چگونه انرژی مثبت جذب کنیم؟

چگونه انرژی مثبت جذب کنیم؟

چگونه انرژی مثبت جذب کنیم؟
امتیاز مطلب: ٩٦%
 

همه‌ی اشیاء دارای ارتعاش هستند. هر چه را که می‌بینید، می‌شنوید و لمس می‌کنید، به دلیل اینکه پیوسته در حال جنبش است، ارتعاشی از خود ساطع می‌کند. اگر هم به قدری به آن نزدیک شوید که در حوزه ارتعاشی آن قرار بگیرید، دانسته یا ندانسته تحت تاثیر ارتعاش آن قرار خواهید گرفت. این قوانین در مورد حوزه‌ی فکر هم صادق است. اگر سلول مغز مرتعش شود، موجی از انرژی الکتریکی از خود می‌پراکند که به دنبال مکانی برای مستقر شدن است. اگر شما در حوزه ارتعاش سلول‌های مغز کسی قرار بگیرید و در ارتعاش سلول‌های مغزتان با این فرد هماهنگ و سازگار باشید، ارتعاش فکری وی را دریافت کرده و این ارتعاش به صورت مثبت یا منفی روی ذهنتان تاثیر می‌گذارد. حالا برای اینکه ببینید با استفاده از این ویژگی، چگونه می‌توانیم انرژی مثبت جذب کنیم، مقاله زیر را بخوانید.

هر فکر یا احساسی دارای ارتعاشی است که قابل اندازه گیری است. این ارتعاشات اگر به اندازه‌ی کافی زیاد شود، می‌تواند به نیروی مقصود و هدف متصل شوند. این مرحله موقعیت شیرینی‌ است که شادی و نشاط را در آن حس می‌کنید و زندگی رویایی‌تان به واقعیت تبدیل می‌شود.       انرژی مثبت حاصل از ارتعاش

شاید دکتر وین دایر (Wayne Dyer) این مطلب را به خوبی در کتابش با عنوان نیروی مقصود (The Power of Intention) به خوبی نشان داده است: «اینکه نمی‌توانید بعضی چیزها را در درون خود ببیند، نتیجه‌ی این انتخاب است که هر چیزی را چطور در دنیای خود پردازش می‌کنید. شما بر اساس آنچه که در درون می‌بینید به دنیا می‌نگرید، اگر نتوانید چیزی را در درون خود ببینید در دنیای پیرامون هم نمی‌توانید آن را ببینید. اگر می‌دانستید که شما، جلوه‌ای از روحِ جهانیِ مقصود هستید، آن را می‌دیدید. شما سطح انرژی‌تان را وَرای وجود هر مانعی در اتصال‌ با نیروی مقصود افزایش می‌دهید. تنها چیزی که شما را از هر چیز خوبی که دنیا برای‌تان حفظ کرده محروم می‌کند، ناسازگاری‌ احساسی خود شما است. اگر موفق شوید این موضوع ساده را درک کنید، موانعی را که سر راه رسیدن به مقصود وجود دارد، از میان برمی‌دارید.»

۱۰ نکته‌ی قابل توجه که می‌خواهیم آنها را با هم یاد بگیریم:

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

حراج ویژه بهترین عطرهای مردانه تا ۱۰۰ هزار تومان

 

گرانترین پول دنیا ( بیت کوین ) در ایران

گرانترین پول دنیا ( بیت کوین ) در ایران

 

 

 

 

 

 

 

۱. نسبت به افکارتان آگاه باشید

یک جمله‌ی مشهور وجود دارد که می‌گوید:

افکار، ماهیت خارجی به خود می‌گیرند. پس بهترین‌ها را انتخاب کنید.

هر فکری که به ذهن شما خطور می‌کند، بر شما اثر می‌گذارد. زمانی که مثبت و شاد و زنده فکر می‌کنید، این افکار ماهیت خارجی به خود می‌گیرند. این امر یک شبه اتفاق نمی‌افتد، شاید هم بیفتد. هر کدام از ما با دیگری متفاوتیم. با یک فکر کوچک مثبت شروع کنید و بعد همان را ادامه دهید. زمانی که فکری منفی به ذهن‌تان خطور می‌کند، برای اینکه به شما سری زده، تشکر کنید و بعد آن را بفرستید برود پی کارش. هر چه این کار را بیشتر انجام دهید، بیشتر شاهد حضور افکار مثبت خواهید بود.

جمله‌هایی مثبت و انرژی‌زا برای خود یادداشت کنید، آنها را در فضاهایی قرار دهید که مدام جلوی چشم شما باشند و در طول روز آنها را بخوانید. آنها را روی آینه حمام، روی یخچال، یا روی داشبورد ماشین‌تان بچسبانید. هر وقت که یکی از آنها را می‌بینید آن را سه بار در ذهن خود و یا بلند بخوانید.


مقاله مرتبط: چطور افکار منفی را در ۷ قدم از خود دور کنیم؟

۲. برای جذب انرژی مثبت همیشه مراقبه انجام دهید

حتی اگر یک دقیقه زمان دارید، سکوت کنید. مراقبه به زمانی گفته می‌شود که به نیروی برتر و مقصود خود متصل می‌شوید.

قبلا انجام مراقبه برای من خیلی سخت بود. با اینکه ساکن بنشینم و ذهنم را آرام کنم مشکل داشتم و این نشانه‌ی آن بود که بیش از هر زمان دیگری به مراقبه نیاز داشتم. پس تصمیم گرفتم که تمرین آن را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهم.

مهم نیست که چطور یا چه مدت این کار را انجام می‌دهید؛ تنها چیزی که اهمیت دارد این است که آن را انجام می‌دهید.


مقاله مرتبط: آموزش مدیتیشن برای تازه‌کارها با ۲۰ نکته عملی

۳. نسبت به غذایی که می‌خورید آگاه باشید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

اسپینرهای شگفت انگیز با کلی تخفیف در دیجی‌کالا

اسپینرهای شگفت انگیز با کلی تخفیف در دیجی‌کالا

حراج ویژه پایان فصل مد و پوشاک بامیلو با تخفیف های باورنکردنی

حراج ویژه پایان فصل مد و پوشاک بامیلو با تخفیف های باورنکردنی

انرژی مثبت و منفی موجود در غذاها بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

برخی غذاها دارای ارتعاش پایین و برخی دارای ارتعاش بالا هستند. اگر در غذایی که مصرف می‌کنید از مواد آفت‌کش‌ استفاده شده باشد باعث ضعیف‌تر شدن شما می‌شود. در مورد غذاهای مصنوعی و غذاهایی که با مواد شیمیایی فراوری شده‌اند نیز همین‌گونه است. میوه‌های ارگانیک، سبزیجات و آجیل، سویا، و روغن زیتون خالص، جزو غذاهای خوب و دارای ارتعاش بالا هستند. در لیست غذاهای با ارتعاش پایین غلات، لبنیات و مواد قندی جای دارند.

این مسئله در مورد همه‌ی انسان‌ها مصداق ندارد. توجه دقیق به اینکه حین خوردن غذا و دو ساعت بعد از خوردن آن چه احساسی دارید تست درستی است. به این احساس توجه کنید.

۴. مصرف مواد مخدر و الکل را به حداقل برسانید

الکل و تقریبا تمام مواد مخدر مصنوعی ارتعاش کمی دارند و مانع جذب انرژی مثبت می‌شوند. علاوه بر این، توجه کنید افرادی که مواد مخدر مصرف می‌کنند، زمان خود را با افرادی سپری می‌کنند که ارتعاش پایینی دارند، مواد مصرف می‌کنند، به دنبال مواد هستند، با افرادی حشر و نشر دارند که مواد می‌فروشند یا به شما فشار می‌آورند که مواد بیشتری مصرف کنید.



۵. از آنچه موسیقی‌تان به شما می‌گوید آگاه باشید        موسیقی می‌تواند منبع بزرگی از انرژی مثبت در زندگی شما باشد.

 

اشعار نفرت، درد، خشونت، هیجان و ترس پیام‌هایی را به ناخودآگاه‌تان می‌فرستند. اگر بخواهید عشق را جذب کنید به ترانه‌های درمورد عشق‌های واقعی، پرحرارت و همیشگی گوش دهید. اگر به دنبال صلح هستید به موسیقی‌های صلح و آرامش گوش دهید. اگر می‌خواهید الکل زیادی بخورید، اتومبیل‌تان تصادف کند، همسرتان به شما خیانت کند و دعوا راه بیندازید، به موسیقی سطح پایین گوش دهید. (می‌دانم که به صورت کلی توضیح دادم، اما متوجه شدید منظورم چیست.)

۶. برای جذب انرژی مثبت از محیط خانه‌تان آگاه باشید

شما بیشتر وقت خود را در خانه‌تان هستید که بر ارتعاش شما اثر می‌گذارد. ادعیه، نقاشی‌ها، عکس‌ها، کریستال‌ها، مجسمه‌ها، سنگ‌ها، مانتراها، کتاب‌ها، مجلات، گل‌ها، گیاهان، رنگ دیوارها، و حتی چیدمان مبلمان‌تان همگی انرژی تولید می‌کنند. انرژی خانه‌تان را با انتخاب فنگ‌شویی افزایش دهید.

۷. تعداد برنامه‌های تلویزیونی با ارتعاش پایین را کم کنید

بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی،شامل صحنه‌های خشن برگرفته از زندگی واقعی هستند. توالی دائم از انرژی‌های منفی که مستقیما به خانه شما آورده می‌شوند. علاوه بر آن، آگهی‌های بازرگانی‌ای وجود دارد که باعث می‌شوند فکر کنید نیاز به قرص دارید تا مشکلات‌تان حل شود و باید جواهرات گران بخرید تا به عزیزان‌تان نشان دهید که دوست‌شان دارید.


مقاله مرتبط: اعتیاد به تلویزیون چه ضررهایی دارد؟

۸. از سطوح ارتعاش آشنایان، دوستان و خانواده‌تان مطلع باشید

می‌توانید سطوح انرژی خودتان را با گذرانِ وقت با افرادی که ارتعاش بالایی دارند افزایش دهید و انرژی مثبت بیشتری جذب کنید. اطراف خود را با آدم‌هایی پر کنید که شما را قدرتمند می‌کنند، اصول اخلاقی مشابه با شما دارند و ببینید که چقدر متحیر می‌شوید. دوستان‌تان انعکاسی از شما هستند و از آنجایی که شما فوق‌العاده هستید، دوستان‌تان هم باید فوق‌العاده باشند.

۹. تمرین کنید که تصادفی به دیگران مهربانی کنید و در پیِ عوض آن نباشید

به کسی که وضعش از شما بدتر است مقداری پول بدهید. به خاطر اعتقادی که دارید کمک کنید. حق عوارض اتومبیلی که پشت شماست را پرداخت کنید. هدیه‌ای هوشمندانه به دوستی که سال‌هاست با او صحبت نکرده‌اید بفرستید. به دیوار مهربانی، پوشاک هدیه کنید. تکه‌ای آشغال برداشته و آن را به سطل زباله بیندازید. این کارها را برای اینکه از شما تشکر کنند انجام ندهید و انتظارش را هم نداشته باشید. تمام آن را از عطوفت عمیقِ درونی‌تان انجام دهید.

۱۰. برای جذب انرژی مثبت، مهربانی و بخشش را تمرین کنید

بخشش و گذشت نسبت به فردی که به شما صدمه زده، سخت‌ترین کاری است که در این فهرست لحاظش می‌کنید؛ اما یکی از مهم‌ترینِ آنهاست. شما دیگر قربانی نیستید و کسی که حقی از شما ضایع کرده، قدرت شما را صلب نکرده است.

افکار انتقام‌جویی ارتعاش کمی دارند و مانع جذب انرژی مثبت می‌شوند. اما بخشش دارای ارتعاش بالایی است. افکار بخشش درباره‌ی شخصی در گذشته ارتعاش شما را افزایش می‌دهد.

8 راه برای رهایی از افکار منفی و رسیدن به آرامش

روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از سایت روان، همۀ ما برای مثبت بودن بیشترین تلاش خود رامی کنیم، ولی گاهی هم الگوهای منفی فکری باعث نابودی لحظات زیبای زندگیمان می شود.

ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ "بیش از اندازه متفکر" هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.

روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.


1- پذیرش این که بیش از حد تفکر می کنید


نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.


2- خود را ببخشید؛ مغز ما تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد


هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: "مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!"
علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

3- بیشتر تنفس کنید


اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.


4- کمتر صحبت کنید


بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

5- مشغولیت فیزیکی برای خود ایجاد کنید


شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

6- تمرین تمرکز حواس


یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید. لائو تزو می گوید: "اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید." حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟
با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.



7- به کائنات تسلیم شوید

هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
حتی اگر مفهوم نگرانی "خوب" یا "بد" بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.



8- به یاد داشته باشید؛ این افکار ماست که واقعیتمان را می سازد

همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: "نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است."

آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

ساختن ایران فقط با بیدار سازی غیرت ملت ایران امکان پذیر است

برداشتن تحریمها بهترین بهانه برای یحرکت در آوردن چرخه اقتصادی کشور و صنعت و توسعه ملی می باشد با مقایسه کشورمان با کشورهای توسعه یافته براحتی متوجه خواهیم بدلیل کم کاری ملت ایران و اتلاف زمان و انرژی حدود چهار صد سال عقب هستیم و جبران آن براحتی از طریق ورود تکنوژی از طریق ورود سرمایه گذاران خارجی برای احداٍث کارخانجات بزرگ و برندهای معروف جهان در مناطق بایر و بلا استفاده و پهناور ایران و ابتدا شروع صنعت مونتاژ و استخدام و آموزش نیروی انسانی داخلی توسط شرکتهای خارجی مانند بوش-سامسونگ -هیوندا-بنز-ب ام و-سونی- اپل-جنرال موتورز و... اولا بیکاری در ایران ریشه کن خواهد شد تکنوژی بمرور منتقل شده و کم کم ایران خود میتواند صاحب برند جهانی شود و دیگر با ورود کارخانجات خارجی تمام واسطه گرها از گردونه خارج خواهند و تمام شرکت های بطور شبانه روز برای رقابت با برندهای خارجی تلاش خواند کرد و این خود موجب آن خواهند شد این فاصله تکنوژی و اتلاف وقت ایرانیان در چند دهه اخیر جبران شود.و تا دو دهه دیگر هم رده کشورهای توسعه یافته مانند آلمان ژاپن و.... خواهیم شد.

کلید طلایی پیشرفت رقابت است و رقابت

اگر می بینیم چینی های همه چیز خوار به اینجا رسیده اند و اقتصاد دنیا را به تسخیر خود در آورده اند میدانید چیست رقابت و کپی برداری سریع. علت عقب ماندگی کشور ما هم نبود ایجاد بستر رقابت است از انجایی که سالها در تحریم ودر انحصار کالاهای بی کیقیت بوده ایم چون تا کنون جنسهای خود را با جنسهای درجه سه و چهار چینی مفایسه کرده ایم حال که تحریمها برداشته خواهد شد اگر دلسوز مردم و کشور خود باشیم باید عکس عمل کرده و از ورود جنسهای بی کیفیت چینی جلوگیری نماییم و برندهای معتبر را وارد نموده و کم کم از طریق شناسایی علایق مردم خط تولید آنرا در کشور راه اندازی نموده و هم ایحاد اشتغال و رقابت نموده و ایجاد ارز آوری نموده و اقتصاد مریضمان را احیا نماینم بگونه ای که هیچکس جذب جنسهای بی کیفیت نشود و براحتی مینوانیم تا 20 سال آینده اثبات کنیم که ایران میتواند با کیفیت ترین جنسها را تولید نماید و اگر زمینه بازار رقابتی با کشور های خارجی را ایجاد نماییم هم موجب مهار تورم هم افزایش تنوع و بالا رفتن کیفیت نولید ملی و بالا رفتن ارزش پول ملی و ریشه کن شدن بیکاری که عامل اصلی کشیده شده جوانان به اعتیاد و بزهکاری می باشد شده ایم اگر همه عزممان را جذم کرده و همت عالی داشته باشیم و کمتر فکر خودمان و فکر برداشتن کلاه یکدیگر باشیم میتوانیم خیز برداشته از کشورهای عقب افتاده به در حال پیشرفت برسیم .            انشا..

96 درصد از پولی که در دنیا تولید شده در اختیار 1 درصد از مردم دنیاست

باب پراکتر می گوید: تا حالا فکر کرده اید که چرا 96 درصد از پولی که در دنیا تولید شده در اختیار 1 درصد از مردم دنیاست؟! ایا فر می کنید از قدیم به این شکل بوده است؟ خیر

                                  

  

اوضاع کم کم به این شکل طراحی و برنامه ریزی شد.این افراد راز را درک کرده بودند و حالا شمایید که دارید با آن آشنا می شوید. برای جذب پول باید بر موضوع دارایی تمرکز کنید. محال است به پول زیادی برسید اگر مدام این موضوع را گوشزد کنید که پول کافی ندارید.اگر به این نکته که پول کافی ندارید تمرکز کنید شرایط حادتری ایجاد می شود. شما باید به موضوع وفور پول و ثروت توجه کنیدتا موضوعاتی از همین دست به سمتتان جذب شود.افکار شما باید حاکی از آن باشد که امکاناتی بیش از نیازتان در اختیار دارید. لازم است قوه ی تخیل خود را باور کنید و به این یقین برسید که پولی که خواسته اید قبلاً دریافت کرده اید. شادی زیادی در این کار وجود دارد. وقتی وانمود می کنید صاحب دارایی زیادی هستید بدون شک احساس بهتری نسبت به پول و ثروت پیدا می کنید. هنگامی که این احساس خوشایند در شما ایجاد شد ثروت هم به سمت زندگی شما سرازیر می شود. یک چک را اسکن کنید و مبلغ مورد نظر و سایر جزئیات آن را  روی آن بنویسید و چک را درجایی قرار دهید که هر روز بتوانید آن را ببینید. وقتی به چک نگاه می کنید حس کنید که مبلغ مورد نظرتان را در دست دارید . تصور کنید با این چک می توانید تمام چیزهایی را که می خواهید خریده  و هر کاری را که می خواهید انجام دهید. فکر کنید این کار چقدر جالب خواهد بود . گردانندگان سایت راز می گویند: ما صدها داستان از طرف افرادی که با استفاده از راز چک پولدار شده اندرا دریافت کرده ایم که نشان دهنده ی آن است که این یک بازی سرگرم کننده است که در دنیای واقعی عمل می کند. علت این که همه نمی توانند پول کافی داشته باشند این است که با تفکرتشان راه ثروتمند شدن را به روی خود می بندند. هر فکر و هیجان منفی راه ورود نیکی ها را به سمت شما مسدود می کند. پول می تواند یکی از این نیکیها باشد . این ذهنیت که جهان هستی پول و دارایی مورد نظرتان را از شما دریغ می کند تصور اشتباهی است چون تمام چیزهایی که شما نیاز دارید در عالم نامحسوسات آماده است .اگر به اندازه ی کافی از چیزهایی که می خواهید در اختیار ندارید به علت آن است که با اندیشه های منفی جلوی حرکت خواسته هایتان را به سمت خود گرفته اید . باید افکارتان را به سمت به سمت داشتن پول زیاد هدایت کنید و به جای فکر کردن به کمبودها به فراوانی بیندیشید و به این ترتیب افکارتان را متعادل کنید . نباید قدرت فکر و ذهن را دست کم بگیریم. به نظر نویسنده کتاب راز احساس خوشحالی در زمان حال پرسرعت ترین راه برای کسب پول یا هر خواسته ی دیگری است. دکتر جو ویتالی می گوید: خیلی از مردم می پندارند:چطور می توان صاحب پول بیشتری شد؟چطور می توان تعداد بیشتری از این اسکناس ها را بدست آورد؟ چگونه می توان به ثروت و موفقیت رسید؟ چطور می توانم بدهی هایم را بپردازم در حالی که کار فعلی ام را دوست دارم و همین طور آگاه باشم که امکان دارد یکدفعه پول زیادی از آسمان برایم ببارد؟ فقط این ها را در ذهن خود مجسم کنید. شغل شما از جمله عواملی به حساب می آید که تمایلات شما را از میان امکانات و پیشنهاد های عالم هستی، انتخاب و اعلام می کند.اگر پول نقد می خواهید فقط بگویید چقدر می خواهید. من تمایل دارم طی سی روز آینده از جایی که انتظارش را ندارم بیست و پنج دلار بدست بیاورم. یا به عبارتی به این شکل از این خواسته  ر برایتان قابل باور کند. اگر هنوز این تفکرات قدیمی را دارید که پول فقط از راه شغلتان به دست می آید فوراً آن ها را دور بریزید. اگر به این تفکرات ادامه دهید به تجربه ی شما تبدیل می شوند و این اندیشه ها هیچ کمکی به شما نمی کند . کم کم متوجه خواهید شد که فزونی در هر زمینه ای وجود دارد و فقط از طریق کار نیست که شما صاحب پول و ثروت خواهید شد. یادتان باشد چگونگی رسیدن به خواسته را به جهان هستی واگذار کنید. باب پراکتر در مورد خلاص شدن از بدهی ها می گوید: هدف بیشتر مردم آن است که از زیر بار بدهی های گذشته بیرون بیایند ولی همین کار باعث می شود آن ها تا ابد بدهکار باقی بمانند چون به هر چه فکر کنند به سمتشان جذب می شود. همان طور که قبلاً گفتم قانون جذب کاری ندارد که شما به چه فکر می کنید. کاری ندارد که شما بدهی را دوست دارید یا از آن متنفرید . چون شما به آن فکر می کنید پس قانون جذب بدهی های بیشتری را به سمت شما می کشاند. راه حل باب پراکتر این است که ذهن خود را روی پرداخت خودکار بدهی ها تنظیم کنید و بعد روی موفقیت و پیروزی تمرکز کنید. می دانم باورش سخت است و مشکل همین باور است . احتمالا اطرف شما افرادی هستند که اجازه نمی دهند افکار منفی به ذهن آنها وارد شود. اگر بدهکارند می گویند نه من پیرم و نه خدا بخیل. بلاخره بدهی هایم را می دهم. اگر مشکلی برای آن ها پیش بیاید می گویند خدا بزرگ است. انشاالله حل می شود. برعکس افرادی که مدام به بدهکاری فکر می کنند و اجازه می دهند افکار مخرب مربوط به مشکلاتشان در ذهنشان نفوذ کند. و روح و جسمشان را نابود کند. حالا از شما می پرسم کدام یک از این افراد بر مشکلاتشان غلبه می کنند؟ باز هم می گویم شما به هر چیزی فکر کنید قانون جذب موارد مشابه بیشتری از همان جنس را به طرف شما می کشاند. حالا آن افکار هر چه می خواهد باشد . وقتی جمله این کار از من بر نمی آید را به زبان می آورید قدرتی در اختیارتان است که می توانید آن را تغییر دهیدو بگویید من از عهده ی این کار بر می آیم و خواسته ام برآورده می شودو بارها آنرا تکرار کنید مثل یک طوطی.برای سی روز آینده تصمیم بگیرید به آنچه دوست دارید نگاه کنید و بگویید من قادرم آن چه را که می خواهم بدست آورم. اگر بدانید این جملات مثبت با زندگی شما چه خواهد کرد به جای این که وقتتان را بیهوده تلف کنید مدام این جمله ها را تکرار می کنید. وقتی ماشین مورد علاقه تان از کنارتان عبور می کند بگوئید: من می توانم از عهده اش بر بیایم . وقتی به یک تعطیلات فوق العاده فکر می کنید بگوئید می توانم از عهده اش بر بیایم. وقتی این کار را می کنید در واقع شروع به تغییر دادن خود می کنیدو همین باعث می شود شما احساس بهتری در مورد پول داشته باشید و وقتی این اتفاق بیفتد زندگی شما تغییر می کند. لی سا نیکولز می گوید: وقتی بر روی عدم چیزهایی که طالبشان نیستید تکیه می کنید، با خانواده راجع به آن صحبت می کنید و جنجال به راه می اندازید و یا با دوستانتان راجع به آن صحبت می کنید، به بچه هایتان می گوئید که دچار کمبود هستید، پول ندارید که چیزی برایش بخرید، از عهده اش بر نمی آیم. به اینشکل هیچ وقت دیگر هم از عهده ی آن بر نخواهید آمد چون شروع به جذب نداشتن ها کرده اید. اگر دوست دارید در فضایی پر از فراوانی زندگی کنید بر فراوانی تمرکز و تکیه کنید. حالا که با راز آشنا شدید بخوبی دریافتید که افکار افراد ثروتمند حول محور ثروت و فراوانی چرخیده نه کمبود و این که او خود ، این قابلیت را داشته که این ثروت رابه سمت خود کشانده است. خواه آگاهانه این عمل را انجام داده باشد یا ناآگاهانه. چنین افرادی تمام توجه خود را به ثروت سوق داده اند و جهان هستی هم برای برآورده شدن خواسته هایشان تمام مردم و موقعیت ها را به حرکت وا می دارند. شما هم ای توانگری و قابلیت را دارید. تنها تفاوت میان شما و آن ها در این است که آن ها به چیزهایی می اندیشند که برایشان ثروت به همراه دارد . اموال شما در بخش نادیدنی های دنیا منتظرند تا شما آن ها را به عالم محسوسات دعوت کنید. پس زیاد به پول فکر کنید. به داشتن پول نه به بی پولی. پول به آسانی به دست می آید . پول خیلی سریع به دست می آید. هیچ کس نمی تواند شما را تغییر دهد مگر این که خودتان بخواهید. از دیگر راه های پولدار شدن  بخشش است. بخشیدن عملی قدرتمند است که ورود پول را به زندگی شما بیشتر می کند چون وقتی پولی را می بخشید با زبان بی زبانی اعلام می کنید که من بیش از این ها پول دارم . قابل باور نیست اما بدانید که ثروتمنترین افراد بخشنده ترین آن ها هستند. آن ها مقدار زیادی از پولشان را می بخشند و با این کار بر اساس قانون جذب درهای جهان هستی برروی آن ها گشوده می شود و مقدار زیادی پول به سمتشان سرازیر می شود. اگر فکر کنید که « من آن قدر پول ندارم که توانایی بخشش داشته باشم » متوجه خواهید شد که چرا پول به اندازه کافی ندارید. برای آن هایی که متوجه نشدند می گویم شما با این جمله فکر نداشتن پول را با جهان هستی می فرستید . جهان هستی هم می گوید شما دارید در مورد نداشتن پول فکر می کنید.فرمانبردارم سرورم ( به این ترتیب در بی پولی باقی می مانید). به خاطر رضای خدا بخشش کنید تا این بخشش  به درد آخرت شما هم بخورد. همان طور که شنیده اید خداوند می فرمایند اگر شما چیزی را ببخشید من چندین برابر به شما بر پاداش می دهم. پس این می تواند درست باشد که قانون جذب بیش از آن چه بخشیده اید به زندگیتان سرازیر می کند. خواستن آنچه می خواهید وظیفه ای است که از درون بر عهده ی شما نهاده شده است. دنیای خارج دنیای نتایج است. نتایج افکار شما. فرکانس و افکار خود را روی موج شادمانی تنظیم کنید. این امواج را با تمام قدرت به سمت کائنات بفرستید و یقین داشته باشید که بهشت واقعی را روی زمین تجربه خواهید کرد . از آنچه دارید سپاسگزار باشید. دائماً به خود بگویید: من بیش از نیازم پول دارم ، مقدار زیادی پول آنجاست و در راه است تا به من برسند، من و پول همدیگر را دوست داریم . من هرروز پول به دست می آورم و متشکرم و واقعاً این ها را تجسم کنید این ها را حس کنید . راه موفقیت همین است . باور داشته باشید که قدرت انسان بیشتر از این هاست . به این فکر کنید که انسان کیست که خداوند وقتی آن را آفرید به خودش آفرین گفت. پس نباید موجودی که قسمتی از وجود خدا را در خود دارد دچار این گونه مشکلات باشد.

دلایلی که موجب می شود قانون جذب برایتان کار نکند

1. شک و تردید : شک نقطه مقابل اعتماد و باور است . اگر باور ندارید ، انتظار دریافت هم نداشته باشید . قانون جذب در 100 % مواقع کار می کند ، چه قبولش داشته باشید چه نداشته باشید . وقتی در حالت شک و تردید قرار دارید ، فقط آشفتگی بیشتر را به زندگیتان جذب می کنید . البته طبیعیست که خلاص شدن از دست باورهای محدود کنندهء قدیمی آسان نیست ؛ اما بدانید که همین باورها هستند که شما را در جایی که هم اکنون قرار دارید نگه داشته اند . ظرف درونتان را خالی کنید ، و به قدرتتان به عنوان یک خلق کننده ایمان بیاورید .

2. اعمالتان ، در تناقض با مقصودتان است  : اگر هدفتان کم کردن وزن است ، و تصور می کنید که لاغر شده اید ، و 20 دقیقه مراقبه می کنید تا به وزن دلخواهتان برسید سپس بلند می شوید و بلافاصله یک ساندویچ پر از سس می خورید ، در واقع دارید خودتان را نقض می کنید . اگر هدفتان جمع کردن 20،000 $ برای خریدن یک ماشین جدید است و بعد تمام پس اندازتان را ریخت و پاش می کنید و خرج خریدهای بیخودی می کنید ، دارید خودتان را نقض می کنید . معمولاً ، اعمال نقض کننده با احساسات منفی مثل احساس گناه همراه هستند . تا زمانی که احساسات منفی مثل ناراحتی و رنج و احساس گناه دارید ، در همان موقعیتی که هستید می مانید ، چون این احساسات به این معنا هستند که در حال جذب چیزهایی هستید که نمی خواهید . مثلاً در مثال اول ، چون به جای جذب یک اندام لاغر دارید چند کیلو اضافه تر را جذب می کنید دچار احساسات منفی می شوید . در مثال دوم ، چون دارید 20،000$ بدهی را به جای 20،000 $ پس انداز جذب می کنید دچار احساسات منفی می شوید . خواسته هایتان را با اعمال متضاد نقض نکنید .

3. خواسته هایتان شفاف و واضح نیستند : وقتی در حال به کار بردن قانون جذب هستید باید خواسته هایتان شفاف و واضح باشند . " شفاف " بودن لزوماً به معنای " خوب بودن " نیست . به این معناست که ارزشهای غیر اصلی نباید با خواسته هایتان عجین باشند . مثلا ً ، اگر بگویید " می خواهم یک میلیون دلار آشکار کنم تا مردم بیشتر به من احترام بگذارند " ، در واقع آرزوی شما " مورد احترام قرار گرفتن " است . یک مورد را انتخاب کنید ، یا پول یا احترام ، خواسته تان را شفاف کنید .

4. شما در حال جذب از موضع " نداشتن " هستید : نمی توانید بگویید " من که هیچ پولی ندارم " و انتظار جذب پول را داشته باشید . نمی توانید بگویید " چرا هیچ کس نمی خواهد با من باشد ؟ " و انتظار جذب عشق داشته باشید . نمی توانید بگویید " من نمی خواهم فقیر باشم " و انتظار ثروتمند شدن داشته باشید . از این راه هیچ اتفاقی نمی افتد . 

اینگونه به مسئله نگاه کنید : اگر فرزندتان اسباب بازی اش را وسط اتاق پرت کرده و باعث شده کسی آسیب ببیند ، دستور مؤثری که می توانید به او بدهید چیست ؟ ترجیح می دهید بگویید " اسباب بازی را بنداز " یا " اسباب بازی را پرت نکن " ؟ امیدوارم اولی را انتخاب کنید . گاهی اوقات برای ایجاد یک نتیجهء متفاوت باید رویکردی متفاوت داشت .

5 . قصد و نیت شما همان آرزوهای واقعی تان نیستند : یک اشتباه معمول در بین کسانی که تازه دارند از قانون جذب استفاده می کنند این باور است که قانون جذب فقط با افکار سر و کار دارد . واقعیت این است که ، قانون جذب بیشتر از هر چیز دیگری با احساسات در ارتباط است . به زمانی فکر کنید که چیزی را واقعاً می خواسته اید ، مثل ترفیع مقام ، ماشین یا یک نمرهء مشخص . یادتان آمد احساستان چگونه بود ؟ وقتی واقعاً چیزی را می خواهید ، یک وسواس فکری نسبت به آن پیدا می کنید .برای مثال ، تابستان چند سال پیش که تصمیم گرفتم بدنم را عضله ای کنم ، نسبت به هر چیزی که باید انجام می دادم تا وزن اضافه کنم و ماهیچه بسازم وسواس پیدا کردم و تبدیل به افکار دائمی من شده بودند . به سلامتی ، رژیم غذایی ، و خواب اهمیت می دادم و به آنها فکر می کردم . مقاله هایی در مورد افزایش وزن می خواندم ، از دوستانی که بدنی عضله ای داشتند اطلاعات در مورد ساختن ماهیچه کسب می کردم ، و دیوانه وار ورزش می کردم . در عرض چند ماه ، به اندام دلخواهم رسیدم . اگر در حال آشکار کردن چیزهایی هستید که فکر کردن به آن قلبتان را شعله ور نمی کند ، موفق نخواهید بود . اگر از کائنات یک میلیون دلار درخواست کنید ، اما واقعاً یک میلیون دلار را نخواهید هیچگاه آن را نخواهید دید چون آرزوی قلبیتان نیست .

قانون جذب قانونی انتزاعی است و به طور خلاصه بیان می‌کند که هر آنچه در ذهن انسان تصور شود اعم از خوب یا بد، زشت یا زیبا و ... در دنیای واقعی نمود خواهد یافت. سرعت و شدت به واقعیت پیوستن این تصویر ذهنی به شدت تمرکز روی آن موضوع و وضوح تصویر آن در ذهن بستگی دارد.


قانون جذب میگوید هر چه فکر کنی همان می‌شود. هیچوقت نباید فراموش کنیم که ما به چیزی که فکر میکنیم میرسیم نه به چیزی که دوست داریم. همیشه یک حس خوب یک فکر خوب به دنبال میاورد .پس حس خود را سرشار از عشق و شوق کنیم.

در زير به معرفي و توضيح قانون هاي جذب مي‌پردازيم
1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .


3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .

11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .
شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .
چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

14- قانون تفکر مثبت
 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است .
شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است .
کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید .
سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .
مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

18- قانون پاداش
عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .
همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .
هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .
هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .
هیچ راه میانبری وجود ندارد .

21- قانون آمادگی
شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود .
در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

22- قانون حد توانایی
هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است .
هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

23- قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است .
در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

24- قانون خلاقیت
ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد .
هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

25- قانون انعطاف پذیری
در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید .
در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

26- قانون استقامت
معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست .
استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

27- قانون صداقت
خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .
همیشه با آن بهترین ِ بهترین ها که در درون شماست صادق باشید .

28- قانون احساس
شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید .
از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

29- قانون خوشبختی
کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع .
هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

30- قانون جایگزینی
ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .

31- قانون اظهار
هر گفته ای تاثیری به جا می گذارد . وقتی چیزی را با حالتی سرشار از احساس به خودتان می گویید ، افکار ، ایده ها و رفتارهایی هماهنگ با همان کلمات بوجود می آید .
فقط راجع به چیز هایی فکر کنید که طالب آن هستید و راجع به آنچه که طالب آن نیستید فکر نکنید .

32- قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعیین کننده ی اعمال شماست و اعمال شما نیز به نوبه ی خود تعیین کننده ی افکار و احساسات شماست .
اگر برخوردی مثبت ، خوشایند و خوش بینانه داشته باشید ، فردی مثبت ، خوشایند و خوش بین خواهی شد .

33-  قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست . تصاویر ذهنی که به آن مشغول هستید افکار ، احساسات و رفتار شما را تحت تاثیر قرار می دهد .
هر چیزی که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا در زندگی شما به واقعیت می پیوندد .

34- قانون تمرین
هر چیزی را که مرتبا تمرین کنید تبدیل به یک عادت جدید می شود . شما می توانید رویکرد ها ، توانایی ها و کیفیات خوشبختی و موفقیت را در خود بپرورانید ، به این صورت که قوانین موفقیت را برای خود آنقدر تکرار کنید تا جزئی از شخصیت شما شوند .

35- قانون تعهد
کیفیت عشق و طول مدت یک دوستی رابطه ی مستقیم با عمق تعهد هر دو نفری دارد که می خواهند با یکدیگر رابطه ی موفقی داشته باشند .
نسبت به کسانی که برایشان اهمیت زیادی قایل هستید از صمیم قلب و بی قید و شرط متعهد باشید .

36- قانون ارزش
شما همیشه به سوی کسانی که با شما ارزش ها ، باورها و اعتقادات مشترکی دارند و با آنها توافق دارید ، جذب می شوید .
عشق کور نیست .

37- قانون تفاهم
میزان تفاهم شما با هر کس بستگی به این دارد که تا چه حد ارزش ها ، رویکردها ، هدف ها و باورهای مشترکی دارید .

38- قانون ارتباطات
کیفیت روابط شما را ، کیفیت و کمیت ارتباطات شما با دیگران تعیین می کند .
ایجاد و حفظ روابط خوب نیاز به صرف وقت دارد .

39- قانون توجه
شما به چیزی توجه می کنید که آن را بسیار دوست دارید و برایش ارزش قائل هستید .
با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود ، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است .

40- قانون عزت نفس
هر کاری که در زندگی انجام می دهید برای حفظ یا افزایش عزت نفس است . شما در کنار کسی احساس خوشبختی می کنید که باعث می شود احساس کنید فردی ارزشمند و مهم هستید .
هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد .

41- قانون تلاش غیرمستقیم
در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .
برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

42- قانون تلاش معکوس
هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه ی خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد .
برای ایجاد یک رابطه ی خوب کافی است فقط راحت باشید ، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید .

43- قانون هویت
حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است .
فقط از طریق غیرشخصی کردن ، جدا کردن خود از مسائل و داشتن یک نگرش عینی و واقع بینانه می توانید خوب عمل کنید و با دیگران روابط موثر برقرار سازید .

44- قانون بخشش
سلامت روانی شما دقیقا بستگی دارد به اینکه تا چه حد می توانید کسانی را که با اعمالشان به نحوی به شما آسیب رسانده اند براحتی ببخشید .
بسیاری از ناراحتی ها و بدبختی ها ناشی از ناتوانی در بخشیدن دیگران است . این عدم توانایی منجر به مقصر شمردن دیگران و احساس کینه و نفرت نسبت به آنها می شود .

45- قانون پذیرش واقعیت
مردم تغییر نمی کنند . آنها را همان طور که هستند بپذیرید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید یا انتظار داشته باشید تغییر کنند . شما نتیجه ی نگرش خودتان را می بینید .
کلید داشتن روابط خوب با دیگران ؛ پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند .

