرار داده اند. آنان نقش اين دو گونه دعا را در رشد دانه هاي گياهي بررسي كرده اند. جالب توجه آن كه بر اساس يافته هاي آنان، اثر دعاي غير جهت دار به مراتب از دعاي جهت دار بيشتر بوده است. اين امر ممكن است ناشي از آن باشد كه فرد به آگاهي خاصي درباره خواسته خود (مثلا نوع بيماري و نحوه درمان آن) نياز ندارد و جهت و روش برآورده شدن دعا را به پروردگار واگذار مي كند.

 شما نيز مي توانيد پژوهشهاي خود را درباره دعا آغاز كنيد

شما نيز مي توانيد آنچه را مي خواهيد در غالب دعايي از سر مهر، عشق و تسليم آغاز كنيد و تا مدتي دعادرماني را به كار بگيريد و پس از آن نتيجه اي را كه به دست آورده ايد با شرايط اوليه مقايسه كنيد. در اين ميان همواره به ياد داشته باشيد كه تغييرات بيروني كمتر از تغييرات دروني اهميت دارند زيرا بسياري از تغييرات بيروني كه ما در انتظار آنها هستيم (مثلا كسب ثروت، سلامتي، و مانند اينها) تنها هنگامي روي مي دهند كه ما از درون تغييرات مناسب را در خود ايجاد كنيم. به عنوان مثال اگر ما مي خواهيم كه در شغل خود موفق باشيم (تغيير بيروني)، بايد ابتدا توان و مهارت خود را بالا ببريم (پيش نياز) و اين امر مستلزم ايجاد روحيه پشتكار، اعتماد به نفس، و تلاش مداوم (تغيير دروني) خواهد بود. در صورتي كه اين اصول را به درستي رعايت كنيد ممكن است با نتايج شگفت آوري روبرو شويد.

ARAM جمعه یازدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

ثروت 85 درصد کشور در دست 15 درصد مردم ایران

طی آمار بانک مرکزی حدود 85 % ثروت کشور در دست 15 % مردم است آیا این طبقه همان طبقه اشراف نیستند برای چه اتقلاب کردیم تابا خون شهدایمان ۱۵ درصد مردم تغذیه شوندچرا باید در کشور اسلامی ما اینگونه ناعدالتی وجود داشته باشد و شعار عدالتخواهی سر میدهند بهرحال روز محاسبه فرا خواهد رسید وحقایق روشن وخداوند بلند مرتبه حق مظلوم را از ظالم خواهد ستاند.شخصی میگفت قلب امام ما از این همه ظلم به تنگ آمده و چندین شب است که چهره نگران او را در خواب می بینم. 

خواجه در ابریشم و ما درگلیم                                           عاقبت ای دل همه ما در گلیم

ARAM جمعه یازدهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

7 كليد طلايي براي ارتباط بهتر

7 كليد طلايي براي ارتباط بهتر

 

آيا مي خواهيد دوستان فراواني داشته باشيد، روابط خانوادگي خود را محكم تر كنيد، از زندگي خود لذت ببريد و در نهايت مردم را به پيروي از خود واداريد؟ پس با به خاطر سپردن 7 كليد طلايي كه به شما معرفي مي شود. گوش سپردن به حرف ديگران را بياموزيد و نتايج آن را مشاهده كنيد.
گوش سپردن به روش صحيح سبب مي شود تا شما دوستان فراواني بدست آوريد. روابط خانوادگي تان را بهبود بخشيد در شغل و حرفه خود منافع فراواني بدست آوريد و كسب و كار خود را رونق دهيد. همچنين گوش دادن به سخنان ديگران باعث مي شود كه آنان از بودن با شما لذت ببرند و همه جا قدم به قدم در كنارتان باشند.
من به عنوان پزشك و مشاور در امر كاهش استرس هر روز چندين ساعت به صحبتهاي افراد مختلف گوش مي‌دهم. اگر من اين كار را با دقت فراوان انجام ندهم ممكن است مشكل آنان را نادرست تشخيص دهم و متوجه نكات مهمي نشوم و يا با اين كار سبب شوم كه افراد احساس كنند من واقعاً مشتاق خوشبختي و سعادت آنان نيستم. و زماني كه به منزل مي رسم حتي بيش از افرادي كه در روز ملاقاتشان مي كنم بايد به سخنان اعضاي خانواده گوش دهم. بايد كاملاً به صحبتهاي همسرم گوش فرا دهم. البته بايد اعتراف كنم هميشه اين كار را با دقت انجام نمي دهم بايد به حرفهاي دخترم و يا دوست ديگري كه ممكن است تا آخر شب به منزلم بيايند گوش بسپارم.
واي خداي من! چقدر بايد به سخنان ديگران گوش داد. ممكن است با خود فكر كنيد با تمام اين تمرينات گوش دادن كه در طول روز انجام مي دهيم و تمام توجهي كه به اين كار معطوف مي داريم حتماً در اين امر خبره شده‌ام اما آيا ميدانيد كه در حقيقت اين چنين نيست؟ اكثرما انسانها اغلب شنودگان خوبي نيستيم دليلش اين است كه ما تنبل هستيم و نسبت به ديگران احساس تعهد نمي كنيم و يا چيز هايي نظير اين بلكه فقط دليلش اين است كه گوش دادن براي ما، بسيار مشكل است بر خلاف آنچه كه اكثر مردم اعتقاد دارند گوش دادن مهارت بسيار پيچيده و مشكلي است. حتي ممكن است فكر كنيد گوش دادن آنقدر ساده است كه ؟ در مورد آن اتلاف وقت مي باشد.
بنابراين اگر چه روابط خانوادگي و دوستانه مستقيماً به مهارت گوش سپردن مرتبط است و اگر چه مشتريان، مراجعان و همكاران ما همواره از ما تقاضا مي كنند كه به سخنانشان گوش دهيم اما اكثر نصايحي كه ما در مورد بهبود و تقويت گوش دادنمان مي شنويم موثر نخواهد بود زيرا اغلب اين نصايح بر پايه ابعاد تخصصي گوش دادن از قبيل: واكنش نشان دادن، نگاه كردن، پرسيدن سوالاتي در زمينه سخنان طرف مقابل و همچنين ؟ نكردن سخنان شخص هنگام صحبت كردن، متمركز است. تمامي اين روشها خوب و مفيد هستند اما گوش سپردن فقط با اجراي اين امور انجام نمي پذيرد و البته معمولاً اين روشها ما را در بهتر گوش سپردن ياري نمي كنند.
و حالا 7 كليد طلايي براي گوش دادن بهتر به شما پيشنهاد مي شود:
هدف از اين مقاله، يادآوري 7 كليد مهم در گوش دادن است كه مستلزم دقت و توجه فراواني است. اگر چه نمي‌توانم به شما قول دهم كه درك و فهم اين ابعاد كليدي همواره سبب موفقيت شما خواهد بوداما مطمئنم كه ناديده گرفتن و يا توجه نكردن به آنها حتماً سبب ايجاد مشكلات فراواني مي شود.
كليد اول- گوش دادن كاري سراسر فعاليت و جنب جوش است!
در حال كه به نظر مي رسد گوش دادن كاري عارياز هرگونه فعاليت و تحرك باشد، اما اگر شنونده آن را به درستي اجرا كند در حقيقت چندين مرحله فعال و پر جنب و جوش در حال انجام مي باشد.
گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه مردم به زبان مي آورند نيست. اگر چنين بود قطعاً انسان مي توانست آن را به رايانه ها آموزش دهد. اما مهارت گوش سپردن به فرد كاري است كه فراتر از شنيدن سخنان مي باشد. بطوريكه رايانه هيچگاه قادر نيستند حرف افراد را بشنوند. گوش دادن فقط شنيدن سخنان مردم نيست بلكه ؟ مواردي نظير توجه به اينكه گوينده كيست ديدگاه او نسبت به زندگي و جهان چيست، مي خواهد چه كاري انجام دهد، چه اميالي دارد، چه مسائلي نگرانش مي كند، احساساتش چگونه است از شخص شنونده چه انتظاري دارد و مواردي نظير اين مي باشد.
بنابراين، اگر مي خواهيم شنونده خوبي باشيم، فقط با شنيدن سخنان ديگران نمي توانيم به اين هدف دست يابيم. ما بايد جزئيات و جوانب بسيار ظريفي را در نظر بگيريم كه ديدني نيستند اما بسيار مهم مي باشند.
به همين دليل تشخيص اينكه چه كاري سبب مي شود كه شنوندگان ماهر موفقيت بدست آورند بسيار مشكل است زيرا تمام آنچه كه در سر و ديگر اعضاي بدن آنها روي مي دهد ديدني و قابل مشاهده نيست.
كليد دوم- براي شناختن ترسهاي فروخورده، اميال، احساسات و آرزوهاي دروني افراد به سخنانشان گوش دهيد.
مردم زماني كه صحبت مي كنند. همواره افكار، آرزوها و تمايلات خود را آشكار مي سازند. اكثر اوقات، به گوينده و نه شنونده هيچ يك به اين مسائل نهفته و مهم پي نمي برند، اما اينها به راستي وجود دارند.
اما از سوي ديگر، شنونده خوب و ماهر اغلب به جزئيات مسائل، احساسات و اميال بازگو نشده توجه دارد و زماني كه اين نكات ظريف و دقيق را مي شنود با گوينده در مورد آنها چه به صورت كلامي و يا غير كلامي همدردي مي‌كند. گوينده اغلب ابراز مي داردكه «اوه! تو واقعاً ميداني كه من چه احساسي دارم!» و يا «خداي من! تو واقعاً درك مي كني كه چه اتفاقي برايم افتاده است!»
براي روشن تر شدن مطلب به چند مثال اشاره مي كنم:
مثال1- روزي پدري به همراه فرزندش به من مراجعه كرد و درخواست نمود تا او را براي معالجه به مركزي معرفي كنم. او مي خواست كه مشكلات شخصي و دروني فروخورده اش را كه از بدرفتاري و خشونت دوران كودكيش ناشي شده بود، حل كند. زماني كه به سخنانش كه به طور سطحي كاملاً آشكار و واضح به نظر مي‌رسيد گوش دادم، مسائل ديگري را نيز مي شنيدم كه در درون شخص وجود داشت. علاوه بر كلماتي كه بر زبان مي‌آورد من تمايلات ناگفته او نيز مي شنيدم.
«آيا من نيز در مورد فرزندم همان كارها را انجام خواهم داد؟»چه كار بايد بكنم تا او مانند من ضربه نخورد؟»
آيا من حرفهاي او را در درست شنيده بودم؟ بله اينگونه بود. بنابراين خيلي با ملاحظه و احتياط در مورد ترسها و اميال او صحبت كردم و ديدم كه آرامش خود را باز يافت و تأييد كرد كه به راستي اين افكار را در سرداشته است.
مثال2- خانمي براي مشاوره در زمينه كاهش استرس به من مراجعه كرد. زيرا شديداً در مورد شغلش احساس نگراني، تشويق و سر درگمي مي نمود. او به طور آشكار و واضح در مورد مشكلات فراواني در امورش صحبت نمود. اما همچنانكه من به سخنان او گوش مي دادم، علاوه بر مسائلي كه او خودش بر زبان مي آورد، موارد ديگري نيز مي شنيدم. «آيا من قادر به كنترل خود نيستم و در برابر ديگر همكارانم آشفته و مضطرب به نظر مي‌رسم؟» «آيا من بي صلاحيت مي باشم و يا مانند آقاياني كه با من همكار هستند، قادر به انجام كارم نمي‌باشم؟»«آيا زماني كه به خانه مي رسم ناراحتي و خشم خود را به فرزندانم و همسرم منتقل مي كنم؟»
وعجيب است كه هيچ يك از افكار توسط آن خانم ذكر نشده بود! اما شنونده خوب و ماهر با كمي دقت و توجه مي تواند به اين قبيل افكار و عقايد دست يابد و آنها را به درستي تعبير و تفسير نمايد.
كليد سوم- براي خوب گوش دادن به سخنان افراد بايد دانش و اطلاعات خود را افزايش دهيد.
شما اگر از انسان شناخت دقيقي نداشته باشيد، نمي توانيد شنونده خوبي باشيد و من دقيقاً منظورم انسان به معناي واقعي آن است، چگونه مي توان چنين درك و شناختي را بدست آورد؟ من دقيقاً نمي‌دانم. احتمالاً تا حدودي به بخت و اقبال، سعي و تلاش فراوان، احساس تعهد يافتن اساتيد و مشاوران متخصص، مرتبط است. گروهي از روانشناسان و متخصصان سلامت روحي، چنين شناختي را از طريق چندين سال تجربه به دست آورده اند. «البته گروهي نيز هرگز به اين آگاهي دست نمي‌يابند.» همچنين من دريافته ام كه مجريان برنامه هاي بحث و تبادل نظر در راديو و گزارشگران تلويزيون مانند نويسندگان و نمايشنامه نويسان موفق و خلاق، اغلب به درك و شناخت درستي از انسان دست مي يابند.
بنابراين هر قدر كه شما در مورد زندگي اطلاعات بيشتري داشته باشيد، مي توانيد شنونده ماهرتري باشيد. مهم نيست كه تا چه حدي مهارتهاي برقراري ارتباط با ديگران را مي دانيد، اما اگر آگاهي كاملي در مورد اشخاص نداريد، نمي توانيد بدرستي آنان را درك كنيد. من نمي دانم كه هر قدر در مورد احساسات آدمي، اطلاعات بيشتري داشته باشم، قطعاً زماني كه آنها ناراحت و نگران هستند و به سخنانشان گوش فرا مي دهم، احساسات آنان را بهتر درك مي كنم، بنابراين، زماني كه من از ارزشها و نقاط قوت خود بيشتر آگاهي داشته باشم، بهتر مي‌توانم اين ويژگي ها و خصوصيات ديگران را ببينم و بشنوم.
به همين دليل كه اگر مي خواهيد شنونده خوبي باشيد، افق هاي ديد و شناخت خود را گسترش دهيد. تا مي توانيد به مطالعه كتابهاي متعدد- هم كتابهاي داستاني و هم غير داستاني- بپردازد. نوار گوش دهيد. در سخنراني ها، سمينارها و كارگاههاي آموزشي متعددي شركت كنيد. مهم نيست كه چقدر مي‌دانيد و چقدر باهوش هستيد. اما همواره سعي كنيد بيشتر بياموزيد.
كليد چهارم- خيلي محترمانه و با آرامش به صحبتهاي مردم گوش فرا دهيد.
يكي از مهمترين رموزي كه از طريق آن مي توان شنونده خوبي شد اين است كه: «همواره در سخناني كه ديگران به زبان مي آورند، به دنبال مطلبي قابل تأييد و احترام باشيد.» اين كار سعي و كوشش فراوان مي طلبد. اما از هر 100 نفر، 1 نفر ممكن است به اهميت اين موضوع پي ببرد و آن را جزو اولويتها قرار دهد.
اغلب اوقات، زماني كه به سخنان ديگران گوش مي دهيم، به دنبال خطاها و نقاط ضعف آنان مي‌گرديم. اغلب چه با ذكر مطلبي و يا با سكوت خود، عقايد، احساسات، نگرشها و نظرات ديگران را رد مي كنيم. اما هيچ كس تمايل ندارد كه ديگران با او مخالفت كنند. همه ما مي خواهيم ديگران با تظرات ما موافقت كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تأييد كنند. حتي اگر نظرات و نگرشهاي ما بر پايه و اساس نادرستي قرار دارند، ما از ديگران انتظار داريم كه براي اين عقايد و احساسات كه براي خودمان كاملاً معني دار است، ارزش قائل شوند.
اگر شما باعث مي شويد كه ديگران تصور كنند كه به عقايدشان احترام نمي گذارند، اين امر سبب مي‌شود تا آنان احساس كنند شما شنونده خوبي نيستيد.
چگونه مي توانيد توانايي خود را در محترمانه گوش سپردن به سخنان ديگران تقويت نماييد؟ اولين موردي كه شما بايد دريابيد، اين است كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و براي سخنان خود دليل و برهان نمي آورند. آنها به روش خود امور خود را انجام مي دهند و حقيقتاً اهميتي نمي دهند كه افكار ما در مورد آنها صحيح است يا نا درست.
اگر شما در صحبتهاي ديگران به دنبال اين موارد ارزشمند باشيد، حقيقتاً در مي يابيد كه اين امتيازات و نكات برجسته درآنجاپنهان بوده اند. همچنين زماني كه شيوه و سبك تفكرات و استدلالات شما از اشخاص ديگري كه با آنها در ارتباط هستيد، كاملاً متفاوت است، اين روش ارزشمند و مفيد به ياريتان مي آيد. براي مثال، والدين اغلب زماني كه با فرزندانشان صحبت و تبادل نظر مي كنند در گوش دادن به صحبتهاي آنها دچار اشتباه مي‌شوند و فكر مي كنند كه آنها «بزرگسالان كوچك» هستند. اما در حقيقت اين چنين نيست. كودكان مانند بزرگسالان فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و دليل و برهان نمي آورند. مراحل تفكر و استدلال آنها كاملاً متفاوت از بزرگسالان است. آنها آنگونه كه ما در مقابل محركها عكس العمل نشان مي دهيم، نمي باشند. آنان به نتايج و ثمرات كارهايي كه انجام مي دهند، توجهي ندارند. همچنين هيچ تمايلي ندارند كه مطالب برايشان مفصلاً توضيح داده شود.
اما ما بزرگسالان، آنها را ارزشمند مي دانيم. اگر اين تفاوتهاي اساسي را كه اغلب ناديده گرفته مي‌شوند، در نظر بگيريد، قادر خواهيد بود كه با كودكتان به طور موفقيت آميزي ارتباط برقرار كنيد. اگر روزي با يك معلم دوره ابتدايي برخورد كرديد، با او چند دقيقه در اين باره صحبت كنيد، زيرا اين مسأله‌اي است كه آنان هر روزه با آن مواجهند!
و باز هم تأكيد مي كنم به خاطر سپردن اين موارد سبب مي شود همواره هر كجا هستيد افراد از شما پيروي كنند و هيچگاه تنهايتان نگذارند. تفاوت اساسي بين شيوه صحبت كردن و گوش دادن مردان و زنان موضوع بسياري از كتابهاي پر فروش است. كتاب «دبوراتانن» با عنوان «شما فقط درك نمي‌كنيد» و همچنين كتاب «جان گري» با عنوان «مردان يخي، زنان ونوسي»، دو كتابي هستند كه دقيقاً به اين تفاوتها پرداخته اند. اگر شما تا به حال هيچ يك از آنها را نخوانده ايد، به شما پيشنهاد مي كنم حتماً آنها را مطالعه كنيد. باور كنيد كه پس از خواندن اين كتابها،بارهاو بارها از اين پيشنهاد قدرداني خواهيد كرد.
مهارت گوش دادن را تقويت كنيد
كليد پنجم- بدون توجه به اينكه خودتان چگونه عكس العمل نشان مي‌دهيد، به صحبتهاي ديگران گوش فرا دهيد.
اگر شما كاملاً به آنچه كه ديگران مي گويند يا احساس مي كنند، توجه نكنيد، در هر سطحي كه باشيد به سختي مي توانيد شنونده خوبي باشيد، اغلب اوقات زماني كه مردم با ما صحبت مي كنند، افكار و عقايد خودمان به سراغمان مي آيند. فكر مي كنيم اگر ما بوديم چگونه فكر مي كرديم و يا چه احساسي داشتيم.
اما براي آنكه بتوانيد شنونده خوبي باشيد، بايد اين افكار را رها كنيد و كاملاً به صحبتهاي طرف مقابلتان گوش بسپاريد. شمابايد كاملاً سخنانن و احساسات دروني افراد را درك كنيد. بايد سعي كنيد خود را به جاي ديگران قرار دهيد و موقعيت آنها را دريابيد و بايد مغزتان را آزاد بگذاريد تا به كشف ارزشها و موارد مهمي كه آنها ابراز مي دارند، بپردازيد.
تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، هيچ يك از اين امور به سادگي انجام پذير نخواهد بود. ممكن است همواره نتوانيد جلوي اين افكار را بگيريد اما مي توانيد بياموزيد كه به تدريج آنها را رها كنيد و توجه خود را به صحبتهاي ديگران معطوف نماييد.
در اين زمينه، تجربه‌اي را برايتان بازگو مي كنم. چندين سال پيش در يك گردهمايي در مورد «طريقه برقراري ارتباط با افراد» سخنراني مي كردم. اعضاي حاضر، گروهي از پزشكان مجرب بودند كه در بيمارستان مشهوري مشغول به كار بودند. يكي از تمريناتي كه پيشنهاد شد اينگونه بود كه بايد افراد دو به دو آن را اجرا مي كردند. بطوريكه يكي از افراد به عنوان بيمار و ديگري به عنوان پزشك ايفاي نقش مي كردند و در اين حال پزشك بايد بدون گفتن كلمه‌اي يا اجراي كاري فقط به صحبتهاي فرد گوش مي داد. بيمار فقط از دردها و ناراحتي هايش صحبت مي كرد و سپس سعي مي كرد خودش راه‌حلي را ارائه دهد اما پزشك فقط مي نشست و گوش مي داد.
حتي اگر شما اطلاعاتي را در مورد پزشكان نداشته باشيد، اما مي دانيد كه فقط آرام نشستن و گوش سپردن بدون فكر كردن به اين موضوع كه چه كاري بايد انجام دهيم، برايمان بسيار غير عادي به نظر مي رسد. در يبن حاضرين، پزشكي بود كه از شركت در اين گردهمايي خوشحال به نظر نمي رسيد. رئيس بيمارستان تأكيد كرده بود كه حتماً همه پزشكان در اين جمع حضور داشته باشند و اين پزشك از اجراي اين تمرينات احساس عذاب مي نمود. در طول اجراي اين تمرين ساده، او موفقيت و پيشرفت عظيمي را تجربه كرد. در پايان تمرينات از افراد حاضر درخواست نمودم آنچه را كه دريافته‌اند و تجربه كرده‌اند، بازگو نمايند. پزشك مورد نظر اجازه خواست و رو به جمع حاضر چنين گفت: «من از اجراي اين تمرين دريافتم كه هرگز به سخنان بيماراني كه به من مراجعه مي كنند، گوش نداده‌ام من همواره به افكار دروني خود گشو سپرده‌ام و تا امروز هرگز اهميت اين موضوع را در نيافته بودم.»
همچنين گفتني است كه در طول 20- 15 دقيقه‌اي كه براي استراحت اختصاص داده بودم، اين مردم آنچنان مشتاق بود كه با عجله به اتاق كارش مي رفت و با بيماراني كه به او مراجعه مي كردند اينكار را تمرين مي كرد. او روي صندلي مي نشست و از بيمار چند سئوال مي پرسيد. سپس با دقت و اشتياق به آنچه كه او مي گفت گوش مي داد او آنچنان سرگرم اينكار مي شد كه اغلب 15- 10 دقيقه ديرتر به كلاس مي آمد.
گوش سپردن بدون توجه به افكار دروني خودمان، براي محترمانه گوش سپردن به سخنان افراد و توجه به ارزش و اهميت گفتار آنان كاملاً ضروري است. تا زماني كه توجه شما كاملاً به افكار خودتان معطوف است. هيچ گاه نمي توانيد با احترام و دقت به ديگران گوش دهيد.
نكته مهم ديگري كه وجود دارد اين است كه نبايد در مورد نكات مهم و ارزشمندي كه در گفتار ديگران وجود دارد، پيش داوري و يا نسنجيده قضاوت كنيم. بسيار اتفاق افتاده است كه با توجه به تجاربي كه قبلاً داشته ايم به سخنان شخصي گوش م يدهيم و فكر مي كنيم كه هيچ نكته ازنده و مفثدي در كلام او وجود ندارد. بنا بر اين به سخنانش توجهي نمي كنيم و تظاهر مي كنيم كه كاملاً حرفهايش را شنيده‌ايم.
براي مثال، دخترم تريسي اغلب زماني كه برايش در مورد مسائل مختلف زندگي پدرانه صحبت مي‌كنم، اين احساس را دارد. هر زمان كه احساس مي كند من سخنراني پدرانه‌ام را آغاز كرده‌ام، فوراً گوش دادن خود را متوقف مي كند. او پيش داوري مي كند كه من چه مي خواهم بگويم و سعي مي كند آن را از ديدگاه منفي بنگرد.
كودكان برخلاف بزرگسالان زماني كه از موضوعي لذت نمي برند، به وضوح احساسات خود را نشان مي دهند. زيرا آنها هنوز مهارت تظاهر كردن به بسياري از امور را نياموخته‌اند.
نكته قابل توجه اين است كه زماني كه به سخنان ديگران گوش نمي سپارم، در حقيقت روابط صميمانه و نزديك خود را با آنان از بين مي بريم و حال فرقي نمي كند كه دليل اين گوش ندادن چه مي باشد. چه به دليل تمركز و دقت بر افكار و عقايد خودمان، چه به دليل پيش داوري در مورد نكات مهم و ارزشمند سخنان ديگران و يا به دليل پايبندي به عقايد و افكار خودمان.
اما اگر براستي مي خواهيد شنونده خوبي باشيد، بايد اين تمايلات را رها كنيد و فكر خود را بر نكات ارزشمندي كه در گفتار ديگران نهفته است متمركز كنيد.
كليد ششم- نشانه هاي مشكلات را در سخنان افراد جستجو كنيد.
راز مهم ديگري براي خوب گوش سپردن اين است كه همواره به دنبال يافتن مشكلات و مصائبي باشيد كه در سخنان افراد وجود دارند.
متأسفانه اغلب مردم زماني كه با شما مشكلي دارند و ناراحت هستند و يا زماني كه قصد ندارند انتظارات شما را برآورده كنند، به شما مستقيماً نمي گويند. آنان اغلب از مطرح نمودن موضوع نگران و ناراحت هستند و يا مي خواهند از مواجهه و رويارويي اجتناب كنند. اما به نكته هايي در مورد ناراحتي و عصبانيت شان اشاره مي كنند. حتي گروهي نيز بر اين عقيده اند كه با شما بطور مستقيم ارتباط برقرار مي كنند. بنابراين زماني كه شما متوجه تكاتي كه اشاره مي كنند، نمي شويد آنها دليل مي آورند كه شما واقعاً تمايلي به گوش دادن نداريد و يا واقعاً توجهي به سخنان آنان نمي كنيد.
اين اصل اغلب در امور و روابط شخصي و اجتماعي مان ديده مي شود. در امور اجتماعي با افراد گوناگون ارتباط داريم. فروشنده اي ويژگيهاي شيء خاصي را برجسته مي سازد. پيمانكاري قول مي‌‌دهد كه در مدت زمان معيني خانه اي را برايمان برپا كند. دوستي كاري را به ما محول مي كند.
در روابط شخصي نيز زماني كه كاري را نادرست انجام داده ايم و يا در روابط مان با والدين خود قصور كرده ايم، ممكن است آنان نكات ظريفي را به ما گوشزد كنند. ممكن است آنان كاملاً واضح و مستقيماً اين موارد را بازگو نكنند اما انتظار دارند كه ما اشارات آنان را دريابيم، تعبير كنيم و روش اصلاحي را در كار و رفتارمان پيش بگيريم.
هر قدر كه شما بيشتر خود را براي يافتن اين نكات ظريف آماده كنيد، بهتر مي توانيد به مشكالات ديگران پي ببريد، درك ميزان تعهد وفاداري، اصالت شخصيت و صداقت افراد مهارت بسيار سودمندي است.
يادگيري چنين مهارتهايي مشكل نيست اما بايد تمرين نمود و كوشش فراواني را در اين زمينه به كار گرفت. گاهي حتي اگر اين نكات بطور واضح و آشكار گفته شوند، ممكن است شما به سختي به آنان پي ببريد زيرا حقيقتاً خواستار شنيدن آنها نيستند و ترجيح مي دهيد آنها را نشنويد.
كليد هفتم- با خوش بيني و مثبت گرايي به سخنان افراد گوش دهيد.
بسيار ياز افراد قرباني تفكرات و احساسات منفي خود مي شوند.زماني كه اين قبيل اشخاص با ديگران ارتباط برقر ار مي كنند، اين افكار منفي سر بر مي آورند و حتي ممكن است اين افراد تمايل داشته باشند كه ديگران اين تفكرات و احساسات منفي را تأييد كنند و با آنان همدلي نمايند.
اما شنونده خوب كسي است كه اگر چه فردي با بيان و كلمات منفي با او سخن مي گويد اما او به اين تفكرات منفي با ديد مثبت گوش فرا دهد. مثلاً ممكن است براي ابراز همدردي با شخص گوينده چنين بگويد: «اوه، خداي من! توفان خانه ات را خراب كرده و تمام دارايي ات از بين رفته است، غم بزرگي است اما خدا را شكر كه خودت هنوز زنده و سلامتي هستي.» و يا بگويد: «خداي من! اين واقعاً فجيع است اما نگران نباش پس از گذشت 6 ماه قطعاً فراموش خواهي كرد كه چنين اتفاقي افتاده است.»
شما مي توانيد با فرد مصبيت زاده‌اي كاملاً ارتباط برقرار كنيد و با او همدردي نماييد. اما همچنين مي‌توانيد با ديد مثبت و توجه به نقاط قوت و توانايي هاي دورني اش سخنانش را بشنويد و راهنمايي‌اش كنيد.
گاهي اوقات برخي از مردم شديداً به منفي گرايي تمايل دارند بطوري كه حتي خصلتهاي انساني خود را فراموش مي كنند. شما به عنوان يك شنونده خوب، مي توانيد با تدبير، در زمان مناسب و بطور كاملاً سنجيده‌اي خصوصيات مثبت و خوبشان را به آنان يادآوري كنيد.
زماني كه اصل وجودي مثبت و خوب فردي را تاييد و تصديق مي كنيد، اغلب او از اين حمايت شما قدرداني مي كند. بگذاريد مردم دريابند كه شما مي دانيد كه آنان تا چه اندازه در حوادث و شرايط حساس زندگي افرادي شجاع، متهور و با اراده هستند و در اين شرايط گوش سپردن به سخنان آنان كاري بس پرفايده است.
گاهي ممكن است برخي از افراد از اينكه شما استعدادهاي ارزشمند آنان را ذكر مي كنيد، خوشحال نشوند. اما اغلب آنان از اينكه شما به آنها اظهار عشق، محبت و حمايت كرده‌ايد، قدرداني مي كنند و از ديگران مي خواهند كه همواره شما را دوست بدارند. آنها احساس مي كنند كه شما با عمق وجودشان ارتباط برقرار كرده ايد و اين عمل شما را با ارزش مي دانند. حتي اگر به وضوح از شما تشكر و يا قدرداني نكنند.
علاوه بر اين زماني كه شما خود را عادت مي دهيد كه استعدادها و صفات خوب افراد را دريابيد، خصوصيات انساني خود را نيز تقويت مي كيند. بنابراين اگر بار ديگر خودتان گرفتار بدبيني شديد، قادر خواهيد بود با دقت بيشتر به خوش بيني و صفات خوب انساني خود رجوع كنيد.
و حال كه شما با اين 7 كليد طلايي آشنا شديد، بهتر است بدانيد كه فقط دانستن اينها سبب نمي شود كه شما آنها را به كار ببنديد. خدا مي داند من خود بارها اين 7 مورد مهم را فراموش كرده‌ام.
اما هر قدر بيشتر به اين نكات مهم مي انديشم و هر قدر كه بيشتر سعي مي كنم اين موارد را در زندگي ام بكار بندم، فكر مي كنم كه شنونده ماهرتري شده‌ام.
سعي كنيد همواره اين كليدهاي طلايي را بخاطر داشته باشيد و مهارت گوش دادن خود را تقويت كنيد. قطعاً روابط شخصي و اجتماعي تان روز به روز بهتر و مستحكم تر خواهد شد.