46- قانون کم کوشی
بشر سعی می کند آنچه را که می خواهد با کمترین تلا ش ممکن بدست آورد . همه ی پیشرفت های بشر در زمینه ی تکنولوژی در واقع راه های دستیابی به بیشترین برون داد با کمترین درون داد است .
بنابراین همه ی افراد بشر اساسا تنبلند و همواره به دنبال آسان ترین راه ممکن برای انجام کارها هستند .

47- قانون حداکثر
بشر همیشه سعی می کند در قبال صرف وقت ، پول ، تلاش یا احساس خود بیشترین نتیجه را حاصل کند . در انتخاب بین کمتر یا بیشتر ، ما همیشه بیشتر را انتخاب می کنیم .
بنابراین ، ما مردم اصولا در انجام هر کاری حریص هستیم . این ویژگی فی نفسه نه خوب است و نه بد . این فقط یک واقعیت است .

48- قانون مصلحت
شما همیشه سعی می کنید در سریعترین زمان ممکن و با آسانترین راه به هدف هایتان برسید و کمتر به عواقب این کار توجه دارید .
شما در هر کاری که انجام می دهید تمایل دارید که از روشی استفاده کنید که دردسر و مشکلات کمتری ایجاد کند .

49- قانون دوگانگی
شما برای هر کاری که انجام می دهید همیشه یکی از این دو دلیل را ارائه می دهید :
- دلیلی که درست به نظر می رسد
- دلیل واقعی
دلیلی که درست به نظر می رسد دلیلی احترام برانگیز و ظاهرا شرافتمندانه است . اما دلیل واقعی این است که راهی که انتخاب کرده اید در حال حاظر سریعترین و آسان ترین راه برای رسیدن به اهداف شماست .

50- قانون انتخاب
هر کاری که انجام می دهید بر اساس ارزش های غالب در آن لحظه است . حتی هیچ کاری نکردن هم نوعی انتخاب است .
هر جا که هستید و هر کسی که هستید به دلیل انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه گرفته اید .

51- قانون ارزش واقعی
ارزش هر چیز در چشم بیننده است . برای هیچ چیز ارزش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد . میزان ارزش هر چیز بهایی است که کسی حاضر است برایش بپردازد .
کسی که حاضر است در مقایسه با دیگران بالاترین بها را برای چیزی بپردازد ارزش نهایی آنرا تعیین می کند .

52- قانون تعجیل
شما همیشه ترجیح می دهید که زودتر به آرزوهایتان برسید تا دیرتر .
به همین دلیل است که در تمام عرصه های زندگی تان بی قرار هستید .

53- قانون ارزش نهایی
تعیین کننده ی بهای اصلی هر محصول اینست که آخرین مشتری ها برای آخرین اقلام باقی مانده ی آن ، چقدر حاضرند بپردازند .

54- قانون عرضه و تقاضا
هنگامی که مقدار کالا یا مواد اولیه محدود است ، افزایش قیمت منجر به کاهش تقاضا می شود و برعکس .
تشویق باعث افزایش و تنبیه باعث کاهش می شود . در فعالیت های تولیدی ، مالیات و مقررات در حکم تنبیه عمل می کنند و در فعالیت های غیر تولیدی ، سود و مزایا به عنوان پاداش عمل می کند .

55- قانون کهن (Kohen)
همه چیز قابل بحث و مذاکره است .
چه در خرید و چه در فروش ، هر پیشنهاد قیمت یا شرایطی از سوی یکی از طرفین معامله در صورتی بهترین پیشنهاد است که بازار ، آنرا بپذیرد .
همیشه برای رسیدن به قیمت بهتر صحبت کنید .

56- قانون داوسن (Davson)
اگر بدانید چگونه به بهترین نحو وارد مذاکره شوید ، همیشه می توانید معامله ی بهتری انجام دهید .
همیشه بیشتر از آنچه در نظر دارید مطالبه کنید . هرگز اولین قیمت پیشنهادی را نپذیرید . عجله نکنید و سپس قیمت بهتری را درخواست کنید .

57- قانون تعیین مهلت
تعیین مهلت یکی از جنبه های ضروری معامله است . هرگاه پیشنهادی می دهید ، برای رد یا قبول آن مهلتی تعیین کنید .
اما اگر طرف مقابل برای شما مهلتی تعیین کند ، کافی است بگویید : " اگر فقط همین قدر وقت دارم جواب من منفی است " .

58- قانون شرایط پرداخت
شرایط پرداخت یک معامله از سایر شرایط ، حتی از قیمت مهمتر است .
شما معمولا می توانید هر قیمتی را بپذیرید اگر شرایط پرداخت مطلوب باشد .

59- قانون آمادگی
80% موفقیت در معاملات بستگی به این دارد که تا چه حد از قبل خود را آماده کنید .
قبل از معامله حتما اطلاعات لازم را جمع آوری کنید ، کارهای مقدماتی را انجام دهید و از صحت فرضیات خود اطمینان حاصل کنید .

60- قانون جابجایی
قبل از معامله خود را به جای طرف مقابل بگذارید و پیش بینی کنید که او قصد دارد چگونه معامله را پیش ببرد .
هنگامی که از موقعیت طرف مقابل درک درستی پیدا کردید ، بهتر خواهید توانست معامله را به نفع خود به انجام برسانید .

61- قانون اشتیاق
از طرفین معامله ، آنکه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای بدست آوردن بهترین قیمت دارد .
شما تنها در صورتی می توانید معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت از خیر معامله بگذرید .

62- قانون عمل متقابل
مردم ذاتا عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلا پاداش شما را بدهند .
در معامله با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری بدست آورید .

63- قانون عدم ختم معامله
هیچ معامله ای تمام شده نیست . اگر اطلاعات جدیدی بدست آوردید که باعث شد از شرایط معامله راضی نباشید از طرف دیگر معامله بررسی مجدد شرایط را تقاضا کنید .

64- قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم ، جهانی که در آن گنجینه ی عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد .
برای دستیابی به استقلال مالی همین امروز برای افزایش ثروت خود تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به همین هدف انجام داده اند .

65- قانون معاوضه
پول وسیله ی معاوضه ی خدمات و تولیدات یک نفر است با خدمات و تولیدات شخص دیگر .
میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند .

66- قانون سرمایه
سرمایه عبارت از دارایی هایی است که می توان برای تولید پول نقد از آن استفاده کرد . باارزش ترین دارایی شما توانایی کسب درآمد است .
منابع جسمانی ، ذهنی و عقلانی شما که مرتبا در حال رشد و تغییر است سرمایه ی شخصی شماست .

67- قانون پس انداز
همیشه اول از همه حق خودتان را بدهید . آزادی مالی از آن کسانی است که همیشه حداقل ده درصد از درآمد خودرا پس انداز می کنند .
اگر نمی توانید پول پس انداز کنید ، استعداد ثروتمند شدن ندارید .

68- قانون نگهداری
اینکه چقدر درآمد داریم مهم نیست ، بلکه نکته ی مهم اینست که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید .
افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشت گرمی مالی دارند.

69- قانون پارکینسون
مخارج معمولا آنقدر افزایش پیدا می کند تا اینکه به میزان درآمد برسد.به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.
برای اینکه ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید.

70- قانون سرمایه گذاری
قبل از سرمایه گذاری تحقیقات لازم را به عمل آورید.هنگامی که مشغول انجام تحقیقات مقدماتی برای سرمایه گذاری هستید وقت کافی صرف این کار کنید،
درست همانطور که پس از سرمایه گذاری برای پول درآوردن وقت صرف می کنید.
هرگز خود را بطور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.

71- قانون بهره ی مرکب
جمع آوری پول و افزایش دادن آن از طریق بهره ی مرکب، که هم به اصل سرمایه و هم به سود آن تعلق می گیرد، شما را ثروتمند می کند.
رمز دست یابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

72- قانون برآیند
موفقیت مالی بزرگ برآیند صدها، بلکه هزارها، تلاش کوچک است که ممکن است هرگز توسط کسی دیده یا تحسین نشده باشد.
برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

73- قانون جذب
جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.
در حین جمع آوری پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبدیل به چیزی شبیه آهن ربا می کند، با این تفاوت که شما پول را به سوی خود جذب می کنید.
 
74- قانون اشتیاق
برای ثروتمند شدن باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید . اشتیاقی اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست.
شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده ی فعالیتهای خود بسنجید . آیا این فعالیتها با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟

75- قانون هدف
قطعیت هدف نقطه ی آغاز ثروتمند شدن است. برای ثروتمند شدن باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. آن را یادداشت کنید و سپس برای دست یابی
به آن برنامه ریزی کنید . تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.

76- قانون ثروتمند کردن
تمام ثروت های پایدار از طریق ثروتمند کردن دیگران از راه های مختلف بوجود می آید.
هر چه بیشتر تمرین کنید که در بالا بردن کیفیت زندگی دیگران سهیم شوید ثروتمند شدن شما بیشتر تضمین می شود.

77- قانون کارآفرینی
مطمئن ترین راه برای ثروتمند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله ی اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند
نمی شود. تولیدات یا خدمات شما کافی است تنها ده درصد بهتر از رقیبانتان باشد تا راه را برای ثروتمند شدن شما هموار کند.

78- قانون خودساختگی
بهترین و مطمئن ترین راه برای راه اندازی یک کار جدید این است که بدون سرمایه یا با مقدار اندک شروع کنید ، و سپس مرحله به مرحله با استفاده از سود
حاصله پیش بروید. کسانی که با پول خیلی کم شروع می کنند در مقایسه با کسانی که با پول خیلی زیاد شروع می کنند احتمال موفقیت بیشتری دارند.

79- قانون آمادگی برای شکست
آمادگی شما برای شکست خوردن ، تنها معیار واقعی تمایل شما برای ثروتمند شدن است.
شکست پیش نیاز موفقیت بزرگ است . اگر می خواهید سریع تر موفق شوید آمادگی شکست خود را دو برابر کنید.

80- قانون ریسک
در هر کاری ، بین میزان ریسک پذیری و احتمال شکست رابطه ی مستقیم وجود دارد.
کارآفرینان موفق کسانی هستند که برای سود بیشتر خطرات کار را تجزیه تحلیل می کنند و به حداقل می رسانند.

81- قانون خوش بینی نابجا
خوش بینی بیش از حد مانند شمشیر دو دم است که میتواند هم به شکست و هم به موفقیت منجر شود.
در تجارت ، هر کاری دو برابر آنچه فکر می کنید هزینه دارد و سه برابر مدت زمانی که پیش بینی می کنید به طول می انجامد.

82- قانون ثبات قدم
اگر در راه ثروتمند شدن به اندازه ی کافی ثبات قدم داشته باشید، بدون تردید موفق خواهید شد.
موانعی که در حین کار ظاهر می شود پلکان موفقیت شما است به شرط آنکه از هر ناامیدی و شکستی درس بگیرید.

83- قانون هدف تجارت
هدف اساسی تجارت پیدا کردن و حفظ مشتری است و در هر تجارتی کلیه ی فعالیتها باید بر این هدف متمرکز باشد.
سود نتیجه ی پیدا کردن و حفظ مشتری با روشی مقرون به صرفه است.

84- قانون سازمان
یک موسسه ی تجاری مرکب از گروهی از افراد است که برای تنها هدف خود که همان پیدا کردن و حفظ مشتری است تشکیل شده است .
وجود هر کدام از کارکنان باید برای انجام وظایف موسسه ضروری باشد.

85- قانون رضایت مشتری
در تجارت هر کسی مشغول حفظ رضایت مشتری است و همیشه حق با مشتری است.
مشغولیت ذهنی تاجران موفق ارائه ی خدمات بهتر به مشتری است.

86- قانون مشتری
مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.
یک برنامه ریزی خوب تجاری ایجاب می کند که شما همواره به منافع شخصی مشتری توجه و بر آن تاکید داشته باشید.

87- قانون کیفیت
کیفیت آن چیزی است که مشتری می گوید و مشتری است که در مورد ارزش کالا یا خدمات تصمیم می گیرد.
توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات خود تعیین کننده ی موفقیت شما در بازار است.

88- قانون کهنگی
هر چیزی که مورد استفاده قرار گیرد کهنه خواهد شد.
محصولات یا خدمات امروز بدلیل تکنولوژی پویا و رقابت از همان ابتدا در فرآیند کهنه شدن قرار می گیرد.
معجزه ی جدید یا محصول جدید شما که قرار است به بازار بیاید چیست؟

89- قانون ابتکار
برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده ی خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
پیشرفت در تجارت نتیجه ی یافتن راههای سریع تر ، ارزان تر ، بهتر و آسانتر برای انجام یک کار است.

90- قانون عوامل ضروری موفقیت
هر کار یا تجارتی بیش از پنج تا هشت عامل ضروری برای موفقیت ندارد . این عوامل، تعیین کننده ی چگونگی عملکرد شما هستند.  
کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند تعیین کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات ، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.

91- قانون بازار
قیمت واقعی هر کالا بهایی است که مشتری حاضر است برای آن کالا در بازار آزاد و رقابتی ، که در آن سایر کالاهای مشابه نیز وجود دارد ، بپردازد .
همیشه حق با بازار است .

92- قانون تخصصی کردن
برای موفقیت در تجارت ، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید .
یکی از دلایل اصلی شکست در تجارب غیر تخصصی کار کردن است .

93- قانون تمایز
در یک بازار رقابتی ، محصولات یا خدمات برای کسب موفقیت باید در نوع خود ویژگی منحصر به فردی داشته باشند تا از سایر محصولات و خدمات مشابه متمایز گردند .
برای رقابت در بازار ، برتری کالای شما باید قابل توجه و قابل تبلیغ کردن باشد و چیزی باشد که بازار حاضر باشد به خاطر آن پول پرداخت کند .

94- قانون تعیین خریدار
موفقیت در تجارت در گرو تعیین گروه هایی است که در بازار ، خریدار تولیدات یا خدمات شما هستند .
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستند ؟
- کجا هستند ؟
- علت خرید آنها چیست ؟

95- قانون تمرکز بازار
موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند .
تعیین و متمرکز کردن تلاش هایتان روی این گروه خاص و اصلی ، رمز سوددهی است .

96- قانون برتری
بازار تنها برای عملکرد برتر ، تولیدات برتر یا خدمات برتر بهای عالی می پردازد .
اولین کار در مدیریت ، تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید .

97- قانون احتمالات
هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .
هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید ، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود .

98- قانون وضوح اهداف
هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود .
روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد .

99- قانون جذب
شما در زندگی ، افراد ، ایده ها و موقعیت هایی را به سوی خود جذب می کنید که با افکار غالب شما هماهنگ هستند .
هنگامی که اهداف شما از مغناطیس اشتیاق شما سر شار شد به چیزی دست پیدا می کنید که مردم به آن شـــانس می گویند .

100-  قانون توقعات
اگر مدام توقع داشته باشید که اتفاقات خوب برایتان رخ دهد ، میزان شانس خود را در زندگی افزایش می دهید .
هر روزتان را ا این جمله آغاز کنید : " می دانم امروز یک اتفاق عالی برایم می افتد . "

101- قانون فرصت
بهترین فرصت ها اغلب در معمولی ترین موقعیت های پیرامون شماست .
بزرگترین فرصت شما ، به احتمال زیاد درست پیش پای شماست ، در کار ، حرفه ، تحصیل ، تجربه یا علایق فعلی شما .

102- قانون قابلیت
شانس هنگامی رخ می دهد که آمادگی و موقعیت در یک جا جمع شود .
در هر زمینه ای ، هر چقدر توانایی های بیشتری داشته باشید و آنها را بیشتر پرورش دهید شانس رسیدن به موقعیت های مطلوب نیز برای شما بیشتر می شود .

103- قانون دانش
در هر زمینه ای ، شخصی که دانش و مهارت گسترده تری داشته باشد شانس موفقیت بیشتری نسبت به دیگران دارد .
دانش و مهارت گسترده ، فرد را آگاه ساخته و از چند و چون اوضاع با خبر می کند و در نتیجه فرصت هایش را افزایش می دهد .

104- قانون پیش فرض ها
پیش فرض های نادرست ریشه ی شکست ها هستند . شهامت محک زدن پیش فرض های خود را داشته باشید .
پذیرش اینکه احتمال دارد پیش فرضتان اشتباه باشد ، راه را برای یافتن پیش فرض های جدید و دگرگونی های لازم باز می کند ، چیزهایی که در غیر این صورت بدست نخواهید آورد .

105- قانون وقت شناسی
وقت شناسی همه چیز است . اگر آمادگی لازم را در خود ایجاد کنید ، زمان مناسب برای شما فرا خواهد رسید .
" در دریای پر تلاطم زندگی ، همیشه می توان موجی را یافت که اگر با آن حرکت کنید شما را به ساحل خوشبختی می رساند ." (ویلیام شکسپیر )

106- قانون انرژی
هر چقدر انرژی و اشتیاق بیشتری داشته باشید ، احتمال اینکه موقعیت مناسب را تشخیص دهید و از آن استفاده کنید بیشتر می شود .
بهترین ایده ها و افکار خلاق بعد از مدتی استراحت و آرامش بدست می آید .

107- قانون روابط
هر چه افراد بیشتری را بشناسید که دید مثبتی نسبت به شما دارند موقعیت های بهتری به دست خواهید آورد .
افرادی که شما را دوست دارند به شما ایده های جدیدی می دهند و راه موفقیت را برای شما باز می کنند .

108- قانون درک دیگران
وقتی از دید فرد دیگری به موقعیتی نگاه کنید ، اغلب اوقات به ایده و راه حل هایی دست پیدا می کنید که قبلا به آنها پی نبرده بودید .
مرتب از خودتان بپرسید که مردم به چه نیاز دارند و چه می خواهند و شما چطور می توانید نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنید .

109- قانون رشد
اگر در حال رشد فکری نیستید پس دارید در جا می زنید . اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید .
یادگیری دائمی و رشد مداوم فکری را جزئی از برنامه ی روزانه ی زندگی خود قرار دهید .

110- قانون تکرار
تمرین و تکرار بهای بدست آوردن مهارت است . چیزی را که مدام و مرتب تکرار می کنید به صورت یک عادت جدید ذهنی و عملی در می آید .
رشد فکری و احساس رضایت و خشنودی نتیجه ی کنار گذاشتن عادت های گذشته و جایگزین کردن تمرین ها و عادت های جدید است .

111- قانون پشتکار
یک زندگی خوب و درخشان مجموعه ای از هزاران تلاش و ایثاری است که هیچ کس از آن باخبر نیست .
" مردان بزرگ از ارتفاعاتی که فتح کرده اند حفاظت می کنند ، جاهایی که یک شبه به آن نرسیده اند . اما هنگام شب در حالی که همراهانشان خفته اند باز هم به تلاش خود برای پیشروی ادامه می دهند ." ( هنری وادزورث لانگفلو )

112- قانون خودشکوفایی
شما می توانید هر چه را که برای رسیدن به اهداف تعیین شده ی خود به آن نیاز دارید بیاموزید .
آنهایی که می آموزند توانا هستند .

113- قانون استعدادها
در درونتان مجموعه ای از استعدادها و توانایی ها نهفته است که اگر درست شناسایی و به کار گرفته شوند شما را قادر می سازند تا به هر هدفی که در نظر دارید برسید .
از چه قسمت هایی از کارتان بیشتر لذت می برید و آنها را خیلی خوب انجام می دهید ؟ این سوال بهترین راهنما برای یافتن استعدادهای واقعی شماست .

114- قانون کمال
موفقیت و خوشبختی هنگامی بدست می آید که کاری که از نجام آن لذت می برید ، بی عیب و نقص انجام می دهید .
" تعیین کننده ی کیفیت زندگی شما این است که تا چه حد به  کمال در زندگی اهمیت می دهید و برای رسیدن به آن تا چه اندازه خود را مسئول و متعهد می دانید ." ( وینس لمباردی - مربی فوتبال )

115- قانون موقعیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلم ما هستند . در درون هر مشکلی بذر سود یا موقعیتی نهفته است ، برابر یا بیشتر از سود حاصل از  انجام کار مورد نظر .
در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید .

116- قانون شهامت
وجود شهامتی سنجیده و حساب شده برای دستیابی به موفقیت ضروری است . ترس بزرگترین مانع رسیدن به هدف است .
رویارویی با ترس های خود را جزئی از عادت هایتان کنید و در هر شرایطی این کار را انجام دهید .

117- قانون سخت کوشی
موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی بدست می آید .هنگامی که شک دارید موفق می شوید یا نه ، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید .
هنگامی که مشغول کار هستید ، تمام مدت کار کنید و وقت تلف نکنید .

118- قانون بخشندگی
هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد ، آن هم از جاهایی که اصلا انتظار ندارید .
شما تنها در صورتی حقیقتا خوشبخت خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

119- قانون پذیرش
اینکه چطور با خودتان حرف می زنید ، حداقل 95% از فکر و احساس شما را مشخص می کند . ذهن ناخودآگاه گفته های درونی شما را به عنوان دستور می پذیرد .
همواره با خودتان گفتگوهای مثبت ، سودمند و موثر داشته باشید ، حتی هنگامی که احساس خوبی ندارید .

120- قانون خوش بینی
نحوه ی تفسیر و توجیه تجربیاتتان ، تفکرات و احساسات شما را شکل می دهد .
اگر عادت کنید در هر موقعیتی به دنبال یافتن نقاط مثبت باشید موفق خواهید شد که یک نگرش فکری مثبت را برای خود پایه ریزی کنید و سرانجام هیچ چیز نمی تواند سد راهتان شود

چگونه افکار و احساسات خود را پاکسازی کنیم

يکی از استادان بزرگ گفته است:"آن چيزی را که آتش نمی تواند بسوزاند،تير و کمان نمی تواند به آن صدمه ای بزند و سوراخش کندو هيچ شمشيری نمی تواند آن را ببرد در درون ماست. آگاه شدن از آن چيز و به دور انداختن هويت از بدنمان يعنی به دور انداختن اين تصور که ما بدنمان هستيم،يعنی تجربه کردن روح.اما برای به دور انداختن هويت بدن بايد کار خاصی انجام دهيم.بايد ياد بگيريم که چگونه می توان اين کار را کرد.هرچه بدنمان پاک تر باشد به دور انداختن هويت از آن آسانتر خواهد بود. هر چه بدن پاکتر باشد زودتر می توانيم از اين موضوع آگاه شويم که ما بدنمان نيستيم.به همين دليل منزه کردن بدن پايه کار است و بدون بدن بودن ثمرۀ آن. حال چگونه می توانيم ياد بگيريم که ما بدنمان نيستيم؟فقط بايد تجربه اش کنيم.اگر ايستاده ايم،نشسته ايم،خوابيده ايم ويا بيدار هستيم بايد سعی کنيم که اين مسئله را به ياد بياوريم.اگر ذره ای توجه و آگاهی به اعمال بدنمان داشته باشيم اولين قدم را برداشته ايم. وقتی در جاده ای قدم می زنيد،عميقاٌ به درون خود نگاه کنيد.خواهيد ديد که در درون شما شخصی وجود دارد که قدم نمی زند.شما خودتان قدم می زنيد،دستها و پاها يتان تکان می خورد،ولی چيزی در درونتان هست که نه تنها قدم نمی زند بلکه شاهد قدم زدن شما هم هست. اگر پاهايتان يا دستانتان درد می کند،با آگاهی به درون خود توجه کنيد.آيا درون شما هم درد می کند؟يا اينکه بدنتان درد می کند و شما با آن درد خودتان را شناسايی می کنيد؟متوجه خواهيد شد که چيزی در درون شما بدون اينکه دردی داشته باشد تنها نظاره گر اين درد خواهد بود.وقتی که شما گرسنه ايد،با آگاهی،به اين گرسنگی نگاه کنيد.آيا شما گرسنه ايد يا بدنتان گرسنه است؟وقتی هم که خوشحال هستيد به اين نکته توجه کنيد که اين خوشحالی کجا اتفاق می افتد. خوب است دقت داشته باشيم که حوادثی که در زندگی ما رخ می دهند در کجا اتفاق می افتند.آيا برای ما اتفاق می افتند و يا اينکه ما فقط شاهد و نظاره گريم. هويت دادن در ما به صورت يک عادت قوی در آمده است.حتی ممکن است وقتی به يک فيلم نگاه کنيم شروع کنيم به گريه کردن و يا بخنديم.وقتی هم که چراغهای سينما روشن می شود پنهانی اشکهايمان را پاک می کنيم تا کسی متوجه نشود.ما گريه می کنيم چون خودمان را با اين فيلم شناسايی می کنيم.ما معمولاٌ خودمان را با قهرمان آن فيلم شناسايی می کنيم،ممکن است حادثه اسفناکی برای قهرمان فيلم رخ بدهد و ما خود را با درد آن شخص يکی می دانيم و شروع می کنيم به گريه کردن،يکی دانستن مساوی است با هويت دادن. ذهنی که می انديشد تمام چيزهايی که در بدنش اتفاق می افتند واقعاٌبرای او رخ داده اند،هميشه در درد و رنج خواهد بود.فقط يک دليل برای تمام رنجهای ما وجود دارد و آن هويت دادن و شناسايی کردن خودمان با بدن است. همچنين يک دليل براي خوشحالی وجود دارد و آن هنگامی است که ما ديگر خودمان را با بدنمان شناسايی نکنيم. حتماٌ لازم است که هميشه بدنمان را مشاهده کنيم.شبها وقتی به بستر می رويم بايد از اين نکته آگاه شويم که اين بدنمان است که به خواب رفته است نه خود ما.بنابر اين ما نيستيم که خوابيده ايم بلکه تنها بدنمان به خواب رفته است.يا برای مثال به هنگام غذا خوردن ويالباس پوشيدن.هنگامی که کسی شما را اذيت می کند اگر آگاهانه بنگريد قادر خواهيد بود که ببينيد اين فقط بدن شماست که اذيت می شود نه خودتان.به اين طريق در يک مقطع زمانی با توجه دائمی يک انفجار درونی را حس خواهيد کرد که تمام هويت بدنتان را می شکند. آيا می دانيد که وقتی خوابيده ايد و خواب می بينيد ديگر از بدنتان آگاه نيستيد و زمانی که به خواب عميق فرو رفته ايد به هيچ وجه بدنتان را حس نميکنيد و ديگر صورت خود را به خاطر نمی آوريد؟هر چه عميق تر به درونتان فرو برويد،بيشتر بدنتان را فراموش خواهيد کرد.وقتی شروع به برگشتن به سطح ميکنيد آرم آرام هويت بدنتان برمی گردد. در صبح هنگامی که ناگهان از خواب برمی خيزيد،به درون خود نگاه کنيد.به وضوح خواهيد ديد که هويت بدنتان هم بيدار می شود. تمرِن جالبی برای قطع هويت بدنمان وجود دارد.اگر يک يا دو بار در ماه اين روش را انجام بدهيد به شما در از بين بردن هوِيت بدنتان کمک خواهد کرد.حالا برويم سراغ تمرِين: اطاق را کاملاً تاريک کنيد و روی زمين دراز بکشيد.بدن را کاملاً آرام کنيد.به اين ترتيب شما وارد مديتيشن ميشويد.وقتی که بدن و تنفستان کاملاً آرام شدند و وجودتان در سکوت فرو رفت،حس کنيد که مرده ايد و فاميل و آشنايان دورتان جمع شده اند.به صورتهای آنها توجه کنيد،ناراحتی ها و گريه های آنها را ببينيد.آنها چه می کنند؟کدام يک از آنها گريه می کند؟کداميک فرياد می زند؟با وضوح کامل به آنها بنگريد.اين صحنه ها واقعاً جلوی چشم شما خواهند آمد. بعد ببينيد که تمام همسايه ها هم آمده اند و به آشنايان و فاميل پيوسته اند.حالا مردم جسم شما را در تابوت گذاشته اند و به جايی که مرده ها را می شويند می برند و بعد هم می خواهند که جسمتان را آتش بزنند.به همهء اينها نگاه کنيد،همه تصورات هستند ولی اگر چندين بار اين تمرين را تکرار کنيد به وضوح همهء اينها را خواهيد ديد.حالا ادامه دهيد.آتش تمام اطراف شما را احاطه کرده است و جسم شما آرام آرام تبديل به خاکستر می شود.هنگامی که ديگر جسمی در کار نيست و کاملاً نبديل به خاکستر شده ايد با آگاهی تمام به درون خود نگاه کنيد و ببينيد که در آنجا چه اتفاقی رخ می دهد.در اين لحظه متوجه خواهيد شد که شما جسم نيستيد،يعنی هويتتان با بدن کاملاً قطع شده است. وقتی که اين تمرين را برای چند بار تجربه کنيد،پس از آن هر زمانی که صحبت کنيد،راه برويد و يا هر کار ديگری انجام دهيد،قادريد تا تشخيص دهيد که شما بدنتان نيستيد. ما اين مرحله را مرحلهء بدون بدن می ناميم.هر کسی که خودش را اينگونه بشناسد بدون بدن می شود. اگر اين کار را در تمام مدت روز يعنی به هنگام نشستن،بلند شدن،راه رفتن و حرف زدن انجام دهيد يعنی به اين نکته توجه کنيد که شما بدنتان نيستيد.در اين هنگام بدن تنها يک خلأ خواهد بود.درک اين مطلب که ما بدنمان نيستيم به سختي اتفاق می افتد و هيچ چيز با ارزش تر از آن نيست.در آن هنگام تغييرات زيادی در زندگيتان آغاز خواهد شد.چون تمامی رفتارهای ناآگاهانه بشر به بدن او برمی گردد.اگر انسان تعلق خود به بدنش را قطع کند ديگر هيچ کار اشتباهی نميتواند انجام دهد.اگر ما آگاه شويم که ما بدنمان نيستيم،ديگر هيچ امکانی برای زجر کشيدن و ناراحتي در زندگی وجود نخواهد داشت. مثلاً اگر کسی با چاقو به پشت ما بزند اين شخص فقط بدن ما را بريده است و ما آگاهيم که به ما هيچ صدمه ای نخورده است و وجودمان دست نخورده باقی مانده.در اين هنگام زندگی ما پر از صلح و امنِت خواهد شد.هيچ حادثهء خارجی نميتواند بر ما تأثير بگذارد چون تأثير اين نوع اتفاقات فقط بر روی بدن خواهند بود.امّا ما فکر ميکنيم و به اشتباه هم فکر می کنيم که هر چيز بيرونی ميتواند بر ما تأثير بگذارد.به همين دليل است که زجر می کشيم و احساس درد و رنج می کنيم. اين اولين مرحلهء تعاليم روحانی است که بايد بياموزيم و آن رها شدن از بدنمان است.مرحلهء سختی نيست و با کمی سعی و کوشش می توانيم آنرا يادبگيريم.