ARAM پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

شیوه برخورد با افراديکه شما را تحقير مي کنند

 


واکنش نشان دادن در مقابل افرادي که شما را خوار کرده و ارزش هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناک است. گاهي اوقات زخم هايي که اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممکن است تا ابد باقي بمانند.

شايد کمتر کسي باشد که در طول زنـدگي خود با افراد اين چنيني برخورد نکرده باشد. بهترين تکــنيک اين است که ياد بگيريم به جاي اينکه برخورد تند از خود نشان بدهيم، با آنها مدارا کنيم.


پیش فرض

بايد توجه داشته باشيد که افرادي که شما را تحقير مي کنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.

بايد بدانيد که يک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازنده اي کنند، اما هيچ گاه آنها را تحقير نمي کنند. برخي از افراد به طور کلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند چون:

- به دليل کمبودهايي که احساس مي کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سايرين جلوه بدهند تا به اين طريق بر تزلزل شخصيتي خود غلبه کنند.

- قبلاً کسي آنها را آزرده ساخته و چون توانايي مقابله با آن را نداشتند، با تحقير ديگران سعي مي کنند از موقعيت فعلي خود دفاع کند..

افرادي که به شدت شما را تحقير مي کنند با اين کار فقط ناراحتي، عدم موفقيت، و بي هدفي خود را در زندگي به نمايش مي گذارند و اين مشکل آنهاست نه شما. دانستن اين مطلب به شما کمک مي کند که راحت تر بتوانيد در کنار آنها به زندگي عادي خود ادامه دهيد و حرف هايشان را نشنيده بگيريد. اگر بدانيد که مشکل از طرف مقابل است نه شما، مي توانيد منطقي با مسائل برخورد کنيد و از حرف ها و کنايه هاي آنها شما را آزرده نخواهد کرد.

شايد فردي که داراي چنين خصوصياتي است يکي از نزديکان شما باشد و برايتان سخت باشد که بخواهيد از نظر عاطفي خودتان را از او جدا کنيد. هيچ نيازي به اين کار نيست، فقط سعي کنيد در بحث هايي که او راه مي اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشيد. قصد او اين است که کاري کند تا شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد. اين وظيفه شماست که به آنها اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي برخورد با افراد منفي نگر به قسمت: "طرز برخورد با افراد منفي گرا" مراجعه کنيد.

توضيحات و نکاتي در مورد افرادي که شما را تحقير مي کنند:

زمانيکه اينگونه افراد به شما حرفي مي زنند، در پاسخ به آنها، جواب هاي بي شماري به ذهن شما خطور مي کند. اگر چنين کاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته ايد و اين دقيقاً همان چيزي است که آنها انتظارش را مي کشند. آنها مي خواهند شما را عصباني کنند تا برخورد شديدي از خود نشان دهيد، آنها ميخواهند شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد و قصدشان تنها آزار دادن و آسيب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگي شان ميشويد، و در نهايت خودتان را آزار داده ايد. ممکن است بعداً به خاطر حرف هايي که در عصبانيت از دهانتان خارج شده پشيمان شويد. خوب در زمان بروز چنين حالتي چه کاري مي توان انجام داد؟ بهتر است يکي از موارد زير را امتحان کنيد:

زمانيکه احساس مي کنيد فردي با حالت تهاجمي با شما برخورد مي کند مي توانيد بگوييد: "ازت ممنونم اما فکر مي کنم بهتر است توصيه هايت را براي خودت نگه داري"

و يا: "خيلي سخاوتمندي ولي من نيازي به توصيه هاي تو ندارم"

همه اين مسائل به دليل خشم و نفرتي که در آنها وجود دارد، درست مي شود و شما هم مجبور نيستيد که بار مسئوليت زندگي آنها را به دوش بکشيد. شايد آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمي بدهند، اما اين "هديه" اي است که شما واقعاً نيازي به آن نداريد.

اگر به توصيه هاي آنها گوش کنيد و هديه هاي مسمومشان را قبول کنيد، با اين کار خشم و عصبانيت آنها را به به درون خود راه داده ايد. به خودتان اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. شما هيچ نيازي به اين هدايا نداريد، از کنار آنها عبور کنيد.


از پيشنهادت ممنونم

يکي ديگر از واکنش هاي مناسبي که در مقابل اين افراد مي توانيد از خود بروز دهيد اين است که به آنها بگوييد: "از پيشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه کار خود بپردازيد. با بيان اين عبارت شما در حقيقت به بحث پايان مي دهيد. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهيد و زمانيکه اين کار را انجام نمي دهيد، ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت.


ممنونم، شايد حق با تو باشه

"بايرن کيتي" در کتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم – آيا حقيقت دارد؟" معتقد است که بهترين واکنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيکه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها چيست. با اين کار هم عکس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده ايد.

ديگران تا زمانيکه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه کاري انجام داده ايد که او به خودش اجازه داده تا يک چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟

بايد ببينيد که چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عکس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.


اجازه دهيد بداند که چه احساسي داريد

اگر به فکر تلافي کردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي کنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد که نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين کار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيکه به نظريات من بي توجهي مي کني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان کنيد و منتظر واکنش آنها بشويد. بهتر است اين کار را زماني انجام دهيد که تک به تک با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذيت شما هستند.

اگر چنين بحثي در محيط کار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موکول کنيد، به عنوان مثال اگر يکي از همکارانتان به شما گفت: "من احساس مي کنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل کاري تمرکز کنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاري توجه کنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد"

با اين کار، آنها را متوجه مي کنيد که هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم کاملاً حرفه اي با آنها برخورد کرده ايد.


ساير نکاتي که در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:


شما نياز به تاييد ديگران نداريد

گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا که از آنها انتظار تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "کارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح کني تا کارت قوي تر شود؟" ممکن است ناراحت شويد، و به اين دليل که توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.

اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به کار بنديد.


راهي سريع براي ايجاد عزت نفس – به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد


آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟

در برخي شرايط، ممکن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيکه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين کاري را ندارد. اين امر به دليل تفکرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني که براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد که وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است.

در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض کنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد که او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يک چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال کنيد که آيا واقعاً همه چيز را آنطور که هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيکه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينکه داستان ذهني خودتان را وارد کار مي کنيد.


داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟


آيا منعکس کننده اعتقادات شماست؟

بايد توجه داشته باشيد که اگر خودتان احساس مي کنيد که فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي کنند که نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنيد که فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يک چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد که نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.


انعکاس دادن – کليد درک شخصي


نسبت به تحقيرهاي زيرکانه هشيار باشيد

زمانيکه صبر مي کنيد و به پيغام هايي که به طور روزانه دريافت مي کنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد که خيلي بيشتر از آن چيزي که تصور مي کرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است که دنيا پر است از انسان هايي که قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي که مي رويد، به هر کجا که نگاه مي کنيد، هر چيزي که در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي کنيد، و حتي تبليغاتي که مشاهده مي کنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند که تا زمانيکه از محصولات آنها استفاده نکنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد، به اندازه کافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند.

هيچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي کنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي که از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.


نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي که شما را تحقير مي کنند


زمانيکه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد که شما را خوار مي کنند، به ياد داشته باشيد:

1- با تحقير کردن متقابل، کارشان را تلافي نکنيد.

2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درک کنيد که دليل همه اين کارها، خشم و نفرتي است که وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن کنار بيايند نه شما.

3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يک "هديه" پيدا کنيد؟ مي توانيد به يکي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.

4- ممکن است برداشتي که از نظريات آنها مي کنيد کاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم کنيد.

5- نسبت به پيام هاي زيرکانه اي که ممکن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي که هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.

گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند که برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده کنيد، بهترين کار را انجام داده ايد.