 پاکسازی افکار 
 همانطور که گفتم بدون بدن بودن از طريق مشاهدهء درست بدن حاصل می شود.رها شدن از افکار هم از طريق مشاهدهء درست افکار امکان پذير است.به طور کلی مهمترين اصل در سير و سلوک معنوی مشاهده کردن درست است.در اين سه مرحله ما بايد با آگاهی به بدن،ذهن و احساسات توجه کنيم. به ارتعاشات ذهنی توجه کنيم که چگونه از ضمير ما جريان پيدا می کنند.درست مانند کسی که در کنار رودخانه نشسته است و به جريان آب نگاه می کند.همین گونه کنار ذهنتان بنشينيد و مشاهده کنید و يا همانند شخصی که در جنگل نشسته است و از بالای درختان به پرندگان در حال پرواز نگاه می کند،شما هم به افکارتان نگاه کنيد،و یا چون کسی که به باران می نگرد و به ابرها توجه می کند شما هم ابرهای ذهن تان که در آسمان سرتان در حال حرکتند نگاه کنيد. در سکوت باستيد و پرواز پرندگان فکر و جريان رودخانه ذهن را نگاه کنيد.در اين حالت هيچ کاری نکنيد،دخالتی در اين جريانات نکنيد و اصلاً توقفی بهشان ندهيد.آنها را سرکوب نکنيد.اگر فکری می آيد متوقفش نکنيد و اگر فکری نيست سعی نکنيد فکر جديدی خلق کنيد.تنها يک مشاهده گر باقی بمانيد. در اين مشاهدهء ساده خواهيد ديد که شما و افکارتان از هم مجزا هستيد.اين نکته را تجربه خواهيد کرد که آن شخصی که مشاهده گر افکار است از خود آن افکار مجزاست و کاملاً با آنها متفاوت است.همين که به اين مسئله واقف شويم آرامش عجيبی بر زندگی شما سايه خواهد افکند.چون متوجه خواهيد شد که ديگر هيچ ناراحتی و نگرانی نداريد.ميتوانيد در ميان انواع ناراحتی ها و اتهاب ها باشيد ولی اين ناراحتی ها مال شما نخواهند بود و يا هر نوع مشکلی که وجود داشته باشد ديگر با شما کاری ندارد.می توانيد پر از افکار باشيد ولی کاملاً از آنها متمايزيد. اگر شما آگاه شويد که افکارتان نيستيد،اين افکار ضعيف و ضعيف تر می شوند و به مرور موجوديّت خود را از دست می دهند.افکار به اين دليل قدرتمند هستند که ما می انديشيم که آنها به ما تعلق دارند.مثلاً در جر و بحث با ديگران می گوييد"فکر من اين است"،در صورتيکه هيچ فکری متعلق به شما نيست.تمام اين افکار با شما متفاوتند و شما از آنها مجزا هستيد پس فقط مشاهده گر آنها باشيد. برای اينکه اين مطلب بيشتر برايتان جا بيفتد يک داستان از بودا نقل می کنم.شاهزاده ای بود که شاگرد بودا شده بود.در همان روز اول بودا به او گفت:به شهر برو و در فلان خانه را بزن و برای غذا از آن خانه گدايی کن.شاهزاده هم همين کار را کرد و برگشت.ولی پس از بازگشتن به بودا گفت:مرا ببخشيد ولی من ديگر به آن خانه نمی روم.بودا از او پرسيد چه اتفاقی افتاده است؟آن مرد جواب داد:من قبل از اينکه به آن خانه برسم همه اش فکر می کردم که چه غذايی دوست دارم.وقتی که به در آن خانه رسيدم،خانم صاحبخانه درست همان غذايی را که دوست داشتم آماده کرده بود.من خيلی متعجب شدم ولی اين مسئله را به حساب تصادف گذاشتم.بعد که غذا را خوردم به ذهنم رسطد که من بعد از غذا معمولاً استراحت می کنم و درست در همان لحظه خانم صاحبخانه گفت:ای برادر اگر دوست داری که بعد از غذا استراحت کنی من خوشحال می شوم تا در خانهء من باشيد چون خانهء من با وجود شما پاکسازی خواهد شد.با خودم فکر کردم که اين هم تصادفی است.وقتی دراز کشيدم درست در زمانی که فکر کردم اين تخت خواب و اين خانه هيچ کدام مال من نيست و من دارم در يک جای غريبه استراحت می کنم،خانم صاحبخانه از پشت سرم گفت:اين تخت خواب نه مال من است نه مال شما و اين خانه نيز نه مال من است نه مال شما. اينجا بود که من واقعاً ترسيدم.خيلی سخت بود تا اين مطلب را باور کنم که همه چيز اتفاقی باشد.آن موقع بود که از آن خانم پرسيدم:آيا افکار من به شما می رسد؟آيا شما از امواج فکر من آگاه می شويد؟ آن خانم توضيح داد که به دليل مديتيشن های مداوم افکارش متوقف شده و خيلی راحت می تواند افکار ديگران را ببيند.در ايل لحظه من واقعاً حيرت کردم و دوان دوان از آنجا دور شدم. لطفاً مرا ببخشيد ولی من ديگر نمی توانم فردا به آنجا بروم.بودا پرسيد:چرا نمی توانی؟ آن مرد جواب داد:خواهش می کنم از من سوال نکنید و مرا هم ديگر به آنجا نفرستيد. ولی بودا دوباره از او سوال کرد و بالأخره با اصرار بودا آن مرد گفت:ديدن آن زن زيبا افکار شهوانی در ذهن من ايجاد کرد و او هم به راحتی می توانست افکار مرا بخواند.حالا من چگونه می توانم دوباره او را ببينم؟بودا گفت که تو باید دوباره به آنجا بروی اين قسمتی از مديتيشن تو است،فقط به اين طريق تو می توانی از افکارت آگاه باشی.به اجبار بودا آن مرد مجدداً به آن خانه رفت ولی ديگر آن مرد قبلی نبود.در واقع روز اول که به آنجا رفته بود تمام راه را در خواب بود.زيرا از افکاری که در سرش می گذشت آگاه نبود.روز دوم با آگاهی اين راه را می پيمود،يعنی می توانست به افکارش نگاه کند.زيرا از افکارش می ترسيد.وقتی که قدم به خانهء آن زن گذاشت تمام توجهش را به درونش معطوف کرد.زيرا بودا به او گفته بود فقط به درون خودت نگاه کن و کار خاصی انجام نده و به هر فکری که از سرت می گذرد نگاه کن. وقتی که شروع به مشاهدهء خودتان کنيد دو جرِان انرژی در شما شروع به حرکت می کنند.يکی همان کاری که قصد انجام دادنش را داريد و ديگری فقط انرژی مشاهده گر است.وقتی شاگرد بودا در روز دوم در منزل آن زن مشغول خوردن غذايش بود اين دو جريان وجود داشت.يکی مربوط به شخصی بود که مشغول خوردن غذا بود و ديگری مربوط به شخصی بود که در درونش در حال مشاهده کردن بود.در هند و کلاً در تمام جهان می گويند:آن شخص مشاهده گر شما هستيد و شخص انجام دهنده شما نيستيد.شاگرد بودا هم وقتی مشاهده کرد بسيار متعجب شد.شادان و خندان به نزد بودا برگشت و گفت:بسيار عالی است من يک چيز بزرگ کشف کردم،من دو تجربهء مجزا داشتم.يک تجربه مربوط به زمانی بود که من کاملاً به افکار خود آگاه بودم و افکار من متوقف شدند،وقتی با آگاهی به درون خود نگاه می کنم افکار متوقف می شوند.تجربهء دوم زمانی است که افکار متوقف می شوند،در آن موقع است که در می يابيم که انجام دهنده و مشاهده کننده متفاوت از هم می باشند.بودا گفت:اين کليد اصلی عرفان است و شخصی که اين کليد را پيدا کند،همه چيز را پیدا کرده است. مشاهده گر افکارتان با شيد ولی فکر کننده نباشيد.به همين دليل است که ما عرفا را شاهد می ناميم نه متفکر.بودا يک متفکر نيست،ماهاويرا،زرتشت همهء آنها شاهد هستند.يک متفکر شخص بيماری است.افرادی که اين نکته را نمی دانند فکر می کنند و افرادی که می دانند فکر نمی کنند بلکه تنها مشاهده می کنند.آنها همه چيز را می بينند و برايشان واضح است.راه دیدن مشاهدهء افکار درونی است.وقتی که نشسته ايد،ايستاده ايد،راه می رويدو....تمام جريانات افکار را که در سرتان می گذرد مشاهده کنيد و به واسطهء آنها هويت پيدا نکنيد.اکثر انسانها گمان می کنند که افکارشان هستند ولی شما اجازه دهيد تا افکارتان به تنهايی جريان پيدا کنند و شما هم از افکارتان مجزا باشيد. در درون شما هم بايد دو نوع انرژی جريان داشته باشد،ولی وقتی يک شخص معمولی فکر می کند فقط يک جريان انرژی در درونش سيلان پيدا می کند.کسی که مديتيشن می کند دو جريان انرژی در درونش در حرکت هستند.يکی انرژی افکار و ديگری انرژی مشاهده گر،که اين دو جريان به صورت موازی با يکديگر در حرکت هستند. يک انسان معمولی فقط يک سری از ارتعاشات معمولی از درونش می گذرد و آن انرژی افکار است.يک انسان به کمال رسيده هم فقط يک سری از ارتعاشات انرژی از درونش می گذرد و آن انرژِی مشاهده گر است.شخص عادی انرزی مشاهده کننده اش در خواب است.ما بين اين دو نفر شخصی است که مديتيشن می کند و به طرف کمال پيش می رود.او دو سری از جريانات انرژی را در درونش دارد که يکی افکار و ديگری مشاهده گر است.در فرد کامل افکار وجود ندارند. ولی چون شما بايد مشاهده کردن را از مرحلهء فکر کردن فرا بگيريد،حتماً بايد روی افکارتان مديتيشن کنيد و هم مشاهده گرشان باشيد.اين را من مشاهدهء درست و يا به خاطر سپردن درست می گويم.ماهاويرا آنرا "شعور بيدار"ناميد.آن وجود درونی که افکارتان را مشاهده می کند شعور بيدار شماست.افراد متفکر در جهان بسيار زيادند و پيدا کردن آنها کار آسانی است ولی يافتن شخصی که هوش او بيدار شده باشد دشوار است. پس لطفاً هوشتان را بيدار کنيد.،راه آن آگاهانه نگاه کردن به افکار است.اگر شما اعمال بدنتان را مشاهده کنيد،بدن ناپديد می شود و اگر افکاری را که با سرعت در ذهنتان در حال حرکت هستند نگاه کنيد افکار هم ناپديد می شوند و بالأخره اگر احساساتمان را هم از نزدِک مشاهده کنِم،آنها هم ناپديد می شوند.برای پاکسازی احساسات بايد عشق را به جای نفرت و دوستی را به جای دشمنی جايگزين کنيم.در درون هر فردی هم آنکس که عشق می ورزد و هم او که متنفر است بعد ديگری نيز وجود دارد.آن بعد،بعد آگاهی است که نه عشق می ورزد و نه تنفر دارد،تنها يک مشاهده گر است.اين بعد گاهی مشاهده گر نفرت است و گاهی هم مشاهده گر عشق که هر دو ممکن است در زمانهای مختلف در درون ما اتفاق بيیفتند. وقتی که از کسی نفرت داريد بالأخره زمانی می رسد که از اين نفرت آگاه بشويد،همچنين زمانی که عاشق کسی هستيد در درونتان متوجه می شويد که عاشق او هستيد.آن چيزی که در درون ما آگاه می شود و ورای عشق و نفرت نشسته است،ضمير ماست که در پشت بدن،افکار و احساسات ما قرار دارد.برای همين است که در نوشته های روحانی قديمی اسمش را"نه اين نه آن"گذاشته اند.جايی که هيچ چيز نباشد،ام مشاهده گر در آنجاست.آن بيننده،آن ضمير آگاه و يا روح. به خاطر بسپاريد که مشاهده گر احساساتتان هم باشيد و به زودی به آن چِيزی که مشاهدهء پاک است می رسيد.آن بينندهء پاک هوش بالای شماست که من به آن خرد می گويم.به آن ضمير هم می گويند که منتهی عليه هدف يوگا و تمام مذاهب روی زمين است. پايه های روحانيت،مشاهدهء درست رفتارهای بدن،مشاهدهء درست مراحل افکار و جريانهای درونی احساسات است.شخص مشاهده گر از اين سه لايه می گذرد و به ساحل ديگر می رسد.رسيدن به ساحل ديگر تقريباً يعنی رسيدن به هدف.کسی که درگير هر کدام از اين لايه ها باشد هنوز به اين طرف ساحل چسبيده است. پاکسازی احساسات ما راجع به دو بخش که مربوط به سفر روحانی است صحبت کرديم،يعنی پاکسازی بدن و پاکسازی افکار.پاکی احساسات مهمترين بخش است.در سفر روحانی پاکی احساسات بةشتر مورد استفاده است تا پاکی بدن و افکار به اةن دلةل که انسان بيشتر در احساساتش به سر می برد تا افکار.گفته می شود که انسان حيوان منطقی است،ولی اين مطلب حقيقت ندارد.بشتر کارهای شما تحت تأثير احساساتتان انجام می شوند تا افکار.نفرت شما،عصبانيتتان،عشق تان همه و همه مربوط به احساساتتان می شود نه به افکارتان. بيشتر فعاليتهای روزانه در زندگی از دنيای احساسات سرچشمه می گيرند نه از دنيای افکار.شايد تا به حال به اين نکته توجه کرده باشيد که شما به انجام کاری فکر می کنيد ولی در زمان انجام آن کار ديگری انجام می دهيد.دليل اين امر اين است که تفاوت فاحشی بين احساسات و افکار می باشد.مثلاً تصميم می گيريد که عصبانی نشويد چون فکر می کنيد عصبانيت بد است.ولی وقتی که عصبانيت شما را فرا می گيرد،افکارتان به کناری می روند و عصبانی می شويد.تا زمانی که دگرگونی در دنيای احساسات اتفاق نيفتد،افکار نمی توانند به تنهايی انقلابی در زندگی شما ايجاد کنند.به همي دليل احساسات مهمترين رکن در امور روحانی محسوب می شوند.در اين قسمت دربارهء پاکی احساسات صحبت خواهيم کرد. از ابعاد مختلف احساسات من توجه شما را به چهار نکته جلب می کنم ،به شما می گويم که چگونه می شود از ميان اين چهار بعد به پاکسازی احساسات پرداخت.ممکن است متضاد اين ابعاد نيز اتفاق بيفتند و اين چهار بعد بستری شوند برای احساسات ناخالص. اولين آنها دوستی يا دوستانه بودن است.دومين بعد شفقت و محبت است،سومين آنها شادبودن و چهارمين نيز سپاسگزاری است.اگر بتوانيد اين چهار بعد را در زندگی روزمرهءتان وارد کنيد پاکی احساسات را به دست آورده ايد.اين چهار بعد هر کدام متضاد خود را نيز به همراه دارند.متضاد دوستی دشمنی و انزجار است،متضاد شفقت و مهربانی ظالم بودن وحشی گری و نامهربانی است،متضاد شاد بودن غمگينی،بدبختی،نگرانی و برانگیختگی است.متضاد سپاسگزاری ناسپاسی است.کسی که در زندگی و احساساتش در جهت مخالف اين چهار بعد حرکت کند دارای احساسات ناپاک است و شخصی که ريشه هايش در اين چهار بعد ريشه بدواند احساسات پاک کامل دارد. شما بايد بفهميد چه چيزی بر روی احساسات شما اثر می گذارد و چه چيزی آنها را در قيد و بند قرار می دهد؟آیا به جای دوستی،دشمنی و خصومت در زندگی شما حکم فرماست؟يعنی به جای اينکه تحت تأثير دوستی و محبت باشيد تحت تأثير دشمنی هستيد؟آيا بيشتر انرژی خود را از دشمنی می گیريد؟همچنان که قبلاً نيزگفته ام عصبانيت،انرژی دارد.اما دوستی هم انرژی دارد.شخصی که انرژی های عصبانيت را در درونش تقويت کند بعد عظيمی را در زندگيش از دست می دهد.کسی که بيدار کردن انرژی دوستانهء خود را در زندگی ياد نگرفته است،در هنگام خشم قدرتمند و زمان دوستی ضعيف است. ممکن است به اين نکته توجه نکرده باشيد که همهء ملتهای دنيا در زمان صلح ضعيف تر می شوند و در زمان جنگ خيلی قدرتمند تر هستند.چرا؟چون نمی دانند که چگونه انرژی دوستانه خلق کنند.سکوت برای بيشتر آدمهای دنيا قدرت نيست بلکه ضعف است.به همين دليل است که در هند،کشوری که خيلی راجع به عشق و صلح صحبت کرده،اين قدر ضعيف شده است.چون معمولاً تنها راه احساس قدرت اين است که خشن باشند. هيتلر در اتوبيوگرافی خود نوشته است:اگر بخواهيد يک کشور را قدرتمند کنيد،بايد وانمود کنيد که دشمن داريد و يا برای خود دشمن تراشی کنيد.حتی اگر دشمنی وجود ندارد،به مردم بگوييد که دشمن همه جا در کمين است.وقتی مردم باور کنند که بوسيلهء دشمنان احاطه شده اند،انرژی و قدرت زيادی توليد می شود. برای همين بود که هيتلر وانمود کرد که يهوديها دشمن هستند،ولی حقيقت نداشت.به مدت ده سال به ملتش گفت که اين يهوديها دشمن ما هستند و انرژی فراوانی را توليد کرد.تمام قدرت آلمان از خشونت حاصل شده بود همين طور قدرت ژاپن.امروزه قدرت آمريکا هم از خشونت حاصل شده است. تاريخ بشر تا به حال فقط نشان داده است که انسانها می توانند قدرت را از طريق دشمنی ايجاد کنند.هيچ کس دربارهء انرژی دوستانه چيزی نمی داند.افرادی چون بودا،ماهاويرا،مسيح پايه های انرژی دوستانه را بنا کردند.آنها گفته اند که عدم وجود خشونت به انسان قدرت می دهد.مثلاً مسيح گفته "عشق قدرت است"،بودا گفته"شفقت و مهربانی قدرت است".شما اين سخنان را می شنويد ولی تجربهء عميق آن چيز ديگری است.بنابراين من به شما می گويم که راجع به زندگيتان فکر کنيد.چه موقع احساس قدرت می کنيد؟هنگامی که به کسی دشمنی می ورزيد و يا به هنگام صلح و عشق نسبت به کسی؟خواهيد ديد که در شرايط خشن احساس قدرت می کنيد و وقتيکه حالت آگاهی و سکوت داريد فاقد قدرتيد و ضعيف می شويد.اين نکته نشانگر اين است که شما بوسيلهء احساسات ناخالص هدايت می شويد و هر چقدر که اين احساسات ناخالص قوی تر باشد کمتر می توانيد وارد وجود خودتان بشويد. چه چيزی مانع از آن می شود تا به درونتان وارد شويد؟سعی کنيد که اين نکتهء مهم را درک کنيد که خشونت هميشه در بيرون از وجودتان تمرکز دارد يعنی همواره به سمت شخصی که بيرون از شماست هدايت می شود.اگر کسی اطراف شما نبود اين خصومت نيز به وجود نمی آمد.اما من به شما می گويم که عشق بر روی بيرون شما تمرکز نمی کند.حتی اگر هيچ کس نباشد عشق می تواند در درونتان بوجود بيايد.عشق و دوستی مقولاتی درونی هستند. برای خشونت ورزی به ديگری احتياج است،بستگی به ديگران دارد.نفرت به وسيلهء محرک بيرونی ايجاد می شود،عشق از وجودتان سيلان پيدا می کند.سرچشمهء عشق درون شماست ولی تنفر از بيرون تحريک می شود.پس تمامی احساسات ناخالص از بيرون تحريک می شوند و احساسهای خالص از درون. سعی کنيد فرق بين احساس خالص و ناخالص را درک کنيد.احساساتی که از بيرون تحريک می شوند پاک نيستند.مثل عشقی را که بيشتر مردم می شناسند يعنی شهوتی که آنرا عشق می نامند پاک نيست چون از بيرون نشأت می گيرد.فقط عشقی که از درون برمی خيزد پاک است.به همين دليل ما در شرق معتقديم که عشق و شهوت با هم متفاوتند در حقيقت ما عشق را از شهوت جدا می کنيم. شهوت از بيرون سرچشمه می گيرد.شخصی مثل بودا و مسيح هيچ شهوتی در درونشان نداشتند،آنها فقط عشق هستند.روزی مسيح در يک روز گرم از کنار باغی رد ميشد.ايستاد تا استراحت کند،زير درختی نشست.آن باغ متعلق به يک زن فاحشه بود.وقتی چشم زن به عيسی خورد با خودش گفت:عجب مرد زيبايی!زِيبايی او با تمام مردان ثروتمند و زيبای ديگر فرق داشت.نزديک عيسی رفت.عيسی چشمانش را باز کرد و بلند شد تا برود و از آن زن تشکر کرد. آن زن گفت:اگر چند لحظه به داخل خانهء من نيايیيد به من بر می خورد.اين اولين باری است که من کسی را به خانه ام دعوت می کنم.خيلی ها اينجا می آيند و من بيرونشان می کنم.عيسی گفت:زمانطکه شما مرا به قلبتان دعوت کنيد من مهمان شما شده ام،ولی حالا راهی طولانی در پيش دارم و بايد بايد بروم.آن زن اصرار کرد که ممکن است تا کمی به من محبت نشان دهيد و وارد خانهء من بشويد؟عيسی گفت:من تنها کسی هستم که می توانم حقيقتاً عاشق تو باشم.تمام مردهايی که اينجا می آيند عاشق تو نيستند.چون در وجودشان عشقی ندارند نمی توانند عاشق تو باشند.آنها به خاطر تو می آيند ولی من عشقم در درونم است. عشق مانند نور يک چراغ است.اگر هيچ کس در اتاق نباشد نور آن بر روی فضای خالی اتاق می افتد و اگر کسی هم آنجا باشد بر او نيز می تابد.اما شهوت و خواسته ها چون نور نيستند.وقتی که کسی باعث بوجود آمدن انرژی شهوت در شما می شود اين انرژی به طرف آن شخص نيز بازتابانده می شود.به همين دليل شهوت باعث تنش می شود.عشق تنش نيست.در عشق هيچ تنشی وجود ندارد.عشق مرحلهء صددرصد آرام بودن است. احساساتی ناخالص هستند که تحت تأثير عوامل خارجی هستند.احساسهای خالص نيز آنهايی هستند که از درون ما سرچشمه می گيرند و تندبادهای خارجی نمی توانند تأثيری بر روی آنها بگذارند.تصور اين مطلب برای ما سخت است که فکر کنيم شخصی مثل بودا و يا ماهاويرا می توانند عشق بورزند.ولی من به شما می گويم که آنها تنها افرادی بودند که عشق ورزيدند.اما عشق آنها با عشق بيشتر مردم متفاوت است.عشق غالب مردم نسبت به يک شخص می باشد ولی عشق روحانی ارتباط نيست،يک مرحلهء وجودی است.انسانهای کامل مجبورند که عشق بورزند چون هيچ انتخاب ديگری نمی توانند داشته باشند. نقل است که در زمان ماهاويرا،مردم به او ناسزا می گفتند،به او سنگ پرتاب می کردند و توی گوشهايش ميخ فرو کردند ولی او همهء آنها را بخشيد.من می گويم که اين حرفها دروغ است.ماهاويرا کسی را نبخشيد،چون تنها افرادی که عصبانی می شوند می توانند کسی را ببخشندفردی چون ماهاويرا برای کسی دلسوزی نمی کند زيرا فقط افراد ظالم هستند که می توانند دلسوزی کنند.ماهاويرا به اين نکته فکر نکرد که نبايد رفتار ناشايستی نسبت به اين افراد نشان دهد چون تنها افرادی که رفتار بدی دارند اينچنين می انديشند. پس ماهاويرا چه کرد؟او ناتوان بود.هيچ چيزی جز عشق نداشت.فرقی نمی کرد که چه بلايی بر سرش می آورند،جوابش هميشه عشق بود. اگر شما سنگی به طرف يک درخت پر از ميوه پرتاب کنيد،جوابش فقط ميوه است نه چيز ديگری.آن درخت نمی تواند به شما بدهد.يا اگر سطلی را در يک رودخانهء پر از آب بيندازيم.چه اين سطل کثیف باشد يا تميز،از طلا باشد يا از آهن،رودخانه هيچ انتظاری ندارد جز اينکه به شما آب بدهد.در حقيقت رودخانه کار بزرگی انجام نمی دهد چون قادر نيست تا کار ديگری انجام دهد.بنابر اين زمانی که عشق جزيی از وجودتان باشد نوعی بی اختياری به شما می دهد،ديگر فقط بايد ببخشيد هيچ راه ديگری نداريد. بنابر اين احساسهايی که از درونتان بر می خيزند احساسات خالص هستند و احساساتی که طوفانهای بيرونی در شما خلق می کنند احساسات ناخالص هستند.احساساتی که در بيرون به وجود می آيند در درونتان باعث اضطراب و نگرانی می شوند و آنهايی که در درونتان خلق می شوند شما را مملو از شعف می کنند. احساسات خالص حالتی از وجودتان است و احساسات ناپاک موجوديتی کاذب دارند.احساسات ناخالص نتيجهء تأثيرات دنيای بيرون بر وجود ماست و احساسهای گسترش وجود درونی ما می باشد.پس حتماً به اين نکته توجه کنيد که آيا احساساتی که شما را منقلب می کنند از درونتان سرچشمه می گيرند يا افراد ديگری مسبب آن هستند. مثلاً من در خيابان راه می روم و شما به من توهين می کنيد،اگر من عصبانی شوم اين احساس ناخالص است چون شما آنرا در من به وجود آورده ايد و يا اينکه من در خيابان راه می روم و شما به من احترام می گذاريد که باعث خوشحالی من می شود اين هم احساسی ناخالص است چون شما باعث ايجاد آن هستيد.اما اگر حالت درونی من درست همانند قبل از آن دشنام و يا احترام ثابت باقی بماند يعنی چه شما به من توهين کنيد و يا از من تعريف کنيد تفاوتی به حال من نداشته باشد اين احساس پاک است چون کسی آنرا در من خلق نکرده است.اين احساس متعلق به من است و چيزی که از آن من باشد پاک است و هر چيزی که منشأ آن در خارج از وجودتان باشد ناپاک است.چيزی که از بيرون بيايد يک عکس العمل است و همانند اکو عمل می کند.روزی من در کوهستان بودم و کوه هر صدای بلندی را اکو می کرد.من گفتم که اغلب مردم فقط و فقط اکو می کنند.هر چيزی که به آنها بگويی تکرارش می کنند.چيزی از خودشان ندارند که بگويند،درست مثل اتاقهای اکو عمل می کنند.اگر داد بزنيد آنها هم سر شما داد می زنند.اين حالت متعلق به آنها نيست شما خالقش بوده ايد و چيزی که شما داريد هم مال خودتان نبود شخص ديگری آنرا در شما بوجود آورده بود.شما همه اتاقهای اکو هستيد.هيچ صدايی از خودتان نداريد،هيچ زندگی از خودتان نداريد،هيچ احساسی از خودتان نداريد.تمام احساسهای شما ناخالصند چون متعلق به ديگرانند،قرضی هستند. اين اولين کليد را به خاطر بسپاريد؛احساسهايتان بايد متعلق به خودتان باشند.نبايستی تنها يک عکس العمل باشند بلکه بايستی از وجودتان برخيزند.

کلید رسیدن به آرامش رهایی از وابستگی

علت اصلی آنکه همه ما دغدغه خاطر داریم وابستگی به پول ماشین مقام و غیره است البته این که همه دوست دارند در زندگی پیشرفت کنند شکی نیست چون این خصلت را خداوند در ضمیر انسان قرار داده و فطرت انسان کمال جو است چون ما تا آخر عمرمان بطور ناخودآگاه فطرت خداجویی و کمال جویی داریم ولی وابستگی بیش از حد به پول و مادیات ذهن ما را بخود مشغول کرده و انرژی ما را میگیرد و اگر ذهن انسان را مانند هواپیمایی تصور کنیم و وابستگی ها را زنجیرهایی که به این هواپیما بسته شده است و اجازه اوج گرفتن نمیدهد فکر کنید اگر روزی هیچ پولی ندارید و هیچ غذایی برای خوردن ندارید چه کار خواهید کرد ناچار گدایی خواهید کرد پس همه چیز راه دارد مردم ما متاسفانه همه چیر را با هم یکجا میخواهند من بیاد دارم حتی آنموقع که دلار هزار تومان هم بود ناله گرانی سر میدادند الان هم سه برابر شده همینطور با ناله کردن دردی دوا نخواهد شد شما اگر فرزندی داشته باشید که مرتبا گریه میکند بعد از مدتی به گریه های او اهمیت نخواهید داد و او را رها خواهید کرد تا گریه از سرش بیافتد میدانید علت اینکه همه ناله میکنند چیست قدر چیزهایی را که دارند نمیدانند و براحتی آنها را از دست میدهند وقتی از بی پولی مینالید یعنی از موقیت فعلیتان راضی نیستید و براحتی موقیعیت فعلیتان را هم از دست خواهید داد حال اگر از هر موقعیتی که دارید راضی باشید خود را دلگرم میکنید که با عشق بیشتری کار کنید کسانی بر سر راهتان قرار خواهند گرفت و راه را برای شما باز خواهند کرد اگر میخواهید در زندگی به آرامش دست پیدا کنید فکر خود را از وابستگی رها کنید.امتحان کنید حتما موفق خواهید شد.

رموز خودباوری واعتماد به نفس و موفقیت

تمرین این روشی که در ذیل مرور خواهید کرد ضرر ندارد چون در عین حال که ساده هست نتیجه بخش هم هست بدین ترتیب که با ایجاد حس خودباوری و تقویت اعتماد به نفس در مدتی کمتر از یکماه (چهار هفته) اسرار موفقیت های زندگی برای شما دست یافتنی خواهد شد.
شما هم می توانید هر روز یك صفت مثبت و موثر را برای تقویت اعتماد به نفس در خودتان پرورش دهید.

هفته اول :
روز اول : باور كنید كه موجودی بی نظیر در عالم هستید.
روز دوم : دیگران را همینطوری كه هستند بپذیرید.
روز سوم : به هنر و استعداد دیگران حسادت نورزید.
روز چهارم : هیچگاه خشمگین نشوید و همواره خونسردی خود را حفظ كنید.
روز پنجم : به دیگران احترام بگذارید.
روز ششم : با انسانهای ژرف اندیش معاشرت كنید و از انسانهای عیبجو و بدبین دوری كنید.
روز هفتم : دیگران را دوست بدارید.

هفته دوم :
روز اول : دست دیگران را برای یاری و كمك بفشارید.
روز دوم : دیگران را ببخشید.
روز سوم : انتظارات خود را از دیگران كاهش دهید.
روز چهارم : دیگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهید.
روز پنجم : خود را سرزنش نكنید.
روز ششم : انتظارات منفی و غیرمنطقی را از ذهن خود بیرون كنید.
روز هفتم : خود را جدی بگیرید.

هفته سوم :
روز اول : دیگران را بخشی از وجود خود ببینید.
روز دوم : خطاها و لغزشهای خود را جدی نگیرید.
روز سوم : تصور ذهنی خود را از دیگران اصلاح كنید.
روز چهارم : ارزشهای نیك را در خود تقویت كنید.
روز پنجم : احساس رضایتمندی و خشنودی از خود را افزایش دهید.
روز ششم : از تكنیك های تنفس عمیق و تغذیه سالم استفاده كنید.
روز هفتم : تبسم و خوش خلقی را تمرین كنیم.

هفته چهارم :
روز اول : مسولیت كارهای خود را بپذیرید.
روز دوم : سعی كنید خطاها و لغزشهای خود را كاهش دهید.
روز سوم : مشكلات را آسان بگیرید و از دیگران برای رفع آنها یاری بخواهید.
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنید.
روز پنجم : در صدد توجیه خود نباشید.
روز ششم : برای شادیهای خود پیش فرض و شرایط مشخص نكنید.
روز هفتم : به واقعیات درون خود تمركز دهید.

اعتماد به نفس دیدگاهی است که به فرد اجازه میدهد تا از خود تصویری مثبت و واقعی داشته باشد. افراد با اعتماد به نفس بالا به تواناییهایشان بهتر اعتماد میکنند٬ به طور کلی حس میکنند که بر زندگیشان کنترل دارند و باور دارند که در یک طیف منطقی قادر به انجام کارهایی هستند که میخواهند و برنامه ریزی میکنند. داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که فرد قادر به انجام همه کاری هست بلکه افراد با اعتماد به نفس انتظارات واقع گرایانه دارند. حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمیشود دیدگاه مثبتشان را حفظ میکنند و خودشان را قبول دارند. بطور کلی آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تایید دیگران وابسته هستند. آنها معمولا از ریسک کردن اجتناب میکنند به خاطر اینکه از شکست میترسند. معمولا انتظار موفق شدن ندارند. معمولا خودشان را دست کم میگیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه میدهند یا رد میکنند. برخلاف این افراد آدمهای با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول میکنند به خاطر اینکه به تواناییهای خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را میپذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند که پرورش این دیدگاه مثبت و خودباوری راه آغازین موفقیت های بزرگ و آرزومندانه است .

چگونه در زندگی فردي موفق شويم

هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد.

تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است.

با اين حال افرادي نيز وجود دارندكه نمي توانـندبه سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها، مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير.


پشت گوش اندازي

ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد.

افرادي كه علامت مزمن اين ''بـيـمـاري'' در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه '' تمام كردنش كاري نخواهد داشت'' و يا ''نگران نباش، وقت براي انجام دادنش بسيار است''، كارها و وظايفشان را براي هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند.

اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هاي ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد، قطعا'' پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد. احساس ميكنيد كه زمان در اختيار شما اسـت، اما هنگامي كـه وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند.

فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند.

ترس از موفقيت

مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا'' مي دانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راه پـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور ميباشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد.

فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند

وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت.

تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد.

وسواس

افراد موفق داراي خصوصيتي مشترك هستند و آن قابـليـت تمركز بر انديشه هاي بـزرگ ميباشد. براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا'' محدود و متعهد به انجام كارهاي جزئي و كوچك ميـنمايند. تلاش زياد براي انجام كارهاي جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد. اگر براي اتمام هر كار كوچكي مصر باقي بمانيد، هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد.

اگر يك كارفرما كاري را به يكي از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند ديد وسيع نداشته باشد، بطور يقين كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بي اهميت آن پروژه دچار تنش و فشار رواني شده و در به نتيجه رساندن كار دچار كندي خواهد گـرديد. ايـن حالت در اصطلاح احساس وسواس فكري-علمي ناميده و بـاعـث كـاهـش قـابل ملاحظه خلاقيت و كارايي مي شود.

اينگونه افراد،سخت كوشي و تلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم و اراده خود را براي كاربرها و مصارف مفيد بكار نميبندند. تنظيم دقيق مهارتهاي مديريـت زمـانـي در برطرف كردن اين مشكل كمك فراواني خواهد نمود.

نا امني

افراد ضعيف و سست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني،در كارشان پيشرفتي حاصل نميگردد. شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه انسانها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نيست؛ فقدان اطميـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها ميگردد. براي مثال عدم برخورداري از تجربه در بخشي بخصوص، مي تواند موجب پديد آمدن احساس عدم اعتماد به نفس در فرد شود.

مثال بيان شـده در قـسمت قبل در اين مورد نيز قابل بيان است با اين فرق كه كارمند از هـمـان ابـتـدا اصلا'' از انـجـام كـار مـحولـه امـتـنـاع ورزيـده و با بهانه آوردنهاي گوناگون به كار فرماي خود اينگونه القا ميكند كه نمي تواند از عهده چنين مسؤليتهايي برآيد.

در اينـجا نـيـز مـسئله هزينه فرصت از دست رفته مطرح است. برخي افراد مايل نيستند براي پيـشرفت و تـرقي دادن مـوقـيـعت شـغلـيـشان در زمان مـحدود خـود بـه داد و ستد بپردازند اما اينگونه گزينه ها و پيشنهادات كاري بخشي از زندگي مـحسـوب ميـگـردنـد. بنابراين ببينيد كه چه چيزي براي شما بيشتر اهميت دارد و با اطمينان خاطر تصميمـي مناسب بگيريد.

اطرافيان

ممكن است شما همه شرايط لازم براي منعكس نمـودن فردي موفق از خود را دارا باشيد، اما آيا دوستانتان شـما را در اين راه همراهي ميكنند؟ ممكن اسـت آنـها ديـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادي از مـوفـقيت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و يا اصلا'' ديـدگاهي نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثيرات منفي راه رسيدن بـه موفـقيـت را برايتان سخت و دشوار ميكنند.

برخي از اطرافيان حتي ممكن است متوجه پـتـانـسيـل واستعدادهاي نهاني شما نشده و باعث زمين خوردگي وترديد در قابليتها و تواناييها گردند. حتي براي نامزد و يا همسرتان ممكن است اين تصور بوجود آيد كه توانمنديهاي شما هنـوز بـراي خودتان ثابت نشده و اين ميتواند به بدبيني آنها نسـبت بـه آيـنـده تان منجر گردد. اين موضوع ممكن است باعث نا اميدي و تضعيف روحيه شود، اما بياد داشته باشيد كه نبايد ديگران را مقصر بدانيد؛ شما فقط يك قرباني بيگناه نيستيد.با وجود ابراز بي اعتنايي آنها هنگام بيان ايده هاي كاري جديدتان،بخاطر داشـته باشيد كه اين شما هستيد كه چنين همراهاني را در آن لحـظـه و لـحـظـات آتي براي خود برگزيده ايد.

اگر اين گونه روابط دوستي برايتان اهميت دارد، كاري كه بايد انجام دهيد همسو نمودن دوستانتان با سيستم و خط مشي خود است.چنانچه توانـستـيد متقاعدشان كـنيد كه انساني شايسته اعتماد و اطمينان ميباشيد، آنها را دوستان واقـعـي خـود دانسته و در غير اينصورت براي هميشه از زندگي خود بيرونشان كنيد.

فقدان منابع

هيچ چيزي ناهنجار تر از اين مـوضـوع نـيست كه انسان با وجود داشتن همه قابليـتهاي لازم جـهت رسـيدن بـه مـوفقيت، فقط بخاطر عوامل خارج از كنترل خود، از پيشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالي و يا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده و يا مسؤليتهاي ديگر ميتواند يك قاتل واقعي باشد. رشد كـردن زيـر خـط فقر و يا تامين نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند، آينده را بسيار متفاوت از آن چـيـزي كـه در تصـورتـان بوده ترسيم خواهد نمود.

بسياري از مواقع بـدنـيـا آمدن يك بچه و يا بيماري ناگهاني افراد خانواده باعث لغو شدن برنامه ها و بازماندن انسان از عملي كردن اهـدافـش خـواهـد شد. اين هم يكي ديگر از حقايق تلخ زندگي است كه هميشه امور بر وقف مراد آدمي نمي باشد.

البته بايد دانست كه موفقيت نه فقط بر اساس مقياسهاي متفاوت، بـلـكه در مـكانهـا و شرايط گوناگون نيز مورد سنجش قرار ميگيرد. موفقيت مالي ممكن است هدف اصلـــي شما باشد، اما پدري خوب و كارمندي سخت كوش بودن براي تامين كردن يك خانـــواده نوپا نيز به همان اندازه پر معني و ارزنده است. بايد پذيرفت كه زندگي و هدفهـاي مــورد نظر انسان ممكن است دستخوش تغييرات قرار بگيرند كه در اين شرايط، تـوانـايي شما در تطبـيق خود با اين تغييرات يك مقياس بزرگ موفقيت بشمار ميرود.

نياز به ديدگاهي درون نگر

يك معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرايدار ميتوانند بطرق مختلفي مـوفق باشنـد. با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نيافتيد، بيم ناك نگرديد. يـك قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـي نماييد.

خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت كنيد كه قدمهاي صحيـحـي جهت بهينه نمودن فرصتها براي بدست آوردن موقعيتي موفقتر و راضي كننده تر برداريد

افراد موفق کسانی هستند که ٬ از یک خود آگاهی واقعی بر خورداربوده

و در قبال پیش آمدهای ناگوار و سخت ٬ نیاز به داروهای آرام بخش را در

خود احساس نمی کنند ! افراد موفق و ماهر بخوبی خود را با مسائل

گوناگون زندگی تطبیق میدهند !

آنها خود را می شناسند و میدانند که چه نقشی را درزندگیشان ایفامی

کنند و تا چه حد استعداد دارند ! ما نیز میتوانیم شخصی موفق و خوش

بین باشیم ٬ بشرط اینکه :

چشم خود را بروی امکانات موجود و راهکارهای آن بخوبی باز کرده و در

تغیر وضع کنونی زندگی به نیروی کم نظیر باطنی خود متکی بوده و با

توکل به ذات یکتا ٬ به آنچه که در سرنوشتمان بودیعه گذاشته شده ارج

نهیم ! و بدانیم که کلید اتکاء به نفس در وجو خودمان است ! مامیتوانیم

از همین امروز از عزت نفس بیشتری بر خوردار باشیم ٬ بشرط اینکه:

همیشه در زندگیمان آراسته و منظم باشیم ٬به نام خودوموقعیتمان ارج

نهیم ٬ در جلسات بحثی هر چند کوتاه داشته باشیم ! با حالتی آرام

و گامهای استوار قدم بر داریم ! با دیگران با زبانی خوش ٬ مثبت ودلگرم

کننده صحبت کرده و همواره لبخندی بر لب داشته باشیم ! این شعار

مثبت را همواره یادمان باشد : پاداشهائی که من در زندگی دریافت می

کنم دلیل خدماتی است که انجام میدهم ! ما میتوانیم آنچه را که انتظار

داریم و میخواهیم به دست بیاوریم ! بشرط اینکه :

خودمان را باور داشته باشیم ! بهترین نشانه بارز و چشمگیر موفقیت

خود انتظاری مثبت ماست ٬ که درونمان را از یک خوش بینی کامل پر

میکند ! به مشکلات بعنوان فرصتی برای کسب تجربه و بکار گیری

خلاقیت و مهارتمان نگاه کنیم ! بسلامتی خود توجه کامل داشته و از

استراحت کردن و ورزش لذت ببریم ! همیشه صحبتهای دلچسب و

تقویت کننده روحی باخود و دیگران داشته باشیم ! با افراد خوش بین

و موفق معاشرت کنیم ! مطالعه کتاب و مقالات آموزنده را فراموش

نکنیم ! از تجارب گذشته پند گرفته ٬ اما در حال زندگی کنیم ! ما

میتوانیم وسعت نظر داشته باشیم ! بشرط اینکه :

دیگران را نیز مانند بستگان خود دوست داشته و عزیز بداریم ! برای

همنوعان خود ارزش قائل شویم ! به اشخاص نیازمند کمک کنیم !

قدر دان محبتها و نیکی های دیگران باشیم و حتی المقدور با زبانی نرم

و خوش آیند ومهربان با همگان صحبت کرده و از نیش زدن و تلخ زبانی

پرهیز کنیم !

بیاندیشیم که راه زندگی سخت و از موانع و مشکلات گوناگون سرشار

است ! تنها کسی می تواند از این راه پر خطر عبور کند که روحش از

امید و عشق به همنوع لبریز و از خود خواهی و تکبر تهی باشد

چگونه فرد موفقی باشیم

به اعتقاد روانشناسان اشخاص موفق کسانی هستند که حقیقتاً خودشانند باطناً آزادند و وارسته . و اشخاص ناموفق و شکست خورده به اعتقاد روانشناسان کسانی هستند که حقیقتاً منکر خویشتن خویش هستند . شادی و نیروی حاصله از درستکاری و صداقت نسبت به خود را نپذیرفته اند .

حال برای آنکه از احساس عزت نفس پایین که مانع از موفقیت در زندگی است رهایی یابند و تحول بزرگ در زندگی خویش ایجاد کنند و از عزت نفس بالایی برخوردار گردید به بیان روشهایی برای افزایش عزت نفس در سه مرحله می پردازیم . :
عدم ارزیابی خود با دیگران

هرگز خود را با دیگران ارزیابی نکنید چرا که هر قدر هم شما بخواهید ارزیابی شما منطقی نیست هر چیز قابل تصوری راجع به خود که بتواند مورد ارزیابی قرار گیرد خود آدمی نامیده میشود خصوصیات شما میتواند به دهها هزار شیوه مورد ارزیابی قرارگیرد .

برای مثال دیگران میتوانند شما را به خصوصیات و ویژگیهای خاص ارزشیابی نمایند که می تواند در زمینه های مختلف مثل هوش ، ظاهر و توانائی های شما باشد که این ارزیابی را میتوانند با کلمات «خوب و یا بد » انجام دهند .
اصول عدم ارزیابی با دیگران :
* ارزیابی منطقی از خود
به دلایل زیر نمیتوانیم ارزیابی منطقی از خودمان بکنیم :
ـ ما نمی توانیم خود یا افراد دیگر را با یک مشخصه به طور منطقی مورد قضاوت قرار دهیم .
ـ در خیلی از مواقع انتقادها براساس تعصبات است
ـ خصوصیات انسانی بی همتا و تقریباً بی انتهاست .
ـ میزان دقیقی برای اینکه چه کسی خوب و یا بد است وجود ندارد و کسی نمی تواند ادعا کند که میتواند خصوصیات خوب و یا بد را به طور کامل تشخیص دهد

احساس ضعف و یا کاستی های بشر
واقعیت آن است که ما انسانها دارای ضعف هایی هستیم ، به همین دلیل به سادگی نمیتوانیم آنچه را که دوست داریم انجام دهیم مثلاً تعدادی از ما قوی هستیم ، تعدادی در موسیقی مهارت داریم . عده ای آشپز ماهری هستیم و …

به هر حال اکثریت افراد نمیتوانند در بیش از یک یا دو کار برجستگی و تبحر بسیار بالایی پیدا کنند .احساس شما در دستیابی به اهدافتان بسیار مهم است بنابر این با اندکی تغییر احساس و نوعی دیگر مسئله را بررسی کردن ، متوجه تغییر در افکار خویش و به دنبال آن در رفتار خود خواهید شد و به اهداف منطقی خود خواهید رسید

بی اطلاعی :
فقدان اطلاعات کافی نیز میتواند عامل مؤثر برای موفقیت پایین باشد اگر میخواهید خود را برای اشتباهات نبخشید بی اطلاعی دلیل کاملاً قانع کننده ای است به هر صورت ، سرزنش خود ، عملی کاملاً مسخره است .

البته اگر مایلید که خود را سرزنش کنید و این کار را درست می دانید خوب انجام دهید . اما به نظر روانشناسان هرگز برای بد انجام دادن کاری که هیچگاه بهتر انجام دادنش را یاد نگرفته اید بی ارزش تصور کردن خودتان معنایی ندارد و قابل تصور نیست

آشفتگی :
آشفتگی خاطر و وضعیت زندگی خیلی از مواقع مانع از موفقیت میشود ، اصولاً وقتی افراد بیشتر از خودشان متنفر شوند خطای بیشتری را انجام میدهند چون نسبت به خود احساس بدی دارند ولی میخواهند خود را بیشتر تنیبیه نمایند . لذا اعمال غلط دیگری را نیز مرتکب میشوند .

آیا به نظر شما بهترین روش این است که دوباره نادرست رفتار کنید ؟ اگر نظرتان این است ( عجب راه حلی ) وقتی ما عصبانی ، افسره ، ترسیده و یا حسد ورزی می کنیم به سادگی نمیتوانیم آدمی با کفایت و با عملکردی مناسب باشیم پس بهتر است موقع مشکلات ، در رفع آن بکوشیم و با احساس گناه ناراحتی و اعمال خود تخریبی دیگر ، خودمان را در مشکلات بیشتری غوطه ور نسازیم .

خودتان را بپذیرید :
خود پذیری بهترین راه حل است بهترین کار که می توانید برای صفات خوب و یا بد خود انجام دهید این است اگر میتوانید آنها را تغییر دهید و یا اینکه در حال حاضر و یا برای همیشه آنها را بپذیرید . پس بهتر است از حالا خود و دیگران را همانطوریکه هستند بپذیرید و هیچگاه از خود و دیگران متنفر نباشید و عشق ورزیتان نسبت به خود و دیگران متعادل باشد.
اعتماد داشتن
تا میتوانید اعتماد رفتارتان را در زمینه های مختلف مثل اعتماد دوستی ، اعتماد فرهنگی و … بالا برده و افزایش دهید برای این امر لازم است که اصول انضباط رفتاری را نیز رعایت کنید که این اصول عبارتند از :
۱ـ کار را به تأخیر نیاندازید :
سعی کنید به نتایج بلند مدت و دیر پا نسبت به منافع کوتاه مدت توجه بیشتری نمایید . اگر همیشه مسرت و خوشی فوری را بر لذت به تأخیرافتاده ، مقدم دارید ، احتمال اینکه در پایان فردی مفلوک و بیچاره باشید زیاد است این اصل از انضباط رفتاری از همه اصول دیگر معتبر است و رعایت آن میتواند انجام بقیه اصول را آسانتر کند .
۲ـ صبر داشته باشید و استمرار کارها را پیشه کنید :
انجـــام واستمرار کارها برای مدت طولانی دومین تکنیک اساسی به سوی موفقیت است ریشه این مشکل ، بی صبری و ناشکیبائی است یادگیری هر مهارتی ، مدت زمان زیادی را می طلبد و باید برای هر کاری که انجام میدهید به اندازه ای که نیاز دارد زمان بگذارید .
۳ـ گامهای کوچک و استوار امروز ، پایه گذار فردای روشن : کامل بودن هر کار، بستگی به اندازه آن کار آن دارد . معمولاً کارهای کوچک در زمانی کم ، مطرح و به انجام میرسند و کارهای بزرگ در زمانی دراز. پس بهتر است کارها را به اندازه های مورد نیاز تجزیه و کوچک کنید تا از انجام ندادنش پرهیز نمائید زیرا تدریجی حرکت کردن به سوی هدف باعث کاهش تدریجی اضطراب و پریشانی است و آن سبب موفقیت در کارها میشود .
۴ـ از تجربیات گذشته درس بگیرید :
تجزیه و تحلیل و توضیح برخی از اعمال و نتیجه گیری آنها در کنار بررسی دقیق نقاط ضعف و قوت یک رفتار ، در پیشرفت یک فرد نقش اساسی دارد و خیلی از مواقع سبب موفقیت میشود .
۵ـ پاداش و تنبیه :
در قبال کارهای درست به خود پاداش دهید و در قبال کارهای نادرست خود را جریمه کنید . برای اینکه همان اندازه ای که تقدیر در انجام کارحائز اهمیت است مواخذه برای انجام نادرست کار نیز مهم است تحقیقات نشان داده که خود تقدیری در قبال کارهای درست میتواند رفتار را نیرو مند سازد گفتار منفی آن را تضعیف میکند و مانع از پیشرفت کارها میشود .

برانگیختن احترام دیگران نسبت به خود :
برای آنکه احترام دیگران را نسبت به خود برانگیزیدباید قاطعیت داشته باشید . بدون مهارت قاطعیت تقریباً غیر ممکن است که بتوانید احساسات مطمئن خود پذیری داشته باشید بنابر این یادگیری مهارت قاطعیت برای شما و هر فرد دیگری ضروی به نظر میرسد که عبارتند از :
۱ـ پرهیز از خشم :
اگر میخواهید که در امر قاطعیت پیشرفت نمائید از عصبانی شدن و خشم پرهیز کنید چون رفتار تؤام با سیاست ، تمایل افراد به تسلیم در مقابل شما را افزایش میدهد و یا بالعکس در صورت پرخاشگری و داد و فریاد ، حس کینه توزی را افزایش میدهد .
۲ـ پرهیز از احساس گناه
از احساس گناه و تقصیر بشدت بپرهیزید چون که در احساس گناه فکر میکنید بی ارزش ، پست و افراد بی خاصیت و دوست نداشتنی هستید ، چون ناشایست عمل کرده اید . احساس گناه میتواند سر منشأ بسیاری از مشکلات روانی و شخصیتی باشد که در موارد وخیم تر منجر به خودکشی و افسردگیهای شدید میشود بنابر این بهتراست از احساس گناه و تقصیر دوری کنیم .
۳ـ پرهیز از دلسوزی زیاد
از دلسوزی و ترحم بی مورد و زیاد برای دیگران بپرهیزید نکته مهمی که مردم آن را در نظر نمی گیرند این است که توجه به مردم و لطف کردن نسبت به‌ آنان و رفتار خوبی با آنها داشتن ، کار خوبی است که همه بر روی آن تأکید دارند و دیگران را نسبت به این کار تشویق میکنند . اما توجه بیش از اندازه و غیر معقول مسئله دیگری است که باید بررسی شود و از آن جلوگیری به عمل آید .
۴ـ نترسیدن از تأئید نشدن :
از تأئید نشدن ترس نداشته باشید شاید بدون اغراق باید گفت که یگی از بزرگترین ترسهای رایج در میان عامه مردم ، ترس از تأئید نشدن است همه ما میخواهیم که مورد تأئید دیگران قرار بگیریم و آنها ما را بپذیرند که البته امری مطلوب است اما اینکه فکر کنید برای تأئید گرفتن از آنها باید هر کاری که میخواهند انجام دهید و آنگونه میخواهند تفکر و رفتاری کنید فکری نادرست و نقض کامل قاطعیت و استقلال است .
بنابر این با بکار بردن گامهای ذکر شده ، متیوانید از احساس عزت نفس پایین رهایی یابید و تحول بزرگ در کار خویش ایجاد کنید و از عزت نفس بالایی «سلامت روانی » برخوردارگردید پس با داشتن عزت نفس بالا میتوانید بر اضطراب و افسردگی و ناراحتی های روحی خود غلبه کنید و به طول کلی دارای شخصیت سالم و موفق باشید

چگونه پولدار شویم
تجربه نشان داده که خیلی ها معتقدند وقتی صحبت پول و خوشبختی است هیچ یک از این تفکرات مثبت ، کارهای شبانه
روزی و نگرش های صحیح برای بالا بردن توان پرداخت قسطهای آخر ماه کوچکترین کمکی نمی کند. حقیقت این است
که اندیشه های هشیار و ناهشیار ما همیشه با میزان درآمدما در حال عمل هستند. سعادت و یا عدم سعادت ما، نتیجه تفکر
ماست . ذهن انسان و چگونگی باورهای او تعیین کننده کیفیت زندگی اوست و ذهن ما بسته به شیوه ای که برای تربیتش
اتخاذ می کنیم مارا ثروتمند یا فقیر نگه می دارد .
ادامه مطلبو از دست ندین
فقر نتیجه تفکر فقیرانه است اگر ثروت می خواهید نوع تفکر خود را عوض کنید. تصور کنید یکی ازدوستانتان همیشه
مقروض است و معتقد است که تا ابد برای پرداخت بدهی های خود در تنگنا خواهدبود. او احتمالا فقط داوطلب انجام
کارهایی است که حقوق و مزایای بسیار کمی دارند زیرا او این جایگاه را برای خودش پذیرفته است . به احتمال زیاد او
فقط با کسانی می تواند ارتباط نزدیک داشته باشد که هم طبقه خودش باشند زیرا تنها در مصاحبت با این نوع آدم ها
احساس راحتی می کند. او به خودش تلقین کرده است که زندگی دشوار و طاقت فرساست و با دوستانی که انتخاب کرده
دیگر کوچکترین انگیزه ای برای تغییر این عقیده ندارد. در زندگی چیزی را به دست می آوریم که انتظارش را داریم و
هی ، « : بنابراین فردی که انتظار تنگدستی دارد همان نصیبش می شود زیرا در مغز خود برنامه ای دارد که به او می گوید
توهیچ وقت پولدار نمی شوی ». احتمالا خود او به این نکته پی برده است که هر وقت پول غیرمنتظره ای به دستش می رسد بلافاصله بیرون می رود و
خرجش می کند چون فکر می کند که حالت عجیبی دارد و بهتراست به وضعیت عادی یعنی بی پولی برگردد . او ممکن
است با خودش فکر کند: من هیچوقت پولدارنخواهم شد زیرا تحصیلات خوبی نداشته ام . اگر تحصیلات عالی شرط
ثروتمند شدن است باید تمام اساتید دانشگاه میلیونر باشند . و اما بسیاری از تحصیلکرده ها هم هستند که همیشه جیبشان خالی است و بالعکس مردم کم سوادی که ثروتهای افسانه ای
داشته اند. شاید او فکر کند که برای ثروتمند شدن شغل مناسبی انتخاب نکرده است خوب خیلی ها برای شروع یک شغل
مکمل هم پیدا می کنند و یا کار خود را عوض می کنند. ممکن است دوست شما فکر کند که زمان کلید حل این شکل باشد .
او فکر می کند که وقت کافی برای ثروتمندشدن ندارد در این صورت باید گفت که همه ما همین زمان را در اختیار
داریم بیست و چهار ساعت درشبانه روز! نه بیشتر و نه کمتر. اما واقعا باید چکار کنیم ؟
در قدم اول باید بدانید که : ۱) برای کسب ثروت نیاز به تصمیم گیری وجود دارد باید خود را متعهد به انجام تلاشهای لازم دراین زمینه کنید. گرچه
تلاش از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است اما این تلاش باید با دیدگاه مناسب و صحیح همراه باشد . ۲) اول پس انداز کنید، بعد خرج کنید . فقرا برعکس عمل می کنند آنها اول خرج می کنند و بعد نقشه پس اندازه های آینده
را می کشند. برای رسیدن به ثروت باید برنامه ای داشت و آن را اجرا کرد . ۳) به بررسی زندگی افراد ثروتمند بپردازید . مدتی از وقت خود را با ثروتمندان بگذرانید و ببینید که چه فرقهایی با شما
دارند و نکات جالب و مثبت آنها را جذب کنید و واقع بین باشید . ۴) از دیگران کمک بخواهید . وقتی مردم ببینند که شما برای کمک به خود مصمم هستید آنها نیزبرای کمک به شما
بسیار مستعد می شوند. باید بدانیم که چگونه از دیگران کمک بگیریم . ۵) مرتبا برای خود خاطرنشان کنید که شایسته ثروت و قدرت هستید . ۶) گاهی اوقات برای خود پول خرج کنید . بخشی از روند رسیدن به استقلال مالی فهمیدن این نکته است که شما
استطاعت پول خرج کردن برای خودتان را دارید و از پولی که دارید لذت می برید و این انگیزه ای بیشتر برای پولسازی
خواهد بود . ۷) نقشه بریزید و هدفهای خود را مشخص کنید . ۸) به سه دلیل زیر همیشه مقداری پول همراه خود داشته باشید : الف ( احساس ثروت بیشتر می کنید . ب ( به پول داشتن عادت می کنید . ج ( اعتماد به نفس بیشتر پیدا می کنید. همچنین به این ترتیب ترس خرج کردن پول را از دست می دهید . بعضی ها می گویند: من نمی توانم پول با خودم حمل کنم زیرا بلافاصله خرجش می کنم . خوب اگروقتی پول در جیب
شماست و به خود اطمینان ندارید چطور می توانید انتظار ثروتمند شدن را داشته باشید؟
۹) به هر مبارزه ای با شور و شوق و تعهد یورش ببرید . ثروتمندان می دانند که پولسازی واقعی تنها وقتی شروع
می شود که کار کردن به خاطر پول کنارگذاشته شود . ۱۱) فقر یک بیماری روانی است که مانند بسیاری از بیماری های دیگر برای کسانی که معتقد به درمان پذیری آن هستند
قابل علاج است و مانند هر بیماری دیگر برای درمان آن نیاز به تلاش ، ابتکار وشهامت وجود دارد . خیلی جالب است اگر بدانید که تقریبا تمام آدم های شاد و ثروتمند زمانی در زندگی خود این بیماری را شکست داده اند،
پس شما هم می توانید .

ریال ایران ذلیل ترین و بی ارزش ترین پول جهان

ریال ایران یا تومان خوار ترین و بی ارزش ترین پول دنیاست و در طی ۳۴ سال گذشته نسبت به دلار ۵۰۰۰ برابر شده و دلار ۷۰ ریال سال ۱۳۵۷ به ۳۸۰۰۰ ریال در سال ۱۳۹۱ رسیده است در صورتی که در یک قرن گذشته ریال ایران در ابتدا برابر۱ پوند انگلیس بوده و هر ریال برابر ۲ دلار امریکا بوده و الان ۳۸۰۰۰برابر شده و با تعویض واحد پولی ایران میتوان اعتبار از دست رفته باز گرداند و مثلا واحد پولی جدید مثل پارسی و پارسیان ایجاد شود که هر واحد پولی آن برابر درصد مشخصی از طلاو سکه باشد اگر دقت کنیم متوجه میشویم در این ۳۴ سال بعد از انقلاب چه بسا بسیار کسانی بوده اند که با دلال بازی و کلاهبرداری یک شبه ره صد ساله پیموده اند و اگر ارزش پول چند سال ثابت بماند دلال ها هم مجبورند کار کنند و ثروتشان به چرخه تولید بپیوندند اگر بخواهیم ایرانی آباد داشته باشیم آن زمان است که هر کس کار بیشتری انجام میدهد از پول بیشتری برخوردار است نه آنکسی که شارلاتان تر است چرا باید پولمان اینقدر بی ارزش شود که هیچ کشوری حتی افغان ها پول ما را قبول نداشته باشند این رسوایی و بی ارزشی تا کجا میخواهد ادامه یابد و پولدارها روز بروز داراتر و فقیرها فقیر تر شوند. رجال ما از کار و سرمایه ایرانی و تولید ملی اینگونه باید حمایت کنند.با ۱۵ درصد افزایش حقوق کاهش تولید افزایش قیمت تورم ۳۰۰ درصدی کاش بجای استفاده از انرژی هسته ای اول به اقتصاد و بالا بردن سطح و کیفیت تولید می پرداختیم و فرهنگ بدست آوردن پول مفت با بالا بردن قیمتها از طریق سوداگری دلالی و واسطه گری آن هم بخاطر اقتصاد بسته در انحصار دولت آن هم با محدود کردن کالای خارجی و گران کردن آن جلوی رقابت را میگیرند و بازاریها هم بخاطر آنکه توان خرید مردم کم است ناچارند جنس بنجل ارزان قیمت وارد کنند و مردم بناچار باید جنس بی کیفیت ایرانی بخرند یا جنس بنجل چینی تا زمانیکه رقابت در تولید نباشد روز بروز ارزش پول کشور خوار و ذلیل تر می شود درد مردم با پول یارانه حل نمی شود درد مردم این است که حقوق یک کارمندی که سال قبل  ۸۰۰هزار تومان حقوقش بوده و حدود ۸۰۰ دلار می شده که امسال حدود ۲۰۰ دلار شده و دیگر با این پول توان خرید مایحتاج اولیه اش را ندارد بنظر من اقتصاد دانان باید جمع شوند و فکری بحال اکثریتی که تحت فشار هستند بنمایند.مثلا تورم بین سال ۹۰تا ۹۱ را ۳۰۰ درصد در نظر بگیرید که دلار جهشی سه الی چهار برابری داشته حداقل حقوق کارگر مثلا در سال ۹۰ را۳۰۰هزار تومان در نظر بگیریم برابر ۳۰۰ دلار می شده ولی الان حدود ۷۵ دلار میشود و اگر حقوق یک کارگر بخواهد مثل شرایط سال ۹۰ بشود ۳۰ سال زمان میبرد که حقوقش به سال ۹۰ برسد آنهم اگر رشد تورم صفر باشد دولتی که میگوید امکان برگشت دلار ۱۰۰۰ تومانی نمیباشد و میخواهد همه چیز را آزاد کند و عدالت را هم میخواهد برقرار کند بیاید به این ۲۰ میلیونی که زیر خط فقر زندگی میکنند مابه التفاوت حقوق را بجای کارفرما پرداخت کند چون دولت دلار را گران کرده نه کارفرما الان مبنای حقوق کارمندان همان دلار ۱۰۰۰ تومانی است ولی هزینه ها دلار ۴۰۰۰ تومانی الان که حقوق یک کارگر حدود ۴۰۰هزار اومان است حدود یک میلیون دولت باید مابه التفاوت به یک کارگر بپردازد تا بتواند یک زندگی در حد سال قبل داشته باشد و کارمندان هم به این صورت و براحتی دولت میتواند از مالیات حاصل از دارایی ثروتمندان این کار را انجام دهد و نیازی نیست از جیبش پرداخت کند.

  فهرست 10 واحد پولی که در حال حاضر بیشترین قدرت خرید (‌معاوضه در برابر دیگر واحد های ارزی )‌ را در جهان دارند شاید شما را متعجب کند. البته باید به این نکته توجه داشت که بالاترین ارزش به معنی قدرتمند ترین نیست. به عنوان مثال یک دینار کویت دارای ارزش برابری بالایی است اما این واحد پولی کاربرد زیادی در خارج از مرزهای جغرافیایی این کشور ندارد.


1- دینار کویت مقام نخست را در بین پولهای با ارزش جهان بازی می کند، این واحد پولی به 1000 فلس تقسیم می شود (دینار کویت: ISO 4217 کد KWD) یک دلار برابر با 3.53 دینار کویت




2 – مقام دوم ارزش برابری را در بین واحد های پولی دینار بحرین در دست دارد که این واحد نیز به 1000 فلس تقسیم می شود . گفتنی است دینار بحرین به جای روپیه خلیج فارس در سال 1965 معرفی شد .یک دلار برابر با 2.65 دینار بحرین(دینار بحرین BD، کد: BHD)




3 – مقام سوم در بین با ارزش ترین پولهای جهان به ریال عمان تعلق دارد که به 1000 بیضا تقسیم می شود . یک دلار برابر با 2.59 ریال عمان (ریال عمان ISO 4217 کد OMR) پیش از 1940 روپیه هند و ماریا ترزا در پادشاهی عمان به عنوان واحد های پولی دست به دست می شدند،‌ در این سال برای استان ظفار ریال معرفی شد و سپس در تمامی این کشور واحد مرجع قرار گرفت .البته روپیه هند تا سال 1959 در این کشور ارزش خود را حفظ کرد.




4- مقام چهارم پرارزش ترین پول دنیا به لاتس واحد پول لتونی تعلق دارد که هر واحد آن برابر با 100 سانتیمی است . یک دلار برابر با 1.83 لاتس (لاتس لتونی ISO 4217 کد: LVL یا 428 lats)



5- در جایگاه پنجم مقام پنجم پرارزشترین پول های جهان پوند استرلینگ قرار دارد که معمولا با نام پوند شناخته می شود. هر پوند به 100 پنس تقسیم می شود. یک دلار برابر با 1.58 پوند (نماد: $ ISO کد: GBP) این ارز چهارمین ارز پرمعامله جهان پس از دلار آمریکا، یورو و ین ژاپن نیز هست.




6- جایگاه ششمین پول پرارزش جهان به پوند فالکلند که جزیره ای در اقیانوس اطلس جنوبی است تعلق دارد. ارزش این پول به پوند انگلیس ثابت تعریف شده است. یک دلار برابر با 1.589 پوند (‌پوند فالکلند ISO 4217 FKP کد: FK )





7- مقام هفتم در فهرست پول های پرارزش جهان به پوند جبل الطارق تعلق دارد. یک دلار برابر با 1.589 پوند ( کد: GIP) ارز از جبل الطارق است. تا سال 1872 در این منطقه هر دو سیستم پولی انگلیسی و اسپانیایی به کار گرفته می شد اما کاهش شدید نرخ پول اسپانیا با عث حذف این سیست پولی در جبل اطارق شد تا اینکه در 1927 این منطقه اسکناس خود را منتشر کرد.





8 – هشتم فهرست پرازرشترین پول های جهان در حال حاضر در اختیار پوند سنت هلن است که جزایری در اقیانوس اطلس هستند. این واحد پولی در بابر پوند استرلینگ ثابت و به 100 پنس تقسیم شده است.



9 – جایگاه نهم از پول های باارزش جهان به (SDRs) یا واحد پولی صندوق بین المللی پول تعلق دارد . این سبد ارزی شامل چهار ارز جهان روا است با ترکیب 41.9٪ دلار امریکا، 11.3٪ پوند استرلینگ،‌ ، 37.4٪ یورو و 9.4٪ ین ژاپن (SDRs ISO 4217 کد: XDR)



10– جایگاه دهمین با ارزش ترین پول جهان به دلار آمریکا تعلق دارد. کنگره ایالات متحده آمریکا در ۶ ژوئیه ۱۷۸۵ دلار را پول رسمی این کشور اعلام کرد. (دلار آمریکا USD)



جذب ثروت

با رعایت این ده راهکار و با توّجه به ندای درونی خود قادرید تا اندوخته ی مالی خود را افزایش دهید.

money falling

۱-بدانید چه می خواهید
از آنچه که می خواهید مطمئن شوید و آگاه شوید، خیلی از ما حتّی خودمان هم نمی دانیم دقیقاً در زندگی به دنبال چه هستیم! مقدار پولی را که دوست دارید داشته باشید، تعیین کنید، برای مثال، دوست دارید، ۱۰۰ میلیون ریال پول داشته باشید، با این روش زودتر به هدف خود می رسید تا اینکه فقط بگویید من دوست دارم بیشتر پول در بیاورم.
۲- به ندای درونی خود گوش دهید
هر آنچه که از ندای درونی خود می شنوید، به آن توجّه و عمل کنید. متأسفانه بیشتر ما به این مسائل اعتقادی نداریم و شاید همین حالا با خود بگویید: “من که اصلاً به این چیزها اعتقادی ندارم و نمی توانم حتّی این الهامات را از وجودم درک کنم!”، امّا حقیقت این است که این الهامات و نیروی درونی وجود دارندً و البته اگر خودتان بخواهید، شما را به طرف آنچه که می خواهید هدایت میکند.
۳- مبلغی منطقی و صریح را در ذهن خود پرورش دهید
ابتدا از مبالغ کم و منطقی شروع کنید، برای مثال، ۱۰۰ میلیون ریال، هدفتان بر این باشد که در مرحله اوّل تمام تلاش خود را برای کسب این مبلغ متمرکز کنید و بعد به مبالغ بیشتر فکر کنید.
۴- اگر خیلی در درجه اوّل به پولدار شدن اهمیّتی نمی دهید، دیگر اهداف ایده آل خود را مثل، تفریح، امنیت و آزادی و …فکر کنید، در ذهن خود فرض کنید که به همه ی آنها رسیده اید و از این حس لذّت ببرید، این خود انگیزه ای می شود تا برای رسیدن به آنها به پول نیز فکر کنید و برسید.
۵- از پیروی و تعقیب دنیوی دست بردارید، شما همواره با نیروی درونی خود به خداوند متعال وصل هستید، لحظاتی را در خلوت خود سعی به ارتباط با خداوند بپردازید، از وی راهنمایی بخواهید و تقاضا کنید تا شما را در مسیر صحیح و سرشار از موفقیت، قرار دهد، طوری که بتوانید در آسایش و آرامش برای خود و اطرافیانتان مفید باشید، مطمئن باشید که جواب می گیرید.
۶- عمل کنید
اینکه فقط فکر کنید و خیال کنید، کافی نیست، عمل کنید! خیلی از افراد با این که از وضعیت کنونی خود راضی نیستند و می دانند در صورت اقدام به راهی بهتر به آنچه می خواهند می رسند، امّا جرأت گامی برتر را ندارند. بنابراین شجاع باشید و عمل کنید. ترس خود مانع موفقیت است.
رالف والدو چنین می گوید: “توصیه من به جوانان این است که برای موفقیت، به آنچه که صحیح است امّا از رسیدن به آن می ترسید یا ناامید هستید، عمل کنید”، سوزان جفرز نیز معتقد است:”باید از مانع ترس عبور کنید، تا کامیاب شوید”، با تصمیمی جدّی و اوّلین گام شما برای موفّقیت، تمامی دنیا شروع به همکاری با شما می کنند و به میل شما راه می آیند.
۷- مراحل کار را در ذهن و با کلام خود زیر لب مرور کنید، بطور مثال، سوالی را در مورد کسب مبلغی از مسیری خاصّ از خود بپرسید، و با خود گفتگو کنید، “اگر از این راه موفّق نشدم، تمام مسیر قبل را از ذهن خود پاک کرده و از راهی بهتر و موثر تر وارد می شوم تا بالاخره پولدار شوم”
۸-از موانع نترسید،
دریا همیشه آرام نیست، زندگی هم مثل دریاست، گاهی مجبورید با دریایی موّاج و طوفانی دست و پا بزنید تا بر موانع پیروز شوید. بیشتر ما به محض شکست یا سختی، ناامید شده و از ادامه راه می ترسیم، با سرزنش و افسردگی نه تنها کاری پیش نمی برید، بلکه اوضاع شما از قبل هم بدتر می شود، همانطور که کارل ساگن می گوید:”بهتر است عوض اینکه چرا تاریک است و غر بزنید، حتّی با یک شمع کمی آنجا را روشن کنید”، یا به قول ما ایرانی ها، “ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است”.
۹- روابط و ذهن خود را خانه تکانی کنید!
نه تنها در خانه، بلکه در محیط کار، اجتماع و …روابط خود را در جهت مثبت اصلاح کنید. مطمئناً هیچ کس بدون کمک و همیاری دیگران، نمی تواند به اهداف خود برسد، امّا اگر قرار باشد این ازدحام روابط بی فایده و پر سر و صدا همراه با میلیون ها انرژی منفی باشد و باعث عدم تمرکز یا تحلیل روحیه تان شوند، بهتر است حذف شوند.
۱۰- به علائق خود توجّه کنید
هر کسی به چیزهایی در ذهن خود و بطور ذاتی علاقه دارد، اگر هر گام یا عمل یا هدفی را طبق آنچه که علاقه دارید و به آن عشق می ورزید، آغاز کنید، می بینید که چطور سریع تر و آسان تر به هدف خود می رسید. در واقع این خود درونی ماست که جسم ما را به طرف آن چه که لذّت می بریم و عشق می ورزیم، سوق می دهد

جفت روحی شما کیست؟

جفت روحی شما بهترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید آورید. زیرا وقتی شما با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوشو مسرور … و عشق شما روز به روز بیشتر می شود
چگونه جفت روحی خود را پیدا کنی ؟ به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستی که ((من می خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم… خدا یار و یاور من در این جذب است)) می گویم زمان مناسب: زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما یا او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود. ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی به اذن خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس قانون جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به هم می رساند

می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد ؟ بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود جمعیت جهان تقریبا ۶ میلیارد نفر است و یک نفر جفت روحی شماست

تصور کنید: انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید. از لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به ۱ است یعنی ۱۰۰%. حال این که این شخص کجاست و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب . ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات باشید با او می رسید

حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم : کسی هست که او را دوست داری … این شخص ممکن است جفت روحی ای باشد که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟

اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی. اگر پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست خوشبخت شوید. چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه خود اعتماد کردند و تن به ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید ۴ نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. ۴ نفری که می توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند

خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و معجزات را برایتان به ارمغان می آورد

خود آگاه شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند: در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و سر کار شما ؛ خود آگاه تان جنس مخالف اطراف خود را می بیند… ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد. ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد

اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود. فراموش نکنید که ندای درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند… وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید. نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می کنیم… رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه زیبایی می کنند

اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید… اگر هم عشق امروز شما جفت روحی شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد … باور کنید این رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است… شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کار ها که نمی کنند

قانون جذب آرزوهای تورا برآورده می کند

گاهی اوقات علیرغم ارسال انرژی به خواسته یا خواسته هایمان آن اتفاق مطابق میل ما رغم نمی‌خورد ما در این جا می‌توانیم از صفحه ظهور ریکی با استفاده از قانون جذب عمل نمائیم این یکی روشهای مورد علاقه ما می‌باشد که متشکل از چندین ابعاد است اما با ریکی بسیار کار ساز است
علم قانون جذب می‌گوید که الکترونهای موجود در اتم همیشه در سطوح انرژی مشخص یا در مواردی به دور هسته می‌چرخند
وقتی که پای ارتعاش به وسط می‌آید اگر اتمها با هم همسو شوند. نیروی جنبشی ایجاد می‌کنند و همه در یک مسیر و یک جهت همسو و مغناطیسی می‌شوند و علم قانون جذب بر پایه سه اصل است


الف) مشخص کردن خواسته
ب) بالا بردن ارتعاشات شخص
ج) پذیرفتن آن

حال با توجه به این سه اصل و اصول ریکی به پرداختن صفحه ظهور می‌پردازیم

در ابتدا همه خواسته هایمان را روی یک تکه کاغذ فهرست می‌کنیم ، خصوصا” چیزهایی که زندگی‌مان را شادابتر، آسان تر و برای تجارت روزمره ما سودمند می‌باشند. بدین ترتیب باید این تصاویر بصری را در چند شکل واقعی برای دنیا قرار دهید تا به طور جدی قویتر واقع گردد

گام بعدی جستجو در جملات، روزنامه‌ها، کتابهای نظریات و مجلات تجاری که دارای ویژگی خاصی برای شماست می‌باشد. بدنبال تصاویری باشید که به بهترین نحو موارد فهرست شده شما را تجسم می‌کند. هم چنین به دنبال کلماتی باشید که به بهترین نحو خواسته‌های زندگی شما را تعریف می‌کند
تعدادی عکس از خود، شریک خود یا هر کس که در زندگی شماست و شاید جایگزینی برای کسی که می‌خواهید در ارتباط با شما باشد را جستجو می‌کنید. عکس‌هایی از خود یا شریک خود را انتخاب کنید که به آن علاقه‌ای ندارید
سرها را جدا کرده و آنها را در عکس‌های مردمی که در حال انجام فعالیت‌هایی هستند که شما آن را دوست دارید قرار دهید ، بخاطر داشته باشید که همان طور که پیش می‌روید می‌توانید به صفحه نیز بیافزاید
حال شما دارای موارد اساسی کافی برای شروع ساختن صفحه می‌باشید. شما به یک صفحه نصب پوستر، چسب و ماژیک با رنگ مختلف نیاز دارید
حالا یک دایره بزرگ روی صفحه پوستر بکشید. این علامت زمین را مجسم می‌کند
سپس عوامل زمین و آب را به رنگ مناسب خود رنگ بزنید
سپس با استفاده از یک خط کش مجموعه‌ای از خطوط را بر روی بیشتر جاهای صفحه پوستر بکشید به انضمام کشیدن آنها بر روی زمین
بعد از آن عکس‌ها و کلماتی که خواسته‌های شما را بیان می‌کند در سر تا سر صفحه پوستر بکشید
بعد از آن با انگشتان یا نوشت افزار سمبل‌های مقدس ریکی را روی صفحه رسم کنید و صفحه را نیرومند سازید
صفحه را بر روی پشت در یا روی سقف نصب کرده و یا بیاویزید. هر بار که از کنار صفحه گذشته و به آن نگاه می‌کنید نمادهای مضاعف نیرو را در بالای صفحه پوستر ترسیم کرده و یا تصور کنید. هر بار که به صفحه نگاه می‌کنید تصویری از شما در وسط صفحه تصویر می‌گردد. گویی که از میوه‌های مورد علاقه خود لذت می‌برید. می‌توانید مصادیق واقعی به عمل ریکی خود بیافزایید و با این کار به هوشیاری و عدم هوشیاری شما کمک می‌کند تا موقعیت ظهور، هر چیز که خواستار تجسم آن بر صفحه هستید را بپذیرید. از آن لذت ببرید … هم چنین با تمرکز بر روی پوستر، تکرار مصادیق واقعی و بعد با بستن چشم‌ها و ایجاد یک تصویر بصری از صفحه در ذهن خود به آن نیرو بدهید، حتی می‌توانید از عمل تفکر و اندیشه نیز بهره ببرید
طولی نخواهد کشید که این اشیاء ، موقعیت‌ها، ارتباطات و غیرو در زندگی عینی شما ظاهر خواهد شد به یاد داشته باشیم در زندگی همان چیزی را جذب می‌کنیم که توجه و انرژی و حواس خود را به آن معطوف داشته‌ایم خواه مثبت خواه منفی. حالا تو ابزار لازم را در اختیار داری تا زندگی‌ات را بهبود ببخشی

بزرگترین راز زندگی قانون جذب

زرگترین راز زندگی ما قانون جذب است. قانون جذب بیان می کند هر چیزی مشابه خود را جذب می کند. بنابراین وقتی تو راجع به چیزی فکر می کنی، در عین حال مشابه همان افکار را بسوی خودت جذب می کنی. افکار، مغناطیسی هستند و بسامد دارد. وقتی افکاری در سرت بپرورانی، آنها بسوی کائنات فرستاده می شوند و بطور مغناطیسی تمام چیزهای مشابهی را که بسامدی یکسان دارند بسوی خود جذب می کنند. هر چیزی بیرون فرستاده می شود، به منبع، یعنی خودت برمی گردد. تو حکم دکل مخابراتی انسانی را داری که با افکارت بسامدی را پخش می کنی. اگر دلت می خواهد چیزی را در زندگی تغییر دهی، با استفاده از تحول فکری، بسامد را تغییر بده. افکار فعلی خودت زندگی آینده ات را خلق می کند. در مورد هرچه بیشتر فکر کنی و بر آن تمرکز داشته باشی، بصورت زندگی ات بر تو ظاهر می شود. افکار تو به موضوعات تبدیل می شوند. قانون جذب، قانون طبیعت است و درست همچون قانون جاذبه بی غرض. هیچ چیز نمی تواند وارد تجربه ات شود، مگر آن را از طریق افکار سمج احضار کنی. برای اینکه بدانی چه فکری می کنی، از خودت در مورد احساست سوال کن. احساسات ابزاری با ارزش هستند که فوری ما را متوجه هر آنچه در ذهنمان می گذرد، می کنند. غیرممکن است که آدم احساس بدی کند و در عین حال افکاری خوب داشته باشد. افکارت بسامد تو را مشخص می کنند و احساست بی درنگ به تو می گویند که روی چه بسامدی هستی. وقتی حال و هوای بدی داری روی بسامدی هستی که موضوعات بد بیشتری را جذب می کنی. وقتی حال و هوای خوبی داری، قدرتمندانه موضوعات خوب بیشتری را بسوی خود جذب خواهی کرد. تغییردهنده های راز، مثل خاطرات خوشایند، طبیعت یا موسیقی مورد علاقه ات، می توانند احساسات تو را دگرگون کنند و بی درنگ بسامد تو را تغییر دهند

قانون جذب قانونی انتزاعی است

و به طور خلاصه بیان می‌کند که
هر آنچه در ذهن انسان تصور شود اعم از خوب یا بد، زشت یا زیبا
و … در دنیای واقعی نمود خواهد یافت. سرعت و شدت به واقعیت
پیوستن این تصویر ذهنی به شدت تمرکز روی آن موضوع و وضوح
تصویر آن در ذهن بستگی دارد

قانون جذب میگوید هر چه فکر کنی همان می‌شود

اقتصاد افسار گسیخته و گرانی غده سرطانی رو به رشد

گرانیهای افسار گسیخته یکساله اخیر که مانند غده سرطانی در حال مکیدن شیره جان قشر ضعیف جامعه و جان تازه گرفتن سوداگران اقتصادی را دارد و اجرای فاز دوم هدفمندی  تورم را به مرحله انفجار نزدیک خواهد گرداند و قشر آسیب پذیر که جزو پایه های ساختار نظام هستند سست خواهد شد و رشته های اتحاد گسسته خواهد شد و افتصاد افسار گسیخته مانند کشتی بدون کشتیبان هر لحظه میتواند امکان غرق شدن آن را بیشتر نماید بنابراین تحریم افتصادی نباید ابزاری برای سوداگران افتصادی شود تا شیره جان ملت را بدوشند چه بسا در زمان ۸ سال جنگ تحمیلی تورم و سوداگری وجود نداشت و ملت در وضعیتی چه بسا خیلی بهتر از زمان حال زندگی میکردند کشوری که دارای این همه منابع طبیعی است چرا رور بروز پولش بی ارزش تر شود مگر امسال سال حمایت از سرمایه ملی و کار نیست پس چرا سرمایه های بجای صرف تولید باید صرف سوداگردی و دلال بازی شود چرا کاهش فروش نفت و تحریم بجای افزایش خودباوری و تولید موجب افزایش سوداگری و دلالی شود آیا هدف امام راحل از بنیان گذاری رهایی از وابستگی نبود اگر تمام دنیا درها را بروی ما ببندند ما که نباید درها بروی مردممان ببندیم چرا سرمایه های را بسوی تولید بیشتر سوق ندهیم بهرحال اگر هر چه سریعتر جلوی این غده سرطانی را نگیریم شاهد فجایع جبران ناپذیری در ایران خواهیم از جمله افزایش بزهکاریها تن فروشی زنان دزدی قاچاق نا امنی و........