ARAM پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

شیوه ی برخورد با افراد اعصاب خوردکن

به نام خداوندیکه نور اسمان ها و زمین است
سلام و درود
 ما همواره با افرادي در زندگي مواجه مي باشيم كـه درك كردن و مصاحبت با آنها تا حدودي دشوار است. ايـنـگـونـه افراد كه از ديد ما ممكن است غير عادي بـه نظر آيـنـد، در همه جا وجود دارند و ما مجبوريم  كه به نوعي با آنها كنار بياييم.
در زير به برخي از خصوصيات اين افراد اشاره ميكنيم:
1- آدم فضول: به زندگي همه سرك ميكشد - مانند يك نـگهـبـان سمج در امور ديگران مداخله مي كند - شايـعـه  پراكني ميكند.
2- هميشه مخالفت كننده: سـلـطه جـو - پرخاشگر - قلدر -  با همه چـيـز در ضـديـت ميباشد.
3- مردد: عـدم صـراحـت - تـصـمـيـم گـيري را به تعويق مي اندازد - مـسـايـل را نـاديـده ميگيرد.
4- هميشه شاكي: مدام شكوه و گلايه كرده اما هيچ كار مثبتي انجام نميدهد.
5- بدبين: منفي باف - منتقد - هميشه ميگويد:اين كار عملي نيست.
6- تـنبل: تـرسو است و از ريسك كردن واهمه دارد - بـي روح وخسته كننده اسـت - در برابر تغيير و تحول مقاومت مي كند.
7- عقل كل: مصمم و رقابت جو - تحميل كننده و از خود راضي - ديگران را احمق فرض ميكند.
8- تظاهر به خوبي: نـيـاز مـبرمي به توجه و مورد پذيرش قرار گرفـتـن از سوي ديگران دارد - در تنهايي فرد كاملا متفاوتي است - مقابل ديگران تظاهر به نجابت ميكند.
9- فضايي: در دنياي خودش زندگي مي كند - به مـحرك هـاي مـعمولي واكنش نشان نميدهد -متفاوت با ديگران - نا اميد كننده.
10- انفجاري: غير قابل پيشبيني - فرياد ميكشد و ديگران را مرعوب كرده و ايجاد تنش ميكند - بي احساس - عصبي و بدون كنترل.
11- سوء استفاده گر: ديگران را براي رسيدن به اهدافش فريب ميدهد - از مسئوليت طفره ميرود - با القاء احساس گناه، ديگران را متقاعد ميسازد.
12- زياد گريه كن: تـمايـل بـه گـريه و اخم - با بدخلقي، دمدمي مزاجي و بـر انگيختن احساس ترحم ديگران را كنترل مي كند - يا با سكـوت طـولاني مـدت بـه مـقـصـود خـود ميرسد - بي مسئوليت و زودرنج ميباشد - مانند كودكان رفتار ميكند.
13- قرباني شده: منفي ترين نگرش را به زندگي دارد - تمايل به دامن زدن به زيانها، بلاها و مشكلاتش دارد - احساسات منفي بسيار را به دوش ميكشد.
14- طعنه زن: هـميشه ديگران را تمـسخر كـرده و با سـخـنان نـيـشدار و طـعـنـه آمـيـز ديگران را تحقير ميكند.
اكنون براي مقابله با افراد مذكور از راهكارهاي ذيل بهره ببريد:
روشهاي برخورد با افراد مخل اعصاب
1- اعتماد بنفس خود را از دست ندهيد.
2- به خاطر داشته باشيد كه واكنش شديد تنها كارها را بغرنج تر و وخيم تر ميكند.
3- انتظارات واقع بينانه داشته باشيد. كاري از فرد نخواهيد كه قادر به انجامش نباشد.
4- از تـغيير دادن فرد خودداري ورزيد. بپذيريد كه قادر به تغيير دادن وي نمي بـاشـيـد امـا مي توانيد واكنش خود را نسبت به رفتار وي تغيير دهيد.
5- اجـازه نـدهيـد شـما را بـازي دهـد. مـمـكن است با بـرانـگيـخـتـن احـساس گـنـاه و يا مسئوليت از شما سوء استفاده كند. از بازيهاي احساسي وي بر حذر باشيد.
6- خود را برده او نكنيد. با خود صادق باشيد و بياموزيد كه چگونه   " نه" بگوييد.
7- روحـيـه و رويـه منـاسب خـود را حـفظ كنيد. حفظ آبرو و اعـتـبار از دشـوارتـريـن كـارهـا مي باشد. اجازه ندهيد خشم، نفرت و تلخكامي ريشه بدوانند.
8- بي درنگ با فرد مقابله كنيد. با به تعويق انداختن مقابله با فرد، تنها مسئله را وخيم تر ميگردانيد.
9- رحم و شفقت جوانمردانه اي را از خود نشان دهيد. اما براي مقابله با ديگران بايد به نكات زير نيز توجه كافي مبذول داريد:

1- مقابله شما در خلوت و خصوصي باشد نه در انظار عمومي.
2- به محض برخورد نامناسب با فرد مقابله كنيد. مقابله را به تاخير نيندازيد.
3- تنها در مورد يك موضوع در آن واحد بحث و گفتگو كنيد.
4- هنگامي كه نظر خود را بيان كرديد ديگر آن را مرتبا تكرار نكنيد.
5- تنها به رفتار فرد اشاره كنيد نه خود فرد.
6- از طعنه زدن بپرهيزيد.
7- از بكارگيري واژه هاي"هميشه" و "هيچ وقت" بپرهيزيد.
8- انتقاد خود را در قالب پيشنهاد و يا پرسش مطرح سازيد.
9- از آنكه با فرد مقابله كرده ايد پوزش نخواهيد.
10- تعريف و تمجيد را فراموش نكنيد.

ARAM پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

طرحهای بلند مدت راه حل مشکلات کلانشهرها مانند تهران

دولت با ارائه طرحهای بلند مدت و توزیع یکنواخت امکانات در سراسر کشور و ایجاد اشتغال از طریق بومی گرایی و امتیاز قائل شدن برای استخدام افراد بومی هر شهری و انتقال سهل وآسان برای افراد بومی هر شهر میتواند از مهاجرت افراد به تهران و شهرهای بزرگ جلوگیری نماید دولت اگر از همین حالا به فکر 20 سال آینده نباشد شهرهایی مانند تهران به حد انفجار خواهد رسید و با از دست رفتن منابع تهران دچار بحران شدید خواهد شد باید بمرور زمان افراد را تشویق به خارج شدن از کلانشهرها نماید و اگر امتیازاتی برای شهرهای کوچک قائل شود بیشتر از نیمی از شهروندان که بصورت فصلی مهاجرت میکنند از تهران بطور دائم خارج خواهند شد و این موجب بهبود معضل پیچیده ترافیک خواهد شد و همانطور که میبینیم بیشترین عمر ما در روز در ترافیک تلف میشودکه این مسئله ضرر هنگفتی به نیروی کار و انرژی وزمان میزند که دولت مردان ما در بیست سال گذشته پیش بینی چنین معضل بزرگی را نکرده بودند و اشکال دولت ما این است که به طور مقطعی تصمیم میگیرند و چون در زمان کوتاه از پس آن بر نمی آیند آنرا رها میکنند و با سخت کردن قانون رفاه را کمتر وکمتر می نمایند مثلا طرح ترافیک از نظر من نوعی تبعیض و تمیز دادن بین افراد دارای پارتی یا طبقه ثروتمند یا کارمندان دولت برای سریعتر رسیدن به محل کارشان بوده وهیچ تاثیری روی کاهش ترافیک یا آلودگی هوا نداشته بلکه با ایجاد ترافیک مضاعف دامنه آلودگی را به اطراف تهران کشانیده است و مردم را به چند ماشینی سوق داده است اگر دولت واقعا بفکر مردم بودجلوی شماره گذاری بی رویه در تهران را میگرفت ،جلوی ساخت وسازبیرویه را میگرفت ،تمام خودروها را مجبور به استفاده از گاز طبیعی میکرد ،جلوی مهاجرت بی رویه بسوی تهران را میگرفت وجلوی واسطه گری و شغلهای کاذب را میگرفت و... چون دولت ما بی توجه نسبت به رفاه مردم هستند و بدنبال کسب سود آنی هستندفقط با اعمال قوانین سخت تر کنترلی عمل کرده وبجای پرداختن به حل مسئله فقط صورت مسئله را تغییر میدهند.

ARAM چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

پانزده روش براي تاثير گذاري روی ديگران

بایدبگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت.افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار سرراست است. وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.

زمینه سازی کنید و برنامه بچینید
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:

1- می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.

2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.

بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.

راه های متقاعد کردن دیگران

1- اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.

2- نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.


3- خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.


4- هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.


5- منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.


6- به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.


7- از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.


8- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.

9- زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.


10- منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.


11- بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.


12- جالب و دلچسب باشید
وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.


13- معقول باشید
مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.


14- سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.


15- فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.

پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.

ARAM چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

شكرگزاري، راه رسيدن به آرامش

آنچنان در فكر و نگران هستيم كه اغلب فراموش مي‌كنيم براي ارزيابي مسيري كه تاكنون پيموده‌ايم، نيم نگاهي به گذشته بيندازيم.
آيا افرادي را مي‌شناسيد كه در ظاهر صاحب همه چيز هستند، شغل عالي، زندگي مرفه، منبع درآمد مكفي اما با اين‌حال، نگران و مضطربند و احساس خوشبختي نمي‌كنند؛ در حالي‌كه افراد ديگري را مي‌شناسيد كه حداقل در ظاهر چيز زيادي ندارند ولي با اين وجود، شاد و بشاش به‌نظر مي‌رسند؟آيا متوجه شده‌ايد كه روزانه چقدر به فكر كمبودها و كاستي‌هاي زندگي هستيم و يا مرتبا در ترس از دست دادن به سر مي‌بريم؛ كمبود حقيقي يا ترس از دست دادن زمان، منبع درآمد، پول، سلامتي، توانايي، مهارت و انرژي؟ مطمئن بودن يا احساس از دست دادن روابط، كنترل، انگيزه، لذت، حمايت، تسلط، موفقيت، اعتبار، اعتماد، اطمينان، عشق و قدرشناسي، همگي موضوعاتي هستند كه بخش عظيمي از گفت‌وگوها و افكار ما را به‌خود مشغول داشته‌اند.

زماني كه توجه‌مان مرتبا روي كاستي‌ها و كمبودها متمركز است، به‌خصوص هنگامي‌كه
به درست يا به غلط، احساس مي‌كنيم كه در مورد آن هيچ كاري از دستمان برنمي‌آيد، ارگانيسم بدن در برابر اين عجز و ناتواني، به‌صورت استرس واكنش نشان مي‌دهد. كاملا مشخص است كه ما همان چيزي خواهيم شد كه مرتبا به آن فكر مي‌كنيم و روي آن تمركز داريم.
تمركز روي نقص‌ها و كمبودها به‌خودي خود بد نيست و چه بسا همانند موتوري موجب حركت انسان شده و او را به عمل وامي‌دارد. اما زماني كه اين كمبود با حس عجز و ناتواني همراه شود، در آن صورت ارگانيسم بدن به‌صورت اضطراب و استرس از خود واكنش نشان مي‌دهد.

بنابراين تمريني به شما پيشنهاد مي‌شود كه اگر مرتبا آن‌را انجام دهيد، بدون شك مي‌توانيد وضعيت ذهني خود را بهبود ببخشيد، استرس و اضطرابتان را كاهش دهيد و چه بسا اين روش به شما كمك كند تا بهتر بخوابيد.
در اين تمرين كه بيش از 5 دقيقه به‌طول نمي‌انجامد، شما بايد به حس وفور نعمت وصل شويد و نعمت‌هاي بي‌شمار زندگي‌تان را جلوي چشمانتان بياوريد. زماني كه احساس مي‌كنيد سرشار از نعمت هستيد، اين حس سبب مي‌شود تا بتوانيد در زندگي شخصي و حرفه‌اي‌تان شكرگزاري را به‌جا آوريد. همه چيزها و همه افرادي كه برايتان ارزشمند هستند و سبب مي‌شوند تا شما از درون خود را غني احساس كنيد. براي انجام اين تمرين سؤالي كه بايد از خود بپرسيد اين است:

اگر واقعا مي‌خواستم شكرگزاري كنم، بابت چه چيزي در زندگي‌ام مي‌توانستم شاكر و حق‌شناس باشم؟
شما مي‌توانيد اين تمرين را صبح قبل از برخاستن از رختخواب، در هنگام اصلاح صورت يا دوش گرفتن، به هنگام پياده‌روي روزانه، ورزش كردن، درون اتومبيل هنگام رفتن سر كار، داخل مترو، در راه برگشت به خانه از اداره در آخر روز و لحظه رفتن به رختخواب، انجام دهيد.

• هر روز صبح وقتي از خواب بيدار مي‌شوم، روزم را با اين فكر شروع مي‌كنم كه، در اين جهان بيكران، وجود داشتن، نعمتي به تمام معناست و از اينكه مي‌توانم نفس بكشم، زندگي كنم، ذره درخشاني از زندگي باشم و هنوز يك روز براي زندگي كردن پيش رو دارم، شكرگزار هستم.

• سپس اين شانس را جلوي چشمانم مي‌آورم كه مي‌توانم از حواس پنجگانه‌ام بهره ببرم، مي‌توانم به زيبايي‌هاي طبيعت بنگرم، شاهكار هنري نقاشان بزرگ و خنده مردم را ببينم. به اين شانس مي‌انديشم كه مي‌توانم بوي غذاها و مطبوع‌ترين عطرها را حس كنم، مي‌توانم نور خورشيد، وزش باد و يا يك انسان را لمس كنم و نوازش آفتاب و باد را روي بدنم احساس كنم، مي‌توانم طعم خوراكي‌ها را بچشم، مي‌توانم به نواي موسيقي‌هاي مورد علاقه‌ام، به صداي كساني كه دوستشان دارم، صداي رودخانه و وزش باد گوش فرا دهم.

• سپس خدا را به خاطر سلامتي كه در وجودم قرار داده، به خاطر انرژي كه به من توان حركت مي‌دهد و اين امكان را مي‌دهد تا شروع به حركت كرده و كارهايم را انجام دهم، شكر مي‌گويم.

• و بعد به كساني كه دوستشان دارم فكر مي‌كنم، افرادي كه به من عشق مي‌ورزند و حضور آنها در زندگيم بركت بزرگي به‌شمار مي‌آيد. همسرم، فرزندانم، عروس و دامادم، نوه‌هايم، خانواده و دوستانم. زماني‌كه به آنها فكر مي‌كنم، صورتشان را به وضوح در ذهنم مجسم مي‌كنم يا سعي مي‌كنم محسنات‌شان را مد نظر آورم و از بركت وجود آنها در زندگيم، احساس كنم كه از نعمت و شانس بزرگي برخوردارم.

•سپس به خاطر مسافرت‌هايي كه تاكنون رفته‌ام شكرگزاري مي‌كنم و مكان‌هاي خاصي را كه طي سفرهايم ديده‌ام دوباره در ذهنم مرور مي‌كنم.

• به راحتي و آسايشي مي‌انديشم كه در زندگي روزانه از آن بهره‌مندم، به خانه‌ام كه در محيط گرم و صميمي‌اش مي‌توانم ملاقات‌هاي دلنشيني با فرزندان و دوستانم داشته باشم و اينكه از اين شانس برخوردارم كه نزديك محل سكونتم را طبيعت احاطه كرده است.

• و از اينكه مي‌توانم در كشوري زندگي كنم كه صلح و آرامش در آن حكمفرماست، از نعمت بزرگي برخوردارم و از اين بابت كه مي‌توانم توسط اينترنت به سهولت در كتابخانه‌هاي دنيا به اطلاعات نامحدودي دسترسي پيدا كنم و از اين طريق در مورد تمام مطالب مورد توجه و علاقه‌ام چيزهاي زيادي بياموزم، شكرگزار هستم. از امكانات شگفت انگيزي كه فناوري در خدمت من قرار مي‌دهد، قدرداني مي‌كنم.

• خدا را سپاس مي‌گويم براي آنكه به شغل مورد علاقه‌ام اشتغال دارم و به خاطر افرادي كه اين فرصت را برايم فراهم كرده‌اند تا در زندگي شخصي و از نظر شغلي پيشرفت كنم، به خاطر مهارت‌هايم و داشتن فرصت ملاقات با افراد جالب در زندگي شكرگزار هستم.
متوجه شده‌ايد كه طي 3 الي 5 دقيقه، بايد درونتان را سرشار از تمام چيزهايي كه در زندگي برايتان ارزشمند هستند كنيد. البته كمبودها و كاستي‌ها همواره وجود دارند و راحت‌تر از نعمت‌ها به ذهن راه مي‌يابند. اما در لحظاتي كه به نكات مثبت زندگي خود فكر مي‌كنيد، جايي براي نكات منفي در ذهن وجود ندارد.

ARAM چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

انفجارهاي خورشيدي و تاثير آن بر زمين‏

        طي ميليون‏ها سال حيات كره زمين، خورشيد سرچشمه نور و گرماي آن بوده

وبدون توقف روزي پس از روز ديگر درآسمان زمين نمايان شده است، اما رفتار اين گوي عظيم و سوزان آنقدرها هم يكنواخت نيست و همواره در حال تغيير است‏يكي از عجايب خورشيد لكه‏هاي سطح اين لكه‏ها نمايانگر فعاليت‏هاي ويژه بعد مغناطيسي واكنشهاي حرارتي و توليد امواج بوده و هنوز هم بسيار از نكات درباره آنهانامعلوم است.لكه‏هاي خورشيدي به صورت دوره‏اي و هر10 تا12 سال فعال مي‏شوند و امسال يكي از اين دوره‏ها بود. در اين دوره‏هاي چند ماهه حداكثر فعاليت، انفجارهاي عظيم در سطح خورشيد رخ داده كه زبانه‏هاي آنها به چندين هزار كيلومتر مي‏رسد.پس از هر انفجار بزرگ تشعشعات مختلف و همچنين موجهاي مغناطيسي به تمام جهات از جمله به سمت زمين سرازير مي‏شوند. در اين فرايند، ابتدا امواج طيف پرتو ايكس به زمين مي‏رسند)در عرض چند دقيقه (كه باعث اختلالات راديويي در عرضهاي جغرافيايي شمالي در نيمه روشن زمين)بخشهايي كه در آنها روز است (مي‏شوند، اما اثر ديررس انفجار از نوع مغناطيسي از نوع مغناطيسي بوده و موج آنها چند ساعت بعد به زمين مي‏رسد. بر اثر تداخل اين ميدان مغناطيسي با ميدان مغناطيسي خود زمين و همچنين چرخش كره خاكي به دور خود، زمين به مانند يك مولد جريان برق عمل مي‏كند و در سراسر آن از ماهواره‏ها و فرستنده‏هاي تلويزيوني گرفته تا دكلهاي انتقال نيرو و لوله‏هاي آب جريان برق ايجاد مي‏شود.الكتريسته ايجاد شده ضعيفتر از آن است كه توسط انسان حس از آن است كه توسط انسان حس شود، اما باعث اشكال در دستگاه‏هاي الكترونيك و مخابراتي مي‏شود. اثر ديگر موج مغناطيسي مربوط به شفق قطبي است به طور معمول در نزديك قطبها كه ميدان مغناطيسي زمين بسيار قوي است، به علت ايجاد بار الكتريكي و يونيزه شدن ملكول‏هاي گازهاي جوي اين گازها از خود نور تابيده و نوارهاي روشني در آسمان ايجاد مي‏كنند، اما به دنبال انفجارهاي خورشيدي اين پديده)شفق (حتي در نواحي دورتر از قطبها هم مشاهده مي‏شود.گفتني است انفجارهاي خورشدي از بهترين فرصت‏ها براي تحقيق و بررسي اين همسايه كيهاني ما هستند

ARAM چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ادامه ادامه مطلب

به تغيير خود بينديشيم نه ديگران

 وقتي نزديكان شما كاري انجام مي دهند كه دلخواه شما نيست يا از انجام دادن كارهاي دلخواه شما امتناع مي كنند، با آنها تعارض و اختلاف پيدا مي كنيد. همة ما گاه وسوسه مي شويم كه با اجتناب كردن به تعارضات واكنش نشان دهيم. براي برخي افراد، آسان تر است كه تسليم شوند و از مشاجره اجتناب كنند. اين كار به طور موقت اضطراب را كاهش مي دهد، اما در دراز مدت به تنش بيشتر مي انجامد. زيرا ما هرگز نمي دانيم كه تا چه زماني تعارضات با ما خواهند بود. براي برخي ديگر از افراد، ساده تر اين است كه به جاى راه حل دروني سعي كنند طرف مقابل را تغيير دهند. اين افراد تصور مي كنند اگر احساس و ذهنيت يا رفتار طرف مقابل را تغيير دهند، تعارض از بين مي رود و اوضاع بهبود مي يابد. اما چنين نگرشي معمولاً به راه حل اجباري، احساس فشار و احساس گناه منجر مي شود. انتخاب هر كدام از اين راه حل ها، موضوع چالش برانگيزي است كه روابط بين فردي را تحت تأثير قرار مي دهد. راهكارهاي زير مي توانند در اين زمينه به شما كمك كنند.