 

آبراهام لینکلن اسطوره عدالت

آبراهام لینکلن به عنوان نخستین رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه آمریکا انجام وظیفه نمود. امروز او بدین جهت مشهور است که به تاریخ برده‌داری در آمریکا خاتمه داد و ایالات متحده آمریکا را با نظارت بر مسائل مربوط به جنگ در طی جنگ داخلی آمریکا پا برجا نگه داشت. او پایه گذار خردورزی، آزادی، برابری، دموکراسی و احیاگر اندیشه های والای انسانی بود . او همچنین ژنرالها را انتخاب کرد و استراتژی آنها را تایید نمود، افسران ارشد غیر نظامی را برگزید، بر دیپلماسی، عزل و نصب و فعالیتهای حزب نظارت کرد، و از طریق پیامها و سخنرانیها نظرات عموم را جمع آوری نمود. توان بالای او در سخنوری قدرت تأثیر گذاری او را افزایش می‌داد. نطق گتیسبرگ وی تأثیر ماندگاری بر ارزشهای آمریکا داشت.

لینکلن می‌بایست برای حفظ آمریکا برده داری را نابود می‌کرد و این کار را با اعلامیه آزادی بردگان و متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده به انجام رساند. او شخصاً مسئولیت «بازسازی» را به عهده گرفت و در پی این بود که هرچه سریعتر کشور را دوباره یکپارچه سازد. «جمهوریخواهان تندرو» که طرفدار سیاستهای سختگیرانه تر بودند با او به مخالفت برخاستند.

توانمندیهای او را در امر رهبری می‌توان به وضوح در موارد زیر مشاهده کرد: در نخستین عملکرد دیپلماتیک وی در کنترل و اداره ایالتهای مرزی گرفتار برده داری در اوایل جنگ، در ناکام ساختن تلاش پارلمان برای سازمان دهی کابینه وی در سال ۱۸۶۲، در گفته‌ها و نوشته‌های بسیارش که به بسیج کردن و انگیزه دادن به ناحیه شمال کمک شایانی کردند و در فرونشاندن جنجال صلح در انتخابات ریاست جمهوری ۱۸۶۴ آمریکا. کوپرهدز او را به خاطر نقض قانون اساسی، پا را فراتر از قدرت اجرایی خود گذاشتن، اجتناب از سازش و مصالحه در امر برده داری، اعلام قانون ازدواج، معوق گذاشتن حکم احضار به دادگاه، دستور بازداشت ۱۸ هزار مخالف من جمله مقامات دولتی و ناشران روزنامه‌ها و کشتار صدها هزار مردان جوانی که به عنوان سرباز در جنگ خدمت می‌کردند، مورد انتقاد قرار داد. «جمهوری خواهان تندرو» نیز او را به دلیل عملکرد کندش در خاتمه دادن به برده داری و عدم اعمال خشونت کافی نسبت به مناطق اشغال شده جنوبی به باد انتقاد گرفتند.

تاریخ نویسان بر این باورند که لینکلن بر نهادهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تأثیری ماندگار بر جای نهاد به ویژه اینکه این روال را در پیش گرفت که تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزایش دهد و از قدرت دولتهای ایالتی بکاهد. اعتبار او مدیون نقش در تعریف مسائل بزرگ و مهم، سازمان دهی جنگ داخلی و پیروزی در آن، از بین بردن برده داری، تجدید نظر در ارزشهای ملی، تشکیل حزب سیاسی نوین و حفظ آمریکا است. ترور او در نگاه میلیونها تن از مردم آمریکا شهادت محسوب شد.

عدالت و نظام‌های مبتنی بر اقتصاد آزاد

بخش مهمی‌از فلسفه سیاسی از یونان باستان گرفته‌ تا اندیشه سیاسی مدرن، به موضوع عدالت توجه و تاکید دارد. فلاسفه مهم یونان باستان، افلاطون و ارسطو، کوشیدند مفهوم عدالت را همانند دیگر مفاهیم بنیادی مربوط به سیاست و جامعه، در چارچوب تفکر استدلالی مطرح سازند.  آنها عدالت را با توسل به مفهوم مرتبت و تناسب توضیح می‌دهند. عدالت از دیدگاه آنان عبارت است از قرار گرفتن موجودات در مرتبت و منزلت «طبیعی» آنها. یونانیان باستان در بسیاری موارد صفات عادلانه و طبیعی را به جای هم به کار می‌برند و زمانی که از حق طبیعی سخن می‌گویند منظورشان حق ناشی از منزلت طبیعی موجودات است.

از نظر آنها ظلم به معنای بیرون آمدن از وضع طبیعی یا تخطی نسبت به حق طبیعی است. وضع طبیعی نزد این فلاسفه، وضعیت مطلوب یا آرمانی است. آفرینش موجودات، از جمله انسان، براساس سلسله مراتبی در طبیعت صورت گرفته است که بیانگر وضعیت طبیعی، مطلوب و عادلانه است. دور افتادن موجودات از منزلت طبیعی خود موجب به هم خوردن وضعیت مطلوب و عادلانه می‌شود. عدالت در واقع چیزی جز بازگرداندن موجودات به منزلت طبیعی آنها نیست. دستاورد بزرگ فیلسوفان یونانی گشودن باب مباحث استدلالی و عقلانی درباره عدالت است. آنها مفهوم عدالت را از چارچوب تنگ دستورات و موعظه‌های اخلاقی صرف بیرون آوردند و درباره آن، همانند دیگر موضوعات مهم فلسفه سیاسی، به تفکر عقلانی پرداختند.

اگرچه اندیشه کلی یونانیان درباره عدالت به معنای تناسب مرتبت‌ها دارای یکپارچگی و استحکام منطقی است اما چون این مفهوم منوط به تعریف وضعیت طبیعی یا آرمانی است لذا مصداق عدالت تابعی از این تعریف است. از این رو اختلاف‌نظر درباره جامعه آرمانی ناگزیر به تفاوت اندیشه درباره مصداق یا مضمون عدالت می‌انجامد. این مساله منحصر به یونان باستان نیست، در مباحث مدرن عدالت نیز بخشی از جدال‌های فکری مکتب‌های گوناگون درباره عدالت به تصور آنها از جامعه آرمانی و چگونگی ایجاد آن برمی‌گردد. مباحث مربوط به عدالت توزیعی نزد قدما و مجادلات مربوط به آنچه که امروزه تحت عنوان عدالت‌اجتماعی یا اقتصادی صورت می‌گیرد عمدتا ناظر به الگویی از جامعه آرمانی است و بخش مهمی‌از پیچیدگی‌های این مباحث بیش از آنکه مربوط به موضوع خاص عدالت باشد به ویژگی‌های وضعیت مطلوب یا آرمانی ربط دارد.

تعریف صوری عدالت و مفهوم عقلانی آن به صورتی که فیلسوفان یونان باستان مطرح کردند،‌ از آن زمان تاکنون مبنای اصلی تقریبا تمام مباحثات و مناقشات مربوط به عدالت بوده است. ارسطو با تکیه بر رکن اصلی عدالت نزد یونانیان یعنی اصل «تناسب طبیعی»، به دو شکل از عدالت در روابط اجتماعی میان انسان‌ها قائل شد: عدالت توزیعی و عدالت تعویضی. (ارسطو، ۱۳۵-۱۳۰) اولی گویای چگونگی توزیع منابع و مواهب اجتماعی و طبیعی میان اعضای جامعه است و دومی‌ناظر بر چگونگی معامله یا دادوستد میان دو طرف مبادله. از دیدگاه ارسطو، عدالت توزیعی زمانی برقرار خواهد شد که سهم هرکدام از اعضای جامعه برحسب منزلت و شایستگی‌هایش معین گردد و عدالت تعویضی به این معنا است که هر مبادله باید در عین حال یک معادله باشد، یعنی آنچه داده می‌شود باید برابر باشد با آنچه ستانده می‌شود. این دو مفهوم از عدالت قرن‌های متمادی، تا آغاز دوران جدید، بر اندیشه بشری به خصوص متفکران قرون وسطی در اروپا حاکم بود و کمتر کسی به خود جرات می‌داد تا آنها را مورد تردید قرار دهد. اما با نضج گرفتن اندیشه سوبژکیتویستی جدید، بسیاری از مبانی تفکر ارسطویی، از جمله اندیشه‌های وی در خصوص عدالت مورد نقادی و مناقشه قرار گرفت. بیش از هزار سال بحث درباره «قیمت عادلانه»، بر مبنای اصل ارسطویی تساوی در مبادله، در عمل آشکارا به بن‌بست انجامید به طوری که گروهی از متالهین مسیحی به خصوص از میان یسوعیون، به این نتیجه رسیدند که تعریف مشخصی از قیمت عادلانه از جهت مضمون آن نمی‌توان به دست داد و محاسبه و تعیین چنین قیمتی از سوی مقامات دیوانی (دولتی) در عمل غیرممکن است. از این رو آنها این تدبیر را اندیشیدند که قیمت عادلانه را از لحاظ شرایط شکل‌گیری آن تعریف کنند، یعنی قیمتی را عادلانه دانستند که در شکل‌گیری آن در بازار، «قواعد بازی» رعایت شده باشد، یعنی برخلاف عرف معمول و قوانین حاکم، اعمال نفوذی در تعیین قیمت صورت نگرفته باشد. (روور، ۷۰) معیار قرار دادن قواعد بازی به جای تاکید‌بر نتیجه آن یکی از ویژگی‌های مهم تحول در مفهوم عدالت را تشکیل می‌دهد. این تحول صرفا محدود به عدالت تعویضی نیست بلکه عدالت توزیعی را نیز در بر می‌گیرد، یعنی عدالت به جای آنکه معطوف به تعیین سهم هر کدام از اعضای جامعه باشد، بیشتر ناظر بر چگونگی انجام «بازی» توزیع و قواعد حاکم بر آن تصور می‌شود.

در چارچوب جهان‌شناسی خاص یونانیان باستان می‌تواند از عدالت در طبیعت و مستقل از انسان سخن گفت، اما چنین رویکردی در اندیشه سوبژکیتویستی مدرن خالی از تناقض نیست، زیرا در این شیوه تفکر همه مفاهیم و به طریق اولی مفاهیم اخلاقی، صبغه انسانی دارند و بیرون از حوزه عمل انسانی بی‌معنا هستند. بنابراین سخن گفتن از طبیعت منهای انسان و به طریق اولی تصور وضعیت آرمانی مستقل از عمل انسانی از لحاظ معرفت‌شناسی مدرن لغو و بیهوده است. از این رو می‌بینیم در نظریه حقوقی مدرن (جان لاک)، حق طبیعی و قانون طبیعی، همگی به معنای حقوق و قانون طبیعی انسانی است و مستقل از وجود و عمل انسان قابل تصور نیست.

در اندیشه مدرن برای انسان چند حق اساسی طبیعی تعریف شده است (حقوق بشر) مانند حق حیات، حق مالکیت، حق آزادی انتخاب شیوه زندگی، که مبنای اولیه تئوری‌های عدالت را تشکیل می‌دهند. عدالت ناظر بر حفظ و صیانت از این حقوق فردی است یا به طور مشخص‌تر، هر عمل عامدانه‌ای که ناقض این حقوق باشد ظالمانه است. در چارچوب اندیشه سوبژکیتویستی مدرن، عدالت وصف افعال انسانی است. عملی عادلانه است که منطبق بر اصول و قواعد کلی ناظر بر حفظ و صیانت از حقوق اساسی بشری باشد. این تعریف کلی قابل اطلاق بر همه عرصه‌های زندگی اجتماعی انسان‌ها است، اما باید توجه داشت که مصداق‌های عملی این تعریف بیشتر جنبه سلبی دارد تا ایجابی. حکومت قانون به عنوان آرمان اصلی انقلاب‌های ضداستبدادی دوران جدید (انقلاب شکوهمند انگلیس در اواخر قرن هفدهم و انقلاب فرانسه و نهضت استقلال‌طلبانه آمریکا در اواخر قرن هیجدهم) در واقع مبتنی‌بر چنین مفهومی‌از عدالت است.

از دیدگاه اندیشمندان دوران جدید، استبداد، تحمیل اراده و عقیده و به طور کلی نفی آزادی و اختیار فردی بارزترین مصداق بیدادگری است، و تنها راه رفع این بیدادگری و استقرار عدالت این است که همه اراده‌های فردی، صرفنظر از مقام و منزلتشان، تابع قواعد کلی و قوانینی گردند که شمول عام دارند و همه در مقابل آنها برابرند. البته نباید این تحول در مفهوم عدالت را فراگردی یکسویه و برگشت‌ناپذیر تلقی نمود، زیرا آرمان عدالت توزیعی با اینکه موقتا در دوره‌ای از تجدد تحت‌شعاع مفهوم جدید عدالت قرار می‌گیرد، اما به علت ریشه بسیار کهن و قوی آن در فرهنگ‌های بشری، دوباره به اشکال مختلف ظهور می‌نماید. «عدالت اجتماعی» مصداق ظهور دوباره آرمان بسیار قدیمی‌عدالت توزیعی است.

به‌رغم اینکه اصطلاح عدالت اجتماعی از قرن نوزدهم مطرح شد اما شیوع بلامنازع آن در قرن بیستم اتفاق افتاد. عدالت اجتماعی در واقع یکی از شعارهای اصلی همه ایدئولوژی‌ها و نهضت‌های سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی است. سوسیالیست‌ها در انتقاد از جامعه مدرن (بورژوایی) یا نظام مبتنی بر حکومت قانون (لیبرالیسم) می‌گویند آرمان عدالتخواهی این نظام تنها محدود به جنبه خاصی از زندگی سیاسی یعنی ناظر به لغو امتیازهای طبقات اشراف و استقرار برابری قانون است و مساله اجتماعی بسیار مهم دیگر یعنی نابرابری اقتصادی (درآمد و ثروت) میان افراد و گروه‌های گوناگون جامعه در آن جایی ندارد. سوسیالیست‌ها معتقدند عدالت سیاسی (برابری همگان در برابر قانون) اگر چه لازم است اما کافی نیست و برای تکمیل آن باید عدالت اقتصادی یا به اصطلاح عدالت اجتماعی نیز تامین گردد. به سخن دیگر آنها بر این رای هستند که آزادی سیاسی (آزادی از قید استبداد) بدون آزادی اقتصادی (آزادی از اضطرار و نیاز معیشتی) شکل بدون محتوا است، بنابراین تا زمانی که عدالت اجتماعی (اقتصادی) برقرار نشود، عدالت به معنای واقعی آن تحقق نخواهد یافت.



نکته مهمی‌که اغلب مورد غفلت قرار می‌گیرد این است که به‌‌رغم شباهت ظاهری زیاد میان دو مفهوم عدالت اجتماعی و عدالت توزیعی (به معنی قدیم کلمه)، از لحاظ مضمونی و مصداقی تفاوت‌های اساسی میان آنها وجود دارد. مفهوم قدیمی‌عدالت توزیعی مبتنی بر تصور سلسله مراتبی یا «ارگانیک» جامعه است که در آن افراد هر کدام در مرتبه معینی قرار دارند و عدالت در حقیقت به معنای تناسب میان زندگی واقعی و منزلت «طبیعی» افراد و گروه‌های اجتماعی است. در حالی که عدالت اجتماعی مفهوم جدیدی است که پیش فرض اولیه آن عبارت است از برابری همه افراد جامعه یا تصور «اتمیزه»‌ای از اجتماع که در آن هیچگونه پیوند ارگانیک و سلسله مراتبی میان افراد تشکیل‌دهنده جامعه وجود ندارد. بنابراین مفهوم عدالت اجتماعی قابل اطلاق به جوامع سنتی که دارای ساختاری ارگانیک و سلسله مراتبی هستند، نمی‌باشد. اگر در یک جامعه سنتی، عدالت توزیعی می‌تواند مضمون کم و بیش مشخصی مبتنی بر معیارهای منبعث از سنت داشته باشد، چنین چیزی در جامعه مدرن و در خصوص مفهوم عدالت اجتماعی امکان‌پذیر نیست، زیرا سنت‌ جایی در این مفهوم از عدالت ندارد.



عدالت اجتماعی گویای توزیع «عادلانه» امکانات و ثروت میان افرادی است که طبق تعریف دارای حقوق برابرند. مساله اینجا است که چه معیاری برای عدالت در توزیع وجود دارد؟ واضح است که تقسیم علی‌السویه میان همه افراد راه‌حل نیست زیرا شایستگی، توانایی، تلاش، نیاز و ذائقه هر فردی با فرد دیگر متفاوت است. در چنین شرایطی، توزیع عادلانه مستلزم شناسایی مربوط به ویژگی‌ها و خصلت‌های فردفرد آحاد جامعه است تا توزیع بر مبنای آنها صورت گیرد. اما لازم به توضیح نیست که جمع‌آوری اطلاعاتی از این نوع در جوامع گسترده امروزی امری ناممکن به تمام معنا است.



از این گذشته حتی اگر بر فرض محال، جمع‌آوری چنین اطلاعاتی ممکن باشد، گره ناگشودنی معیار عدالت مورد قبول همگان همچنان پابرجا خواهد بود زیرا هر کس بنا به شیوه تفکر، نظام ارزشی سلیقه و خلقیات خود ممکن است معیار مشخص متفاوتی از دیگری در خصوص «توزیع عادلانه» داشته باشد. از این رو مفهوم عدالت اجتماعی، برخلاف تصور رایج، مفهومی‌به غایت ذهنی و سیال است به طوری که مضمونی عینی، مشخص و قابل قبول برای همگان نمی‌توان برای آن تصور کرد. به عنوان مثال، اغلب گفته می‌شود که عدالت اجتماعی مستلزم کاستن از شکاف درآمدی و ثروت میان افراد و گروه‌های اجتماعی است، اما هیچکس معلوم نمی‌کند که حد مطلوب این کاهش چه میزان است. نکته مهم دیگر این است که مکانیسم‌های توزیع درآمد و ثروت مستقل از نظام تولید ثروت نیست، و در اغلب موارد سیاست‌های توزیع مجدد روی فراگرد تولید ثروت اثر کاهنده می‌گذارد. بدین ترتیب، هدف نهایی توزیع عادلانه، یعنی بهبود وضعیت کم‌درآمدها، به علت پایین آمدن سطح تولید ثروت عملا نقض می‌گردد.



نگاهی به تجربه دولت‌های رفاه در نیمه دوم قرن بیستم معلوم می‌کند که دخالت‌های گسترده دولت در جهت توزیع مجدد درآمد و ثروت کارآیی اقتصادی را به شدت کاهش می‌دهد. سیاست‌های کینزی مالیات ستانی از ثروتمندان و توزیع آن میان کم‌درآمدها در عمل موجب لطمه خوردن به انگیزه‌های تولید و تلاش هم از سوی سرمایه‌گذاران و هم از سوی کارگران شد. تامین‌اجتماعی دولتی بخش مهمی‌از این سیاست‌ها را تشکیل می‌داد که گسترش آن تقریبا در همه کشورها به کسری بودجه دولتی منتهی شد.



سیاست‌های انبساطی پولی نیز که در حقیقت به عنوان نوعی اهرم تشویق تقاضا به کار می‌رفت تورم را در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به همراه آورد. نتایج نامطلوب دولت‌‌های رفاه و سیاست‌های اقتصادی به اصطلاح عدالت محور، چرخش مهمی‌را در رویکرد اقتصادی دولت‌ها به وجود آورد و به طور کلی موجب زیرسوال رفتن خود مفهوم «دولت رفاه» شد.



از دهه ۱۹۸۰ که این چرخش جهانی در سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها اتفاق افتاد جایگاه اقتصادی دولت در جامعه به ویژه در کشورهای پیشرفته مورد تجدیدنظر و تعدیل قرار گرفت.



اما شاید جالب‌تر و مهم‌تر از اینها تجربه چین و اخیرا هندوستان باشد. کشور چین پس از انقلاب سال ۱۹۴۹ با اتکا به ایدئولوژی کمونیستی، توزیع برابر یا عادلانه ثروت و درآمد را در اولویت اول سیاست‌‌های اقتصادی قرار داده بود اما آنچه از این سیاست‌ها طی سه دهه برای این کشور حاصل شد چیزی جز گسترش فقر و درماندگی اقتصادی نبود. اشتراکی‌کردن ابزار تولید انگیزه‌‌های تلاش اقتصادی را به شدت کاهش داد در نتیجه آنچه دولت به عنوان اعمال سیاست‌های عدالت‌طلبانه می‌توانست انجام دهد در بهترین حالت توزیع برابرتر فقر بود نه ثروت.

عدالت توزیعی کمونیستی تنها می‌توانست با سلب مالکیت از ثروتمندان آنها را به ورطه فقر سوق دهد اما قادر نبود افراد فقیر را ثروتمند کند. در سال ۱۹۸۱ میلادی بیش از ۶۰۰میلیون نفر در چین (۶۴درصد کل جمعیت کشور) در فقر مطلق به سر می‌بردند و این نشان می‌داد که سه دهه سیاست‌های اقتصادی توزیع محور نتوانسته با مشکل فقر مقابله کند. از آغاز دهه ۱۹۸۰ سیاست‌های اقتصادی دولت چین کاملا متحول شد و مسیر متفاوتی را در پیش گرفت که مهم‌ترین ویژگی‌ آن تشویق تجارت آزاد، تولید و سرمایه‌گذاری (خارجی) بود. در نتیجه این سیاست‌‌های آزادی محور اقتصادی تولید ناخالص سرانه چین در مدت دو دهه (۱۹۸۱ تا ۲۰۰۱) بیش از ۵ برابر شد و جمعیتی که در فقر مطلق زندگی می‌کردند از ۶۰۰میلیون نفر به ۲۰۰میلیون نفر (۱۷درصد جمعیت کل کشور) کاهش یافت. (بانک جهانی ۲۰۰۴)

این روند با شتاب بیشتری در سال‌های آغازین قرن ۲۱ ادامه پیدا کرده و پیش‌بینی می‌شود که به زودی مشکل فقر مطلق در کشور پهناور و پرجمعیت چین برطرف شود. در هندوستان هم به‌رغم این که همیشه پس از استقلال کشوری دموکراتیک بود اما اقتصاد حاکم بر آن خصلت عمدتا متمرکز سوسیالیستی و حمایت‌گرا داشت. این کشور نیز همانند چین از فقر گسترده‌ای رنج می‌برد که اقتصاد دولت محور و توزیع گرا نتوانسته بود بر آن غالب آید.

هندوستان نیز با یک دهه تاخیر ناگزیر شد کم و بیش همان مسیری را بپیماید که چین پیش از آن رفته بود. دستاوردهای آزادسازی تدریجی اما مداوم نظام اقتصادی در هندوستان که از دهه ۱۹۹۰ آغاز شد بسیار امیدوار کننده و اطمینان بخش است. رشد سالانه متوسط ۸درصدی به تدریج هندوستان را از جرگه کشورهای فقیر بیرون آورده و آن را به یکی از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان تبدیل خواهد کرد. در هندوستان نیز همانند چین، تجارت آزاد موتور محرکه این فرآیند گسترده‌ رشد اقتصادی و نهایتا از میان رفتن فقر و عقب‌ماندگی است.

اگر بهبود شرایط زندگی اقشار کم درآمد جامعه و مبارزه با فقر را یکی از آرمان‌های بزرگ عدالت در زمینه اقتصادی بدانیم یقینا این آرمان در نظام‌های مبتنی بر اقتصاد آزاد بیشتر قابل دسترسی است تا در اقتصادهای دولت محور و توزیع گرا.

لیبرال دموکرات

عدالت و عدالت محورى در نهج البلاغه

اميرالمؤمنين عليه‏السلام اولين و تنها فردى از ائمه است که به خلافت رسيد و اين امکان برايش فراهم شد تا عدالت را (ولو به مدت اندک) به اجرا گذاشته و همچنين به تبيين آن بپردازد. در اين مدت کوتاه ايشان آن چنان بنيان نظرى و عملى براى عدالت بنا نهادند که در تاريخ پندآموز و نمونه است. وقتى که على عليه‏السلام به خلافت رسيد در حدود 35 سال از زمان حکومت پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله مى گذشت. در طى اين مدت، رفته رفته اصول اوليه اقتصادى که توسط پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله پايه گذارى شده بود، مندرس شده و بى عدالتى ها و ظلم‏هاى فراوانى حادث شده، و بسيارى از اصول عدالتخواهانه پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله تعطيل گشته بود. اميرالمؤمنين عليه‏السلام اولاً با بيان خويش، اين انحرافات را تشريح کرده و به تبيين اصول اقتصاد اسلام پرداختند، ثانياً به طور عملى به جنگى تمام عيار با بى عدالتى ها برخاستند و در آخر نيز در همين راه شهيد شدند. براى شناخت هرچه بهتر اصول اقتصادى على عليه‏السلام در نهج‏البلاغه، قبلاً بايد شناختى مختصر از سيستم اقتصادى جامعه اسلامى و جريان امور توليد و توزيع و کسب درآمد در آن زمان داشته باشيم. با شناخت مختصر نظام اقتصادى عصر پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله و خلفاء بهتر مى توانيم سيره عملى و نظرى على عليه‏السلام را درک نموده، انحراف موجود را شناخته و بدانيم که اقدامات اميرالمؤمنين عليه‏السلام در اصلاح اين انحرافات چه بوده و چه کسانى با آن به مخالفت پرداخته‏اند.

عدل، بيت‏المال، قطايع، عطا، مال، حق، اسوه، أثرة، انفال، فى ء، خراج، عشور، زکات، خمس.

چکيده:

اميرالمؤمنين عليه‏السلام اولين و تنها فردى از ائمه است که به خلافت رسيد و اين امکان برايش فراهم شد تا عدالت را (ولو به مدت اندک) به اجرا گذاشته و همچنين به تبيين آن بپردازد. در اين مدت کوتاه ايشان آن چنان بنيان نظرى و عملى براى عدالت بنا نهادند که در تاريخ پندآموز و نمونه است. وقتى که على عليه‏السلام به خلافت رسيد در حدود 35 سال از زمان حکومت پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله مى گذشت. در طى اين مدت، رفته رفته اصول اوليه اقتصادى که توسط پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله پايه گذارى شده بود، مندرس شده و بى عدالتى ها و ظلم‏هاى فراوانى حادث شده، و بسيارى از اصول عدالتخواهانه پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله تعطيل گشته بود. اميرالمؤمنين عليه‏السلام اولاً با بيان خويش، اين انحرافات را تشريح کرده و به تبيين اصول اقتصاد اسلام پرداختند، ثانياً به طور عملى به جنگى تمام عيار با بى عدالتى ها برخاستند و در آخر نيز در همين راه شهيد شدند.

براى شناخت هرچه بهتر اصول اقتصادى على عليه‏السلام در نهج‏البلاغه، قبلاً بايد شناختى مختصر از سيستم اقتصادى جامعه اسلامى و جريان امور توليد و توزيع و کسب درآمد در آن زمان داشته باشيم. با شناخت مختصر نظام اقتصادى عصر پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله و خلفاء بهتر مى توانيم سيره عملى و نظرى على عليه‏السلام را درک نموده، انحراف موجود را شناخته و بدانيم که اقدامات اميرالمؤمنين عليه‏السلام در اصلاح اين انحرافات چه بوده و چه کسانى با آن به مخالفت پرداخته‏اند.( 20 )

کليدواژه‏ها:

عدل، بيت‏المال، قطايع، عطا، مال، حق، اسوه، أثرة، انفال، فى ء، خراج، عشور، زکات، خمس.

اسطوره عدالت

شاهنشاه انوشیروان دادگر خوان بزرگی داشت از طلا مرصع با اقسام جوهرات نوشته بود : هر که غذای حلال خورد و مازاد آن را به حاجتمند دهد نوشش باد و هر چه را که با اشتها خوری تو آن را می خوری و هر چه را که بی اشتها خوری او تو را می خورد . نوشیروان چهار انگشتری بر دست داشت :


اولین انگشتر مخصوص مالیات بود که نگین آن عقیق بود و نقش عدالت در هنگام گرفتن مالیات بر آن نقش بسته بود .


دومین انگشتر مخصوص املاک بود که نگین اش فیروزه بود و نقش آبادی بروی آن نقشه بسته بود .


سومین انگشتر مخصوص مخارج بود که نگین یاقوت سرمه ای داشت که با نقش تامل و صبر مزین شده بود .


چهارمین انگشتر مخصوص برید بود که نیگن اش یاقوت سرخ بود و همچون آتش می درخشید و نقش امید بر روی ان نقش بسته بود .


از نوشیروان پرسیدند گرانقدرترین گنجها که هنگام حاجت سودمند افتد کدام است ؟ وی گفت : نیکی ای که پیش آزادگان سپرده باشی یا دانشی که برای اعقاب واگذاری


از وی پرسیدند : دراز عمر تر از همه مردم کیست وی گفت : هر که عملش بسیار باشد و یارانش از او ادب آموزد یا نیکی فراوان کرده باشد که اعقابش بدو شرف اندوزند . پس حریصان را به صف مردم امین میارید و دروغگویان را جزو آزادگان مشمار.

خسرو اول (531-579) رایونانیان خوسروئس و اعراب کسری می‌نامیدند، و ایرانیان لقب انوشیروان (دارندۀ روان جاوید) را به نامش اضافه کرده بودند. وقتی که برادران مهترش او را «عادل» می‌خواندند؛ و شاید اگر عدل را از رحم جدا کنیم، او شایستۀ این لقب بود. پروکوپیوس او را چنین وصف می‌کند: «استاد بزرگ در تظاهر به پرهیزکاری» و عهد شکنی؛ اما پروکوپیوس از زمرۀ دشمنان بود. طبری، مورخ ایرانی، «تیزهوشی، فرهنگ، خردمندی، رشادت، و تدبیر» او را ستوده و یک خطابۀ افتتاحیه در دهان او گذاشته است که اگر راست نباشد، خوب جعل شده است. وی حکومت را کاملا تجدید سازمان داد؛ در انتخاب دستیارانش فقط شایستگی را ملاک قرار داد و توجهی به رتبه و مقام نکرد؛ و بزرگمهر، مربی پسرش، را به وزارت برگزید که وزیری ارجمند از کار درآمد. وی سپاه بنیچه‌ای ملوک‌الطوایفی را با یک ارتش دایمی با انضباط و شایسته جایگزین کرد. نظم مالیاتی عادلانه‌تری ایجاد کرد، و قوانین ایران را مدون ساخت. برای اصلاح آب شهرها و آبیاری مزارع سدها و ترعه‌ها ساخت؛ زمینهای بایر را با دادن گاو، وسایل کشاورزی، و بذر به دهقانان حاصلخیز کرد؛ تجارت را با ساخت، تعمیر، و نگاهداری پلها و راهها رونق بخشید؛ و آنچه در توان داشت با شور و غیرت وقف خدمت به مردم و کشور کرد. ازدواج را، به این عنوان که ایران برای حفظ مرز و بوم خود به جمعیت بیشتری احتیاج دارد، تشویق ـ اجباری ـ کرد. مردان مجرد را، با تأمین جهیز زنان و امکانات تربیت فرزندان از بودجۀ دولتی، به کودکان بینوا را به خرج دولت نگاهداری و تربیت کرد. وی بدعت را با مرگ سزا می‌داد، اما مسیحیت را، حتی در حرم خود، تحمل می‌کرد. فیلسوفان، پزشکان، و دانشمندان را از هندوستان و یونان در دربار خود گردآورده بود و از مباحثه با آنان دربارۀ مسائل زندگی، حکومت، و مرگ لذت می‌برد. یک بار در طی مباحثه این سؤال پیش کشیده شد: «بزرگترین بدبختی چیست؟» یک فیلسوف یونانی پاسخ داد: «پیری توأم با فقر و بلاهت»؛ یک هندو جواب داد:‌ «روحی آشفته در جسمی بیمار»؛ وزیر خسرو با بیان این جمله تحسین همگان را به خود جلب کرد: «به گمان من بزرگترین بدبختی برای انسان این است که پایان زندگی خویش را نزدیک ببیند، بی آنکه به فضیلت عمل کرده باشد.» خسرو ادبیات، علوم، و دانش پژوهی را با گشاده دستی حمایت می‌کرد، و مخارج ترجمه‌ها و تاریخنگاریهای بسیار را تأمین کرد؛ در زمان سلطنت او دانشگاه جندیشاپور به اوج اعتلا رسید. وی امنیت خارجیان را چنان حفظ می‌کرد که دربارش همواره پر از بیگانگان متشخص بود.چون بر تخت شاهی نشست، میل خود را برای آشتی با روم اعلام کرد. یوستینیانوس، که نقشه‌هایی برای افریقا و ایتالیا داشت، موافقت کرد؛ و در سال 532، آن دو «برادر» یک قرارداد «صلح ابدی» امضا کردند. چون افریقا و ایتالیا سقوط کرد، خسرو بر سبیل مزاح، به این عنوان که اگر ایران با او صلح نکرده بود او نمی‌توانست پیروز شود، سهمی از غنیمتهای او خواست، و یوستینیانوس برای او هدایای گرانبها فرستاد. در 539، خسرو به روم اعلان جنگ داد، به این بهانه که یوستینیانوس مواد معاهدۀ فی مابین را نقض کرده است؛ پروکوپیوس این اتهام را تأیید می‌کند؛ شاید خسرو پنداشته بود خردمندانه این است که تا ارتش یوستینیانوس هنوز در غرب سرگرم جنگ است، به روم حمله برد و منتظر ننشیند تا یک بیزانس پیروزمند و نیرومند تمام نیروهای خود را علیه ایران به کار برد. به علاوه، خسرو معتقد بود که ایران باید سرانجام بر معادن طلای طرابوزان دست یابد و به دریای سیاه برسد. پس به سوریه لشکر کشید؛ هیراپولیس، آپامیا، و حلب را محاصره کرد، با دریافت فدیه‌های گرانبها از آنها دست برداشت، و بزودی به دروازه‌های انطاکیه رسید. مردم بیباک آن شهر، از فراز دیوار دفاعی، نه تنها با باریدن تیرها و سنگهای منجنیق بر سپاهیانش، ‌بلکه همچنین با متلکهای وقیحانه‌ای که بدان شهره بودند، از او استقبال کردند. شاه خشمگین، شهر را با یک حملۀ ناگهانی تصرف، و خزاین آن را تاراج کرد. تمام ساختمانهای آن را، جز کلیسای اعظم، سوزاند؛ عده‌ای از مردم شهر را قتل عام کرد، ‌و مابقی را به ایران فرستاد تا اهالی یک «انطاکیۀ» جدید را تشکیل دهند. آنگاه با شادی در همان دریای مدیترانه، که وقتی مرز باختری ایران بود، آبتنی کرد. یوستینیانوس سردار خود بلیزاریوس را برای نجات آن نواحی فرستاد، اما خسرو، با غنیمتهایی که به دست آورده بود، با خاطر آسوده از فرات گذشت، و آن سردار محتاط وی را تعقیب نکرد (541). بی نتیجه ماندن جنگهای ایران و روم بی شک به واسطۀ اشکال در نگاهدارییک نیروی اشغالی در آن سوی بیابان سوریه یا رشته کوههای تاوروس در سمت دشمن بود؛ ترقیات جدید در حمل و نقل، جنگهای بزرگتری را ممکن ساخته است. طی سه تجاوز دیگر به آسیای روم، خسرو به پیشرویها و محاصره‌های سریع دست زد، باجها و اسیرها گرفت، روستاها را تاراج کرد، و بدون مزاحمت بازگشت (542-543). در 545، یوستینیانوس 2000 پوند طلا (840000 دلار) برای یک متارکۀ پنجساله به خسرو پرداخت، و در انقضای پنج سال 2600 پوند دیگر برای پنج سال تمدید تأدیه کرد. سرانجام (562)، پس از جنگهایی که به مدت یک نسل به طول انجامید، آن دو پادشاه پیر عهد کردند که صلح را به مدت پنجاه سال حفظ کنند؛ یوستینیانوس موافقت کرد که هر سال 30000 پوند طلا (000’500’7 دلار) به ایران بپردازد، و خسرو از ادعای خود بر سرزمینهای مورد اختلاف در قفقاز و سواحل دریای سیاه دست برداشت.اما کار خسرو با جنگ هنوز تمام نبود. در حدود سال 570، به درخواست حمیریان جنوب باختری عربستان، ارتشی به آن سامان فرستاد تا آنان را از قید فاتحان حبشی آزاد سازد؛ وقتی که آزادی تحصیل شد، حمیریان دریافتند که سرزمینشان به یک استان ایرانی مبدل شده است. یوستینیانوس با حبشه پیمان اتحادی بسته بود؛ یوستینوس دوم، جانشین او، طرد حبشیان را از عربستان عملی غیردوستانه شمرد؛ به علاوه، ترکان مرزهای خاوری ایران محرمانه با روم موافقت کرده بودند که به خسرو حمله کنند؛ یوستینوس دوم به خسرو اعلان جنگ داد (572). خسرو، با وجود کبرسن، شخصاً به میدان جنگ رفت و شهر مرزی دارا را از رومیان گرفت؛ اما سلامتش یاری نکرد و برای نخستین بار شکست خورد (578)، به تیسفون بازگشت، و در آنجا به سال 579، در سنی نامعلوم، زندگی را بدرود گفت. وی طی چهل و هشت سال زمامداری خود در تمام جنگها و نبردها جز یکی پیروز بود، امپراطوری خود را از هر سو وسعت بخشیده بود، ایران را بیش از هر زمان دیگر پس از داریوش اول نیرومند کرده بود، و چنان نظم اداری صحیحی برقرار ساخته بود که وقتی اعراب ایران را تسخیر کردند آن را تقریباً بدون هیچ گونه تغییر اقتباس کردند. خسرو، که تقریباً معاصر یوستینیانوس بود،‌طبق اعتقاد عمومی آن زمان، از یوستینیانوس بزرگتر بود، و تمام نسلهای آیندۀ ایران را نیز او را نیرومندترین و تواناترین پادشاه تاریخ خود می‌دانند

چگونگی پیدایش زمین و حیات بر روی آن

چگونگی پیدایش زمین

اکثر دانشمندان (دکارت و کانت و لاپلاس و بوفون.) زمین شناس و علمای هیئت معتقدند که حدود 15 میلیارد سال قبل بر اثر عبور ستاره ای از نزدیک خورشید انفجاری عظیم در آن بوجود آمد و گازهائی بصورت تکه های متراکمی از آن جدا شدند و در فضا با حرکت دورانی بگردش در آمدند و در نتیجه سیاره های منظومه شمسی بوجود آمدند که زمین یکی از این پدیده ها است. میلیونها سال طول کشید تا زمین با دور شدن از خورشید از حالت گاز بصورت جامد و بشکل امروزی در آید(حدود 5 میلیارد سال پیش)

در طول مدت 200 میلیون سال مولکولهای ئیدروژن و هلیوم در فضای اطراف زمین پراکنده شدند و سپس بر اثر تراکم مولکولهای ئیدروژن و اکسیژن آب بوجود آمد و بصورت باران بر زمین باریدن گرفت و زمین در زیر قشری از آب قرار گرفت بر اثر فشارهای درونی بر رسوبات پوسته زمین خشکی های امروزی در طول دورانهای مختلف زمین شناسی سر از آب بیرون آوردند ( که در بخش بعدی به این دورانها اشاره شده است) اولین بار نباتات در زمین روئیدند و این وضع میلیونها سال ادامه داشت سپس موجودات دیگری بتدریج در زمین پدیدار گشتند.

اجزای تشکیل دهنده کره زمین:

الف: پوسته خارجی یا لیتوسفر که ضخامت آن بین 5 الی 50 کیلومتر بوده و مهمترین عناصر تشکیل دهنده آن رسوبات و سنگهایی هستند که از مواد کانی مختلفی مانند اکسیژن – کربن – آهن – کلسیم – سیلیکون – آلومنیوم – منیزیم – سدیم – ئیدروژن –و... بوجود آمدند.

ب: جبه یا زیرپوش یا منتل یا گوشته: در زیر پوسته قرار گرفته و مواد در آن بصورت خمیری شکل میباشند این مواد که به ما گما معروفند بر اثر عمل آتشفشانی بر روی زمین آمده و تشکیل سنگهای آذرین را میدهند ضخامت این لایه حدود 2900 کیلومتر است.

ج: قسمت مرکزی زمین بنام هسته نامیده میشود که شامل دو لایه هسته خارجی (2100کیلومتر) و هسته داخلی (1370کیلومتر) است اکثرا دارای ترکیبات آهان و نیکل میباشند.

درجه حرارت مرکزی زمین به 5530 درجه میرسد و تمام مواد موجود در آن گداخته اند.

جرم زمین( 21بتوان10*6/6 ) تن و چگالی آن نسبت به آب 5/5 میباشد(5/5 برابر از آب سنگینتر است) که بیشترین چگالی را در بین سیارات منظومه شمسی دارا میباشد.

پیدایش حیات و تغییرات در کره زمین به تفکیک دوره های زمین شناسی

دوره های زمین شناسی را از نظر طول مدت زمان بشرح ذیل طبقه بندی کرده اند:

دوران

دوره

تقسیمات دوره ای

طول تقریبی دوران

سنوزوئیک

(حیات جدید)

کواترنری

هولوسن

پلئستوسن

عصر حاضر

ترشیاری

پلیوسن

میوسن

الیگوسن

ائوسن

پالئوسن

65 میلیون سال

مزوزوئیک

(حیات میانی)

کرتاسه

ژوراسیک

تریاس

160 میلیون سال

پالئوزوئیک

(حیات قدیمی)

پرمین

کربونیفر

دونین

سیلورین

اوردوویسین

کامبرین

345 میلیون سال

پرکامبرین

(پیش از حیات)

پروتروزوئیک

آرکئوزوئیک

اینک خلاصه ای از پیدایش انواع گیاهان و جانوران را در هریک از ادوار زمین شناسی بررسی میکنیم.

نام دوره

بیان پیدایش و تحولات حیات (گیاهان و جانوران)

پرو تروزوئیک

(از دوران پر کامبرین)

Pre – Cambrian

احتمالا گیاهان و جانوران ابتدائی و ساده آبزی (مانند جلبکها) وجود داشته اند اما آثار و بقایای (فسیل) معتبر و مستدلی بدست نیامده است.

کامبرین

Cambrian

زندگی محدود به دریا ها بوده جلبکها منبع اصلی تغذیه جانوران دیگر بوده اند. آثاری که نشان دهنده وجود کرم ها خرچنگها و بلوطهای دریائی و تری لوبیتها (فراوانترین جانوران این دوره) میباشند در دوره کامبرین مشاهده گردیده است.

اوردوویسین

Ordovisian

بعلت شرایط نامساعد آب و هوائی در روی سطح زمین زندگی هنوز محدود به آبها است در خشکی زندگی وجود ندارد بی مهرگان دریائی پا بر سران (مانند اختاپوس) نرم تنان نمونه های حیات این دوره اند نخستین مهره داران بنام ماهیهای اولیه در این دوره بوجود آمده اند.

سیلورین

Silurian

نخستین گیاهان در خشکی ظاهر میشوند تنوع بی مهرگان دریائی ادامه میابد کرینوئیدها و مرجانها فراوان بوده اند اجداد غقربهای اولیه که شاید نخستین جانوران خشکی بوده باشند پیدایش مییابند.

دونین

devonian

گیاهانی از تیره پنجه گرگی ها مخروطیان پدیدار و گسترش یافتند تنوع این نباتات در خشکی باعث سر سبز شدن زمین گشت و جانوران در خشکی پدیدار گشتند مانند دوزیستان حشرات (فراوانترین جانوران این دوره ) عنکبوتیان در آب ها ماهیهای زره دارو کوسه ها بوجود آمدند.

کربونیفر

Carboniferous

رشد سرخسهای غول پیکر تنوع و ازدیاد پنجه گرگی ها و دم اسبان از ویژگی های گیاهی این دوره است کرینوئیدها روزن داران و کوسه های تکامل یافته از موجودات دریائی عمده این دوره میباشند دوزیستان به گسترش خود ادامه میدهند حشرات گوناگون و درشت بوجود میایند خزندگان نخستین موجوداتی هستند که در خشکی زاد و ولد میکنند(مانند دیمترودون).

پرمین

Premian

تغییرات شدید و غیر قابل تحمل آب و هوائی این دوره باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان و جانوران گردید فقط تعدادی که توانستند خود را با این شرایط آب و هوائی وفق دهند تنوع یافتند (مانند مخروطیان و حشرات) ظهور انواع خزندگان انحطاط دوزیستان از ویژگی های حیات این دوره است.

تریاس

(تریاسیک)

Triassic

مخروطیان و سرخسها و دم اسبیان گسترش یافتند. نرم تنان و شکم پائیان و مرجانهای واقعی در دریاها تنوع یافتند. از ویژگیهای مهم این دوره ظهور خزندگان عظیم بنام دینوزورها میباشد دینوزور (دایناسور) ها که بنام سوسمار ترسناک ترجمه شده اند هیکلی بینهایت درشت و دمی بلاند و قوی و سری بسیار کوچک داشته اند وزن دینوزور (برو نتو ساروس) را تا حدود چهل هزار کیلو تخمین زده اند.

ژوراسیک

Jurassiic

تنوع جانوران زمینی بر دریائی در این دوره مشهود است خزندگان گوناگون زمینی و دریائی و پرنده پدیدار میگردند (از معروفترین خزندگان پرنده که سری عظیم و بالهائی حدود 6 متر داشته است پتروداکتیل را میتوان نام برد) پدیدار شدن و کثرت حشراتی مانند زنبور و مورچه و مگس از ویژگی های این دوره است. گیاهانی به نام سیکاسها در این دوره به اوج رشد و تکثیر خود رسیده اند.

کرتاسه

Cretaceous

از مهمترین ویژگیهای این دوره تنوع و ظهور گیاهان جدید مانند گیاهان دانه دار – درختان برگ ریز علفها و غلات میباشد. ظهور پستانداران کیسه دار و جفت دار و از بین رفتن خزندگان پرنده و دینوزور ها از دیگر مظاهر حیات در این دوره میباشد.

پالئوس

Paleocene

گیاهان دانه دار و درختان برگ ریز جنگلها را بوجود می آورند زمین پوشیده از علف و سبزه میشود پیدایش تمساح ها و پستانداران خونگرم منجمله حیوان کوچکی شبیه به اسب و انحطاط کامل نسل خزندگان غول پیکر در این دوره بوده است.

ائوسن

Eocene

تغییرات چندانی در گیاهان بوجود نمیآید. اجداد بسیاری از پستانداران مانند فیل کرگردن خوک و گاو و مهمتر از همه شبه اسبی بنام eohippus ظاهر میشودند. پیدایش نخستین پستانداران آدم نما را به این دوره نسبت میدهند.

اولیگوسن

Oligocene

از تعداد گیاهان تنومند و وسعت جنگلها کاسته میشود اما علفزار ها و مراتع گسترش مییابند اجداد گربه ها و سگها ظاهر میشوند گوشتخواران واقعی و جویندگان پدید میآیند شتر خوکهای قوی هیکل (elotherus) گاو کوهان دار (bison) و میمونهای راست قامت پیدایش مییابند.

میوسن

Miocene

جنگلها بشدت کاهش مییابند اما علفزارها و مراتع با تکامل جانوران چرنده وسعت پیدا میکنند تیره های سگ و گربه بشدت رشد و افزایش مییابد. در افریقا و آسیا و اروپا میمونهای آدم نما (یا انسان هایدلبرگ) پدید میآیند(25 میلیون سال پیش)

پلیوس

Pliocene

پیدایش تیره های جدید گیاهان شبیه به گیاهان امروزی – تنوع و تکثیر قابل ملاحظه پستاندارن پیدایش نخستین اسب شبیه به اسب امروزی بنام protohippus از ویژگیهای این دوره است. آدم نمایان اولیه احتمالا در این دوره ابزار سنگی ابتدائی بکار برده اند.

پلئیستوسن

Pleistocene

بعلت تغییرات شدید آب و هوائی مجددا بسیاری از جانداران منقرض یا تغییر مکان داده اند. فیلهای واقعی و گاوها و اسب امروزی equs ظاهر میشوند آدم نخستین از افریقا به آسیا و اروپا گام مینهد.

هولوسن

Holocene

گسترش مجدد جنگلهابخصوص در سراسر اروپا – تنوع گیاهان امروزی از نظر حیات گیاهی در این دوره قابل ذکر است – اهلی کردن حیوانات وکشت گیاهان و بدست آوردن مواد غذائی از آنها توسط انسان از ویژگیهای مهم این دوره است . حیوانات دریائی امروزی بوجود میایند و انسان به نیمکره غربی مهاجرت میکند.

تاریخچه پول در ایران

انسان‌های اولیه که دسته جمعی می‌زیستند، نیازی به تعویض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوایف و قبایل مبادله‌ی کالا به کالا رواج یافت. مبادله‌ی کالا به دلایلی با مشکلاتی همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گران‌بها و سبک وزن، از جمله طلا، نقره و مس رو آورند.
در بیشتر کشورهای شرقی و آسیایی، فلزی که در مبادله‌ی کالا از آن استفاده می‌شد، حلقه‌ای شکل بود. و در سه هزار سال پیش از میلاد از آن استفاده می‌کردند که می‌توان آن را قدیم‌ترین وسیله‌ی مبادله، پیش از اختراع سکه، دانست. در کاوش‌های شوش حلقه‌هایی از ویرانه‌های معابد، از دوهزار سال قبل از میلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبک وزن و کم حجم و گران‌بها، که معاملات را سهل و ممکن می‌ساخت، مورد قبول عامه قرار گرفت. بدین ترتیب مرحله‌ی پیدایش پول آغاز شد.

واژه‌ی پول
پول از کلمه‌ی یونانی Obolos گرفته شده و آن سکه‌ای بود برابر یک ششم درهم یا دراخم. کریستین سن معتقد است کلمه "پول" در زمان اشکانیان به ایران راه یافته است.
"سکه" نام دستگاه آهنینی بود که برای مهر زدن بر پول‌هایی که در میان مردم رایج و با آن معامله می‌کردند، به کار می‌رفت. بعدها آن را اثر مهری می‌نامیدند که روی سکه‌های حک می‌شد.
بنابراین سکه عبارت است از یک قطعه فلز به وزن معین که روی آن علامت رسمی دولت، یا حکومتی که عیار و وزن آن و ارزش آن را تعهد می‌کند، قید شده است.

سکه در ایران در دوره ی هخامنشی
بی‌شک پیش از دولت هخامنشی و تصرف لیدی در سال ۵۶۴ قبل از میلاد ایرانیان به اختراع پول اقدام کرده و در کشور خود رواج داده بودند. پس از سقوط لیدی به دست کوروش، "یونا" یکی از ساتراپ‌نشین‌های هخامنشی شد که در "ساردس" کارگاه ضرب سکه بود و در زمان کوروش کبیر خشایارشاه و کمبوجیه در آن ضرب سکه می‌کردند.
داریوش بزرگ سومین شاهنشاه هخامنشی (۵۲۱-۴۸۵ قبل از میلاد) بر آن شد پولی ضرب کند که در همه جا پذیرفته شود و در سراسر کشور اعتبار داشته باشد و بر خلاف مسکوکات قبلی فقط ارزش محلی نداشته باشد. زیرا سکه‌هایی که در آن زمان در ایران رواج داشت، هیچ‌یک از آن شاهنشاهان هخامنشی نبودنخستین سکه‌ای که از آن زمان باقی مانده سکه داریوش است که شهرت جهانی دارد. این سکه را یونانی‌ها "دریکوس" یعنی "داریوش" می‌نامند که آن را نباید با کلمه‌ی زرینه و درینه یکی تصور کرد. سکه‌ی داریوشی از زرناب بود. در زمان هخامنشیان هیچ‌یک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازه‌ی داریوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازه‌ی داریوش سکه‌ی نقره بزنند، چرا که ضرب سکه‌ی طلا در انحصار مرکز بود. نخستین سکه‌ی داریوش احتمالا در سال ۵۱۶ قبل از میلاد ضرب شده است.
پس از فتح یونان به دست سپاهیان ایران و اختلاط ایران و یونان، واژه‌ی درم در ایران متداول شد که اصل آن دارشم (دراخم) یونانی است و ایرانیان آن را درم گفتند که نام پول بود و اعراب بعدها این واژه را از ایرانیان اقتباس کردند. از مسکوکات دوره‌ی هخامنشی، به جز دریک شکل یا سیکل، درم؛ کرشه را می‌توان نام برد. واحدهای کوچک‌تر مسکوک زر، نیم‌ستاتر و یک‌سوم‌ستاتر نامیده می‌شدند.

سکه در دوره‌ی اشکانی
با غلبه اسکندر بر ایران سکه‌های طلا کمیاب و از جریان خارج شد. در آن زمان دیگر در ایران طلا ضرب نمی‌شد. سلوکی‌ها در معاملات داخلی خود سکه‌های نقره به کار می‌بردند و اشکانیان نیز به تقلید از سلوکیان از پول نقره استفاده می‌کردند. اشکانیان از نقره و مس و مفرغ نیز سکه می‌زدند. جنس برخی از این سکه‌ها از برنج بود که روی آن لعابی از مس داده بودند.
سکه‌های این دوره دو نوع بود: نوع اول مسکوکات نقره‌ی چهاردرخمی با تعدادی مسکوک مسی؛ و نوع دوم یک‌درخمی نقره و مسکوکاتی از مس. نوع اول سکه‌ها در شهرهای یونانی‌نشین و نوع دوم در مراکزی که تحت حکمرانی مستقیم پارت‌ها بود، ضرب می‌شد.

مسکوکات دوره‌ی صفوی
سکه‌های عصر صفوی از طلا، نقره و مس بود. سکه‌های زمان شاه عباس "عباسی" نامیده می‌شد. این سکه‌ها نخست از جنس نقره بود. هر پنجاه‌عباسی را یک "تومان" می‌گفتند، که ده‌هزار دینار قیمت داشت. در این دوره مسکوک طلا وجود نداشت. فقط سکه‌های طلا را که "شاهنشاه" نام داشت، هنگام جلوس شاه بر تخت سلطنت و در جشن نوروز ضرب می‌کردند. این سکه‌ها در میان مردم رواج نداشت و آن را اشرافی نیز می‌گفتند. علت این نام‌گذازی بهای زیاد آن‌ها بود.
سکه‌های رایج این دوره "غزبیگی" یا "غازبیگی" برابر پنج‌دینار یا یک‌دهم شاهی؛ "بیستی" معادل بیست‌دینار یا دوپنجم شاهی؛ "پول سیاه" یا "قراپول" معادل بیست‌وپنج دینار یا نیم‌شاهی؛ "شاهی" معادل پنجاه دینار؛ و "عباسی" معادل دویست دینار یا چهارشای بود. تا انتخاب ریال به منزله‌ی واحد پول در ایران، در سال ۱۳۰۸ شمسی و حتی سال‌ها بعد از آن، از این واحدهای پولی استفاده می‌شد.
پس از صفویه نیز از این مسکوکات استفاده میکردند. در دوره‌ی نادشاه واحد پولی به نام "نادری" وجود داشت، که ارزش آن ده‌شاهی بود.

مسکوکات دوره‌ی قاجاریه
واحد اصلی پول قاجار تومان، قران و شاهی بود. تومان واژه‌ی ترکی ایغوری است به معنی ده‌هزار که در تقسیمات لشکری هر ده‌هزار سرباز تومان و فرمانده‌ی آنها امیرتومان نامیده می‌شد. تا پیش از قاجار از این واحد پولی استفاده نمی‌شد. در دوره‌ی مغول ده‌هزار دینار را برابر تومان می‌دانستند. کسروی یک‌تومان مغول را برابر صدهزار تومان امروز می‌داند. تونان طلا اولین بار در زمان فتحعلی‌شاه قاجار ضرب شد.
وزن آن در ۱۲۲۴ قمری (۱۱۸۸ شمسی) یک‌مثقال و یک‌ششم مثقال بود. در سال ۱۲۹۸ قمری در زمان ناصرالدین‌شاه، وزن طلای تومان کاهش یافت و ارزش آن برابر ده‌قران نقره یا ده‌هزار دینار شد. اما سکه‌ای به نام دینار وجود نداشت. در سال ۱۳۰۸ شمسی که آحاد پول ایران تغییر کرد، تومان به معنای ده ‌ریال شد که هنوز هم این لفظ رایج است.
در زمان فتحعلی‌شاه، سکه‌ی نقره‌ی جدید، یعنی "قران" متداول شد، که معادل یک‌دهم تونان و پنج‌عباسی یا بیست‌شاهی بود. در این زمان شاهی به صورت سکه‌ی مسی در آمده بود. بنابراین سه شکل سکه در ایران رایج بود: تومان‌های طلا، قران نقره و شاهی مسی. ولی پول رایج سکه‌های نقره بود.
پول دوره‌ی قاجار تا اوایل دوره‌ی پهلوی رایج بود. اما طلا پشتوانه‌ی پول نبود. در سال ۱۳۰۸ شمسی طلا پشتوانه‌ی پول شد. مسکوک نقره‌ی یک‌ریالی به نمایندگی ریال طلا در کشور رایج و قران برچیده شد؛ مسکوک نقره، نیم‌ریالی، دوریالی و پنچ‌ریالی شد.
ریال در اصل واژه‌ی اسپانیایی است و آن نام سکه‌ی نقره‌ای رایج در آن سرزمین بود که به معنی "شاهی" است. این واژه مترداف "رویال" (Royal) انگلیسی و "رگالیس" لاتین است که آن هم به معنای شاهی است و از ریشه "رکس" (Rex) یعنی شاه است.
از مسکوکات قانونی طلا در ایران در دوره‌ی رضاشاه، سکه‌ی پهلوی است که بر اساس قانون مصوب سال ۱۳۱۰ شمسی در مجلس شورای ملی، که برای تعیین واحد و مقیاس پول ایران به تصویب رسید، سکه‌ پهلوی طلا به ارزش صدریال ضرب شد. این سکه دارای عیار ۹۰۰ در هزار بود و با عکس شیر و خورشید و پادشاه مزین شده بود.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ در بهار ۱۳۵۸ سکه‌ی طلای ایرانی ضرب شد که به نام "بهار آزادی" که دارای همان عیار پهلوی است. مسکوکات ریال نیز در این دوره ضرب و اسکناس نیز مانند زمان پهلوی منتشر شد.

نشر اسکناس
مدیریت بانک در ایران را ایران ‌شناسان بنام نظیر هوتم شیندلر و ژوزف رابیو بر عهده داشتند. با ابتکار رابیو بانک شاهنشاهی اقدام به چاپ اسکناس‌های کوچک کرد و هم از این راه وارد زندگی روزمره مردم شد و سود سرشاری کسب کرد. اسکناس در آغاز قرار بود با پشتوانه‌ی طلا چاپ شود، اما بعدها با پشتوانه‌ی نقره به چاپ رسید و نیز می‌بایست پشتوانه طلا برابر هفتاد درصد اسکناس‌های در گردش باشد که بعدها به رقم پنجاه درصد و پس از آن به سی درصد تبدیل سد؛ که در حقیقت هفتاد درصد اسکناس‌ها یدون پشتوانه بود، که این کار سود سرشاری برای بانک در بر داشت




نام «ايران» را «مغولان» بر اين سرزمين نهادند!!!!

دكتر حسين فيض الهي وحيد

سرزميني كه امروز با جغرافياي معلومش ايران گفته مي‌شود در قديم‌الايام «خونيرث» و يا «خونيره» و بعد «ايران ويچ» و «ايران» گفته شده است.

«خونيرث» - يا خونيرس- نام قديمي و اوليه اين سرزمين است كه از دو جزء «خون» و «يرث» تشكيل شده است. جزء اول آن مخفف «خيون» يا همان «خون» و «هون» است كه در زبان ساسانيان و بويژه در كتاب رزمنامة «اياتكا زريران» به اقوام ترك «آق هون» يا «هون سفيد» يا آفتاليت و هياطله اطلاق مي‌شد و «يرث» يا «يره» همان «زمين» است كه رويهمرفته معني «سرزمين هونها» را مي‌دهد و نشان از آن دارد كه «اقوام ترك زبان هون» اولين ساكنان اين مرز و بوم بودند.

وقتي قوم «هون» يا «خون» با اقوام «اور» (ur) در آسياي ميانه متحد شدند اتحاديه قبايلي «اورخون» را تشكيل دادند كه نام اين اتحاديه بر قسمتي از آسياي ميانه نهاده شد كه بعدها كتيبه‌هاي «تركي باستان» به زبان «گؤك ترك‌ها» از آنجا بدست آمد.

واژه «خيون» يا «هون» در دانشنامه مزديسنا چنين تفصيل گرديده كه «خيون در اوستا بصورت خوئيون و خيَ اُن نام قبيله و قومي است از تورانيان…[و به] قبيله‌هاي دانو و خوئيون … در پهلوي و حماسة اياتكار زريران خيون گفته شده»(1)

در كتاب «وِهَرود و اَرَنگ» از ارجاسب ترك به عنوان «شاه خيونان» نام برده شده كه در نزديك جنگل سپيدمرو با گشتاب پادشاه يران جنگيده است(2)

به هر حال اين واژه در «هادخت نسك» (فرگرد 1 بند 30) نيز بصورت «خونيره» - با هاي غير ملفوظ - آمده و نشان مي‌دهد كه ساكنان اصلي سرزمين باستاني ايران «تركان هون» بودند كه سرزمين خود را نيز «خونيره» يا «خونيرث» مي ناميدند.

واژه «ايران ويچ» نيز مثل «خونيرث» يك واژه تركي است و از چهاز جزء اي + ار+ ان + ويچ تشكيل شده كه «ايي»
(iyi)در تركي به معني «خوب و نجيب» و «ار» به معني مرد و دلاور و جنگجو و «ان» پسوند جمع و مكان و «ويچ» يا «بيچ» به معني «تخمه و بيضه» است كه اين واژه آخري همين امروز نيز در زمان تركي آذربايجاني بكار مي‌رود. معني اين واژه چهار جزئي رويهمرفته«مكان و سرزمين دلاوران نجيب» است كه بر اثر كثرت استعمال به صورت مخفف آن يعني «ايران» درآمده است. واژه ايران بعد از حمله مسلمانان و داخل شدن اين مملكت در تركيب خلافت اسلامي منسوخ گرديد و بعد از اسلام تا زمان مغولان به ايرانيان «عجم» يعني «گنگ و لال» (3) و به خود سرزمين آنان نيز «ممالك عجم» گفته شده چنانچه «ابن عبري» حتي در زمان اوايل حمله مغول به ايرانيان «عجم» گفته و در مورد جنگ‌هاي اعراب و ايران مي‌نويسد:

«قبايل عرب حمله كردند و عجم هم بر عرب حمله برد و نبرد خونين از ظهر تا غروب آفتاب ادامه داشت پس از غروب هم عربها به عجمها حمله كردند»(4)

بعد از حمله هلاكوخان مغول به بغداد و سقوط امپراتوري عباسيان اصطلاح «ايران» دوباره توسط «مغولان» رايج گرديد و در سايه همت مغولان ايرانيان از «گنگي و لالي» درآمده و شهروند درجه يك امپراتوري مغولان گرديدند و بدين ترتيب مغولان در حقيقت «چشم و گوش و زبان» ايرانيان را «باز» كردند و از «لالي» نجات دادند.

اما علت اينكه چرا منولان چنين كردند و واژه ايران را دوباره از نو زنده گردانيدند به روابط خصمانه «چهار اولوس» يا «اولوس اربعه» برمي‌گردد كه اگر بصورت مختصراً ايضاح گردد چنين است :

بعد از تسخير ايران توسط مغولان و بعد از مرگ چنگيزخان امپراتوري عظيم چنگيزي بين چهار نفر از خاندان او تقسيم گرديد كه به اين چهار خاندان چهار اولوس يعني ملت مي‌گفتند. چهار اولوس حاكم بر جهان چنين بودند :

1- اولوس ايلخانان در ايران كه نوادگان هلاكوخان بودند.

2- اولوس جغتاي در ماورالنهر كه نوادگان جغتاي بودند.

3- اولوس قيزيل اوردو در روسيه كه نوادگان جوجي‌خان بودند.

4- اولوس قوبلاي خان در چين كه نوادگان قوبلاي قاان بودند.

چون اين چهار اولوس به رقابت هم برخاستند اولوس ايلخانان كه نوادگان هلاكوخان بودند دشمنان خود را كه اولوس جغتاي در ماورالنهر بودند و محل قديمي تركان يعني «توران» محسوب مي‌شد توراني و خود را چون ساكن ايران بودند «ايراني» ناميدند تا از نظر ايرانيان خود را «مدافع ايران» جلوه داده و دشمنان را «عوام فريبانه» توران ناميدند تا از جنگ‌ قديمي ايران و توران – كه به زعم ايرانيان- اكثراً پيروز بودند!!- بهره‌برداري تاكتيكي و تبليغاتي كنند. به همين جهت است كه ناگهان بين نويسندگان دوره ايلخاني واژه ايران و توران از نو زنده گرديد و در بوق و كرناي تبليغاتي ايلخاني دميده مي‌شد. نويسندگان دوره مغول همچون رشيدالدين فضل‌ الله در جامع‌التواريخ، جويني در جهانگشاي جويني، وصاف‌الحضره در تاريخ وصاف، ناصرالدين منشي در سمط‌العلي للحضره‌اللعيا در پي اختلافات دو خاندان مغولي ايلخاني و جغتاي خود را «ايراني» و دشمن خاندان خود را «توراني» ناميدند و به پيروي از آنها نيز نويسندگان عرب در مصر كه در تحت حاكميت تركان مملوك مي‌زيستند سرزمين ايلخانان را «مملكه‌الايرانيين» ناميدند كه يكي از مهم‌ترين نويسندگان اين دوره شهاب‌الدين احمد بن فضل الله عمري (700 – 749) است كه در كتابش بنام «مسالك‌الابصار في ممالك‌الامصار» به صراحت از كشور تحت فرمان ايلخانان مغول با نام «مملكه‌الايرانين» نام مي‌برد(5) بدين ترتيب در اثر اختلاف دو خاندان جغتايي و هلاكويي كه يكي در اين سوي جيحون و يكي در آنسوي جيحون حاكميت داشتند دو نام اسطوره‌اي احيا گرديده كه نام توران بعدها از روي آسياي ميانه برداشته شده و نام ايران تا به امروز بر اين سرزمين باقي ماند. پس مغولان به اصطلاح خونخوار اولين دولت بعد از اسلام هستند كه به اين سرزمين نام «ايران» را نهادند و ايرانيان را دوباره «ايراني» كردند.


پاورقي:

1- دانشنامة مزديسنا، .واژه‌نامه توضيحي آئين زرتشت،دكتر جهانگير اوشيدري، شركت نشر مركز، چاپ اول، 1371، تهران، ص 268

2- وهرود وارنگ، جستارهايي در جغرافياي اساطير و تاريخي ايران شرقي، پژوهش ژوزف ماركوارت (آلماني) ،ترجمه با اضافات از داود منشي‌زاده، مجموعة انتشارات ادبي، تاريخي. موقوفات دكتر محمود افشار يزدي، تهران 1368، ص 174

3- بررسي هادخت نسك ،دكتر مير فخرايي، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه) ، تهران، 1371، ص 69

4- فرهنگ فارسي خرد، تاليف م. سعيدي‌پور، آذينفر، انتشارات خرد، بي‌تا، ذيل واژه عجم

5- ترجمه مختصرالدول، ابن عبري، ترجمه دكتر محمدعلي تاج‌پور- دكتر حشمت‌الله رياضي، انتشارات اطلاعات ، تهران، 1364، ص 160

6- محدوده سرزمين ايراني‌ها در ميانه قرن هشتم هجري، رسول جعفريان، سايت اينترنتي www.HISTORYLIB.com، تاريخ انتشار 20/11/83

سایتی برای اطلاع از وضعیت کلی زمین

http://www.worldometers.info/fa/

جادوی محبت

محبت به دیگران و کشیدن نازدیگران غول چراغ جادو را در برابر شما ظاهر میکند و به هر آرزوی که داشته باشید با محبت به دیگران خواهید رسید حتی من هم ناز همه شما را خواهم کشید تا به آرزوهای خود برسید .صبحها که بیدار میشوید در آینه خودت را نگاه کن و بگو ای بهترین بهترینها دوستت دارم.

راز موفقیت ایران در گرو استفاده بهینه از تمام منابع انسانی و منابع طبیعی

ایرانیان باستان به مردان غیور و باهوش ترین نسل روی کره زمین با قدمت ده هزار ساله و بزرگترین امپراتوری جهان با تغییر چند معیار دوباره میتواند اعتبار از دست رفته خود را بدست آورند یکی سعی کنید دروغگویی را کنار بگذاریم هرگز بدنبال بدست آوردن پول بدون زحمت نباشیم وابسته به هیچ گروهی جز حزب خداوندگار جهانیان نباشیم فرهنگ تنبلی بجا مانده از زمان قاجار تا کنون را ریشه کن کنیم الگوهای جوانمردی و مردانگی را زنده نگهداریم دست از درگیریهای قومی و قبیله ای برداشته و دست یاری بهم بدهیم که این در گرو اعتماد سازی و جلب اعتماد دیگران است بالا بردن کیفیت تولید آینده ایران را تضمین میکند جلب اعتماد بهترین سرمایه برای تولید ملی کشور است ولی در گرو رقابتی کردن تولید با کشورهای توسعه یافته است دلیل عقب افتادگی ایران از کشورهای توسعه یافته تحریم نیست بلکه فرهنگ بجا مانده رسیدن به حداکثر سود با حداقل کیفیت است من اگر بجای شهردار تهران بودم ماکت جدیدی از شهر تهران میساختم که تمام استانداردهای خیابان بندی ظرفیت بندی پلهای ظبقاتی برجهای ضد زلزله اتوبانهای عریض مراکز تجاری برای هر محله ارائه میدادم و ابتدا مسیرهای استاندارد را مشخص مینمودم و از جدیدترین تکنولوزی روز دنیا را برای مخابرات برق انرژی خورشیدی بر بام تمام منازل بهره میگرفتم و بمرور طرح تایید شده توسط بزرگترین اساتید دانشگاه های معتبر جهان را پیاده سازی میکردم و تهران محله به محله میبایستی با طرح تفظیلی جدید تخریب و بافت جدیذ ارائه میدادم و کشوری آریایی اسلامی بنا مینهادم و از تمام منابع انسانی کشورم حداکثر بهره را میبردم البته این را برای تحریک غیرت آرایی که بعد از حمله مغول و افغان و اعراب و تجاوز به زنان ما سعی در از بین بردن نسل غیور آریایی ما داشته اند و دلیل درنده خویی ما ناشی از همین تخریب نسل آریایی مان داشته اند بیان کردم البته من کسی نیستم که این کارها را انجام دهم.

سال جهاد اقتصادی همراه با جهاد شکوفایی تورم و رویای کاغذی

چرا ما مردم ایران باید درآمدمان با ریال باشد و به دلار خرج کنیم در صورتی عربهای ملخ خور درآمدشان دلار و ریال خرج میکند بهترین کار این است که دولت بجای اسکناس بی پشتوانه مبنای حقوق کارمندان را مبنایی از معادل سکه طلا محاسبه نماید مثلا مبنای حقوق را وزارت کار هر ساله حداقل حقوق را معادل قیمت یک سکه طلا اعلام نماید تا قدرت خرید اقشار کم در آمد با حقوق ثابت در صورت نوسانات قیمت طلا در طول سال حقو ق آنها هم افزایش یابد در واقع اگر مانند قدیم پول رایج ایران طلا بشود دوباره ارزش پول ایران در جهان بالا خواهد رفت و دیگر تحت تاثیر نوسانات قیمت جهانی قرار نخواهیم گرفت هر چه قدر تورم بالا رود بهمان میزان درآمدها بالا خواهد رفت و دیگر کسی طلا را برای گران شدن و پس انداز خرید نمی کند و عامل اصلی تورم در پانصد ساله اخیر گران شدن سالانه قیمت طلا و دلار بوده پس چرا نباید پشتوانه اصلی را پول رایج ایران نشود و چوب و کاغذ پشوانه پول ایران باشد. و سکه طلا خرج نکنیم و پولهای کاغذی پول خرد باشد و سکه طلا پولهای اصلی رایج در ایران نباشد فقط طلای ایران باید در دست ثروتمندان باشد صدها تن باید در خانه های مردم نگهداری شود بامید گران شدن سکه که همان بی ارزش شدن پول است.رهبر معظم و فهیم می باید برای جهاد اقتصادی میفرمودند پشتوانه طلا بجای پشتوانه پول با چوب وکاغذ قرار میدادند اخر تا کجا ایران اسلامی میخواهد درختان را قطع کند و بجای آن پول کاغذی چاپ کند و رویای کاغذی برای ایرانیان ایجاد کند.

پیشگویی نوستر آداموس در باره آینده پرشیا (ایران)

این مطلب را از چند منبع مختلف و خلاصه شده برای شما عزیزان گذاشتم به همین دلیل احتمال دارد با برخی از مطالبی که قبلا در این مورد خوانده اید کمی تفاوت داشته باشد.

مقدمه:

شب هنگام در حالی که تنها در اتاق مطالعه ام نشستم.وسیله پیش بینی من بر روی سه پایه برنجی قرار گرفته است. شعله‌ای کمسو از اعماق تاریکی بیرون می‌آید و چیزهایی را برای من روشن می‌کند که نباید به غفلت گرفته شوند و پوچ فرض شوند. C1 Q1


حتما شما هم نام نوستر آداموس را شنیده‌اید.(میشل دو نوستر اداموس) یکی از پیشگویان معروف به نوستر اداموس بود. وی در سال 1503 در جنوب فرانسه به دنیا آمد. میشل در 14 سالگی فلسفه و دستور زبان و علوم طبیعی را تحت نظر کلیسا شروع به خواندن نمود. میشل در سال 1522 برای مطالعه طب به دانشگاه مونت‌ پلی یلر فرستاده شد و در سال 1525 مدرک پزشکی خود را دریافت کرد. در قرن شانزدهم در جنوب فرانسه بیماری مزمنی به نام le charbon شایع بود و نوستر اداموس مدتها بیمارانی را که به این بیماری مبتلا بودند در روستاها معالجه می کرد. اما در سال 1537 این بیماری همسر و فرزند وی را نیز مبتلا کرد و وی نتوانست برای نجات آنها اقدامی کند و هر دو فوت کردند. در همین زمان مسئله برای وی پیش آمد که به کلیسا احضار شد. از قرار معلوم وی به مجسمه سازی که در حال ساخت مجسمه قدیسی بود به شوخی گفته بود: ((تو در حال ساختن مجسمه شیاطین هستی))

نوستر اداموس به خاطر اینکه مجازات نشود از Agen در تاریکی گریخت و به شرق ایتالیا رفت. وی پس از جابجای هایی فراوان در شهر salon سکنی گزید. پس از مدتی با زنی از اهالی شهر ازدواج کرد و صاحب فرزند شد. همان طور که در بالا نوشته شده است او با تمرکز بر روی شعله شمع به خلسه‌ای بسیار عمیقی فرو می‌ رفت و تصاویر آینده را در ظرف برنجی می‌دید. یکی از دلایل مهم این مبهم گویی، ترس نوستراداموس از کلیسا و نیز بیم از ایجاد وحشت در مردم عادی بوده است. از این رو مثلا به جای پاریس واژه ریپاس را به کار برده است. توضیح او چنین است :(اگر به آنچه در آینده روی خواهد داد به صراحت اشاره کنم، اهل مملکت و فرقه ها و کلیسا آن را مغایر با آنچه باور دارند خواهند یافت و محکوم خواهند کرد). او در نامه ای به هانری دوم پادشاه وقت فرانسه که مرگ او را هم به درستی پیش گویی کرده بود نوشت شاید عده ای بپندارند که فهم رباعیات من آسان است، اما چنین نیست فهم جوهر این مطالب دشوار است. سرانجام وی در سال 1555 همراه با مقدمه ای که در اول این مقاله آمده است، کتابهایش را به پسرش (سزار) هدیه کرد.10 جلد کتاب از پیش گوییهایش که در مجموع 1000 فصل به نام Century ( صده ها ) نوشته شده.