گام 1: همزمان، به نقاط مثبت و منفي طرف مقابل

توجه كنيد

به هنگام تعارض با ديگري، هر چه بيشتر طرف مقابل را آرماني (خوب مطلق) يا بي ارزش(بدمطلق) كنيد، بيشتر احساس آشفتگي مي كنيد. اگر طرف مقابل را آرماني چطور اين فرد دوست داشتني، با من چنين رفتاري » : كنيد، با خود فكر مي كنيد به اين ترتيب .« من چه اشتباه بزرگي مرتكب شدم كه او را از خود رنجاندم » ،«؟ كرد كل شخصيت خود را زير سؤال مي بريد و خود را تمام و كمال مقصر مي دانيد. در صورتي كه طرف مقابل را كاملا بي ارزش كنيد، فكر مي كنيد كه تعامل با چنين فردي، غيرقابل تحمل است. تجارب خوبي را كه با او داشتيد كاملاً فراموش مي كنيد و به طور كلي او را فاقد ارزش مي دانيد. اما بايد بدانيد حقيقت همواره چيزي بين اين دو موضع است! به خود بگوييد كه در حد فاصل سفيد و سياه، رنگي به نام خاكستري وجود دارد. اگر سعي كنيد ويژگي هاي مثبت و منفي طرف مقابل را هم زمان در نظر بگيريد و به واقعيت توجه كنيد، كمتر احساس خشم مي كنيد و نقش قرباني به خود نمي گيريد.

گام 2: از آنچه به ديگري نسبت مي دهيد، آگاه باشيد

ديدگاه ما نسبت به ديگران، همواره تركيبي از دو مورد است. 1) انتظارات آرمانى ما از ديگران 2) شخصيت واقعي آنها. تصورات قالبي ما، تجارب گذشته، انتظارات، احساسات و بينش نسبت به همة اينها، نيازهاي ما و نسبت دادن آنها به ديگران باعث مي شود تصويري از آنها در ذهن ما شكل گيرد. اين مكانيسم، فرآيندى روانشناختي است كه فرافكني ناميده مي شود. فرافكني يكي از مكانيسم هاي متداولي است كه از طريق آن، شخص انديشه ها و افكار غيرقابل پذيرش و يا تمايلات دروني و ناخودآگاه خويش و همچنين تقصيرها و اشتباهات خود را به ديگري نسبت مي دهد. در فرافكني، فرد ديگران را علت رفتار و اعمال خود قلمداد مي كند و چون ديگري علت و منشأ رفتار تلقي مي شود، فرد لزومي نمي بيند كه خود را تغيير دهد. چنين فردي پيوسته از ديگران به خاطر دارا بودن خصوصيات منفي انتقاد مي كند، در حالي كه اين خصوصيات در واقع نقاط ضعف خود اوست. لازم به يادآوري است كه فرايند فرافكني، يكي از تظاهرات قديمي و متداول روان انسان است كه از زمان هاي بسيار قديم شناخته شده بوده است. ضرب المثل قديمي تعبيري از همين مكانيسم است. مثال ديگر « كافر همه را به كيش خود پندارد » دانشجويي است كه در امتحان مردود شده و عدم موفقيت خود را بيرونى مي كند و مي گويد كه امتحان مبهم و مشكل بوده يا استاد غرض شخصي داشته است. همه ما گاهي ممكن است تحت فشار احساسات غيرقابل قبول، به اين مكانيسم متوسل شويم، اما افرادي كه به طور افراطي از اين مكانيسم استفاده مي كنند، حقيقت خارجي را كاملاً تحريف و سوء تعبير مي كنند. زماني كه رفتار طرف مقابل باعث يادآوري بدرفتاري هاى گذشته مى شود، فوراً تجارب و انتظارات گذشته را به طرف مقابل فرافكني مي كنيم و منتظريم تا وي تصور منفي موجود در ذهن ما را تكميل كند و ما نقش قرباني را به خود بگيريم. اگر سعي كنيد در تعامل با ديگران اين مكانيسم را تشخيص دهيد و به جاي سرزنش ديگران مسئوليت رفتارتان را بپذيريد، كمتر احساس خشم مي كنيد و رفتار طرف مقابل را واقع بينانه تر ارزيابي مي كنيد و راحت تر مي توانيد او را ببخشيد.

گام 3: حقوق و مرزهاي خود را تعيين كنيد

بهترين روش براي شناخت خود اين است كه نسبت به احساسات و نيازهاي خود، قضاوت ارزشي نداشته باشيد. شما در مقام يك انسان مي توانيد طيفي از احساسات و نيازها را داشته باشيد و صرف داشتن اين احساسات و نيازها، از لحاظ اخلاقي خوب يا بد و درست يا نادرست نيست. بنابراين در اين زمينه با خود روراست باشيد. دربارة خوب يا بد بودن هيجانات خود سؤال نكنيد و به جاي آن توجه خود را به ارضاي نيازهاي خود بدون صدمه زدن به ديگران متمركز كنيد. البته اگر بخواهيد به فكر نيازهاي خود باشيد مسلماً با ديگران دچار تعارض و تضاد خواهيد شد. ممكن است احساس و خواست واقعي من چيست؟، » ،«؟ آيا بايد منطقي باشم »: از خود بپرسيد اين كار باعث خشنودي و رضايت من است يا ينكه صرفاً براي اجتناب از تعارض » «؟ اين كار را انجام مي دهم بايد بياموزيد اخمها و انتقاداتي را كه در نتيجه امتناع از پذيرفتن خواست ديگران مي بينيد، تحمل كنيد. البته تسليم شدن و عدم جرأتمندي راحت تر است، چون روشي است كه با كمترين مخالفت همراه است . اما وقتي به عدم جرأتمندي عادت كنيد، بررسي راه حل هاي ديگر براي شما دشوار خواهد بود. جرأتمندي يعني دفاع از حقوق خود و بيان افكار و احساسات خود به شيوة مستقيم، صادقانه و مناسب. از آنجا كه جرأت ورزي مستلزم تدبير و مذاكره است، لازم است انعطاف پذير باشيد. هر چند ممكن است هميشه به تمامي خواست هاي خود نرسيد، نظر به اينكه افراد ديگر نيز خواست ها و نيازهايي دارند، جرأت ورزي بهترين روش براي دست يافتن به روابط بين فردي رضايت بخش است.

گام 4: منتظر و پذيراي مقاومت و جبهه گيري

طرف مقابل باشيد

زماني كه جرأتمندانه رفتار مي كنيد، اغلب اوقات با مقاومت طرف مقابل رو به رو مي شويد. در چنين مواقعي ممكن است به رفتار و واكنش طرف مقابل اعتراض كنيد. اعتراض در واقع نوعي انكار است. به عبارت ديگر با اعتراض كردن به واكنش به .« باور نمي كنم كه چنين رفتاري از تو سر بزند » طرف مقابل، مي گوييد كه اين ترتيب، حقوق طرف مقابل را ناديده مي گيريد و به وي اجازه نمي دهيد آزادانه احساساتش را ابراز كند. در نتيجه مقاومت وي تشديد مي شود و شما بيشتر احساس قرباني شدن مي كنيد. بپذيريد كه ديگران با نظر شما مخالفت كنند يا احساسات متفاوتي داشته باشند. تحمل تفاوت هاي بين فردي، در واقع احترام به احساسات و نگرش هاي ديگران است.

گام 5: به خودتان اعتماد كنيد

به احساسات واقعي خود توجه كنيد و آنها را ناديده نگيريد. با انكار احساسات و نيازهاي خود، در واقع از شخصيت واقعي خود مي گريزيد. شما در مقام يك انسان حق داريد نسبت به برخي مسائل، احساسات منفي از قبيل خشم، نفرت و ترس را ابراز كنيد. براي احساسات و هيجانات خود ارزش قائل شويد و با تجارب هيجاني خود آشتي كنيد. اعتماد به دنياي درونى به امنيت رواني بيشتر مى انجامد.

جستجوي شادماني، زندگي موفق و دوري از رنج خواستة هر انساني است، اما در دنيايي كه فقر، بيماري، تبعيض، فقدان، جنگ، درد و ناراحتي به شكل هاي مختلف خودنمايي مي كند، چگونه مي توان احساس شادماني و موفقيت كرد؟ چگونه مي توان دور از رنج ماند و زندگى با كيفيتي داشت؟ بسياري از روان شناسان، جامعه شناسان و متفكران معتقدند كه ريشة بيشتر  ناخرسندي هاي انسان از درك ضعيف او از معناى وجودي و هدف غايي زندگي ناشي مي شود. ميزان درك انسان از چرايي زندگي و علت وجودي خودش، سهم به سزايي در ميزان شادماني، احساس موفقيت و تحمل رنج دارد. به عبارت ديگر، شادي هر انساني با نوع نگاه او به زندگي آميخته است. در تعريف شادمانى و موفقيت، سلسله مراتبي مطرح شده است، كه با توجه به ويژگي هاي هر سطح، مفهوم شادماني و موفقيت تعاريف متفاوتى خواهد داشت. نكته جالب توجه اين است كه اين مفاهيم در هر چهار سطح براي انسان لازم و مفيد و براي سلامت جسماني و رواني او ضروري است. به عبارت ديگر، سطوح پايين تر شادماني و موفقيت نيز در نوع خود مهم اند و نبايد ناديده گرفته يا كم اهميت شمرده شوند؛ اما نكتة مهم اين است كه دورنماي عميق تري نسبت به مفهوم شادماني و موفقيت پيدا كنيم و اجازه دهيم سطوح پايين تر پله اي براي رسيدن به سطوح بالاتر باشند، ولي راهنما و كنترل كنندة سطوح بالاتر نباشند. اكنون با سلسله مراتب شادماني وموفقيت آشنا مي شويم:

شادماني و موفقيت در سطح اول

شادماني در سطح اول به واسطة ارضاي نيازهاي جسماني و مادي حاصل مي شود. براي مثال خوردن يك غذاي خوشمزه يا خريد يك اتومبيل گران قیمت. شادماني در اين سطح لازم است و به حفظ سلامت جسماني، رواني، ادامة زندگي و رفاه مي انجامد. اگر تنها دليل شادماني يك فرد جستجوي لذت هاي جسماني و مادي باشد، به سرعت احساس شادماني را از دست خواهد داد، چرا كه شادماني حاصل شده از اين طريق، يك باره ايجاد مي گردد و سپس اثر آن به سرعت از بين مي رود. به عبارتي اين نوع شادي كم عمق و ناپايدار است. از آنجا كه اين لذت فقط متوجة خود ماست و به ما اجازه نمي دهد به كسي جز خودمان بينديشيم، يك باره متوجه مي شويم كه در حال انباشتن و اندوختن هستيم و تسليم لذت هاي جسماني و مادي شده ايم. پيامد اين سبك زندگي، كسالت، تنهايي و نگراني براي از دست دادن اندوخته ها يا دست نيافتن به خواست هاست. بدين ترتيب احساس خود ارزشمندي ضعيف و ضعيف تر شده و فرد به سمت بحران كشيده مي شود. زيرا انسان اصولاً براي چيزهاي عميق تر آفريده شده است و بايستي پس از رسيدن به برخي نيازها و خواست هاي جسماني و مادي به دنبال هدف هايي فراتر باشد. در اين سطح موفقيت به معناي داشتن چيزهاي زيبا و راحت و آسوده زندگي كردن است، البته داشتن چيزهاي خوب و زندگي در آسايش و رفاه هيچ اشكالي ندارد، اما اگر فرد به اين سطح بسنده كند و تنها براي رسيدن به نيازهاي اين سطح احساس خوشحالي و موفقيت نمايد، باور مي كند كه موفقيت برابر است با داشتن لباس هاي گرانبها، رانندگي با اتومبيل پرسرعت، زندگي در خانة پرزرق و برق و خوردن غذاهاي متنوع و خوشمزه. با اين نگاه و چنين تحليلي از موفقيت هرگز نمي توان قبول كرد كه يك انسان فقير هم مي تواند موفق باشد و در نتيجه چيزهايي نظير ارزش و اهميت خانواده، دوستي، تحصيل، اجتماع و ايمان از ياد خواهد رفت.

شادماني و موفقيت در سطح دوم

شادماني در اين سطح ارضاي منطقي تر نيازهاست. اين نيازها به صورت ميل به بهتر شدن ، موفق بودن، باعث شگفتي ديگران شدن، محبوب و قدرتمند شدن  بي ترديد اينها اميال بدي نيستند و حركت به سمت آنها مي تواند مفيد باشد، زيرا مهارت هاي بيشتري را طلب مي كند. براي مثال شما به عنوان يك دانشجو، اگر بخواهيد در كلاس موفق باشيد ممكن است در رقابت سالم با دوستانتان شركت كنيد و اين امر موجب پيشرفت شما در تحصيل شود. پس شادماني با اين هدف تناقضي ندارد و حتي آن را تأييد مي كند. اما مشكل در اين سطح، زماني آغاز مي شود كه اين مرحله پايان راه شادماني تلقى شود و همة فكر و تلاش فرد صرفاً بر موضوع برنده شدن متمركز شود. با اين نگاه اگر شما به نمرات دلخواه خود دست پيدا كنيد و نسبت به سايرين احساس برترى كنيد، ديگر چيزي براي خوشحال بودن نخواهيد داشت. از طرفي اگر نخواهد بود، « شاد » ، فرد تمام شادماني خود را در گرو نتايج، قياس ها و قضاوت ها بداند زندگي مي كند؛ « از دست دادن » زيرا همواره نسبت به ديگران مظنون بوده و با هراس نسبت به افرادي كه از او بهترند خشم و انزجار دارد؛ نسبت به افراد پايين تر احساس تحقير و اهانت دارد؛ پنهان كاري مي كند؛ احساس پوچي، خشم، اضطراب و پرخاشگري پنهان، حسادت و حرص زياد براي بيشتر جلوه كردن دارد و در درون احساس حقارت و تحقير مي كند. خلاصه آن كه اگر همة شادماني فرد در گرو مؤلفه هاي سطح دوم باشد در نهايت بحران در انتظار اوخواهد بود.

موفقيت در اين سطح، با برنده بودن، قدرت و كنترل داشتن، دست يابي به هدف ها و محبوبيت در ميان ديگران برابري مي كند. خواستن موارد فوق به خودي خود هيچ مشكلي ندارد، مثلاً كسي كه هنرپيشة معروف سينما، ورزشكار محبوب، متخصص يا دانشجويي نمونه است، مي تواند احساس موفقيت را تجربه كند اما اگر حصول به اين

موقعيت ها موجب شود كه فرد خود را بسيار برتر از ديگران ببيند، و رمز موفقيت خود را در برتري داشتن خلاصه كند، اين طرز تفكر موجب مي شود كه سعي كند از ديگران بهتر باشد و به ديگران نشان دهد كه توانمندتر از آنان است. چنين نگاهي دنيا را به كابوسي از شك، حسادت و ترس از دست دادن تبديل مي كند و تغيير اين موقعيت مي تواند طعم موفقيت را به طور كلي از بين ببرد.

همة ما نياز داريم ضمن رسيدن به موقعيت هايي نظير آنچه گفته شد در جستجوي شادماني و موفقيت عميق تر و پرمعناتري باشيم كه در سطح سوم نمودار مي شود .

شادمانى و موفقيت در سطح سوم

شادماني در سطح سوم تعهد داشتن به ديگران و تعامل و ارتباط مثبت با ديگران است، اين مقطع نوعي از شادماني است كه از تلاش براي ساختن دنيايي بهتر ناشي مي شود و ايجاد تغييرات مثبت از طريق فداكاري هاي كوچك و بزرگ آن را تقويت مي كند. اين امر مي تواند از طريق پيوند داشتن با يك مؤسسة خيريه براي كمك به افراد نيازمند و آسيب ديده، مراقبت از خانواده و دوستان، انجام يك حركت مثبت براي يك انسان، گفتن يك جملة زيبا و اميدبخش به يك انسان بي پناه و مانند آن تحقق يابد. در اين سطح انسان در جستجوي حقيقت، عشق، مساوات، صلح و اتحاد است. اين سطح از شادماني از سطح دوم فراتر مي رود، زيرا در جهان تأثير گذارتر است و ماندگارتر. اما اگر انسان همة شادماني خود را در گرو عشق، مساوات، صلح، اتحاد بي نقص و كامل ببيند و خود را به طور مطلق مسئول همة اين موارد بداند دچار نااميدي، يأس و نابودي آرمان ها، دور شدن از آرزوها و انتظارات مي شود و احساس شادماني نمي كند چرا كه هيچ انساني كامل نيست و على رغم سخت كوشي بسيار نمي تواند كمال را به ارمغان آورد. اگر شادي در سطح سوم به معناي انجام يك كار مثبت در دنيا باشد،

موفقيت در اين سطح زماني حاصل مي شود كه كارمفيدي براي كسي انجام شود. فردي كه اين گونه مي انديشد اعتقاد دارد كه حتي اگر پول زيادي به دست آورد يا نسبت به ديگران متمايز و شاخص باشد، زماني موفق خواهد بود كه بتواند با دوستان نيازمند وقت بگذراند، پاي صحبت اعضاي خانواده اي كه دچار مشكل اند بنشيند، به يك دوست تنها نامه اي بنويسد يا موجب آسايش انساني بشود كه در سختي بوده است. اين سطح به فرد اجازه مي دهد تا با ديگران همكاري كند و با شاد شدن آنها شاد شده و احساس موفقيت كند. اين سطح بايستي فرد را براي سطح چهارم آماده كند، در غير اين صورت قهرمان شدن اهميت زيادي پيدا خواهد كرد و شخص فكر مي كند مجبور به نجات دنيا بوده و بايد خود را وقف انسان ها كند تا احساس موفقيت نمايد. تمركز زياد در اين سطح فرد را به سطح دوم باز مي گرداند. ارزيابي وي را دربارة موفقيت به مواردي از قبيل تهية خانه براي همه نيازمندان و برقراري عدالت وابسته مي سازد و بالاخره احساس مسئوليت زياد براي دنيا، او را آسيب پذير و ضعيف مي سازد.

شادماني و موفقيت در سطح چهارم

شادماني در اين سطح از طريق ايمان به قدرت خداوند حاصل مي شود و فرد ايمان دارد كه خداوند خواست هاي او را به شكلي هدايت مي كند كه در نهايت شادماني دروني را تجربه كند. اين سطح از ساير سطوح عميق تر و پردوام تر است چرا كه با اعتماد كامل و تسليم در برابر رضايت خداوند همراه است. اين بدان معناست كه اعتقاد داشته باشيم خداوند، هميشه بهترين ها را براي ما مي خواهد و توانايي جاوداني براي كامل كردن همة ما را دارد. با اين نگاه انسان براي رسيدن به هدف ها و خواسته هايش پر شور و علاقمند تلاش مي كند پايدار و صبور حركت مى كند و با ايمان و توكل به خداوند دست آوردهاي ظاهري را تنها ملاك شادماني خود نمي سازد. اگر شادماني در اين سطح با ايمان و توكل به خداوند حاصل شود، موفقيت در اين سطح نشأت گرفته از قدرت لايزال الهي است. با اين ديدگاه، فرد به اين ادراك مي رسد كه خداوند چيزهاي خوب را براي كل عالم آفريده است و او تنها كسي است كه مي تواند به عهد خويش درباره انسان وفا كند، در اين سطح فرد مي داند كه نمي تواند يك باره نجات دهنده همه انسان ها باشد، بنابراين ضمن تلاش خالصانه اش هر چه بيشتر تسليم خداوند مي شود و به او اعتماد مي كند، پس هرگز نااميد نمي شود و حتي در شكست هاي ظاهري زندگي نكته هاي مثبت پنهاني را مي يابد و موفقيت را پيش بيني مي كند. اعتماد كامل به خداوند و ايمان به تدابير او موجب مي شود كه فرد استوار وثابت قدم گام بردارد وحتي در هنگام شكست، نا اميد و مأيوس نباشد. توجه به اين نكته ضرورى است كه مفهوم شادمانى و موفقيت در سطح چهارم هرگز با سكون و ايستايى برابر نيست بلكه حركت، تلاش و اشتياق فراوان در كنار توكل به خداوند را مى طلبد. همچنان كه پيشتر اشاره شد، همة اين سطوح براي انسان لازم است. اما نبايد در هيچ يك از اين سطوح غرق شد. به علاوه؛ سطوح بالاتر نبايد در كنترل سطوح پايين تر باشند. براي مثال اگر شادماني در سطح سوم كه همان ارتباط و تعامل مثبت با ديگران است با سطح دوم كه ميل به موفقيت و برتري طلبي است هدايت شود، فرد به بي راهه كشيده مي شود و هدف فرد از انجام يك كار خوب براي ديگران به سمت قهرمان شدن نزدديگران و مطرح كردن خود منحرف مي شود.

ARAM سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

طالع بيني بر اساس عدد تولد

مقدمه

انسان در طول اعصار گذشته با مطالعات مختلفي از قبيل طالع‌بيني (Astrology)، كف‌بيني (Palmistry)، عدد شناسي (Numerology)، ‌آي‌چينگ (I Ching)[1] و خيره شدن به گوي بلورين (Crystal ball gazing) تلاش كرده است تا آينده افراد يا ملل را پيش‌بيني كند. در اين علوم سعي مي‌شود عوامل تأثيرگذار در اتفاقات آينده تعيين شوند. سپس با مطالعه اين عوامل، پيش‌بيني صورت مي‌گيرد. اين مطالعات به علوم رمزي (Occult Sciences) مشهور هستند. بر خلاف علوم مدرن كه در آنها از معيارهاي دقيقي استفاده مي‌شود، اين علوم صرفاً بر اساس تجربيات بشر در طول تاريخ حاصل شده است. شايد علت انتخاب اين نام (علوم رمزي) همين مسئله باشد، زيرا هيچكدام از قوانين علمي نمي‌توانند توجيه مشخصي براي اينگونه پديده‌ها پيدا كنند و همين امر باعث مي‌شود كه مرموز به نظر برسند. پرسشي كه منتقدان اين نوع مطالعات مطرح مي‌كنند اين است كه آيا اين علوم بر اساس قوانين علمي هستند و آيا يافته‌ها و نتايج بدست آمده در اينگونه مطالعات را مي‌توان با اصول علمي توجيه كرد يا خير.

امروزه اشخاص به اصطلاح عقل‌گرا فشار زيادي روي طالع‌بينان وارد مي‌كنند و از آنها مي‌خواهند ثابت كنند كه طالع‌بيني در زمره علوم قرار مي‌گيرد. بسياري از مخالفان علوم رمزي به صورت عميق در اين زمينه مطالعه نكرده‌اند و علت مخالفت آنها نيز به همين دليل است. اگرچه بشر در زمينه علوم مدرن به دستاوردهاي بسيار مهمي نظير سفر به كره ماه و توليد مثل ژنتيكي رسيده است، ولي اكثر دانشمندان قوانين اصلي و تأثيرگذار در زندگي انسان را ناديده گرفته‌اند.

واقعاً بي‌انصافي است اگر تسلط و مهارت نياكانمان در قرن‌ها پيش به طالع‌بيني و موضوعاتي از اين قبيل را انكار كنيم. فراموش نكنيم آنها در عصري زندگي مي‌كردند كه اينهمه پيشرفت‌هاي علمي وجود نداشت و حتي در دنياي مدرن امروز، كشفيات آنها مورد ستايش همگان قرار مي‌گيرد. جاي شگفتي است كه آنها چگونه به اين موفقيت چشمگير دست يافته‌اند به طوري كه گذشت زمان نتوانسته است آن را كمرنگ سازد. ولي عيب نياكان ما اين بوده كه دانش خود را محرمانه نزد خود حفظ مي‌كردند و آن را به مردم عادي فاش نمي‌كردند. به عبارت ديگر، فرآيند انتقال دانش به صورت ناقص انجام مي‌شد. در نتيجه با گذشت زمان كمالات آنها به دست فراموشي سپرده شد و حقايقي كه كشف كرده بودند زير غباري از خرافه پرستي مدفون شد. نمونه بارز اين مسئله، تلاش‌هايي است كه نابغه‌اي با نام فيثاغورث در دوران باستان انجام داد. او در شهر كروتونا (Crotona) مركزي براي مطالعات مربوط به علوم رمزي ايجاد كرد. اشخاصي كه در اين مركز به تحقيق و تحصيل علم مي‌پرداختند سوگند مي‌خوردند كه دانش خود را آشكار نكنند و آن را سري بدانند. عامل مهم ديگري كه تأثير زيادي در كاهش اعتقاد مردم به طالع‌بيني، كف‌بيني و عدد شناسي داشته است نبودن شواهد علمي و آماري كافي براي ثبت نظريه‌ها و فرضيات اين علوم بوده است. بزرگترين مانع در راه شناخت و پذيرش اين دانش، اشخاص سودجويي بودند كه به اين علوم مسلط مي‌شدند تا از آن سوء استفاده كنند و اين مسئله باعث بي اعتبار شدن اين علم شد.

هزاران سال است كه طالع‌بيني، كف‌بيني و عدد شناسي در تمامي كشورهاي جهان به كار گرفته مي‌شود و حتي ستارگان تابناك آسمان دانش از قبيل سير اسحاق نيوتون در لحظات بحراني زندگي خود دست به دامان طالع‌بينان مي‌شدند و از آنها ياري مي خواستند.

حتي پادشاهان بزرگ قبل از تصميمات مهم و تاريخي مثل جنگ يا ساختن كاخ با طالع‌بينان، كف‌بينان و عارفان مشاوره مي‌كردند. البته تاريخ نشان مي‌دهد آنها خودشان نيز به مطالعه در اين زمينه‌ها علاقه نشان مي‌دادند. اگر صفحات تاريخ را ورق بزنيم مشاهده مي‌كنيم حتي برجسته‌ترين رهبران سياسي كه سرنوشت ملت‌ها به دستانشان بوده است از توصيه طالع‌بينان استفاده مي‌كردند. مثلاً يكي از امپراطور‌هاي روم با نام ژوليوس سزار (Julius Caesar) تبحر زيادي به كف‌بيني داشت. فاتح خستگي ناپذير، ناپلئون بناپارت يكي از معتقدان پر و پا قرص كف‌بيني بود. او مي‌گويد: شايد صورت بتواند فريب دهد، ولي دست راست مي‌گويد. همچنين در تاريخ آمده كه يكي از عدد شناسان به او توصيه كرد املاي نامش را تغيير دهد و ناپلئون نيز همين كار را انجام داد.

عليرغم قدمت زياد و بي‌نظير اين مطالعات، هرگز جزء موضوعات علمي قرار نگرفته‌اند و معمولاً به آنها علوم تجربي (Empirical Sciences) گفته مي‌شود. به نظر خودم، با هر تجربه‌اي كه انسان كسب مي‌كند، دانشي توليد مي‌شود و اين دانش در زندگي روزمره مفيد است. طالع‌بيني، كف‌بيني و عدد شناسي پايه‌هاي اصلي دانش تجربي را تشكيل مي‌دهند. اگرچه اين سه زمينه دانش ويژگي‌هاي لازم براي قرار گرفتن در زمره علوم را ندارند، شايد روزي در قلمروي علوم قرار بگيرند. تاريخ لبريز از نمونه‌هايي است كه اين موضوعات سهم زيادي در دانش و اطلاعات بشر داشته‌اند به طوري كه بعضي از يافته‌هاي آنها فراتر از حد تصور علوم مدرن هستند. با اينحال بايد به اين نكته اعتراف كنيم كه قوانين علوم مدرن در علوم رمزي صادق نيستند. ولي نبايد اين نكته را فراموش كنيم كه شالوده طالع‌بيني، كف‌بيني و عدد شناسي را قوانين، اصول و متدولوژي‌هاي مشخصي تشكيل مي‌دهند كه نتايج مشخصي به ما مي‌دهند. البته طبيعي است بعضي از پيشگويي‌ها درست از آب در نمي‌آيد و در اينجا نيز به مانند علوم مختلف درصد خطايي وجود دارد. پيش‌بيني غلط شايد به خاطر ناديده گرفتن نيروهاي زيادي است كه در لحظه بخصوص فعال هستند و نبايد آنها را از نظر دور داشت. مثلاً هميشه آزمايشاتي كه در آزمايشگاه‌ها انجام مي‌شود، قوانين زيست شناسي را تأييد نمي‌كنند. ولي اين دليل نمي‌شود كه زيست شناسي را جزء علوم ندانيم و آن را انكار كنيم. به طور مشابه در مورد موضوعات رمزي نيز چنين مسئله‌اي وجود دارد و نمي‌توانيم به خاطر اينكه فلان شخص پيش‌بيني صحيح و دقيقي صورت نداده آن را جزء علوم ندانيم.

افرادي را ديدم كه تنها با نگاه كردن دستم و بررسي آن توانستند طالع مرا تشخيص دهند. بر اساس گزارشات منتشر شده از سوي منابع معتبر مطلع شدم كه بعضي از ساكنان شمال شرق هند مي‌توانند تنها با نگاه كردن به كف دست شخص، طالع او را ترسيم نمايند. مي‌توان با مطالعه دست و كف دست نمودارهاي زايشي (Natal Chart) كه در آن حركات اجسام سماوي ترسيم مي‌شوند را تهيه كرد. همين مسئله كافي است تا قبول كنيم سيارات سرنوشت ما را رقم مي زنند!

بعضي از دست خط‌هاي ارزشمند مثل بريگو سامهيتا (Brighu Samhita) و سوريا نادي (Surya Nadi) جزء شگفتي‌هاي جهان به حساب مي‌آيند. آنها پرده از اسراري برداشته‌اند و حوادثي را پيش‌بيني كرده‌اند كه تن هر انساني را به لرزه در مي‌آورد. در نتيجه لازم است دانشمندان و متفكران علوم مدرن اين دست خط‌ها را مطالعه كنند و بيهوده از پيش قضاوت نكنند و سعي كنند دانش نهفته شده در آنها را استخراج نمايند.

در اين كتاب نهايت تلاشم را انجام مي‌دهم تا ثابت كنم دانش و عرفان مردم دوران باستان در زمينه طالع‌بيني، كف‌بيني و عدد شناسي معتبر هستند و مي‌توان استفاده‌هاي زيادي از آنها كرد، هر چند ممكن است مورد استهزاء و مسخره بعضي‌ها قرار گيرند.

صميمانه از تمامي افرادي كه سعي مي‌كنند خرافه پرستي را از ميان بردارند تشكر مي‌كنم. خرافه پرستي و مسائلي از اين قبيل همواره در زمينه‌هايي مثل طالع‌بيني، كف‌بيني و عدد شناسي وجود داشته است. هدف از نوشتن اين كتاب هم چيزي جز اين نبوده است و نهايت سعيم را براي پذيرش بيشتر اين علوم نزد مردم به كار مي‌گيريم. در اين كتاب تأثيرات سياره‌ها روي انسان‌ها و سرنوشت آنها مورد مطالعه قرار مي‌گيرد. تجربه نشان داده كه مي‌توان 60 درصد ويژگي‌ها، مسائل شغلي، سلامتي و مسائل ديگر انسان از بدو تولد تا زمان مرگ را بر اين اساس شرح داد. به هر حال قبل از شروع كار و به مانند هر دانش ديگري نياز داريم ابزار كارمان را مشخص كنيم و مفاهيم اساسي را بيان كنيم. خواننده بايد به دستورات و راهنمايي‌هاي ارايه شده در اين كتاب عمل كند تا مطالبي كه برايش مهم به نظر مي‌رسد را درك كند. نسل جوان مي‌تواند با جمع آوري اطلاعات لازم در اين زمينه پرده از اين رازهاي كهن بردارد و بر اساس قوانين علمي ارتباط ميان سيارات و زندگي انسان‌ها را تشخيص دهد. با اين روش مي‌توان نيروها و پديده‌هاي رواني كه سال‌ها به صورت اسرار آميز باقي مانده‌اند را مشخص كرد. اميدوارم اين كتاب الهام بخش اشخاص حقيقت جو باشد.

 ويژگي‌هاي مهم طالع‌بيني و عدد شناسي

طالع‌بيني عمدتاً شامل ثبت كردن موقعيت دقيق سيارات منظومه شمسي به صورت يك طالع‌نما (Horoscope) است. در لحظه‌اي كه انسان متولد مي‌شود، سيارات منظومه شمسي از علائم دايرة البروجي (Zodaic Signs) معيني عبور مي‌كنند و زواياي (بر حسب درجه) مشخصي نسبت به هم دارند. محل سيارات نسبت به زمين را مي‌توان بر اساس عرض جغرافيايي (Latitude) و طول جغرافيايي (Longitude) مكان تولد تعيين كرد. اگرچه در لحظه بخصوص ممكن است هزاران كودك در سراسر جهان متولد شوند، ولي طالع‌نماي آنها متفاوت از هم خواهد بود. علت اين است كه آنها در عرض و طول جغرافيايي متفاوتي قرار گرفته‌اند. در نتيجه تأثير سيارات روي آنها متفاوت خواهد بود.

قرن‌ها است كه مردم بر اين باورند سيارات روي ذهن و جسم انسان تأثير مي‌گذارند و نتيجه آن را مي‌توان در ويژگي‌هاي شخصيتي آنها مشاهده كرد. همچنين ويژگي‌ها و عواملي مثل رفتار، طرز فكر، علايق، از پيش داوري، وضعيت سلامتي، آموزش و استعداد براي حرفه‌ها يا مشاغل مختلف، تحت تأثير سياراتي قرار مي‌گيرند كه روي شخص مورد نظر سلطه دارند. سيارات از لحاظ تأثيرشان روي شخص به دو صورت سياره اوليه و سياره ثانويه خواهند بود. رابطه ميان اين دو سياره از يك سو و سيارات ديگر از سوي ديگر، چگونگي و ميزان اين تأثير را مشخص مي‌كند. به علت اينكه مطالعه طالع‌بيني بر اساس دانش رياضيات صورت مي‌گيرد، مي‌توانيم انتظار داشته باشيم نتايج بسيار دقيقي بدست آوريم.

به هر حال عدد شناسي (مبحث اين كتاب) از لحاظ دقت به طالع‌بيني نمي‌رسد. به هر حال سعي مي‌كنيم روشي ساده و نسبتاً دقيق براي تشخيص ويژگي‌ها و توانايي‌هاي افراد و سرنوشت آنها ارايه مي‌دهيم.

معمولاً اين پرسش بجا به ذهن بسياري خطور مي‌كند: در هر لحظه هزاران كودك در سرتاسر جهان متولد مي‌شوند. آيا سرنوشت تمامي آنها مشابه هم خواهد بود؟ مطمئناً جواب اين سؤال، منفي است، زيرا عرض و طول جغرافيايي محل تولد آنها متفاوت است. البته طبيعي است كه ويژگي‌هاي مشترك زيادي در بين اين نوزادان ديده خواهد شد و در سنين بالاتر اين مشتركات بيشتر نمايان خواهند شد. البته نبايد اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه ويژگي‌ها و توصيفاتي كه در اين كتاب آمده بيشتر در مورد كودكاني صحيح است كه در طول روز به دنيا آمده‌اند. مسلماً هر انسان حقيقت جويي با خواندن اين كتاب اعتراف مي‌كند كه حداقل 60 درصد از ويژگي‌هاي شخصيتي را مي‌توان از تاريخ تولد بدست آورد.

 اصول و قوانين عدد شناسي

همانطور كه مي‌دانيد 9 رقم داريم (با حذف صفر). در عدد شناسي هر رقم تحت سلطه يك سياره است. هر سياره ويژگي‌هاي معيني از خود نشان مي‌دهد. اين ويژگي‌ها در عددي كه هر سياره روي آن سلطه دارد منعكس مي‌شود. جدول زير اين ارتباط را به طور دقيق نشان مي‌دهد:

 

عدد

سياره

ويژگي‌هاي اصلي

1

خورشيد (Sun) *

مبتكر، فردگرا، مصمم، مغرور، سلطه طلب، معتبر، قابل اعتماد، اهل خودنمايي، نيرنگ باز، آرزومند، اهل تحقيقات

2

ماه (Moon) *

هيجاني، شايسته رفاقت، ناآرام، بي‌صبر، وسواس، درون‌گرا

3

مشتري (Jupiter)

باوقار، با حيثيت، محترم، فلسفي، بلند پرواز، ديكتاتور، خودبين

4

اورانوس (Uranus)

انقلابي، فعال، پرطاقت، با غيرت، لجوج

5

عطارد (Mercury)

زيرك، محاسبه‌گر، هوشيار، استعداد تجارت، اهل همكاري، شكاك، غير قابل اعتماد

6

زهره (Venus)

دوست‌داشتني، دلسوز، نيرنگ‌باز، دمدمي مزاج، ترسو، حافظه قوي

7

نپتون (Neptune)

رياضت‌كش، بردبار، آرام، سيستماتيك، اهل تحقيقات، ناآرام، وسواس

 

8

زحل (Saturn)

معتبر، روشمند، سيستماتيك، پايدار، عملي، عيبجو، عصبي، تنبل، تأخير در امور زندگي

9

مريخ (Mars)

پر انرژي، فعال، مستقل، پرجرأت، شجاع، بد اخلاق، بي‌صبر، ستيزه‌جو، مخرب

 * در طالع‌بيني و عددشناسي، خورشيد و ماه نيز جزء سيارات به حساب مي‌آيند.

 در عدد شناسي اعتقاد بر اين است كه هر ماه تحت سلطه يك سياره قرار دارد و اين بستگي به منطقه‌اي از دايرة البروج دارد كه خورشيد وارد آن شده است. رابطه ميان سيارات و ماه‌هاي مختلف در جدول زير نشان داده شده است.

 

ماه

سياره

نشانه دايرة‌البروج

ژانويه

فوريه

مارس

آوريل

مه

ژوئن

ژوئيه

آگوست

سپتامبر

اكتبر

نوامبر

دسامبر

زحل

زحل

مشتري

مريخ

زهره

عطارد

ماه

خورشيد

عطارد

زهره

مريخ

مشتري

برج جدي (Capricorn): دي

برج دلو (Aquarius): بهمن

برج حوت (Pisces): اسفند

برج حمل (Aries): فروردين

برج ثور (Taurus): ارديبهشت

برج جوزا (Gemini): خرداد

برج سرطان (Cancer): تير

برج اسد (Leo): مرداد

برج سنبله (Virgo): شهريور

برج ميزان (Libra): مهر

برج عقرب (Scorpio): آبان

صورت فلكي قوس (Sagittarius): آذر

عمليات محاسبه

براي محاسبه عدد مربوط به تاريخ تولد (عدد تولد) فرد مورد نظر مراحل زير را طي كنيد. فرض كنيد شخصي در 15 ام نوامبر سال 1950 به دنيا آمده است. اين تاريخ به صورت 1950 11 15 است. اولين عدد يعني 15 را در اين مجموعه اعداد انتخاب مي‌كنيم. سپس ارقام اين عدد را با هم جمع مي‌زنيم: 6=5+1. عدد حاصل كه در اينجا عدد 6 است، تاريخ تولد فرد مورد نظر مي‌باشد. با نگاه به جدول متوجه مي‌شويم كه اين عدد تحت سلطه سياره زهره قرار دارد. البته اگر مجموع ارقام يك عدد تك رقمي نشد، دوباره ارقام عدد حاصل را با هم جمع مي‌زنيم تا به عدد تك رقمي برسيم. براي روشن‌تر شدن مسئله دو مثال مي‌زنيم. (1) متولدين تاريخ‌هاي 2، 11، 20 يا 29 هر ماه تحت سلطه عدد 2 و سياره ماه قرار دارند. (2) متولدين تاريخ‌هاي 4، 13، 22 يا 31 هر ماه تحت سلطه عدد 4 و سياره اورانوس قرار دارند.

در مورد شخصي كه در 15 نوامبر سال 1950 به دنيا آمده بود طبق جدول، ماه تولد وي تحت سلطه مريخ و عدد تولد او يعني (6=5+1) تحت سلطه سياره زهره قرار دارد. بنابراين، ويژگي‌هاي شخصيتي اين فرد تركيبي از مشخصات شخصيتي اين دو سياره خواهد بود.

اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه ورود خورشيد به اولين نشانه دايرة البروج يعني برج حمل در تاريخ 21 مارس رخ مي‌دهد و اين حالت حدود 1 ماه يعني تا 20 ام آوريل باقي مي‌ماند. سپس طي 7 روز يعني تا 28 ام آوريل شاهد دوره هلالي (Period of the Cusp) خواهيم بود. در اين زمان تأثير خورشيد كاهش پيدا خواهد كرد. در طي اين دوره زماني 7 روزه، نشان دايرة البروج بعدي يعني برج ثور كم كم نمايان مي‌شود كه تحت سلطه سياره زهره قرار دارد. براي اينكه مسئله خيلي پيچيد نشود و تداخل بين سيارات را در نظر نگيريم، به هر سياره، تنها يك ماه كامل اختصاص داديم. در واقع تمامي تاريخ‌هاي بعد از 21 ام هر ماه تحت سلطه سياره نشان دايرة البروج بعدي هستند.