 

یک نسخه ترجمه شده به انگلیسی از کتاب سنتوری در سال ١۶٧٢ برای دیدن عکس در اندازه واقعی، اینجا کلیک کنید

عکس العمل انجام شده نسبت به کتابهای (صده ها) نوستر آداموس بسیار شدید بود. افراد روشنفکر جامعه او را یک نابغه و مزرعه داران او را ابزار شیطان نامیدند و اشعار او را سخنانی برآمده از جهنم تلقی می کردند. اشعار نوستر آداموس ترکیبی از کلمات رمز گونه به زبان‌های لاتین، یونانی، ایتالیایی و پروونشال فرانسوی بود. این مرد عجیب فرانسوی نوشته هایش را به صورت رباعی های معما گونه تنظیم می کرد و هنوز درک بسیاری از آن نوشته ها دشوار است. از آنجا که نوستراداموس فرانسوی بود، بسیاری از پیشگویی های او در باره این کشور بود و یکی از این پیشگویی ها ظاهراً مربوط به لشکرکشی ناپلئون به روسیه میشود که در ضمن شهر مسکو به آتش کشیده شد. او میگوید : انبوهی از مردان نزدیک میشوند ... نابودگر شهر کهن (مسکو) را ویران میکند. درباره جنگ واترلو، جنگی که در آن ناپلئون شکست نهایی خود را خورد، به شعری از نوستراداموس مراجعه میشود که در آن به خرد شدن عقاب (ناپلئون) به دست پلنگ (انگلیس) و خوک (پروس) اشاره شده است.

ملکه کاترین دومدیسی  Catnarine de,medici  خواننده پر و پا قرص کتابهای او بود. وی با حمایت ملکه توانست به کارهای خود ادامه دهد. در سال 1566 که نوستر آداموس فوت کرد، به همسرش وصیت کرد که جسد وی را به صورت ایستاده درون دیوار کلیسایی متعلق به کوردلیرها قرار دهند. در سال 1700بزرگان شهر تصمیم گرفتند تا تابوت تماشایی وی را به یکی دیگر از دیوارهای کلیسا که بیشتر در معرض دید بود منتقل کنند و در همین بین نگاهی هم به درون تابوت او بیندازند. در تابوت هیچ مدرکی دیده نشد جز مدالی که بر روی سینه نوستر آداموس وجود داشت و بر روی آن عدد 1700 حک شده بود.

در سال 1791 در خلال انقلاب فرانسه گروهی از نگهبانهای ملی شهر مارسی در حالی که مست کرده بودند، به دنبال پول و اشیاء قیمتی وارد کلیسا شدند و در مدت زمان کمی سنگهای هشت فوتی روی تابوت نوستر آداموس را درآوردند. شهردار شهر به خاطر آشوب و هیاهو با خبر شد و بلافالصه به محل رفت و به صحنه ای روبه رو شد که در آن یکی از نگهبانان با جمجمه نوستر آداموس شراب می نوشد، زیرا مردم روستایی او را تشویق کردند که با این کار قدرت پیشگویی نوستر آداموس به او منتقل خواهد شد. شهردار آنان را متقاعد کرد که استخوانها را پس بدهند و دوباره وارد تابوت کرد. فردا صبح این گروه نگهبانان هنگام برگشت به مارسی مورد کمین سربازان سلطنت طلبان قرار گرفتند و سربازی که با جمجمه نوستر آداموس شراب نوشیده بود مورد اصابت گلوله شخص ناشناسی که در کمین نشسته بود، قرار گرفت. درست همان ‌گونه که خود نوستر آداموس پیشگویی کرده بود:

مردی که قبر را باز می‌کند و فورا نمی‌بندد، شیطان به سراغش خواهد آمد، مصیبتی که هیچکس نمیتواند آن را اثبات کند. C9 Q7

 

چند پیشگویی از نوستر آداموس (کاملا خلاصه شده)

قبل از وقوع حادثه هیچکس در فرانسه جرات نداشت سخنی از پیشگوئی نوستر آداموس به میان آورد. او نحوه مردن شاه هنری را پیشگویی کرده بود:

شیر جوان فایق خواهد آمد بر شیر پیر، در نخستین یورش در صحنه نبرد، او چشمهای خصم خود راکه در محفظه ای طلایی قرار دارد، سوراخ خواهد کرد، با دو زخم و یک زخم و بعد مرگی سخت.

۴سال بعد در ۱۵۵۹ این پیشگوئی بوقوع پیوست. هنری که یکی از نشانه های خانوادگیش شیر بود با افسری جوان بنام مونتگمری (فرمانده گارد اسکاتلندیش) دوستی نزدیکی داشت. این افسر روزی بی مقدمه به او حمله کرد و کلاهخود طلایی او را با نیزه سوراخ کرد و از ناحیه سر و گردن به سختی مجروح شد، شاه هنری بعد از ۱۰ روز عذاب درگذشت. این چنین بود که از آن پس مردم پیشگوئیهای نوستر آداموس را باور کردند.

نوستر آداموس ظهور ناپلئون را نیز پیشگوئی کرده بود و از او به عنوان نخستین ضد مسیح نام برد، درباره رسیدن ناپلئون به قدرت و سالهای امپراتوریش می نویسد:

امپراتوری نزدیک ایتالیا زاده خواهد شد که امپراتوری را قدر بسیار خواهد نهاد. ناپلئون هم قدرت سیاسی فرانسه را بالا برد و هم قدرت نظامی آن را. نوستر درباره سرانجام ناپلئون چنین پیشگوئی کرده است: امپراتور بزرگ تبعید خواهد شد به مکانی کوچک و دوباره سر بر خواهد داشت و در مکانی کوچک سرنوشتش به آخر خواهد رسید. ناپلئون به جزیره کوچک آلب تبعید شد اما بعد از ۱۰۰ روز از آنجا گریخت و دوباره قدرتش را احیا کرد و سرانجام در جزیره سنت هلن درگذشت.

پیشگوئیهای نوستر آداموس در مورد وقایع جدید به اندازه وقایع قدیم قابل توجه است. در این مورد هم نام و هم تاریخ ماجرا ذکر شده است:

پاستور،جوان رب النوعی، تکریم خواهد شد، آن هنگام که ماه چرخش خود را به پایان رساند.

وقتی پاستور در ۱۸۸۹ انستیتو پاستور را تاسیس کرد، کشفیات بزرگی در علم پزشکی به ظهور رسید. چرخش ماه به دور زمین هر ۱۹ سال یکبار اتفاق می افتد. یکی از این چرخشها در همان سال ۱۸۸۹ کامل شد.

نوستر آداموس چندین پیشگوئی خارق العاده و دقیق درباره پیشوا آدولف هیتلر کرده است. در یکی از آنها خلاصه ای از زندگی او ارائه می کند و از مرگ نامعلوم او سخن می گوید:

در کوهستانهای ایتریس (اتریش) نزدیک رایناز (لینتز) از پدر و مادری معمولی زاده خواهد شد مردی که مدعی دفاع از لهستان و مجارستان خواهد بود. پایان کار او هرگز دانسته نخواهد شد.

سخن دیگری از نخستین سالهای جنگ وقتی که ارتش آلمان در طول جبهه بسوی فرانسه به حرکت درآمد حکایت دارد. اگرچه بیشتر کشورهای اروپا بر ضد هیتلر و یا به گفته نوستر: ]هیستر[ متحد شده بودند اما او مدتی فاتح بی چون و چرای نبردها بود: جنگ آور، از رودها و زمینها خواهد گذشت، جنگجویان عظیمی بر علیه این جنگ آور ]هیستر[ خواهند جنگید. نوستر همچنین از سلاحهایی سخن گفته که صدای آنها در آسمانها شنیده خواهد شد و ماشینهای پرنده ای که از آنها آتش خارج خواهد شد. نوستر تصویری زنده از خلبانان با ماسک اکسیژن، کلاه و لوله های اتصال ارائه می دهد. او از نیمه انسان نیمه خوکهایی که در صحنه نبرد در آسمانند سخن می گوید.

بمبهای اتمی که بر روی هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد هم در پیشگوئیهای نوستر آمده است:

بر دو شهر نزدیک بندرگاه چنان تازیانه عذابی فرو خواهد آمد که تا کنون دیده نشده است.

حتی واقعه 11 سپتامبر نیز پیش بینی شده بود:

آسمان در چهل و پنج درجه می سوزد. آتش به شهر جدید و بزرگ نزدیک می شود به طور ناگهانی آتش بزرگ و پراکنده شعله ور می شود. C6 Q97

نیویورک بین مدار چهل و چهل و پنج درجه در آمریکا قرار دارد.

 

درباره آینده :

رضا پهلوی وزیر قسم خورده رهبر جهان خواهد شد که در پیشگاه ملت ایران و مردم جهان پیام آور صلح و دوستی و عدالت و وزیر میانه رو که در صورت دروغگویی و ریا کاری مجازات سختی در پیش خواهد داشت و بشرط آنکه تابع رهبریت جهان باشد و مسبب پیشرفتهای چشمگیری خواهد شد و نام ایران به میدل لیدر او د ورد تغییر نام خواهد یعنی رهبریت میانه رو در جهان تغییر نام خواهد یافت و محدودیت تمام مرزها برداشته خواهد شد و هیچ نزادی بر نژاد دیگر برتری نخواهد داشت و تمام جهان از خورشید تابان به یک انداره بهرمند خواهند شد واحد پولی جهانی دلیر و دلیران و انرژی های پاک جایگزین نفت و گاز و انرژی هسته ای خواهد شد و برای کمک به زمین باید دست یاری و دوستی دراز کنیم. باد خاک آب خورشید             خدا مردم رهبر

آشنایی با مهارت های ابراز قاطعیت و جرأتمندی

 

روی حرف خود بایستید:

برای دفاع از حق خویش، پیش از هر چیز، باید حقوق خود را بشناسید و آن گاه چگونگی اِعمالش را یاد بگیرید. در هر منازعه، انسان علاوه بر روش جنگ یا گریز، می تواند از شیوه نیرومند گفت وگو استفاده کند. همه چیز به این بستگی دارد که بتواند قاطعانه صحبت کند؛ صرف آشنایی با حقوق ویژه کافی نیست و برای این منظور، آشنایی با پاره ای از مهارت های کلامی لازم است با برخی از این مهارت ها، بیشتر آشنا می شویم:

1. پافشاری در بیان خواسته

این روش معمولاً اولین روشی است که آموزش داده می شود. افراد معمولاً پس از بیان درخواست خود و شنیدن «نه»، سکوت می کنند و تسلیم می شوند. باید توجه داشته باشید که طرف مقابل شما، مثل بقیه، بیش از چند «نه» در ذخیره ندارد و شما به کمی مقاومت احتیاج دارید. یکی از مهم ترین جنبه های قاطعیت در گفت وگو، استقامت و روی حرف خود ایستادن است. شما باید یاد بگیرید که بدون عصبانیت و بی آن که کنترل خود را از دست بدهید، روی حرف خود بمانید و استقامت به خرج دهید. بیشتر اوقات برای آن که در برخوردها و درگیری ها پیروز شوید، باید استقامت به خرج دهید و روی حرفتان بمانید.

شخص بی قاطعیت، در برابر کمترین مقاومت طرف مقابل و در برابر اولین چرا و با شنیدن نخستین استدلالی که شخص مقابل در حمایت از نظرش می کند، تسلیم می شود و میدان را خالی می کند. شخص بی قاطعیت، برای تجهیز شدن به سلاح پایداری، نباید در جواب «چراها»، به عذر و بهانه متوسل شود؛ مهم این است که چیزی را می خواهد و باید سرزنش های دیگران را فراموش کند.

به طور خلاصه، برای پیدا کردن قاطعیت کلامی، یک راه این است که بی توجه به گوشزدهای دیگران، موضوعی را تکرار کنیم. در این روش، بی آن که تحت تأثیر گفته سایرین قرار بگیرید، خونسرد و محترمانه روی حرف خود بایستید و نظر خود را به طرف مقابل بقبولانید. هدف، تکرار یک جمله و عبارت نیست؛ منظور این است که در هر عبارتی که انتخاب می کنید، درس مقاومت و پایداری یاد بگیرید.

2. پافشاری در «نه» گفتن

پافشاری در «نه» گفتن، شکلی از پافشاری در بیان خواسته است. در این روش، فرد در برابر سماجت دیگران، برای قبولاندن یک نظر - برای مثال به فروش رساندن یک کالا یا دست یابی به یک وسیله - روی گفتن «نه»، پافشاری می کند.

البته می توان از کلمات دیگری استفاده کرد یا شکل رد و انکار را به گونه های مختلف بیان داشت؛ ولی جوهر پیام، باید عدم قبول را در برداشته باشد. برای این کار، از عباراتی نظیر علاقه ای به این کار ندارم، نه نمی توانم و...، استفاده کنید.

فرد بدون توجه به سؤال و گفته های دیگران، حرف خودش را می زند. ما عادت کرده ایم که به پرسش دیگران پاسخ دهیم؛ زیرا خیال می کنیم که وقتی کسی با ما صحبت می کند، باید حتما جوابی داشته باشیم و باید نسبت به هر آن چه می گوید، واکنشی نشان دهیم. برای رهایی از شر سلطه جویی، به تمرین در «نه» گفتن نیاز است.

3. توافق

خیلی ها می پرسند که اگر طرف مقابل در برابر قاطعیت ها تسلیم نشد، آن گاه چه کنیم؟ جواب این است که عزت نفس، نسبت به هر چیز دیگر مقدم است. در نتیجه، اگر عزت نفس خود را در جریان اِعمال حق خود محترم شمردید و رعایتش کردید، حتی اگر بی درنگ به خواسته خود نرسید، احساس خوبی خواهید داشت. در این گونه مواقع، شما می توانید به مصالحه عملی و مؤثری برسید؛ برای مثال، می توانید با رعایت نظر طرف مقابل، فرصتی برای تعمیر یا تعویض کالایتان تعیین کنید؛ البته اگر این مصالحه به قیمت زیر پاگذاشتن عزت نفس باشد، توصیه نمی شود. در واقع، باید ببینیم در کجا باید دست به مصالحه بزنیم و از قاطعیت کلامی بپرهیزیم.

مواردی پیش می آید که به خرج دادن قاطعیت، عاقلانه نیست؛ یکی از آنها هنگامی است که بروز حوادث، دور از کنترل شماست. در این مواقع، قاطعیت به خرج دادن، احمقانه و چه بسا خطرناک است. در درگیری های حقوقی و یا در مواردی که احتمال آسیب های جسمی وجود دارد، باید حتی المقدور از موضع خود عدول یا سکوت کنید و حرفی نزنید؛ بلکه باید به گونه ای عمل کنید که با حفظ مصالحه، به عزت نفس شما آسیب وارد نشود.

4. توسعه روابط اجتماعی

برای ایجاد روابط اجتماعی، توجه و گوش فرا دادن به افکار و احساسات دیگران، اهمیت اساسی دارد. مردم معمولاً به طور غیرمستقیم اطلاعات خویش را ارائه می دهند که می توان از آنها به عنوان سرنخ برای ایجاد ارتباط مناسب استفاده کرد. مهارت لازم دیگر، ارتباط مؤثر و شناساندن خود است. وقتی از تمایلات و خواسته های خود صحبت می کنید و دیدگاه ها و واکنش های خود را عیان می سازید، ارتباط بهتری ایجاد می شود. اگر تنها به گفته های طرف مقابل توجه کنید و از خود مایه ای نگذارید، چه بسا هم صحبت شما نیز به تدریج سکوت کند. باید نظرتان را با صراحت مطرح کنید و از احساساتتان با دیگران صحبت کنید. این بیان، هم شامل احساسات مثبت و هم منفی می شود. اگر مایل نیستید وسیله ای را در اختیار دوست خود بگذارید، صراحتا آن را بیان کنید و از احساس خود نیز بگویید؛ مثلاً بگویید: «از در اختیار گذاردن اتومبیل معذورم؛ زیرا احساس نگرانی شدیدی پیدا می کنم». اگر دوست در مقام نصیحت و پاسخ گویی، بی مورد بودن طرز فکر و احساستان را پیش کشید، می توانید خیلی ساده بگویید: «بله، شاید حق با شما باشد؛ اما به هر صورت، چیزی است که وجود دارد و احساسی است که فعلاً دارم». وقتی با دوست خود صحبت می کنید، تا می توانید در چشمان او نگاه کنید؛ زیرا نگاه نکردن، به چشم مخاطب از مهم ترین نشانه های تشویش و اضطراب است.

5. خود را به خنگی زدن

این روش به خصوص در برخورد با انتقاد، خیلی مؤثر است. در روبه رو شدن قاطع با انتقاد سلطه جویانه، لازم نیست منکر انتقاد شوید یا موضع تدافعی بگیرید و انتقاد را با انتقاد جواب دهید. در این صورت، لازم است کارهای زیر را انجام دهید:

الف) حقیقت انتقاد دیگران را بپذیرید؛ برای مثال، دختری که مادر سخت گیرش یک لحظه از دخالت در کار او دست بر نمی دارد، می تواند خودش را به خنگی بزند و خیلی راحت با آن برخورد کند:

مادر: «باز که تا دیروقت بیرون بودی»؟

دختر: «درست است؛ دیشب باز هم تا دیروقت بیرون بودم».

ب) درستی احتمالی گفته های انتقادآمیز دیگران را بپذیریم (پذیرش اشتباه). در مورد مثال بالا، اگر مادر، دختر را صریحا به اشتباه کاری متهم کند، دختر باز هم می تواند از روش فوق استفاده کند و از معرکه نجات یابد. به مثال زیر دقت کنید:

مادر: «اگر بخواهی شب ها دیر به منزل بیایی، ممکن است دوباره مریض شوی».

دختر: «مادر! شاید حق با شما باشد» یا «احتمالاً درست می گویید» یا «قبول دارم؛ اگر تا دیروقت بیرون نمی ماندم، احتمالاً بیشتر می خوابیدم».

ج) می توانیم واقعیات موجود در گفته های منطقی را که مردم از آن برای سلطه جویی بر ما استفاده می کنند، قبول کنیم (توافق با اصول).

به طور کلی، در این روش، فرد در برابر انتقاد سلطه جویانه، با پذیرفتن واقعیت، پذیرفتن اصول یا پذیرفتن اشتباه روبه رو می شود. برای این منظور، می توان از فردی خواست تا درصدد انتقاد از پوشش، نحوه غذا خوردن، خصوصیات اخلاقی و... ما برآید و ما با همین روش با او برخورد کنیم. در واقع، در این گونه تمرینات، شما یاد می گیرید که دقیقا روی حرف انتقاد کننده فکر کنید و یاد می گیرید که شنونده خوبی باشید و به جای پیشداوری نسبت به کلمات انتقاد کننده، به آنها آن طور که هست توجه کنید.

6. تأیید منفی

برای نشان دادن قاطعیت بیشتر در زندگی با دیگران، باید بتوانیم با انتقاد دیگران روبه رو شویم. گاهی ممکن است اشتباهاتی از ما سر بزند. برای برخورد درست با اشتباهاتی که می کنید، باید به روشی تجهیز شوید و بدانید که اشتباه، تقصیر نیست. اگر در مواجهه با اشتباه، به شیوه قاطعیت مجهز نباشید، تحت تأثیر احساس تقصیر و اضطراب از ناحیه دیگران، زیر سلطه می روید و یا حالت تدافعی می گیرد و منکر اشتباه خود می شوید و به اصطلاح، برای عقب نماندن، شما هم از انتقاد کننده، انتقاد می کنید و در هر حال، حال و روزتان از آن چه هست، بدتر می شود.

واکنش درست در برابر اشتباه چیست؟ خیلی ساده است؛ اشتباه، جز اشتباه، چیز دیگری نیست و باید آن را به همین شکل بپذیرید. نام این روش، «تأیید منفی» است و برای مواجهه حساب شده با اشتباه، می توان از آن استفاده کرد. اگر اشتباهی مرتکب شده، با عکس العمل خصمانه ای روبه رو شدید، خیلی ساده آن را قبول کرده، انتقاد کننده را تأیید کنید؛ مثلاً اگر کسی گفت: «خوب پیشرفت نمی کنی»، در پاسخ بگویید: «بله، حق با شماست؛ جدیت لازم را به خرج ندادم» (تأیید منفی).

در انتقاد به شایستگی ها، عادت ها و یا وضع ظاهرمان هم می توانیم با این روش مواجهه شویم. به مثال زیر دقت کنید:

انتقاد کننده: «علی! درست نیست آدمی با شخصیت تو، این طوری راه برود».

علی: «بله، خودم هم متوجه شده ام که بدجوری راه می روم» (تأیید منفی).

انتقاد کننده: «چرا موهای سرت را زیاد کوتاه کردی؟ اصلاً بهت نمی آید».

شما: «بله، کار مضحکی کردم؛ خودم هم خوشم نمی آید». (تأیید منفی).

نکته مهمی که باید متذکر شد، این است که در مسائل حقوقی و جسمانی، از این روش استفاده نکنید. اگر کسی به شما بگوید: «چرخ اتومبیل شما از روی پایم گذشت»، واکنش مناسب این نیست که بگویید: «بله، موافقم چه کار مضحکی کردم»؛ بلکه بهتر است بگویید: «بفرمایید برای معالجه پایتان چه کار می توانم انجام دهم».

7. پرس وجوی منفی

در مواجهه با کسانی که با آنها صمیمی نیستید و روابط رسمی دارید، روش «خود را به خنگی زدن»، مفید و مناسب است؛ اما اگر شخص انتقادکننده، کسی است که با او در تماس دائم هستید، باید کاری کنید که او هم درس قاطعیت را بیاموزد و میل سلطه جویی اش کاهش یابد. برای این هدف، روش «پرس وجوی منفی» را توصیه می کنیم. در این روش نیز انتقاد، انکار نمی شود و شما نباید موضع تدافعی بگیرید و مقابله به مثل کنید و به جای همه این کارها، باید اطلاعات بیشتری از او بگیرید و کاری کنید که او توضیح بیشتری بدهد و انتقادش را بشکافد.

برای درک مفهوم «پرس وجوی منفی»، به تفاوت میان دو جمله شبیه به هم که در جواب یک انتقاد واحد داده شده، توجه کنید؛ فرض کنید همسرتان از رفتن شما به یک میهمانی، دل گیر است و دل گیری خود را بیان می کند. شما به دو شکل می توانید واکنش نشان دهید:

1. نمی فهمم میهمانی رفتن من، چه اشکالی دارد؟

2. حالا چطور شده که از میهمانی رفتن من دل گیر شده ای؟

جمله اول، واکنشی صریح و غیرتدافعی است که شما با روش «پرس وجوی منفی»، با همسرتان برخورد کرده اید و با لحنی ملایم، خواستار توضیح بیشتری هستید تا نظرش را با شما در میان بگذارد؛ اما جمله دوم، کاملاً تدافعی است و لبه تیغ حمله را متوجه همسرتان می کند. در شکل دوم، همسرتان، پاسخ شما را به دل می گیرد و آن را علیه خود تفسیر می کند.

در روش پرس وجوی منفی، شما می توانید هر پاسخ از طرف مقابل را با روش پرس وجوی منفی، بیشتر بکاوید تا به جایی برسید که علت اصلی ناراحتی و ناخرسندی فرد را بیابید. مسائلی چون سر وقت حاضر شدن، وقت اختصاص دادن، طرز لباس پوشیدن، آراستگی، نظافت، پول دادن، پول گرفتن، تقسیم کارها، قبول مسئولیت در قبال بچه ها و چیزهایی از این قبیل، از مسائل معمولی مورد اختلاف زوجین می باشند. با روش پرس وجوی منفی در هر یک از زمینه های فوق، می توان به درک ناراحتی های فرد مقابل رسید و از طریق صحبت و مذاکره، توافقی میان خواسته های طرفین به وجود آورد.

نکته آخری که تذکر آن لازم است، این است که در روابط متقابل و پیچیده زندگی روزمره، به منظور اعمال قاطعیت و شهامت روزافزون، آشنایی بیشتر با حقوق پایه و نیز به کار بستن مستمر روش های مقابله ای شجاعانه، لازم است. در یک رابطه زنده، این روش ها می باید با هم و با توجه به شرایط، استفاده شوند.

××تکتیکهای مراقبه برای رسیدن به آرامش ××

مراقبه

 مراقبه روشي است براي آرام كردن ذهن از گفتگوهاي دروني و ايجاد فضاي خالي براي داده هاي لازم. امكان يادگيري را افزايش مي دهد, تمركزو حافظه را بهبود مي بخشد وذهن را آرام مي كند.
ذهن مانند بچه شيطاني است كه مرتب بازي گوشي مي كند. اصل مهم در مراقبه آنست كه درگير افكار و بازي گوشي هاي ذهن نشويد. پيدايش آنها را مهم ندانيد و محكوم نكنيد، بلكه آنرا امري طبيعي تلقي كنيد. هيچ تلاش و كوششي براي كنترل ذهن نبايد كرد فقط اگر فكري آمد مانند فيلم سينمايي اجازه دهيد برود و درگير آن نشويد. هر مراقبه اي داراي موضوعي است صرفاً در مدت 20 دقيقه اي كه درمراقبه مي نشينيد فقط به موضوع مراقبه به پردازيد. آرامش بايد از درون برخيزد و سراسر جسم و جان را فراگيرد. مراقبه يعني فنا شدن در اقيانوس هستي.

مراقبه و ريكي
مراقبه قبل از ريكي، حتي براي مدت كوتاه، باعث شفافيت ذهن مي شود، جريان ريكي را بهترحس مي كنيد، كانال پاك تري براي عبور اين انرژي خداوندي مي شويد و فرآيند انتقال انرژي را بهتر تجربه مي كنيد.

 

تکنیک مراقبه ای هوم

اين تكنيك مهمي براي اعتماد به نفس و همچنين انرژي دهي قلب و تثبيت هاله انساني مي باشد. بر روي حصير بايستيد.

  • مرحله ي 1:
    چشم ها را ببنديد و نفس بكشيد. ريه ها را پر كنيد و با فشار تخليه كنيد. به مدت 1 دقيقه ادامه دهيد.
  • مرحله ي 2:
    نفس عميق بكشيد. عمل دم را انجام دهيد و هوم م م م را ذكر كنيد. روند تكرار مانترا به اين صورت است كه هنگام دم مانتراي هوم را ذكر كنيد و هنگام بازدم كلمه ي ساآآآآ را تكرار كنيد. مدت 5 دقيقه به اين روند ادامه دهيد.
  • مرحله ي 3:
    به آرامي نفس بكشيد مانند نسيم ملايمي كه هنگام صبح در دريا مي وزد. در هر دم كلمه ي هوم سا را ذكر كنيد و در هر بازدم كلمه ي هوم م. طول تكرار مانترا نبايد طولاني تر از دم و بازدم باشد. مدت 5 دقيقه به اين وضع ادامه دهيد.
  • مرحله ي 4:
    به حالت سيدهاسانا بنشينيد. دست ها را در مقابل بگسترانيد و عضلات بازوها را منقبض كنيد. ديواري را مقابل خود تجسم كنيد. دست ها را بر روي ديوار بگذاريد. ديوار را با تمام نيرو هل دهيد. مدت 2 يا 3 دقيقه به اين كار ادامه دهيد.
  • مرحله ي 5:‌
    روي زمين دراز بكشيد و بگذاريد تمامي عضلات آرام شوند تصور كنيد تمام نواحي بدن توسط انرژي كيهاني احيا مي شوند.
    با شكم پر و زمان هايي كه بدن بسيار گرم است مخصوصا هنگام ظهر از انجام اين تمرين ها خودداري كنيد.

تکنیک مراقبه ای انرژی فوری

اين تمرين براي تقويت قلب و ريه ها بسيار خوب است. روش انجام اين تكنيك عبارتند از:
بر روي حصيري بايستيد، دستها را بر كمر قرار دهيد. ستون فقرات را عمود نگه داريد. پاها بايد كمي از يكديگر جدا باشند.

  • مرحله ي 1:
    شروع به قدم زدن آرام در جا . وقتي كه گام بر ميداريد زانو بايد به سطح كمر برسد. وقتي كه زانو به سطح كمر رسيد بايد نفس بكشيد، وقتي كه زانو پايين ميرود نفس بايد تخليه شود. اين تمرين را به مدت 5 دقيقه انجام دهيد، پس از اين زمان دوباره بايستيد. پاها كمي از يكديگر جدا هستند و دستها برروي كمر قرار دارند.
  • مرحله ي 2:
    اين مرحله جريان تنفس را در شخص كنترل مي كند. نفس عميق بكشيد. 1 دقيقه را حبس كنيد و سپس با تمام قوا تخليه كنيد. مدت 5 دقيقه به اين روند ادامه دهيد. نكته مهم:‌ عمل دم و بازدم نبايد هرگز از طريق دهان انجام شود.
  • مرحله ي 3:
    دست راستتان را بالاي ناف ببريد ضمن آنكه دست چپ روي ناف قرار دارد. حالا به آرامي ناحيه ي ناف را در جهت عقربه هاي ساعت ماساژ دهيد. مردان بايد در جهت عقربه هاي ساعت و زنان در جهت خلاف عقربه هاي ساعت ماساژ دهند. در حين ماساژ ناحيه ي ناف به تنفس آرام ادامه دهيد. اين روند بايد 2 دقيقه انجام شود. اين مرحله به تعادل چاكراي ناف كمك مي كند.
 
برنامه ۲۱ روزه مدیتیشن ریکی (گشو)

من برنامه 21 روزه مديتيشن ريكي را همراه با سمبلها انجام داده ام و فايده هاي زيادي براي من داشته است، از جمله: اطلاعاتم در مورد ريكي بيشتر شد، قدرت تمركزم بيشتر شد و به خواسته ها، اهداف و آرزوهايم قدرت بخشيدم تا برآورده شوند. انجام آن به اين صورت است.

  • روز اول تا هفتم – اول يك خواسته يا هدف را در نظر بگيريد.
    سمبل قدرت را جلوي خودتان بكشيد به طوري كه انرژي را در چاكراي شبكه خورشيدي به حركت در آوريد. نفس عميق بكشيد و تصور كنيد سمبل، فضاي اطراف شما را احاطه كرده است و شما در فضا نفس مي كشيد. همين طور كه نفس مي كشيد اجازه بدهيد كه انرژي به تمام سلولهاي بدن شما نفوذ كند و همين طور انرژي را به لايه روحي وجودتان ببريد. خواسته يا هدف خود را در نظر بياوريد. به مدت 5 تا 15 دقيقه به همين حالت آرام بنشينيد. اگر فكرتان منحرف شد 3 بار نام سمبل را بگوئيد (زمزمه كنيد) و آنرا مجسم كنيد. وقتي زمان به پايان رسيد سپاسگزاري كنيد؛ نور ريكي تمام روز همراه شما خواهد بود. تجربه خود را بنويسيد ، هر چه كه ديديد يا شنيديد حتي اگر منطقي به نظر نرسد.
  • روز هشتم تا چهاردهم – اول يك خواسته يا هدف را در نظر بگيريد.
    سمبل احساسي- ذهني را جلوي خودتان بكشيد و انرژي را به قلبتان بفرستيد. عميق نفس بكشيد و تصور كنيد كه سمبل تمام فضاي اطراف شما را احاطه كرده است و شما غرق در سمبل هستيد و نفس مي كشيد. همين طور كه نفس مي كشيد اجازه بدهيد كه انرژي به تك تك سلولهاي بدن شما نفوذ كند و آن را تا لايه احساسي و ذهني بدن تان گسترش دهيد. بعد از آن تا لايه روحي بدن تان گسترش دهيد. تصور كنيد تمام ناراحتي ها و ناسالمي هاي ذهني و احساسي تان به اخطار و احساس سالم تبديل شده است. خواسته و هدف خود را در نظر بگيريد. به مدت 5 تا 15 دقيقه آرام بنشينيد. اگر فكرتان منحرف شد ، سه بار نام سمبل احساسي- ذهني را زمزمه كنيد و آن را مجسم كنيد. هنگامي كه زمان به پايان رسيد، سپاسگزاري كنيد و بدانيد كه پر از عشق ريكي هستيد و تمام روز اين عشق همراه شماست. تجربه خود را بنويسيد.
  • روز 15 تا 21 – يك خواسته يا هدف را در نظر بگيريد.
    سمبل راه دور را جلوي خود بكشيد انرژي را از سر تا نوك پا در تمام بدن به حركت در بياوريد. عميق نفس بكشيد و احساس كنيد كه در سمبل غوطه ور هستيد. همين طور كه نفس مي كشيد انرژي را به تمام لايه هاي وجودتان گسترش دهيد. خواسته و هدف خود را در نظر بياوريد. تصور كنيد كه سمبل بصورت پلي از نور درآمده است و اين پل از زمان و مكان مي گذرد. اجازه بدهيد كه اين پل، نور ريكي را به زمان گذشته ببرد و اجازه بدهيد به تمام درجات آگاهي و ابعاد چندگانه وجود شما نفوذ كند.  سپس اجازه بدهيد كه انرژي در زمان به جلو بيايد و انرژي هماهنگ را به آينده بدهيد. بعد انرژي را به زمان حال بياوريد. به مدت 5 تا 15 دقيقه آرام بنشينيد. اگر فكرتان منحرف شد نام سمبل را 3 بار زمزمه كنيد و آن را تصور يا تجسم كنيد. هنگامي كه زمان به پايان رسيد تشكر كنيد و به خاطر قدرت ريكي سپاسگزاري كنيد. انرژي تمام روز با شما خواهد بود.تجربه خود را بنويسيد.
  مراقبه ماه نو

سالهاست برروی قدرت چرخه های ماه مطالعه می کنم. هنگامی که در مراقبه گروهی ماه ریکی را نیز دخالت می دهیم تجربیات جالبی اتفاق می افتد.

انرژی های ماه
ماه در طول یک چرخه کامل، از ماه نو تا ماه کامل، انرژی های متفاوتی را ازخود ساطع می کند. هریک از هشت چرخه فرآیند، خلق وظهور ایده ها را تسهیل می کنند. هشت گام مختلف زمانی حدود 28 روز طول می کشند. جزئیات این گام ها عبارتند از:

  • روز 1 تا2/1 3: ماه نو، انرژی خلق یک ایده
  • روز 2/1 3 تا 6: هلال ماه، انرژی لازم برای سازماندهی منابع مورد نیاز برای اجرای ایده
  • روز 6 تا 2/1   : 4/1 ماه؛ استفاده از منابع گردآوری شده برای عمل کردن در جهت ارضاء ایده
  • روز 10 تا 2/1 13: بین هلال و بدر، انرژی به ما کمک می کند تا اهداف خود را دقیق تر تنظیم کرده، نظرات دیگران را اخذ کرده و برنامه های خود را بازنگری کنیم.
  • روز 4/3 13 تا 2/1 17: نور ماه کامل پیشرفت به سوی اهداف و برآورده شدن آنها را به ارمغان می آورد.
  • روز 2/1 17 تا 21: به ما کمک می کند تا آموخته های خود را با دیگرانبه اشتراک گذارده و درک بهتری از آنچه که در گام بعد باید انجام دهیم، داشته باشیم.
  • روز21 تا 2/1 24: در4/1 سوم ماه ما در مرحله تکمیل و بازنگری و یا تسویه منابع گردآوری شده هستیم. دراین مقطع ارزیابی مجدد انجام می شود که برای گام بعد به سوی هدف مورد نیاز است.
  • روز 2/1 24 تا 28: تحت تأثیر ماه آرامش بخش زمان تنهایی، مراقبه، آرامش است. زمان استراحت ونگرش به درون است دراین هنگام ایده پاک شده و ما آماده هستیم تا ماه نور بعدی را آغاز کنیم.

نیت مقدس
در موقع کار کردن با این جنبه ها در مراقبه ماه نو ریکی می توانیم بر روی نیاتی مانند اهداف شخصی در مورد کار، خانواده، روابط سلامتی، مسائل مالی، خانه و یا هرجنبه دیگری از وجود زمینی خود تمرکزکنیم. همچنین می توانیم برطریق معنوی خود تمرکز کرده و یا برای درک و انتقال کارهای خود درخواست کمک کنیم.می توانیم برروی مسائل جهانی تمرکزکنیم، مانند منابع غنی غذایی برای جهان، صلح بین ملت ها، زندگی هماهنگ با طبیعت برای بشر، سرپناه مناسب برای همه، روابط سالم جهانی که در آن تفاوت ها با آغوش باز پذیرفته شوند (عدم تبعیض) و غیره. توجه داشته باشید که برگرسنگی، بی خانمانی، جنگ و غیره تمرکز نمی کنیم. برآنچه که خلق می کنیم متمرکز می شویم نه برآنچه که می خواهیم تغییر دهیم و یا از آن می ترسیم. نیت مقدس زمانی قدرتمند است که در متعالی ترین شکل ممکن خلق شده و ظهور آن به کامل ترین شکل ممکن بر عهده خداوند گذاشته شده باشد.مراحل مراقبه:از ا ینکه کانال باز ریکی هستید و شخصیت و نفس شما اجازه می دهند تا ریکی با شفافیت و حقیقت تمام جاری شود، تشکر کنید.
از اینکه آماده دریافت راهنمایی فرشتگان و اساتیدی که برای کمک به شما می آیند، هستید تشکر کنید.حوزه انرژی خود را با تقویت نور خود آماده کنید. برای اینکار یک سمبل قدرت بزرگ در مقابل بدن خود رسم کرده و انرژی را به کالبد اتری خود هدایت کنید. از پایین به بالا یک سمبل قدرت کوچک در برابرهر یک از چاکراهای خود رسم کنید. کمی تأمل کرده و با پرتوافکنی برای حوزه انرژی خودو به سمت شبکه خورشیدی و قلب ریکی بدهید. خداوند و موجودات برتر و استادان معنوی والامقام، مانند حضرت مسیح، را فرا خوانید. به آنها خوشامد گفته و از حضورآنها تشکر کنید. به آنها اجازه بدهید تا درخلق نیت مقدس به شما کمک کرده و در ظهور ایده شما نیز یاری نمایند. سمبل احساسی/ذهنی را فرا خوانید. نیت مقدس خود را برای این مراقبه یادداشت کنید.
اهداف شخصی و آرزوهایتان را برای جهاندر آ ن قید کنید. شکلی که نشان دهنده ایده شما باشد نیز مفید است. به نوشته خود ریکی احساسی/ذهنی داده و نیت خود را بیان کنید. سمبل شفا از راه دورار فراخوانده و تصور کنید که پلی از نور، از قلب خود به قلب تمام موجودات برتری که برای کمک به شما آمده اند و سایر افرادی که در این مراقبه گروهی شرکت کرده اند، برقرار می شود. تمام روح هایی را که به شما متصل شده اند حس کرده و نور حاصل از ذوب شدن تمام جدایی ها را احساس کنید. سعی کنید یکی شدن تمام خلقت را تشخیص بدهید
. به یاد داشته باشید که ریکی زمان و مکان را در می نوردد. (اگر همسویی استادی یا کارونا ریکی را دریافت کرده اید، می توانید از سمبل های این سطوح استفاده کنید.) مراقبه کرده و تا زمانی که احساس راحتی می کنید ریکی بفرستید. مراسم تشکر خود را اجرا کنید. یک سمبل قدرت بزرگ را با نیت قطع ارتباط با فرایند مراقبه ای برروی بدن خود رسم کنید. همه شرکت کنندگان در مراقبه نیز بین ترتیب ارتباط خود را قطع کرده وبه زندگی روزمره خود باز می گردند.در بار های  اولی که مراقبه می کنید ممکن است به دفعات به مطالب فوق مراجعه کنید.
قطعاً کنجکاو خواهید بود بدانید در کجای چرخه ماه قرار دارید و چه زمانی شتاب کامل برای حرکت به سوی اهداف خود را دارید.به این مراقبه جهانی بپیوندید ما هرماه در روز دوم ماه نو، هنگامی که انرژی ماه تقویت می شود، این مراقبه را انجام می دهیم .
من شخصاً مراقبه در ساعت 6 صبح به وقت محلی انجام می دهم اما مراقبه را در منطقه ای از زمان قرار می دهم تا به تمام کسانی که در طول ساعات مختلف روز مراقبه را انجام می دهند مرتبط شود. در هرماه نو من جهانی در صلح و آرامش جایی که بشریت برای زمین احترام قائل است وهمه در هر لحظه مانند ضمیر برتر خود زندگی می کنند، را به عنوان ایده و هدف خود انتخاب می کنم. برای کمک به این ایده و هدف خود انتخاب می کنم. برای کمک به این ایده به من ملحق شده و اهداف شخصی خود را نیزتقویت کنید.