 

تعيين حرفه يا شغل شخص

همانطور كه مي‌دانيم مشاغل و حرفه‌هاي بسيار زيادي وجود دارد و در اينجا مجال كافي براي پرداختن به تمامي آنها نيست. در اين كتاب تنها سعي مي‌شود استعداد، توانايي‌ها و گرايش اشخاص نسبت به مشاغل مختلف بيان شود. مسلماً اگر بتوانيم از همان سال‌هاي اوليه زندگي گرايشات و توانايي‌هاي ذاتي خود را بيشتر بشناسيم، بهتر مي‌توانيم در زندگي شغلي خود موفق شويم. ممكن است در بعضي موارد شغل يا حرفه فرد با آنچه در اينجا و از روي تاريخ تولدش بيان مي‌شود متفاوت باشد. اما طبق تجربيات بدست آمده، در 60 تا 70 درصد موارد، گفته‌هاي اين كتاب صحيح از آب در آمده‌اند. به هيچ وجه با اين اعداد و ارقام قصد نداريم دقت كارمان را به صورت درصد مشخصي بيان كنيم و ادعاي اين را هم نداريم كه مي‌توانيم سرنوشت اشخاص را پيشگويي كنيم. در واقع عوامل مختلفي وجود دارند كه روي سرنوشت شخص تأثير مي‌گذارند. تاريخ تولد يكي از عوامل بسيار مهم و تعيين كننده است و ما از اين طريق مي‌خواهيم ويژگي‌ها و خصيصه‌هاي شخصيتي افراد را بيان كنيم.

حتم دارم تمامي خوانندگان به ويژه دانشمندان در آينده قوانين طبيعت كه بر روي زندگي انسان‌ها تأثير مي‌گذارند را مورد مطالعه قرار مي‌دهند تا به اصول و قوانين مشخصي برسند و پرده از اسرار چندين هزار ساله آن بردارند.

[1] نوعي ييجينگ (Yijing) (كتاب تغييرات). ييجينگ يك كتابچه راهنماي باستاني براي پيشگويي بر اساس اشكال هندسي نمادين است.

ARAM دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

منابع مفید برای آرامش درون

ARAM دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

پیش گویی قوم مایا

مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش در مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم آنها بازماندگانی وجود دارند. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:

قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشوم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم. مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارند اتفاق می افتند، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بودند، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی  سنگ ثبت کردن! (این رو خودم به چشم دیدم!). مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمانم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.

همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. تو ویدئویی که از یوتیوب تو ادامه مطلب هم گذاشتم اطلاعات بیشتری از مایا و تقویمشان برایتان نشان می دهد. حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!

پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست). حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. استاد کلاس #C هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال 2012 اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه! (تو ویدئو اشاره شده به زمین لرزه های بزرگ) .
البته نگاههای خیلی مثبتی هم به قضیه شده و بعضی هم اصلا این گفته رو کاملا رد می کنند. و منم با این پست منظورم این نیست که شما رو از زندگی ناامید کنم یا صحت این بحث رو اثبات کرده باشم. من دارم نتیجه تحقیقم رو تو اینترنت و از حرفهایی که شنیدم و چیزهایی که دیدم بیان می کنم و خیلی امکان داره که چون مثلا روی یک نظریه نادرست پی ریزی شده کلا نادرست باشه ولی به هر حال شواهد و مدارک موجود انسان رو از ساده از کنار این قضیه گذشتن منع می کنه.

علم سرشار مایا بخصوص از نجوم اونها رو قومی آگاه و متمدن ساخته بود. البته قضیه ترک مایا از محل زندگیشون هم یک قضیه خیلی معروف هست که دلایل بسیاری براش بیان شده که من نهایتا امیدوارم با خواندن پی نوشت شما هم با من هم عقیده شوید.

گفته می شود پایان دوره دوم توسط هوا بوده (گمونم منظورش نارسایی های  جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست. 
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند. البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد. 
 خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمی تونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست. دیگه زیاد لزومی نداره عمیقا وارد این بحث بشم.

این بحث رو تا اینجا داشته باشید، حتما مطالب تازه رو در ادامه ارسال می کنم.

پی نوشت 1: طبق شواهد و مدارکی که تو کتاب “ارابه خدایان توسط اریک فون دانیکن” ارائه شده، مایاها ناگهان از محل زندگی خودشون بصورت دسته جمعی کوچ کردند، همون تصویر فضانودری که بالا اشاره کردم، بعلاوه علم سرشار مایا + خیلی از مدارک که پیشنهاد می کنم از تو کتاب بخونید تقریبا می شه ادعا کرد که مایاها خدایانی داشتند. خدایانی که از آسمون اومده بودند، یا بهتر بگم، یکسری موجودات متفکر که اون زمون که انسان نیمه وحشی بوده برروی زمین فرود اومدند و علم خودشون رو در اختیار مایا قرار دادند، وگرنه اون پیشرفت های مایا رو که بهتون گفتم تصور کنید برای یک سری انسان های نیمه وحشی دسترسی براشون چقدر می تونه دور از ذهن باشه. در ضمن علت کوچ دسته جمعی مایا رو هم می شه یک فشار روحی قلمداد کرد، فشاری که مایاها برای برگشت خدایان تحمل کردند ولی وقتی دیدن که از خدایان خبری نشد همشون به نوعی روحیه خودشون رو از دست دادن و اونجا رو که به خاطر خدایان آباد کرده بودند و همه جا نشانه هایی از اونها براشون بود ترک می کنند. البته این رو کتاب خیلی بهتر از من تونسته بیان کنه.

پی نوشت 2: کلید واژه هایی که می تونید ازشون برای تحقیق استفاده کنید : Maya Prediction, Maya 2012, Mayan prediction و … متاسفانه منابع فارسی زیادی در دسترس نیست.

پی نوشت سه : ظاهرا مایا ان زمان علم پر کردن دندون های پوسیده هم رسیده بودند، جالب اینه موادی که برای پر کردن دندان استفاده کردند از اون زمان تا حالا سالم داخل دندون باقی موندن، گفته می شه نوعی سیمان یا چسب ناشناخته می تواند باشد!

ARAM دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

علم جفر یا علم اعداد

 بسیاری از دوستان مایل بودند که درباره علم جفر اطلاعاتی داشته باشند از آنجا که من در این رشته تخصص ندارم به گفته های دیگران اکتفا کردم و در این مقاله توضیحی کلی درباره آن قرار میدهم.

جَفر یا عددشناسی یعنی فال واجها (حروف) و یا همان پیشگویی با شماره ها. فالگیرهای شماره دان، پرسشی را آماده می‌کنند بعد هم برای گرفتن "پاسخ" این گامها را طی می‌کنند:

- تبدیل حروف پرسش به شماره ابجد- پیدا نمودن مدخل کلان و مدخل خُرد واژه ها- یافتن پایه همانندی هر حرف بر پایه جدولهای حروف ابجد- بدست آوردن زبر و بینات حروف به دست آمده- بخش کردن حروف- ویرایش- درآوردن یک جمله از ۱۵ سطر (مستحصله)- شناخت توانمندی شماره ها- و در پایان رسیدن به آوای ناپیدا و پاسخ درونی از ظاهر پرسش توسط قرآن.

الگوریتم رسیدن به این علوم:

۱- آشنایی اولیه با اصطلاحات
۲- علم نقطه
۳- علم عدد
۴- علم مدد
۵- علم حروف
۶- علم جفر
۷- علم جفر ساده
۸- جفر کامل
۹- ستاره شناسی

معنی مُستَحصله

مُستَحصله یا چکیده‌گیری یکی از اصطلاحات فال حروف (جفر) است. مستحصله گاه درآوردن یک جمله از ۱۵ سطر است. در جَفر یا همان عددشناسی به هر کدام از حروف الفبا شماره مشخصی نسبت میدهند و با این شماره‌ها و حروف به جابجایی و تقسیم و غیره میپردازند و به اصطلاح حروف را میشکنند (تکسیر حروف). مستحصله (یا چکیده) نام یکی از مرتبه‌های شکستن حروف است.

مراحلی که در جفر کبیر بکار می‌رود تا پاسخ هر پرسش دریافت شود عبارتند از

۱- تبدیل حروف پرسش به عدد ابجد
۲- پیدا نمودن مدخل کبیر و مدخل صغیر
۳- واژه ها
۴- یافتن اساس و نظیره هر حرف برپایه جدول‌های حروف ابجد
۵- بدست آوردن زبر و بینات حروف بدست‌آمده
۶- واج‎شکنی (تکسیر حروف)
۷- کوتاه‌سازی (تخلیص)
۸- چکیده‌گیری (مستحصله)
۹- شناخت قوای اعداد
و در نهایت رسیدن به گفتار نهانی و پاسخ باطنی از ظاهر پرسش

آموزش علم اعداد و حروف و معنویت نوین(مقدماتی)

 

از دروس حوزه های علمیه اسلامی

در آموزشهای حوزه های دینی اسلامی در ایران و دیگر کشور های اسلامی،همواره به بخشهایی از آموزش های دانشجویان (طلاب ) علوم دینی  بر میخوریم  که از آنها به نام، علوم اسلامی در پی بردن به اسرار و رموز قران و این جهان هستی گفتگو می شود ، وبرای باوراندن نارسایی های بیشمار این ژا ژه پردازی ها و خرافه گویی هادر پیوند با دانش و خرد، هر جا که این یاوه گویی ها مورد شک مردم قرارگیرد و یا اثبات آن دشوار گردد می گویند این ، علم انبیاء و اولیای خداوند بوده و بر همه کس آشکار نمی باشد. گفته می شود که بیش از پنجاه سال است  یهودیان در کاوشهای باستان شناسی در اورشلیم ،  شهر مقدس دینهای سامی ، به دست نبشته های بسیار کهن از کتاب مقدس یهودیان ، تورات دست یافته اند که بسیار شگفت انگیز است و شماری از دانشمندان یهودی با بهره گیری از ابزار و روشهای نوین علمی در پی بدست اوردن راز و رمز این دست نبشته کهن می باشند .آنها می گویند که با بهره گیری از دانش شمارش و ابزار رایانه ای (کامپیوتری)، در پی آگاهی از رموز پیدایش این جهان هستی و آدمیانش  می باشند. و با این شیوه از آینده آدمیان و کائنات نیز پیشاپیش آگاه خواهند شد . و بسیاری از یهودیان در شادی بدست آوردن این نیرو و چیرگی بر این جهان هستی روز شماری می کنند ، و مسلمانان از چیرگی یهودیان بر جها ن و در پی آن نابودی اسلام بیمناک می باشند.در راستای این ژاژه پردازی ها و خرافه گویی ها ، خانمی که در کشور فرانسه در کار چاپ و پخش ادبیات ا روتیک می باشد دست به ابتکار تازه ای زده که در یک برنامه تلویزیونی هم از آن گفتگو شده است ، ایشان با کمک یک استاد علم شمارش (ریاضیات) چند کتاب اروتیک را با بهره گیری از این روش (کشف الرمز) نموده و به دست آورد های بسیار سرگرم کننده و خنده آور رسیده است. اما شوربختانه  این آ گاهی ها نیز در باور های مومنین خللی وارد نکرده است.

در بخشی از کتاب آموزش علم اعداد و حروف و معنویت نوین(مقدماتی) آمده است :

آیا تا کنون شده از خود بپرسید که چرا خواندن سوره توحید به تعداد  سه مرتبه معادل ختم کل قرآن می باشد و یا اینکه چرا قرآن به رمز

است و چگونه استکه تمامی مسائل از آدم تا خاتم در آنبیان شده   است و چرا قرآن شفاست،و عناوین مختلف دیگری که وجود دارد

و کمتر کسی سعی در یافتن حتی جزئی ترین این اسرار دارد تا جائیکه تنها  به خواندن قرآن،‌ احادیث و غیره اکتفا نموده و حتی گاهی متوجه ساده ترین رموز اعداد و حروف نمی شویم.

خداوند سبحان در قرآن می فرماید:   بهترین شما کسی است که قرآن را بخواند و در آن تفکر نماید.حتی شاید  در این آیه هم کسی متوجه نباشد که منظور از تفکر چیست ؟

 علم جفر که به عنوان علم اعداد و حروف نامیده شده است،‌  علم انبیاء و اولیای خداوند بوده و بر همه کس آشکار نمی باشد.

 از این علم می توان در کشف و شهود و یافتن رموز کلمات استفاده نمود،    و در علم جفر کبیر با مطرح نمودن هر سئوال و استفاده از مراحل این علم   میتوان به پاسخ سئوال رسید، البته بدست آوردن پاسخ در انتهای مراحل  از عهدةهر شخصی خارج بوده و شخص باید به یک مرحلة معنوی و خلوص   رسیده باشد و به اصطلاح دست او ((یدالله)) باشد و در ایران عزیزمان وجود  دارنداشخاصی  که به این مرحله از رشد و آگاهی رسیده اند و این مرحله  قابل آموزش نبوده ویک تجربة شخصی معنوی می باشد.  مراحلی که در جفر کبیر ا ستفاده می گردد تا پاسخ هر سئوال دریافت شود عبارتند از       - تبدیل حروف سئوال به عدد ا بجد- پیدا نمودن مدخل کبیر و مدخل صغیر  کلمات- یافتن اساس و نظیرة هر حرف طبق جداول حروف ا بجد- بدست آوردن  زبر و بینات حروف حاصله- تکسیر حروف- تخلیص- مستحصله- شناخت

قوای اعداد و در نهایت رسیدن به لسان الغیب و پاسخ باطنی از ظاهر سئوال در مراحل ذکر شده تا مرحلة ششم امکان آموزش توسط قرآن وجود دارد و بعد از آن نیازمند شرایط خاص بیان شده می باشیم مولای متقیان علی (ع) تمامی مراحل ذکرشده را به صورت ذهنی انجام داده و پاسخ هر سئوال را برای یاران بازگو می نمودند. دراین دوره سعی شده تا مقدمات  این علم را به طور صحیح برای علاقمندان باز گو نماییم و یاری تمامی محققان  در این زمینه را به منظور دادن آگاهی کامل و درست را طلب می نمائیم 

از کاربردهای این علم می توان به موارد زیر اشاره نمود

- یافتن عناصر غالب بر طبیعت هر فرد و میزان سازگاری افراد با یکدیگر

- یافتن طالع افراد- روش محاسبة ساعات سعد و نحس از روی علم نجوم

- روش های دعا و شرایط استجابت آن

- قدرت شفادهی اذکار الهی

- خواص حروف

- کشف الاسرار نامهای ائمه از طریق آیه تطهیر

 - تاثیر نامهای الهی و در این راستا به کمک علم نجوم، علم اعداد آریایی و اعداد نجومی، ارتعاشی، مادی و اعداد انرژی و همچنین رموز اعداد 3و7و40و غیره آموزش داده خواهد شد و با آموزش این مبحث از علم اعداد می توان با توجه به لحظه تولد هر شخص خصوصیات فرد را به طور نسبتاً کامل بدست آورد، زیرا خصوصیات هر لحظه از هستی با لحظة دیگر تفاوت داشته و تنها ماه تولد نشانگر خصوصیات و طالع فرد نبوده بلکه سال،‌ ماه،‌ روز، ساعت، دقیقه،‌ ثانیه و حتی صدم ثانیه نیز درشکل گیری طالع و خصوصیات فرد موثر بوده و پدران و مادران گرامی با فراگیری این علم تا حد زیادی قادر به تشخیص آینده و طالع فرزندان خود خواهند بود.

ARAM دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

پیشگویی وضعیت ایران

یکی از عرفا سال گذشته پیشگویی در مورد امسال  نموده که خواندن آن را برای افراد کنجکاو خالی از لطف نمی باشد هم چنان كه ديده ايد گاه پيش بيني هايي در باب مسائل گوناگون داريم كه  برخي موردي است.گاه در باب افراد يا كشورها بوده و يا برخي سالانه يا دوره اي است. امسال هم به مناسبت سال جديد ؛پيش بيني  خودرا  در باره ايران و جهان به طور خلاصه عرضه مي داريم  .هرچند كه سال قبل هم تحليلي داشتيم .در آغاز  سال آتي شمسي قاصرشكر پذيرش خواست ودعا   از درگاه خداوند  منان :براي همه مردم جهان طلب خير و نيكي و خوشدلي و شاد خواري داريم. از درگاه با عظمتش خواهان رويش نيكي و0خوبي در تمام جوامع…بارش چسمي و توسعه  سلامت درتمام جهان  و در طبيغت و افاضه و انتشار  خيرو  بركت و صفا و صافي در تمام نفوس و ارواح و و حذف شرها و نابودي شرك وظلم .در همه جوامع ..آمين و اما :در سال آينده  به نظر مي رسد كه   امور ي  در جهان ظهور وبروز يابد و  ديده شود ..كه  برخي از آنها به طور خلاصه عبارتند از : چندي قبل در جايي  از اين سايت نوشتيم كه گرچه  از نظر گروهي جريان كلي و عمومي آب و هواي بد و  خشكسالي  در ايران و.جهان ..ادامه  يافته و دارد اما چنان كه قبلا هم اشاره كرديم نظر ما برخلاف1يش بيني  هواشناسان  دنياست ؛روند كلي و جهت گيري خشكسالي  برخلاف نظر آنها ازبين رفته و ؛بي آبي و كم آبي و  خشكي  رو به  كاهش دارد ولذا  از نظر كاهش خسارت  و زمان و …هم؛رو به بهبود دارد. به خواست او تعالي …ولي با اين حال   در  دو سال آينده بحث  و هشدار وتذكر مسولان را خواهيم داشت .گه در باره . كمبود آب و برق و ضرورت كاهش مصرف و….هست.. وخواهد بود ه.لذا ممكن است حتي  بحث جيره بندي و افزايش نرخ آب و…هم  گفته شده و مطرح باشداما عملا خيلي جدي نيست..در سال جديد بنزين هم با افزايش قيمت  بيشتري عرضه خواهد شد …و قيمت  برق هم چنين افزايشي را تجربه مي كندهرچند گاه اقتصاد ما از جريانات عمومي اقتصاد جهاني ديرتر تبعيت  كرده و مي كند و  ظاهرا تناقضاتي  با جريانات اقتصاد بين المللي دارد..ولي درواقع چنين نمي باشدو در كل تابع آن است لذا .باز از قيمت ماشين  و ملك و زمين كاسته شده  و مي شود… ولي در در برخي نقاط شمال قيمت زمين بنابه دليلي  كمي ترقي دارد.

در سال بعد هوا  گرمتر مي شود و در تابستان  هواي گرم  به مردم به ويزه بيمار ان قلبي اذيت خواهد كرد. درجنوب و اطراف آن مثل  سيستان و فارس و بوشهر  و در مرز با افغانستان توفان و تند باد وباد شن و خاك و..و…زيادتر ديده شده و آسيب هم  مي زند.تكان زمين در نواحي مركزي مثل يزد است.در اواخر تابستان و پاييز  توفان درختها و نخلها و …را شكسته به باغ  ميوه ها خسارت وارد مي كند و..در دريا به قايقها ئ لنجها خسارت زده و آب  دريا بالاتر مي آيد… ميوه گرانترشده و… و واردات آن بيشتر مي شود.. با  ادامه بحران اقتصاد در جهان سنگ آهن و طلا افزايش قيمت ندارد. در بازار.. مردم  طلا را بيشتر عرضه مي كنند.آنها كه در دوبي سرمايه گذاري كرده اند و به ركود خورده اند انتظار تغيير مثبت و بازگشت سرمايه خودرا به زودي وسادگي نداشته باشندو البته هرچه سرمايه ها زيادتر باشد امكان برگشت هم كمتر …وكمتر …در ورزش تيم پرسپوليس كه روبه بدبياري گذارده و .تا اضمحلال .در سال جاري هم  رفتار حكام و دول حاشيه خليج هم با ايرانيان خوب نبوده و بهبودي ديده  نمي شود .در اواخر تابستان هم احتمال درگيري نظامي محدود وعمليات غافلگيرانه برعليه جاهايي  زياد هست و تخريبي خواهد بود . ودر منطقه قبلا هم سابقه داشته است ..اما قبل از آن زمينه سازي و هشدار مكرر و انحراف افكار و دليل تراشي هست تا توجيه كافي به دست آي…د در امور تجاري و علمي و بازرگاني و دانشچويي هم بر محدوديتها افزوده مي شود . در مصرف برق و گاز   مخصوصا در زمستان كمي مشكل  براي مردم  ب…خواهد  بود.باز.بر ميانگين  سن ازدواج اضافه مي شود . تا دوازده سال آينده اين نرخ بالاتر وبالاتر مي رود.در شمال از خرابي سيل و…خبري نيست .آقاي  احمدي نزاد  بعد انتخابات ديگر رييس جمهور نبوده و فردي چون آقاي قاليباف برگزيده  و رييس مي شود .و در امور كارگري و معلمان و در حوزه نفت هم مشكلاتي خواهد بود .در ابتدای سال وقوع زلزله ای در اروپا احتمالا ایتالیا قابل پیش بینیست بحران اقتصادي جهان تا اواخر  سال 2010باقي بوده امابعد به   تدريج  رو به كاهش مي نهد و بهبودي آن  هم محسوس خواهد بود..تحرك جغرافيايي در مكان بروز حوادث و بلاياي طبيعي هست… در سالهاي بعد حوادث  از قاره ها ومكانها و جاهايي كه تا حال بيشترديده مي شد و بيشتر  در وقوع  بوده تغيير جا و مسير داده واز امريكا وچين و…به مناطقي در افريقا واروپا ميرود..مثلا .د سال حاري در فرانسه  به خصوص در ناحيه شمالي آن   توفان و تندبادو گاه همرا با تخريب وبردن  و افتادن درخت وسقف  خانه ها  است.در شمال اسپانيا باران تند و توفان و در اروپاي  شمالي و مناطق سرد آن  هم بارانهاي تند و باد و اب گرفتن زمين است.مهمترين مساله در اروپا   و انگليس و ..بارندگي و سرما وحوادث طبيعي و در مواردي  قطع برق است …احتمال اين امر قوي است كه در بيست  سال آينده آب و هواي اروپا بدتر  و  سرد تر شود .ودر انجا  زندگي تاحدي غير قابل تحمل شده و مردم اجبارا  بيشتر به سوي مناطق گرمتر و  افريقا خواهند رفت .زيرا هواي اينجا معتدل شده وروند تغييرات جوي و…طوري است كه  نسل  سفيدان اروپا  را ضعيف و ضعيفتر  مي كندو قبلا گفتيم در جايي از سايت امتزاجي از نسل تركيبي جديد به وجود مي آيد ..در چين وزاپن  و هم خرابي ناشي ار بلاياي طبيعي كم  تر از قبل خواهد بود..در اين مناطق  از تلفات و خسارات  در حد قابل توجه چيزي نيست ..اما در استراليا توفان وتندباد و سيل فابل توجه ديده مي شود . در چگونگي  توفانها و سيلها در جهان تغير كمي و كيفي وجابه جايي  … ديده شده و به وجود مي آيد   و مثلا ازنظر  محل جغرافيايي تحرك ايجاد شده و مركز  بيشتر توفانها به تدريج  ا ز آمريكا   به سوي افريقا و تا حدياروپا و   شمال اروپا رفته و بيشتر  در آنجا اثر بد و تخريبي  دارد.ولي چنان كه  قبلا هم گفتيم؛ اين  تغييرات در مجموع براي امريكا د از نظر اقتصادي و…مفيد و   مثبت است وبراي ارپا و افريقا نه ..لذا با كاهش قدرت تخريب   بلاياي طبيعي  اقتصاد رو به بهبود مي نهد .اين تغيير هم چنين به تدريج    اثر خوبي در  در آب و هوا ي مناطق جهان دارد  .. در روند تغيير  يك باره توفانها  نابود نشده واما دركل از تعداد و  مقدار  تخريب توفانها   كم مي شود.

يكي از سرها سه گان در كل در سراي جاويد است و درقاره  آمريكا در ناحيه  اي از اين  قاره ….كوهي آتشفشان كرده و خسارت زده و با سرازيري در منطقه در محلي  كه نسبتا سياه نشين بو ده در انتهاي كوه كه  نزديك خط استواست  به دريا ريخته و  به انتها مي رود .. در لبنان و فلسطين  در سال جاري در بين  اسراييل و اعراب جنگ ودرگيري زيا د   تر   شده و انجا بر تعداد قتل و تخريب و… اضافه شده و با توجيه واقامه دليل و ادعاي تروريسم و كمكهاي كشورهاي ديگر و….اقدام به كشتار اعراب مي كنند و چنان مي شود كه  شايد ركوردي جديد در قتل عامها  ي قبلي اعراب توسط  صهيونيزم و…باشد. در اروپا و آمريكا تب ضد مسلمان  باز بالا مي گيرد .فشار برمسلمانان از نظر  تبليغي و رواني زياد شده اوباما هم برخلاف شعار خود با اين جريان همراه است..  در تحريم ايران  توشط غرب شدت بيشتري ديده شده مراوده  و ارتباط ايرانيان را سخت تر مي كندوو در اواسط سال امريكا و اسراييل و اروپا ايران را تهديد مي كنند …. قيمت نفت  در شهريور تا حداكثر شصت دلار بالا مي رود ولي  بعد پايين مي آيد…در  دوبي ركود اقتصادي ادامه دارد .. در افغانستان درگيري با طالبان زيادترشده در عراق ازتعداد  نيروي آمريكايي كم مي شود

ARAM یکشنبه ششم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

بی هویتی فرهنگی در جهان امروز

انقلاب ارتباطات در عصر حاضر تأثيرات شگرفي را در ابعاد مختلف زندگي انسان ها گذاشته است که از مهمترين آنها مي توان به تأثيرات فناوري هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي بر فرهنگ ها اشاره کرد. فناوري هاي نوين و در رأس آنها شبکه جهاني اينترنت با دگرگوني در مفاهيم زمان و مکان، تغيير در اشکال نوين ارتباطي و ايجاد مراجع جديد هويت، موجب پيدايش ذهنيت هاي ناپايدار و هويت هاي جديد شده است. در جوامع امروزي براثر تحولات ساختاري ناشي از اين انقلاب، ذهنيت و هويت سيال و ناپايدار شکل مي گيرد و برداشت انسان ها از مفاهيم مختلف زندگي دگرگون مي شود.

 مفهوم هويت
واژه هويت که در فارسي مورد استفاده قرار مي گيرد، در اصل کلمه اي عربي (الهويه) است، اين کلمه از «هو» يعني «او» که ضمير مفرد مذکر است، مشتق شده است. هويت عبارت است از فرايند معناسازي براساس يک ويژگي خاص يا مجموعه به هم پيوسته اي از ويژگي هاي خاص که بر منابع معنايي ديگر اولويت داده مي شود. «گيدنز» در اين باره مي نويسد: «هويت، منابع معنا براي کنشگران است وبه دست آنها از رهگذر فرآيند فرديت بخشيدن ساخته مي شود. با اين حال ممکن است از نهادهاي مسلط نيز ناشي شود، اما حتي در اين صورت نيز هنگامي هويت خواهد بود که کنشگران اجتماعي آنها را دروني کنند و معناي آنها را حول اين دروني سازي بيافرينند.» دو ويژگي را مي توان براي هويت برشمرد: اول آن که هويت وجه تمايز ميان «من» و «ما» با «ديگران» است؛ و دوم آن که هويت مهم ترين منبع شناخت، عواطف، احساسات و سازماندهي رفتارهاي جمعي و فردي محسوب مي شود. بنابراين، مفهوم هويت ضرورتاً با دو امر متضاد تعريف مي شود، يعني همساني و تفاوت. اين ادعا که چيزي يا فردي هويتي ويژه دارد، بدين معناست که اين چيز يا فرد مانند ديگر وجودها، داراي آن هويت است و در عين حال چونان چيز يا فردي متمايز، هويت و خاصيتي دارد. به بيان روشن تر، هويت يعني کيفيت يکسان بودن در ذات، ترکيب و ماهيت و نيز يکسان بودن در هر زمان و همه شرايط. در هر حال، هويت داشتن يا يگانه بودن، داراي دو جنبه متفاوت است: همانند ديگران بودن در طبقه خود و همانند خود بودن در گذر زمان.لذا هويت عبارت است از نيازهاي رواني انسان و پيش نياز هرگونه زندگي اجتماعي است. اگر محور و مبناي زندگي اجتماعي را برقراري ارتباط پايدار و معنادار با ديگران بدانيم، هويت اجتماعي چنين امکاني را فراهم مي کند. به بيان ديگر، بدون تعيين چارچوبي براي هويت اجتماعي، افراد مانند ديگران خواهند بود و هيچ کدام از آنان نخواهند توانست به صورتي معنادار و پايدار با ديگران پيوند يابند.

 هويت در جامعه
هويت در طول تاريخ و در زمانها و مکان هاي گوناگون ويژگي هاي مختلفي داشته است. در يک جامعه سنتي هويت انسان ها بر آمده از يک نظام مقتدر سنت راهبردي و باورهاي ثابت آئيني و اسطوره اي است. در چنين جامعه اي هويت افراد شامل ويژگي هايي همچون ثابت بودن، يکسان بودن، يکنواخت بودن و قابل پيش بيني بودند است. در اين جوامع هويت همواره اجتماعي بوده و کمتر ديده شده که ترديدها و شک انديشي هاي فردي در آن خللي وارد کند. هويت فردي اغلب ثابت و ايستا و بر تعريف مشخصي استوار بوده که از سوي اسطوره ها و نظام هاي قانوني و تعريف شده ديرينه پشتيباني مي شده است. در اين نظام هر فرد بخشي از يک نظام خويشاوندي قديمي است. انديشه ها و رفتار او به چارچوبي معين محدود مي شوند و سمت و سوي زندگي او کم و بيش مشخص است. از همين روست که پرسش و چون و چرايي درباره جايگاه و موقعيت انسان در جهان به ميان آورده نمي شود.اما در مقابل در جوامع مدرن هويت ها در ميان افراد متغير بوده و متکي بر تفاوت آنهاست. در اين جوامع ذهنيت افراد ثابت نيست، بلکه درگير عدم پايداري هاست. هويت در جامعه مدرن خصلت شخصي و مدرن دارد اما در واقع امري اجتماعي و وابسته به مناسبات بين سازماني است.
در عصر مدرن، هويت براي نخستين بار با بحران مواجه مي شود. در اين دوران هم مانند دوران سنتي، هويت فردي بر شالوده رابطه با ديگران استوار است، از ثباتي نسبي برخوردار است، اما تأثير گذاري ها و تأثيرپذيري ها، سمت و سوي آن را چند وجهي مي کند. در اين دوران هر فرد چندين نقش اجتماعي را ايفا مي کند و بنابراين مي تواند هويت هاي متعددي را براي خود انتخاب کند. انسان اين دوره، نگران آن بود که مبادا هويت اش گذرا و شکننده و يا کاذب باشد. در شرايطي اين گونه، همواره يک خويشتن واقعي و فطري در زير نقش هايي که انسان در اجتماع بازي مي کند احساس مي شد و تلاش فرد همه آن بود که اين خويشتن واقعي را پيدا کند و دست کم در خلوت با آن روراست باشد.اما در دوره پست مدرنيته زندگي اجتماعي بسيار پيچيده تر از دوران مدرنيته است و گردش و شتاب بيشتري دارد. در اين دوران گستره اي از هويت هاي گوناگون پيش روي انسان قرار دارد و اوباخواسته هاوآرزوهايي آشنايي يافته است که در گذشته با آنها بيگانه بود. جوامع به سرعت تکه پاره مي شوند، انسان بايد در فرصت ها و مجال هاي کوتاه، شماري از نقش هايي را که مدام بر دامنه و گستره آن افزوده مي شود، به شکلي گذرا ايفا کند و همين واقعيت، برخورداري از يک هويت يکپارچه را دشوار و حتي ناممکن کرده است. در اين دوره که با عناويني همچون «عصر اطلاعات» و «عصر مجازي» مترادف شده فناوري هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي و در رأس آنها شبکه عظيم جهاني اينترنت منابع متعدد و گوناگون هويتي را به افراد عرضه مي کنند و زمينه بروز چالش هاي متعدد در هويت انسان امروزي را موجب مي شوند.

 هويت در عصر اينترنت
در عصر حاضر با ورود وسايل ارتباط جمعي از قبيل روزنامه،کتاب،تلويزيون، ماهواره و اينترنت زندگي انسان ها دستخوش تغييرات گسترده اي گرديده است. امروزه رسانه ها قادرند در يک پروسه شتابان، هويت هاي مجازي براي افراد و گروه ها درست کنند، بدون اين که از مرزهاي سياسي مورد تجاوز نظامي قرار گيرند. از نتايج رشد شتابان فناوري هاي نوين ارتباطي مي توان به بحران هويت در جوامع اشاره کرد. بحران هويت واژه اي است که براي توصيف عدم توانايي افراد در قبول نقشي که جامعه از آنها انتشار دارد به کار رفته است.
جدي ترين بحراني که يک شخص با آن مواجه مي شود، در خلال شکل گيري هويت رخ مي دهد.اين بحران بدان جهت جدي است که عدم موفقيت در رويارويي با آن پيامدهاي بسياري دارد. در هنگامه بحران، کسي نمي داند هر آدمي واقعاً کيست و چه کاره است، چون در واقع چيزي مشخص نيست. امروز چيزي است و فردا چيز ديگر. همانند آدمي که کاملاً حس جهت يابي اش را از دست داده باشد، چند گامي به يک سمت برمي دارد و سپس در جهت ديگر و شايد هم در جهت مخالف جهت اول گام نهد. انساني که دچار بحران هويت شده است به حال خود رها شده، به درون آشوب ها و نابساماني هاي يک محيط ناب افتاده و در يک وضع حسرت بار فاقد هر نوع جهت يابي گرفتار شده است. در مجموعه گزارش هايي که به وسيله گروه نويسندگان و منتقدان طراز اول باشگاه معروف رم در سال ???? منتشر شده است به صراحت بحران مدرن به عنوان بزرگترين خطر زمينه ساز زوال فرهنگي و اخلاقي جهان امروز، تلقي شده است. آثار اين بحران در تمام شئون زندگي کشورهاي پيشرفته، در حال توسعه و عقب مانده به چشم مي خورد.
از پيامدهاي جدي و اساسي انقلاب ارتباطات و جامعه اطلاعاتي تحول در مفاهيم مکان و زمان و نيز چند منبعي هويت در عصر جديد است که هر يک به نوبه خود مفهوم هويت را دستخوش تغيير، ناپايداري و حتي بحران ساخته اند. فناوري هاي نوين ارتباطي مفهوم مکان و زمان را دستخوش تغيير کرده اند، در حالي که مکان و فضا از توانايي هويت سازي بسيار بالايي برخوردارند. به بيان روشن تر، مرزپذيري و قابل تحديد بودن مکان اين امکان را فراهم مي سازد که انسان ها با احساس متمايز بودن، ثبات داشتن و تعلق به گروه، امنيت و آرامش لازم را براي زندگي کسب کنند.در واقع، سه کار ويژه هويت آفرين مکان، بر خاصيت اصلي آن يعني، مرزپذيري و ثابت بودن استوار است.
اما فناوري هاي نوين ارتباطي با از بين بردن مرزها، مکان ها و فضاها هويت افراد را دستخوش ناپايداري و بحران مي سازند. از آنجا که مکان در مقايسه با فضا، توانايي و قابليت بسيار بيشتري براي تأمين نياز به ثبات، تمايز و همبستگي اجتماعي دارد، جامعه اطلاعاتي و شبکه اي با سرزمين زدايي و فضامند ساختن زندگي اجتماعي، نوعي ناپايداري، تزلزل و ثبات نداشتن در هويت و ذهنيت پديد مي آورد.جامعه اطلاعاتي با تبديل زمان تاريخي به حالت بي پايان، گذشته هويت بخش را نابود مي کند. نابودي گذشته به معناي از ميان رفتن خاطره و تاريخ، از ميان رفتن پيوند ميان گذشته مشترک و حال مشترک است. در چنين شرايطي انسان نوعي همزماني را تجربه مي کند و در دنيايي لحظه اي قرار مي گيرد که در چارچوب آن گذشت زمان را نمي توان احساس کرد، در حالي که يکي از پيش نيازهاي اصلي هويت، احساس تداوم در گذر زمان است و ذهنيت چونان آگاهي از زمان قلمداد مي شود.بنابراين هنگامي که زمان چونان تداوم از ميان مي رود، وحدت سوژه هم مخدوش مي شود و احساسي از موقتي بودن و متغير بودن بر ذهن انسان چيرگي مي يابد. فناوري هاي نوين ارتباطي در عصر ارتباطات نه تنها فرهنگ هاي گوناگون و پرشماري را در دسترس افراد و گروه هاي مختلف قرار مي دهد، بلکه دنياها و مرجع هاي اجتماعي آنان را افزون مي سازد.
بنابراين، اندک و حتي واحد بودن مرجع هاي اجتماعي در جوامع سنتي که نياز هويتي انسان ها به تعلق و همبستگي اجتماعي را به آساني تأمين مي کرد، از ميان مي رود و فرد ناگزير مي شود که با واحدهاي اجتماعي کوچک و بزرگ مختلفي هويت پيدا کند. منابع و گزينه هاي هويتي که در چنين شرايطي عرضه مي شوند، نه تنها متعدد و متنوع هستند، بلکه گاهي در تعارض با يکديگر نيز قرار دارند. به اين ترتيب، مرجع هاي اجتماعي و در نتيجه هويت ها نسبي مي شوند. اين نسبيت فراگير، هويت سازي را به مسووليت دشوار فردي و زندگي اجتماعي را به عرصه اي تعارض گونه تبديل مي کند.نسبي شدن فرهنگ ها نيز نوعي ناپايداري و ثبات نداشتن در هويت پديد مي آورد.کنار هم قرار گرفتن فرهنگ هاي خاص در درون فضاي اجتماعي بسيار گسترده و پهناور و نسبي شدن حاصل از آن، دنيايي فارغ از اصول عام و مطلق پديد مي آورد و بنيادهاي هرگونه يقين و قطعيت معناساز و هويت بخشي را متزلزل مي سازد. اين تزلزل، در واقع تزلزل پايه هاي ايمان و باور است. اما در جهت حفظ هويت فرهنگي بايد راهبردهاي متعددي از سوي مسوولان و برنامه ريزان اتخاذ شود. از جمله اين راهبردها تقويت باورها، ارزش ها و نگرش هاي اصيل مذهبي و ملي است که از اصلي ترين عوامل حفظ هويت فرهنگي جامعه به شمار مي رود.
ارزش هاي اصيل مذهبي و ديني به عنوان يک ابزار مهم در هويت بخشي به انسان ها و به ويژه نسل جوان و دادن معنا به زندگي و جهت بخشيدن به آن مطرح هستند، به طوري که «ساموئل هانتيگتون» نيز به نقش ارزشمند و والاي دين در حفظ هويت جوامع اشاره کرده و مي نويسد: «دين به زندگي نخبگان نوپاي جوامعي که در حال مدرن شدن هستند، جهت و معنا مي دهد». آفرينش فرهنگي با اتکا به عناصر و مواريث فرهنگي غني گذشتگان نيز يکي ديگر از راهکارهاي حفظ هويت فرهنگي افراد است. بي شک چنانچه نسل جوان، از لحاظ فکري و فرهنگي پرمايه و غني بوده و پايه هاي محکمي براي تفکر، جهان بيني و معناي زندگي داشته باشند، در برخورد با هجمه فرهنگي فناوري هاي نوين، معقولانه برخورد کرده و به درستي آنها را در ترکيب شخصيتي خود جذب مي کند.

جهان در دهه اخیر به سمت بی هویتی فرهنگی حرکت مینماید با توجه به نزدیک شدن کشورها به یکدیگر از طریق رسانه ها و ایجاد دهکده جهانی و پیشرفت در واقع در حال انحطاط و زوال است فیلمهاوسریالهایی که در دهه های اخیر ساخته شده نشان کاملی از بی هویتی و بی اصالتی فرهنگی را به ارمغان داشته است و به طبع آن در ایران رسانه ها سریالها و فیلمهای پوچ و بی محتوا برای ایجاد نوعی رکود فکری دست به ساختن سریالهای بی محتوی که موجبات بی هویتی فرهنگی را برای نسل جوان ما در پی خواهد داشت بهترین فیلمها و سریالها را برای نسل جوان میتوانستیم ارایه دهیم مثلا منشور حقوق بشر زندگی داریوش کورش کبیر مولوی حافظ سعدی وغيره فيلمها و سريالهاي ما نشان دهنده هویت ملی و حفظ میراث فرهنگی همانطور که در سریالهای ژاپنی کره ای چینی می بینم با این همه پیشرفتی که داشته اند هنوز هویت ملی و فرهنگی خود را حفظ نموده اند و آن را به نسلهای آینده خود انتقال داده اند ما نمی توانیم هویت 2500 ساله خود را به یکباره فراموش نموده و یکشبه فرهنگ باصتلاح اسلامی را که هیچ وجه تشابهی با اسلام ناب محمدی ندارد بخورد نسل جوان دهیم اگر برای نیاکان و پیشینیان خود ارزش قائل نشویم چگونه میتوان انتظار داشت نسل بعد از ما برای ما ارزش قائل شوند تمدنی که در مدت ۹000 سال بدست آمده چگونه میتوان در دو سه دهه به باد فراموشی سپرد.

ARAM جمعه چهارم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

روانشناسی سن


روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :
فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :
9=1+8=18=5+9+ 3+1=1395= 1364+2+29
شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.
تفسیر اعداد:
1- خالق و مبتکر:
'یک' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال 'یک' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که 'بهترین' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

Click Here

2- پیام آور صلح :
'دو' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.
3- قلب تپنده زندگی :
' سه ' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

4- محافظه کار :
'چهار' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.
5- ناهماهنگ با جماعت :
'پنج' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

*...|| راز ثروت ||...*
6- رمانتیک و احساساتی :
' شش' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.'شش' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.
7- عاقل و خردمند :
'هفت' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

مترجم 16 زبان حتي فارسي


8- آدم کله گنده :
'هشت ' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.
9- اجرا کننده و بازیگر :
'نه ' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ ** برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند

*...|| ازدواج موفق ||...*

 

 

 

ARAM چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

چرخه عناصر حیات در یوگا

در فلسفه هند یوگا یکی از چهار عصر تاریخی را شامل می شود که با هم چرخه های بزرگتر را تشکیل می دهند:


1- ساتیا یوگا

2- ترتا یوگا
3- دوارپا یوگا
4- کالی یوگا

این چرخه ها بینهایت و در داخل چرخه های آفرینش و نابودی جهان ادامه می یابند که دم و بازدم آفریدگار نیز نامیده می شوند.

در سنت هندی این اعتقاد وجود دارد که این چرخه ها تکرار می شوند و از کالی یوگا تا دوره های طولانی تر ساتیا یوگا و از دوره های طولانی تر ساتیا یوگا تا دوره های کوتاه تر کالی یوگا وارد می شویم و این چرخه همچنان ادامه دارد. در انتهای هر عصر کالی جهان به حالت ساتیا متحول شده و این چرخ از نو آغاز می گردد.
از ابتدای هر عصر یعنی عصر ساتیا تا انتهای عصر کالی عدالت، نیکوکاری و اخلاق و معنویت رو به زوال می گذارد همچنین هر چه به اعصار کوتاه تر دوارپا و کالی نزدیک تر می شویم عمر انسان ها نیز کوتاه تر خواهد شد.
به عنوان مثال در ویشنو پورانا عصر کالی چنین توضیح داده شده است:

««...در عصر کالی حاکمان و فرمانروایان با هم رقابت خواهند کرد. خشونت و دروغ و تباهی شیوه رایج آن روزگار خواهد بود. پرهیزگاری و اخلاق نیک کمتر و کمتر خواهد شد. هوی و هوس آن چیزی خواهد بود که دو جنس را به هم جذب می کند. زنان وسیله ای برای لذت جنسی خواهند بود. دروغ و دغل برای کسب معاش رواج پیدا خواهد کرد.
مردمان پاک و با کمال تمسخر و استهزاء خواهند شد. آنکه ثروتمند است قانون را تعیین خواهد کرد.....»»

1- در دوره ساتیا ( Satya Yuga ) یا کریتا یوگا، پاکی و معنویت و صلح و پرهیزگاری در اوج قرار دارد و مردم آن دوره قادرند که معنویت و حقیقت را مستقیماً تجربه کنند.
مرزی بین عالم ماده و عالم ملکوت شفاف بوده و مردم با عالم بالا ارتباط نزدیکی خواهند داشت.
بنا بر متون ناتیا شاسترا در آن زمان شعبده بازی، نمایش رقص و موزیک و ... بی معنی خواهد بود زیرا در آن زمان دیگر ناراحتی و بدبختی و فلاکت و عدم آرامش وجود نخواهد داشت.
عصر ساتیا عصر طلایی نامیده می شود.

2- دوره ترتا یوگا ( Treta Yuga ) دوره عقل و هوش نیز نامیده می شود. در این دوره
مردان قدرتمند بوده و اختراعات و نوآوری های زیادی انجام خواهد شد
(اختراعات صفت ویژه دوره ترتا و دوارپا به شمار می رود )

3- دوره دوارپا یوگا ( Dvarpa Yuga ) در این دوره علم پیشرفت کرده و مردم معنویت را در قالب انرژی های ظریف و خردگرایی کشف خواهند کرد، در این دوره اختراعات زیادی ثبت خوهد شد و مشکل فاصله بین انسان و اشیاء حل شده و در این دوره قدرت به دست زنان خواهد بود. طبق نوشته های ماهابهاراتا آخرین دوره دوارپا با مرگ کریشنا پایان یافت.
4- آخرین دوره ( Kali Yuga ) در این دوره مردم فقط با جنبه های فیزیکی و حسی حیات آشنایی دارند آنچه که بیشتر در زندگی مردم تاکید می شود حفظ حیات مادی و بقا است و در این دوره قدرت به دست مردان می باشد، ارتباط مردم با معنویت جنبه خرافه پرستی و موهوم پرستی به خود گرفته و با واسطه خواهد بود.
جنگ، ساخت معابد و نوشتن از جمله نشان های ویژه دو عصر دوارپا و کالی به شمار می رود.
در اعصار ساتیا یوگا و ترتا یوگا مردم از طریق فکر و نیروهای ذهنی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و نیازی به نوشتن نخواهند داشت همچنین به معابد و مساجد و کلیسا نیز نیازی نخواهد بود زیرا مردم حضور خدا را در همه جا احساس خواهند کرد. جنگ بسیار کم و نایاب خواهد بود اما هر چند نادر اتفاق خواهند افتاد.

طول این یوگاهای مختلف به شرح زیرند:
1- ساتیا یوگا یا کریتا یوگا : 1728000 سال
2- ترتا یوگا : 1296000 سال
3- دوارپا یوگا : 864000 سال
4- کالی یوگا : 432000 سال


ریشی های هند باستان چنین تشخیص داده بودند که زمان در شب برهما سریعتر از روز برهما می گذرد که شب آن 432000 سال است.
کریتا یوگا 4 قسمت طول می کشد که هر قسمت 432000 سال است و حروف "ک" و "ر" معرف Chatur به معنی چهار هستند، Threta Yuga سه قسمت دارد که کلمات Tri در آن مشخص است، دوارپا یوگا دو قسمت طول می کشد که حروف موجود در کلمه Dva ( به معنی دو ) در آن وجود دارد و کالی یوگا یک قسمت به طول می انجامد که Eka همان یک بوده و حروف آن در کلمه کالی وجود دارد.

اما دوره ای معادل دوره حیات کامل جهان نیز وجود دارد که بهتر است آن را دوره نیستی یا خاموشی بنامیم و بعد ار اتمام این دوره جهان دوباره آغاز شده و همه چیز از سر گرفته خواهد شد

ARAM سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

پيشگويي نوسترآداموس

هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ »آگوست 1989م« پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود.

ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از »محورهاى شرارت« در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران صحّه گذاشت.

در اين مقاله سعى نگارنده بر آن نيست كه بر پيشگوئيهاى نوسترآداموس صحّه بگذارد يا از آن دفاع كند و يا به هر طريق ممكن آن را خزعبلاتى هذيان‏گونه جلوه دهد؛ بلكه حداكثر كوشش نگارنده بر آن است كه ديدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پيشگوئيهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و اين پيشگوئيها را كه اغلب درباره ايران يا كشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد.

 البته بايستى در نظر گرفت كه بدون شناخت اين پيشگوى كبير نمى‏توان حساسيتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا كه اغلب سياستمداران و متفكران غربى عميقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بينى و آينده‏نگرى همراه با ادبيات رمزى (Occult) معتقدند و حتى نظريه‏پرداز معروف هاروارد؛ يعنى ساموئل هانتينگتون نيز تئورى برخورد تمدنها The clash of) (civilizations را از نوسترآداموس به عاريت گرفته است.

پيشگويى نوسترآداموس درباره واقعه يازدهم سپتامبر و تأثير شگرفى كه بر نگرش و فرهنگ آمريكايى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به ديدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ايران شود، همانكه نبايد به سادگى از كنار آن گذشت.

  «... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافيايى نيويورك؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جديد (New City)، نزديك مى‏شود.»

جالب‏ترين نكته در مورد پيشگوئيهاى نوسترآداموس آن است كه وى به ندرت نام كشورى را به صراحت و آشكارا ذكر مى‏كند، حال آنكه در مورد ايران (Parsia) به صراحت عنوان مى‏كند كه ايران، جهان را تسخير خواهد كرد:«ايران از طريق آناتولى، فرانسه و ايتاليا را فتح خواهد كرد و بالاخره ايران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.»
 بنابراين، در گام نخست بايستى نوسترآداموس را بيشتر و بهتر بشناسيم و راز و رمز تأثيرگذارى وى بر تمدن غربى را از اين طريق دريابيم.

ميشل دونوسترادام Michel) (De Nostradame كه بيشتر با نام لاتين خود؛ يعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحيه سن رمى فرانسه متولد شد.

خانواده وى از شجره پزشكى يهودى و ايتاليايى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شكل‏گيرى و تربيت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مكتب كاباليست‏ها را مستقيماً به وى تعليم داده است.

 نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسيار معتبر آن روزگار فرانسه، يعنى "مون‏پليه" در رشته پزشكى فارغ‏التحصيل شد و براى نجات بيماران از بيمارى مرگ سياه يا طاعون، بلافاصله مشغول به كار شد.
 شاوينى، پيرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نويسد كه وى سه سال تمام بر روى نخستين اشعار وحى‏آميز خود كه از آينده و رويدادهاى آن خبر مى‏آورد كاركرد و در سال 1555م. دفترى را - كه در بر گيرنده بيش از سيصد پيشگويى شعرگونه بود - به پسرش سزار هديه كرد.

 سپس در سالهاى بعد مجموعه كاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ يعنى 10 سانتورى كه هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد.

نوسترآداموس بر خلاف شايعات واهى و عبثى كه پيرامون شيطان‏پرستى و خداستيزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عميقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب كاتوليك به بود و در نامه‏اى به پسرش صريحاً متذكر مى‏شود كه:
«... و از زمانى كه اراده ذات خداوند متعال بر اين قرار گرفته كه تو فقط در نور طبيعى و در اين نقطه زمين به دنيا بيايى... از آنجايى كه برايم ممكن نيست نوشته‏اى را به صورت رسمى و كامل برايت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون كه همه چيز تحت اختيار و سلطه قادر متعال و خداوند يكتا قرار دارد.»
 
در واقع او با اين عبارات، صريحاً اشاره به عدم اصالت ادبيات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بينى نموده است و همه اراده‏ها را موكول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نمايد.

بررسى پيشگوئيهاى نوسترآداموس درباره "جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران"

«شاهزاده عرب، مريخ، خورشيد، ناهيد، شير، حكومت كليسا را از طريق دريا از پاى در خواهد آورد، از جانب ايران (پرشيا) بيش از يك ميليون پرهيزگار به بيزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.»

«از كشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شريعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانيا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طريق دريا بر مردم نيكوزيا ظفر خواهد يافت.»
«مرد مشرقى از محل استقرار خويش خارج خواهد شد، براى ديدار فرانسه از كوه آپونين خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، درياها و كوهها گذر خواهد كرد و همگان را با عصايش مضروب خواهد كرد...»

ادبيات رمزآلود، واژه‏اى است كه به بهترين نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بيان كند؛ چرا كه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ يعنى اريكاچيتهام، گى بوحك و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقايع ذيل را مى‏توان بدون هيچ شك و ترديدى از ميان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:

آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى كارآمدن حكومت مذهبى كرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، رويارويى استالين و تروتسكى پس از مرگ لنين، اضمحلال رژيم شوروى، اعدام لويى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسيدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسيدن هيتلر و رژيم نازى، به قدرت رسيدن موسولينى در ايتاليا و ژنرال فرانكو در اسپانيا، ترور كندى، سقوط شاه ايران و وقوع انقلاب اسلامى در ايران، رهبرى امام خمينى(ره) از فرانسه - او دقيقاً عنوان مى‏كند كه رهبر ايران از فرانسه باعث سقوط شاه ايران مى‏شود - ، وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و آتشى كه در برجهاى دوقلوى شهر جديد (نيويورك) ايجاد مى‏شود و بسيارى از حوادث تاريخى ديگر از سالهاى 1555 ميلادى به بعد كه حدوداً 450 سال را دربر مى‏گيرد.
"دو محاصره،
در گرمايى سوزان، انجام مى‏گيرد.
آن مرد،
از فشار تشنگى،
به خاطر دو فنجان مملو از آب،
كشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و يك آرمانگراى كهنسال [امام خمينى (ره)]
نشانه‏هاى نيرا (سرزمين ايران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد."
رهبر پاريس،
اسپانياى بزرگ را اشغال مى‏كند،
كشتيهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] كه از پارتيا [ناحيه‏اى در ايران] و مديا [ناحيه‏اى در ايران] برخاسته‏اند، مى‏ايستند. آن مرد، سيكلاد [اروپا] را تاراج مى‏كند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر يونان حكمفرما مى‏شود.

در مجموع نوسترآداموس به اين موضوع به صراحت اشاره مى‏كند كه ايران (پارت، نيرا، پرشيا، مديا) با كمك مسلمانان سراسر جهان، از جمله كشورهاى عربى و مخصوصاً سوريه، عربستان سعودى و ليبى حكومت مقتدرى را تشكيل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى كه هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر عليه اسرائيل است، جهان را به تسخير خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظيم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.

در هنگامه دميدن خورشيد،
آتش بزرگ، ديده خواهد شد؛
صدا و روشنايى،
در امتداد شمال، ادامه خواهد يافت.
در ميانه كره خاك،
مرگ و آواى مرگ، شنيده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،
آتش و خشكسالى
آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، اين سرزمين به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسكون خواهد شد.

سرزمين مسكونى،
از سكنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمينها،
جدال و اختلاف شديدى درمى‏گيرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛
كه از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،
نفاق و مرگ
پيش خواهد آمد.

و از چنين برمى‏آيد كه ايران، جهان را ابتدا از طريق حمله به تركيه (و مقدونيه) به تصرف خود درخواهد آورد:

شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، ديده خواهد شد. در مركز رن، جنگ و خشكسالى به بار مى‏آيد، كمك خيلى دير مى‏رسد. پرشيا (ايران) حمله آورده و ماگدونيا و در جاى ديگر مى‏گويد: (مقدونيه) را به محاصره درمى‏آورد.
تو اى فرانسه!
اگر،
از آبهاى ليگوريا گذر كنى؛
خود را،
در ميانه دريا و جزاير،
در محاصره خواهى يافت؛
و پيروان محمد،
در برابر تو خواهند ايستاد.
و همچنين
تو، اى درياى آدرياتيك!
استخوان خران و اسبان را
خواهى جويد

و باز مى‏گويد:

آن مرد،
با سلاحها و آتش درخشان،
در نزديكى درياى سياه،
از پرشيا براى تسخير ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و ميتيلن به لرزه در خواهد آمد؛
خورشيد،
درياى آدرياتيك را كه مملو از اجساد اعراب است؛
روشن خواهد كرد.

و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدريجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
 
«كسوفى در پيش خواهد بود كه از زمان آفرينش گيتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسيح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنين ظلمتى به خود نديده است...»

كه در اين مورد آيات مربوط به قيامت در سوره قيامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
"فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر يقول الإنسان يومئذ أين المفرّ.
هنگامى كه بينايى خيره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشيد و ماه گرد هم آيند، آن روز انسان مى‏گويد: به كجا فرار كنم؟ "

«مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پيش خواهد تاخت. از سوى اهالى بيزانس به او خيانت خواهد شد. از شهر قديمى رودس به پيشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسيار خواهد شد.»

« در حوالى درياى آدرياتيك بر اثر توفانى عظيم، كشتى غرق مى‏شود و زمين به لرزه درآيد و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پيروان محمد افزايش مى‏يابد و پيكى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان كند.»

«... شهرها آلوده و كثيف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زيادى خواهد شد، و تاريكى و جهل فقط با درخشش نور از بين مى‏رود و با تغييراتى حكومت جهل و ظلمت پايان خواهد يافت...»

رهبرى اصلى مشرق زمين با شورشهاى زيادى روبرو خواهد شد، كه اكثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، كه عده‏اى كشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقيه در حال گريزند و فرزندانشان كه از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.

م.پ. ادوارد در كتاب خود در باب پيشگوئيهاى نوسترآداموس نقل مى‏كند كه سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:

«... جنگ و خونريزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است كه درياها به جوش مى‏آيد و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نيمى باقى مى‏ماند...»

شاهزاده ليبيايى [كه نماينده حكومت ايران است] در غرب به قدرت خواهد رسيد، يك فرانسوى از اعراب به شدت مكدر خواهد شد، دانشمند اديب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پيشى مى‏گيرد...»

در نزديكى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سياه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بيزانس، سالون از اسلاوينا،
آنان را به شريعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.

همچنين نوسترآداموس در چنين مى‏سرايد كه:
« امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پيروان اسماعيل جايگاه بى‏مانع خواهند يافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار كارمانى [شريعت كهنه] هستند. تمامى حمايت كنندگان [محمد»ص«] سراسر گيتى را خواهند پوشاند.»

بنابراين، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسيله شريعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانيان اعلام مى‏كند كه روزى مسلمانان به رهبرى ايران و تمدن ايرانى بر جهان مسلط خواهند شد كه اين بى‏شك در پيوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ايران است.

 

قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم

از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از کردگار می بینم

روز شنبه ز شهر ذوالقعده تن او بر مزار می بینم

شه چو بیرون رود ز جایگهش شه دیگر بکار می بینم

هست فصل حجاب در عهدش فصل را بی تبار می بینم

چون دو ده سال پادشاهی کرد شهیش را کنار می بینم

پسرش چون به تخت بنشیند بوالعجب روزگار می بینم

غارت و قتل مردم ایران دست خارج بکار می بینم

اعتصاب و حساب در عهدش سخت بی اختیار می بینم

ظلمت ظلم ظالمان دیار بی حد و بی شمار می بینم

ظلم پنهان خیانت و تزویر بر اعاظم شعار می بینم

جنگ و آشوب و فتنه بسیار در کمین بی شمار می بینم

بر سر هر کوی و برزن نام او زشت و خوار می بینم

کم ز چل چونکه پادشاهی کرد سلطه اش تارومار می بینم

سیدی را ز نسل آل رسول نام او برقرار می بینم

نائب مهدی آشکار شده قامتش استوار می بینم

پیشوای تمام دانایی رهبری باوقار می بینم

رهنما و امام هفت اقلیم حالت روزگار می یبینم

عدل و دادی که می شود پیدا دولتش پایدار می بینم

هرکجا رو نهد به فضل اله دشمنش خاکسار می بینم

بعد از این شاهی از میان برود عالمی چون نگار می بینم

غم مخور زآنکه من در این تشویش خرمی وصل یار می بینم

بعد از او خود امام خواهد آمد که جهان را مدار می بینم

دولت مهدی آشکار شود بلکه من آشکار می بینم

گرگ با میش و شیر با آهو در چرا هم کنار می بینم

ARAM سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  نظر بدهید!

آخرين مطالب ارسالي
لزوم تحول شدید فرهنگی در ایران
برنامه‌ريزي مفيد براي مطالعه
تمرکز فکر و هفت راهکار عملى براى تقویت آن
خواب و تغذیه
روش علمی از بین بردن چربیهای دور شکم
گشت و گذاری در يزرگراه هاي ژاپن
بررسی طرح خارج کردن پایتخت از تهران
چگونه اعتماد به نفسمان را تقویت کنیم ؟
اهميت و فوايد روابط جنسي سالم از نظر علمي
مطالعه و تمرکز حواس
درباره وب
بعد از مطالعات بیش از دو دهه در زمینه علوم باطني وسبکهای مختلف آن تصمیم بر آن گرفتم تا تجربیات خود را در معرض عموم قرار داده تا ضمن آشنایی با قدرتهای بیکران درون در صدد كاهش استرس و پالایش درون از امواج منفی سهمی داشته باشم .

آمار کاربران
 
چه کساني به ما لينک دادند؟

نوسندگان

لينک دوستان

بخش ويژه


صفحه اصلي  |  آرشيو |  طراح قالب  |  تماس با ما




 Design By Taktsaz & Publish By Taktsaz


قالب وبلاگ

Free Template Blog

کدهاي جاوا

قالب پرشين بلاگ





Powered by WebGozar