در نور خالق، ما فقط عشق را می بینیم.

نوشته: لورل شانتی گایا

 

 

خود درمانی با مدیتیشن

 

این نوع مدیتیشن برای خود درمانی طراحی شده است و به طوری است که به هماهنگ کردن و شفای تمام لایه های بدن شما کمک می کند.

شما می توانید این نوع مدیتیشن را در نواری ضبط کرده و به کار گیرید (در صورت تمایل می توانید آنرا با موزیک همراه کنید). وقتی که با صدای خودتان ضبط شود قدرت کلمات گفته شده با تاکیدی که از درون خودتان می آید یک تجربه شفای واقعی برای شما می سازد.

نخست به دستهایتان با سمبل قدرت، قدرت بدهید، سپس یک سمبل بزرگ قدرت بزرگ در جلوی خودتان بکشید، بطوری که در جلوی مرکز قدرتتان باشد. سپس یک سمبل کوچک قدرت جلوی هر چاکرا بگذارید، با این کار کانالهای شما برای ورود انرژی ریکی پاک و با قدرت شده است.

حال یک گشو کوتاه (ری جی هو) انجام دهید.

سپس سه نفس عمیق بکشید بدین صورت که با دم آرامش را به درون و با بازدم تنش را به بیرون ببرید و سپس با دم آرامش را به درون و با بازدم نگرانی را به بیرون بدهید و به همین ترتیب با دم ایمان را به درون و با بازدم ترس را به بیرون ببرید و بدین سان ریکی را به سطح فیزیکی وجود تان بفرستید، اکنون نخست بدنتان را ور انداز کنید و توجه کنید که در کجا درد یا تنش و یا ناراحتی احساس می کنید، به ذهنتان بسپارید و می توانید یک سمبل قدرت در آنجا قرار دهید.

برای شروع تصور کنید که یک ابر کوچک پر از انرژی ریکی در پاهای شما وجود دارد، تصور کنید که انرژی شروع به چرخیدن در پاهای شما می کنید، به درد، تنش یا هر ناراحتی که در این ناحیه هست توجه کنید. تصور کنید که ابر ریکی این ناحیه را آرامش بخشیده است و تنش ها را بیرون رانده و شفا آورده است. بعد تصور کنید که ابر به سوی مچ پای شما به صورت دایره ای در حرکت است و می چرخد و این ناحیه را هم شفا و آرامش بخشیده است.

این عمل را در بدنتان ادامه بدهید، تصور کنید که ابر شفا بخش انرژی در ساق پاهای شما می چرخد و بعد در زانو ها و سپس در رانهای شما، حال تصور کنید که انرژی ریکی ماهیچه های شما را آرام کرده است و هر گونه تنش، درد و یا ناراحتی بیرون رانده و شفا آورده است و به همین ترتیب در هر کجا که احساس ناراحتی می کنید یک سمبل قدرت قرار دهید.

به اسکن کردن در بدنتان ادامه بدهید و انرژی را به انتهای رانها ببرید، اینجا اولین چاکرای شما، چاکرای ریشه قرار دارد. تصور کنید که انرژی می چرخد و آنرا در پشت خود نیز احساس می کنید و همینطور در پایین ترین قسمت جلوی بدنتان. ابر ریکی انسداد ها را پاک کرده و شفا آورده است. (به خاطر داشته باشید که برای افزایش ریکی در هر ناحیه می توانید از سمبل قدرت استفاده کنید.)

به حرکت ادامه بدهید تا جایی که ابر انرژی به چاکرای دوم شما یعنی دستگاه تولید مثل می رود. این ناحیه ارتباط با دیگران است و به اصطلاح ناحیه خلاق نام دارد. تصور کنید که ابر می چرخد و هر ناراحتی، انسداد و یا تنش رها شده و هر مشکلی در این ناحیه شفا یافته است.

سپس ابر ریکی را به چاکرای شبکه خورشیدی یعنی ناحیه اطراف ناف بدنتان ببرید. دستگاه جذب و هضم در این ناحیه قرار دارد، محل جذب غذای شما که انرژی بدنتان را تامین می کند، تصور کنید که ابر ریکی در این ناحیه می چرخد و هرچه تنش، ناراحتی و یا انسداد را آرامش بخشیده است.

سپس ابر به چاکرای قلب شما به حرکت در می آید، احساس کنید که انرژی دور قلب و شش های شما می چرخد، و با این انرژی هرگونه درد یا انسداد از بین برده می شود و اکنون تصور کنید که این ارگان ها با انرژی شفا بخش پر شده -اند.

اکنون تصور کنید که ابر به چاکرای گلو می رود و این پروسه را در آن ناحیه نیز ادامه بدهید. به خاطر بسپارید که این ناحیه شامل عقب گلو هم می شود یعنی جایی که تنش های زیادی معمولاً جمع شده است و وقت بیشتری باید صرف این ناحیه کرد و برای کمک به رها سازی تنش ها و ناراحتی می توان از یک سمبل قدرت کمک گرفت.

اکنون تصور کنید که ابر ریکی به چاکرای چشم سوم سفر می کند و این انرژی در آنجا می چرخد و چشم سوم را باز می کند و انسداد ها را به روی بینش و آگاهی رها ساخته است. اجازه بدهید که انرژی چشم سوم شما را پر کند و شفا بدهد.

بالاخره در نهایت انرژی را به بالای سر خود ببرید یعنی به چاکرای تاجی و تصور کنید که ابر ریکی چاکرای شما را پر کرده است و هرگونه گرفتگی و تنش را رها ساخته است.

اکنون باید بدنتان را دوباره اسکن کنید تا در جاهایی که احساس تنش و یا ناراحتی می کنید یک سمبل قدرت بگذارید و به قسمت های بعدی مدیتیشن بروید.

اکنون تصور کنید که ابر ریکی بالای سر شما قرار دارد و از چاکرای تاجی وارد تمام بدنتان می شود و به محض ورود تمام بدن شما از انرژی شفا بخش پر می شود به گونه ای که باید تصور کنید تمام قسمتها و دستگاه های بدن شما با ریکی حمام شده اند و اکنون می توانید بگردید به جاهایی که ناراحتی و تنش داشته اند و توجه کنید که اکنون با انرژی ریکی پر شده اند و اکنون زمانیست که تصور کنید انرژی از بدن فیزیکی شما به بیرون صاتع می شود و ببینید که با انرژی شفا بخش می درخشید و اولین سطح از وجود تان پر از انرژی شده است.

اکنون باید به دومین سطح از وجود تان یعنی سطح احساسی شما بروید. ریکی را به سطح احساسی و هیجانی وجود تان بفرستید، سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و سه بار اسمش را بگویید و بعد با این سوالات این سطح را اسکن کنید: چه احساسی در حال حاضر دارم؟ آیا خوشحالم یا غمگین، شادم یا افسرده؟ آیا نگرانی خاصی دارم؟ آیا تحت فشار چیزی هستم؟ آیا چیزی من را غمگین می کند؟

اول به این سوالات جواب بدهید و سپس دوباره سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و بخواهید که به این نقاط نگرانی برود.

برای چند ثانیه در همین حالت با خودتان بمانید، تمام احساسات و هیجانات خود را احساس کنید و به این واقعیت برسید که آنها فقط انرژی هستند. اگر می خواهید، گریه کنید و حالا بگذارید ریکی هر درد و ناراحتی را ببرد. تصور کنید که این احساس های دردآور در ابر ریکی جای گرفته است و وجود تان از آنها رها شده است و آنها برای شفا به منشاء (یا خالق) می روند. حال که این احساس ها رها شده اند تصور کنید که وجود شما با صلح و شادی و عشق و خشنودی پر شده است. انرژی را در وجود تان احساس کنید و اکنون احساس کنید که سطح احساسی شما هماهنگ شده است و شفا یافته است.

سپس ریکی را به سطح ذهنی وجود تان بفرستید، سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و با این سوالات ذهن خود را اسکن دهید و بپرسید که: آیا مغز تان باخیلی از افکار پر شده است؟ از خودتان بپرسید که مثل این می ماند که سرتان دارد منفجر می شود؟ بپرسید کار برای انجام دادن دارید و نمی توانید مرتبشان کنید؟ از خودتان بپرسید آیا احساس خستگی می کنید؟

حالا سمبل ذهنی/احساسی را فعال کنید و احساس کنید که در شما جریان دارد و شما را پر می کند، تصور کنید که افکار تان روشن و آرام می شوند، و ریکی مغز تان را آرام می کند و راه حل های مسائل پیچیده برای شما آسان و راحت شده است. تصور کنید که نگرانی به آرامی از فکر تان به بیرون برده شده است. تمام افکار مغشوش بدنتان را ترک کرده اند و ریکی بدنتان را پر می کند و اکنون سطح ذهنی/احساسی شما هماهنگ شده و شفا یافته است.

در آخر ریکی را به سطح روحی وجود تان بفرستید و نخست سمبل شفای راه دور را فعال کنید. سطح روحی خودتان را با این سوالات اسکن کنید: آیا احساس می کنم که متصل نیستم؟ آیا در دنیا احساس تنهائی می کنم؟ آیا به جنبه های معنوی زندگیم آگاه هستم؟ آیا معنویت را در زندگی روزانه ام تجربه می کنم؟

حال تصور کنید ریکی روح وجود تان را پر می کند، آنرا به صورت یک موج انرژی زیبای طلائی تصور کنید که ارتباط مستقیم با قلمرو های بالاتر دارد. تصور کنید که هدایت در درون شما جریان دارد و بنابر اعتقادات شما هر آنچه که هست شما را مستقیماً به منشاء وصل کرده است. در نظر بگیرید که انرژی ریکی شما را دوباره به منشاء اصلی وصل کرده است. خودتان را ببینید که پر از انرژی معنوی هستید و این انرژی تمام سطح های دیگر وجود تان را فرا گرفته است. خودتان را کامل و سالم ببینید.

اکنون یک سمبل قدرت در بالای خود مجسم کنید و سه بار بگویید "من این شفا را با عشق و نور، مهر و موم می کنم."

در آخر برای هدیه شفای ریکی سپاسگزاری کنید و راحت باشید و به آرامی برگردید.

 

راز مراقبه

 

 

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد:

و آن آگاهي است

و تنها يك گناه:

وآن جهل است

و در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها،

تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است.

نخستين گام براي رسيدن به آگاهي

توجه كافي به كردار ،  گفتار و پندار است.

زماني كه تا به اين حد از احوال جسم،

ذهن و زندگي خود با خبر شديم،

آن گاه معجزات رخ مي دهند.

در نگاه مولانا و عارفاني نظير او

زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان

سراسر طنز است!

چرا كه انسان نا آگاهانه

همواره به جست و جوي چيزي است

كه پيشاپيش در وجودش نهفته است!

اما اين نكته را درست زماني مي فهمد

كه به حقيقت مي رسد!

نه پيش از آن!

مشهور است كه "بودا" درست در نخستين شب

ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح

زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در

جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان

سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد

فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه

همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان

"بودا" مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي

بزرگ دست يافته است. حقيقتي عميق و متعالي.

بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش

شگفت زده شده بود از او می پرسد: چرا به دنبال

زندگي خود نرفته اي؟!

همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها

همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش

مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي

و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را

از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را

با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم

آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در

كنار خانواده ات يافت نمي شد؟!

و بودا مي گويد: "حق با توست! اما من پس از

سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه

جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست

و نه چيزي براي جستن!"

حقيقت بي هيچ پوششي

كاملا عريان و آشكار در كنار ماست

آن قدر نزديك

كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي

باشد!

چرا كه حتي در نزديكي هم

نوعي فاصله وجود دارد!

ما براي ديدن حقيقت

تنها به قلبي حساس

و چشماني تيزبين نياز داريم.

تمامي كوشش مولانا

در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي

اعطاي چنين چشم

و چنين قلبي به ماست

او مي گويد:

معجزات همواره در كنار شما هستند

و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند

فقط كافي است نگاه شان كنيد

او گويد:

به چيزي اضافه تر از ديدن

نيازي نيست!

لازم نيست تا به جايي برويد!

براي عارف شدن

و براي دست يابي به حقيقت

نيازي نيست كاري بكنيد!

بلكه در هر نقطه از زمين،

و هر جايي كه هستيد

به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز

شاهد زندگي

و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد،

كافي است!

اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم

صدق ميكند!

تمامي راز مراقبه

در همين دو نكته خلاصه شده است

"شاهد بودن و گوش دادن"

اگر بتوانيم

چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم

عميق ترين راز مراقبه را فرا گرفته ايم!

 

مراقبه برای ایران

 

 شما می توانید هر شب ساعت 11 با ما همراه شوید برای ایران عزیز ریکی بدهید.

 یا این مدیتیشن را انجام دهید و همراه با این مدیتیشن برای ایران و کره زمین ریکی بفرستید.


بجای ناراحت کردن خود و انتشار موج احساسات منفی ،‌ یک مدیتییشن  زیبا انجام دهید.ابتدا چشم‌ها را بسته و  خود را با هر روشی‌ که برایتان مناسب است آرام و ریلکس کنید.ساده ترین روش مشاهده چند تنفس خود می‌باشد.
سپس در جلو خود کره زمین را مجسم کنید،مثل یک فضانورد که از بیرون دارد به زمین نگاه می‌کند.با عشق و مهربانی به این کره زیبا نگاه کنید و در روی آن کشور ایران را به وضوح ببینید.آنگاه از چاکراه قلب خود  بهترین آرزو‌هایتان را به صورت رنگین کمانی از عشق به سوی آن بفرستید.
سپس مشاهده کنید که چشمه  نوری در قلب ایران پدیدار می شود که نور زیبای آن هر لحظه قویتر و گسترده تر می شود.این نور، انرژی بالای آگاهی است که در خود عشق،صلح و آرامش و شادی را دارد. ببینید که این نور به آسانی تیره گی ها و  سیاهی‌ها را از بین می برد تا آنکه تمام ایران را فرا می‌گیرد. حالا کشور ایران را در روی زمین سرتاسر  روشن با نور آگاهی ،صلح،عشق و شادی ببینید.در آخر کاملا شادی و رضایت خود را از دیدن این صحنه حس کنید.حالا این احساس را گسترش دهید و تمام کره زمین را در نورآگاهی، صلح، عشق و شادی ببینید.درک این احساس  مهمترین چیز برای تجلی‌ این تجسم می‌باشد.تا زمانی‌ که این احساس را دارید در این حالت بمانید و سپس به آرامی چشمان خود را باز کنید.این مدیتییشن را هر چه می توانید بیشتر انجام دهید.هر گاه با دوستان خود دور هم بودید گروهی آن را انجام دهید.

 

مراقبه ۵ حس

 

مدی تیشن پنج حس
تصور میکنید که در کنار دریا هستید. روبرویتان دریای آبی و بالای سرتان آسمانی آبی قرار دارد و این دو در افق به یکدیگر متصل شده اند. قایقهای بادی با رنگهای سبز و سفید و قرمز با امواج دریا در حال حرکت و بالا و پایین رفتن هستند.  مرغهای دریایی را میبینید که در حال پرواز هستند. بچه ها را میبینید که در کنار دریا مشغول بازی هستند و شما را به دوران بچگی خودتان میبرند و خودتان را در میان آنها می بینید رها و آزاد با شادی و صفا از لحظه لحظه زندگی خود لذت میبرید.
حس شنوایی تان را بکار میبرید صدای امواج دریا را میشنوید با آواز مرغان دریایی که موزیک هماهنگی را بصدا در آورده اند و شما آنرا میشنوید.
حس بو یاییتان را بکار میبرید بوی ید دریا به مشام شما می آید. پاکی و اکسیژن زیاد هوا را کاملا حس می کنید و از آن استفاده میکنید.
حس لامسه را بکار میبرید. گرمای آفتاب را روی پوستتان حس میکنید و لذت میبرید. دستانتان را توی ماسه ها فرو میبرید و در روی ماسه ها گرمی و در زیرخنکی را با دستانتان میگیرید و سپس دستانتان را بالا می آورید و آنها را رها میکنید. حس بسیار خوبی همراه با آرامش به شما دست میدهد و این کار را چند بار تکرار میکنید.
از درون کیفتان شلیل بزرگ و قشنگی را بیرون می آورید و گاز محکمی به آن میزنید آب آن سرازیر میشود و مزه آنرا کاملا در دهانتان با بکارگیری حس چشایی مزه مزه میکنید. بسیار خوشمزه و لذیذ است و در آن شرایط بهترین چیزی است که شما احتیاج دارید.
شادابی و طراوت همراه با آرامش و رهایی را در وجودتان حس مسکنید و آماده اید با انرژی های به دست آمده آرام آرام چشمانتان را باز کنید و با حرکت دادن قسمتهای مختلف بدنتان آگاهی را مجددا به بدنتان برگردانید. حالا آرام آرام از پاهایتان شروع کنید و انگشتان پایتان را حرکت دهید سپس پاهایتان را حرکت دهید و بعد انگشتان دستانتان را و خود دستانتان را حالا دستها را بهم بمالید و روی چشمها بگذارید و آرام آرام چشمان را باز کنید ابتدا به پایین و سپس به بالا نگاه کنید.

 

 

مراقبه فاصله از دنیا

 

بگذارید دنیا بایستد می‌توانید از آن فاصله بگیرید
 
گاه وقتی فشارهای دنیا به اوج خود می‌رسد، جهان را ترک کنید. یعنی هرجا که هستید، آرام بنشینید. چشمانتان را ببندید و چند دقیقه نفس عمیق بکشید، تا به کانون وجودتان برسید.
آنگاه مجسم کنید که روی سقف هستید، یا چند متر از سرتان فاصله گرفته‌اید. ببینید خودتان آرام آن پائین نشسته‌اید. آن‌وقت ببینید اگر لحظه‌ئی از زندگی‌تان گامی فرانهید، چه احساسی خواهید داشت. آن‌گاه بالاتر بروید، بالای بام، و پیرامون شهر و اطراف را بنگرید. از این دیدگاه تازه، از چشم اندازتان لذت ببرید.
باز هم بالاتر بروید تا انحنای افق را ببینید. اکنون به‌جز ابرها، همه چیز پائین شما است. می‌‌توایند مجسم کنید آدم‌ها و ماشین‌ها و سر و صدای آنها که از دور به گوش می‌رسد، آن پائین است. ولی در این لحظه خودتان جزئی از آن نیستید.
باز هم بالاتر و بالاتر بروید، تا آن‌جا که زمین یک توپ کوچک و آن‌‌‌گاه نقطه‌ئی ریز به نظر برسد. اکنون ورای همه چیز قرار دارید: آزاد و رها! تا جائی که می‌توانید از این آزادی لذت ببرید. آنگاه هرگاه آماده‌اید، تدریجاً به زمین و به خودتان بازگردید. توجه کنید که چه احساسی دارید، و آیا امور متفاوت به‌نظر می‌رسند؟ حتی تغییری اندک می‌تواند برایتان حائز اهمیت باشد. هرچه بیشتر این تغییرات کوچک را در آگاهیتان به‌وجود آورید، بیشتر خواهید توانست که تغییرات بزرگ را ایجاد کنید. 

 

 

 

همه چیز با خدا ممکن است

 اساس صحبت قانونمندی طبیعت، قوانینی است كه بر زندگی ما جاری‌ است. خداوند مهربان وقتی هستی را آفرید، یك سری قوانین بر آن حاكم ساخت كه تحت عنوان سنت‌های‌الهی یا قانونمندی طبیعت از آن یاد می‌شود.

 در واقع می‌توان گفت با اینكه انسان در رأس هرم مخلوقات قرار دارد در هر حال جزئی از این هرم است و عنصری از یك مجموعه كه باید قوانین حاكم بر آن را اجرا كند. اگر اجرا كند حمایت و پاداش طبیعت را می‌بیند و اگر سرپیچی كند لطمه می‌بیند.

 قانون اول: قانون خالی شدن (خلاء)

 اولین قانون، قانون خلاء است. این قانون می‌گوید:

همیشه خلاء باعث جذب می شود.

هرچه خلاء بیشتر باشد، هر چه خالی بیشتر باشد جذب بیشتر است. اگر من می‌خواهم موهبت‌های الهی را جذب كنم ابتدا باید جایی خالی باز كنم. درستی قانونمندی طبیعت نگاه عمیق به طبیعت و الهام گرفتن از آن است. یكی از معلمان بزرگ ما در طبیعت «گردباد» است. شما مسلما می‌دانید قدرت گردباد خیلی بیشتر از باد است. گردباد مجموعه‌ای از بادهای شدید و قدرتمند است كه همه چیز را به داخل خود می‌كشد اما گردباد این قدرت جذب فوق‌العاده را از كجا دارد؟ حدستان درست است، علت جذب فوق‌العاده گردباد، خلاء درون آن است. گردباد حركت دارد اما داخلش خالی است و همه این جذب‌ها و كشش‌ها را از آن «درون خالی» دارد. انسان هم باید مانند گردباد باشد. اگر می‌خواهید نیایش‌ها و دعاهایتان اجابت شود، اول باید جا باز كنید و درون را خالی كنید. این خالی‌ درون در همه ابعاد انسانی قابل بررسی است. خلاء ذهنی و خلاء دل اولین خلاء است كه باید ایجاد كنید. اگر می‌خواهید نیایش‌ها و دعاهایتان اجابت شود، اول باید جا باز كنید و درون را خالی كنید.

اول باید ذهنتان و دلتان را خالی ‌كنید. از چه؟ از هر آنچه بیهوده در آن جای دارد، هر آنچه وجودش زیانبار است یا سودی ندارد. از كینه‌ها، نفرت‌ها، انتقام، حسادت، حسرت، یأس و ناامیدی، سوء‌ظن، بدخواهی و كج‌اندیشی و خلاصه همه آن چیزهایی كه ذهن و دل خالی ما را بی‌سبب پر كرده‌اند. اما چگونه می‌توان این خالی را ایجاد كرد؟

 بخشیدن

یكی از راه‌های ایجاد خلاء بخشودن دیگران است. گاهی اوقات ما فكر می‌كنیم با بخشودن دیگران احیانا به كسی لطف كرده‌ایم، اما ابدا چنین نیست. بخشیدن اول از همه لطفی است كه ما در حق خود می‌كنیم تا میدان ذهنی‌مان خالی شود حدیث 704 نهج‌افصاحه درباره اهمیت فوق‌العاده بخشایش است: «خداوند بخشاینده است و بخشایش را دوست دارد.»

اما لزوما بخشیدن به معنای برقراری ارتباط دوباره نیست. مثلا اگر كسی به شما لطمه زده است، این بدان معنا نیست كه او را ببخشید و مجددا با او به همان وسعت ارتباط برقرار كنید تا مجددا به شما لطمه بزند. بخشودن پیش از هر چیز یك فرایند ذهنی و درونی است.

 خالی‌تر

گاهی اوقات نه تنها باید ذهنمان را از چیزهای بد خالی كنیم بلكه باید از چیزهای مثبت هم خالی شویم تا امكان جذب بیشتری ‌داشته باشیم. فرض كنید شما دانش، اطلاعات و تجربیات مفیدی برای دیگران دارید. انتقال این اطلاعات به دیگران نیز به نوبه خود ایجاد خلاء می‌كند و شما را برای جذب اطلاعات بیشتر مهیا می‌سازد. ثابت شده است كه یكی از بهترین راه‌های یادگیری،‌نوشتن است. نوشتن یعنی انتقال اطلاعات بر روی كاغذ، خالی كردن حافظه كوتاه مدت و آمادگی برای جذب مطالعه بعدی.

گاهی ابراز عشق، در قلب شما ایجاد خلاء می كند. شما با ابراز عشق میدان ذهن خود را از آنچه هست خالی می‌كنید و این باعث جذب مهر و محبت بیشتر می‌شود. افرادی كه از ابراز عشق خودداری می‌كنند در واقع خودشان را از جذب مهر و محبت بیشتر محروم می‌سازند.

 خالی زبان

یكی دیگر از چیزهایی كه خلاء آن بسیار مهم است زبان است. ایجاد خلاء در زبان یعنی نگاه داشتن زبان از آنچه بیهوده، مضر و یا زیان‌بار است. سكوت یك خلاء درونی است. 

خالی شكم

یكی دیگر از چیزهایی كه باید خالی‌كنید شكم است. وقتی زیاد غذا می‌خورید حجم عمده‌ای از انرژی ذهنی و جسمی شما صرف هضم و جذب غذا می‌شود و امكان فرستادن انرژی مثبت برای تحقق آرزوها و هدف‌هایتان كم می‌شود.

 خالی از گناه

یكی از مهمترین كارها برای ایجاد خلاء، خالی شدن از گناه است. اعتراف به گناه و پشیمانی و ندامت نزد خدا باعث خلاء می‌شود و این خلاء به وعده مسلم الهی باعث جذب موهبت‌های الهی و جذب دعاهایتان می‌شود.

اگر از خدایتان چیزی می‌خواهید اما اجابت نمی‌شود یكی از علت‌هایش همین نداشتن خلاء است. از خودتان بپرسید چه نیت یا عمل ناپاكی در درون و بیرون من است كه باید از آن بری و پاك شوم.

رهایی

یكی از قوانین خلاء قانون رهایی‌است. گاهی اوقات به یك هدف وابسته می شوید. وابستگی به یك هدف هم مانع خلاء است. اگر شما بیش از حد به یك هدف فكر می‌كنید این ناشی از ترس و نگرانی شما از برآورده نشدن آن هدف است. كسی كه مطمئن است دعایش اجابت می‌شود و به وعده الهی ایمان دارد وقتی دعایش را كرد در مسیر تلاش آن را به خدا می‌سپارد. این رها كردن به نوبه خود بخشی از ایجاد خلاء است.

 قانون دوم: قانون جریان و حركت

 هر ذره‌ای در این هستی یك جریانی دارد. یك هدفی دارد. ما ذره ایستا نداریم. این جریان و حركت طبیعت برای ما پیام دارد. پیامش این است كه ما هم جریان داشته باشیم.

بدن ما سه جریان  مهم دارد: جریان خون، جریان تنفس و جریان لنف  ، ایستایی  در هر كدام از این سه جریان مرگ را باعث می‌شود. این تصادفی نیست كه جریان تنفس در جلوی چشم و گوش ما قرار گرفته بلكه بیانگر اینست كه ما باید هر آنچه را كه می‌گیریم بدهیم. ببینید كه هر دمی را بازدمی است و این خود جریانی است. جریان، عین زندگی است.

همین الان به زندگی خود نگاه كنید، ببینید در كدام قسمت‌ها راكد است. آن قسمت را به جریان بیندازید.

«ثروت» یكی از چیزهایی است كه امكان سكون و درنتیجه فساد آن وجود دارد. ما حدیث‌های زیادی داریم درباره اینكه ثروت خوب است. اما احادیث فراوانی هم داریم كه «مال اندوزی» را عملی‌نكوهیده می‌داند. ثروت باید جاری باشد تا مولد و سازنده باشد. این پول می‌تواند خانه‌ای باشد و سرپناهی. كارگاهی باشد و محل اشتغالی. مشكل‌گشای كسی یا كسانی.

 

قانون سوم: قانون نظم

 همه هستی ما منظم است. حتی در بی‌نظمی‌هایی كه می‌بینیم، نظم نهفته‌ای وجود دارد. این جریان منظم هستی حتما برای ما پیامی دارد.

نظم هستی به ما می‌گوید كه ما هم به عنوان عنصری از هستی باید نظم داشته باشیم تا با جریان هستی هماهنگ شویم.

نظمی كه در درون بدن هست حتما پیامی برای ما دارد. اگر بیماری حادث می‌شود می‌فهمیم كه اختلالی‌در نظم بدن، در یك ارگان یآ سیستم بدن ایجاد شده است. در نظم هر قسمت اگر اختلالی پیش بیاید، بیماری حاصل می‌شود. پس همه چیز وقتی در مسیر طبیعی و سلامت خود قرار دارد كه نظم داشته باشد.

مشكلاتی كه در زندگی ما به وجود می‌آید، به دلیل اختلال در نظمی است كه در یك قسمت از زندگی ما به وجود آمده، بگردید، ببینید حتما در جایی بی‌نظمی هست. باید آنجا را پیدا كنید و قانون نظم را در آن قسمت جاری‌كنید.

 ثابت شده است كه وقتی یك كاری‌ را انجام می‌دهیم چه منظم و چه نامنظم، تا تماما انجام نشده، انرژی‌اش به ما برنمی‌گردد. تمام كردن كار ناتمام، یك نوع نظم است.

 در قسمت اول كتاب درباره خلاء صحبت كردیم و اما نظم: باید به وضعیت كنونی خود سامان بدهید. به نسبتی كه شما به زندگی و وضعیت كنونی خود سر و سامان می دهید و خلاء ایجاد می‌كنید، موفقیت به سراغ شما می‌آید.

همین الان فهرستی از تمام كارهای نیمه تمام از زندگی خود تهیه كنید و در صدد برآیید كه در جهت نظم دادن به آن اقدام كنید.

 

قانون چهارم: قانون بارش

 چهارمین قانون، قانون بارش است. صدقه یك واژه بسیار عظیم، پرمحتوا، پر معنا و قدرتمند است كه ریشه در صدق دارد: راستی و درستی

صدقه معنای‌وسیعی دارد. اما متاسفانه بعضی‌ها فكر می‌كنند كه صدقه یعنی اینكه به یك فقیر یا تهیدست، كمك كنند. گاهی اوقات كمك مالی به یك نفر، كمترین كاری‌است كه می‌توانیم برایش انجام دهیم.

 بارش كنید؛ مهرتان را بارش کنید، عشقتان را بارش كنید، فكر مثبت و سازنده‌تان را بارش كنید. بارش تبسم، بارش لبخند، بارش انرژی مفید، بارش اطلاعات و دانسته‌ها.

هرگونه جمع‌آوری ضد بخشش است. بی‌مضایقه بخشیدن قانون طبیعت است. خورشید چندین سال است كه به شما می‌تابد بدون اینكه هیچ تمنایی از شما داشته باشد. بارش یعنی اینكه شما ببخشید. چیزی را نگه ندارید. پول، دانش، كتاب، سخن خوب، فكر ناب، مهر و محبت و خلاصه هر چه را دارید.

 همین امروز بروید و هر آنچه را كه در خانه شماست و قابل استفاده هم هست اما استفاده نمی‌شود،‌ببخشید. ببخشید و دریافت كنید. شما از جایی دریافت می‌كنید كه امروز حتی گمانش را هم نمی‌برید

هرجا انسداد و مانعی در جریان مثبت زندگی شما پیش آمد بروید دنبال بارش و ایجاد خلاء. اجازه دهید برای رحمت الهی جایی باز شود و گشایشی در آن مانع به وجود آید. گفتار نیك، اخلاق خوب، لبخند زدن به مادر،‌نگاه پرمهر به پدر همگی صدقه هستند. اینها همه گفتار پیامبر هستند.

 یكی از بارش‌های بسیار بسیار طبیعی، شكر كردن و سپاسگذاری است. تشكر فضای انرژی شما را وسیع‌تر می‌كند. تشكر كردن از مردم بالاترین درجه تشكر است یعنی حتی شكرگذاری از خداوند در مرحله بعد قرار می‌گیرد.

یكی از كارهای روزانه خود را این قرار دهید كه از خانه بیرون آیید، از خود بپرسید آیا من امروز سهم كائنات را داده‌ام؟

 صدقه از سه دیدگاه بیان می‌شود:

1- عده زیادی صدقه را از سر معامله می‌دهند. بله درست است كه در قانونمندی طبیعت هرچقدر بدهید می‌گیرید. اما چه بهتر كه از سر گرفتن چیزی را نبخشد. چنین انگیزه‌ای برای دادن صدقه، خود مانع جذب موهبت‌های افزون است چراكه نوعی وابستگی در شما پیش آمده كه صدقه بدهم تا به این وسیله بیشتر بگیرم. یادتان باشد اگر الگویی برای عده‌ای كار می‌كند اما برای شما كار نمی‌كند، باید به دنبال ایرادهایی بگردید كه در آن كار متوجه شما بوده است، چون یك نفر آن كار را كرده و نتیجه گرفته است.

كسانی هستند كه چیزی را می‌بخشند اما ذهنا آن را نمی‌بخشند. حال این بخشش از هر نوعی كه باشد كمك، هدیه، سوغات، كمك مالی و ... مثلا سوال می‌كنند اون كه ما پارسال برای شما چشم‌روشنی اوردیم خوب بود؟ و ... اینها بخشیده‌اند اما ذهنا نبخشیده‌اند و یادشان هست كه چه داده‌اند و مدام آن را به خود یا اطرافیان و یا طرف مقابل گوشزد می‌كنند.

2- عده‌ای دیگر صدقه را از سر ترس می‌دهند. ترس از حوادث آسمانی، ترس از 70 بلا، ترس از چشم‌زخم،‌ترس از ...

نه اینكه اشتباه است. به هیچ‌وجه. لطف الهی آنقدر بیكران و بی‌انتها هست كه حتی بارش از سر ترس هم بی‌پاسخ نمی‌ماند. اما یادتان باشد در پیشگاه الهی و در قانونمندی طبیعت، پاداش هر عمل نیكی، به نیت درونی پشت آن وابسته است.

3- و در آخر عده‌ای كه صدقه را از سر عشق می دهند. این برترین نوع بارش است. می‌بارند بی هیچ واهمه‌ای، ترسی، توقعی، انتظاری.

در كتاب‌هایی كه اخیرا از نویسندگان غربی به چشم می‌خورد واژه‌ای به نام «عشریه» می‌بینیم. عشریه آن است كه از سر عشق و بطور منظم یك دهم یا ده درصد از هرچه به دستمان می‌آید برای خدا ببخشیم و بباریم. عده‌ای‌گمان می‌برند عشریه یا پرداخت منظم 10% از درآمد و هر پولی كه به دستمان می‌رسد به نوعی همان خمس و زكات است كه ابدا چنین نیست. خمس و زكات، یك تكلیف و «باید الهی» است. در صورتی كه عشریه یك نوع صدقه است.

 انباری

یكی از موانع موفقیت در زندگی، انباری‌ است.در هر خانه‌ای یك انباری‌وجود دارد. یك انباری پر از چیزهای غیرقابل استفاده یا كمتر قابل استفاده. اگر چیزی هست كه خراب و فرسوده است بیاندازیدش دور و خلاء ایجاد كنید. اگر قابل استفاده است اما شما نمی‌توانید از آن استفاده كنید آن را ببخشید.

بارش به كی، به كجا؟

پیامبر اكرم (ص) از جبرئیل پرسیدند: جبرئیل، پاداش صدقه (بارش) چقدر است؟ جبرئیل گفت: صدقه 5 نوع است كه پاداش آن هم متفاوت است.

- صدقه نوع اول، پاداشش یك به ده است و آن این است كه به انسان صحیح و سالم دهند. یكی شما می‌دهید ده برابر خداوند مهربان پاداش می‌دهد.

- صدقه نوع دوم، پاداشش یك به هفتاد است و آن این است كه به زمین‌گیر و ناتوان دهند.

- صدقه نوع سوم پاداشش یك به هفتصد است و آن این است كه به پدر و مادر دهند.

- صدقه نوع چهارم پاداشش یك به هفتاد هزار است و آن بارش به اموات و مردگان است.

- صدقه نوع پنجم صدقه به طالب علم است كه پاداشش یك به صد هزار است.

همین امروز فكر كنید چه چیزی را باید بارش كنید. مهرتان؛ پولتان، دانشتان، وقتتان ....

 قانون پنجم: قانون پاكی

 پاكی، اساس جذب همه موهبت‌هاست. موهبت‌ها همیشه جذب پاكی می‌شوند و به نسبت پاكی كه در خود ایجاد می‌كنید، لایق جذب موهبت‌ها می‌شوید.

 باید قانون پاكی را یاد بگیریم. باید پاكی را از ذهنمان آغاز كنیم. ذهن خود را پاك كنید. قانون پاكی به نوعی با قانون خلاء در ارتباط است. ذهن خود را پاك كنیم از نفرین‌ها، كینه‌ها و نبخشیدن‌ها.

 از اتاقتان، از آشپزخانه‌تان، از حیاط منزلتان، از باغچه خانه شروع كنید و محیط خانه را پاكیزه كنید. بعد بیایید به درون، به ذهن، به دل، به زبان، زبانتان را پاك كنید. اگر زبانتان آلوده است به دروغ، تهمت، تمسخر، تحقیر، انتقاد بیجا از دیگران، زبانتان مانع جذب موهبت است. حدیث داریم كه فحش دادن روزی را كم می‌كند. دروغ گفتن مانع روزی است.

البته لازم است یادآوری كنیم كه شما ممكن است كسانی را بشناسید كه دروغ می‌گویند، ناسزا می‌گویند، قانونمندی طبیعت را رعایت نمی‌كنند اما وضع مالی‌خوبی دارند. یادتان باشد كه «روزی» فراتر از توانگری مالی است. روزی، آرامش این لحظه شماست. روزی فرصت‌هایی است كه به دست می‌آورید. روزی، دوستان خوب شما هستند.

 در قرآن خداوند مهربان درباره خوردن و چگونه خوردن به عبارت «حلالا طیبا» اشاره فراوان دارد. دقت كنیم در پاكیزه خوردن. این طور نیست كه پاكیزگی یا آلودگی آنچه می‌خوریم صرفا روی جسم ما اثر مثبت یا منفی داشته باشد. آنچه می‌خوریم صفت‌های آن نیز جزئی از ژنتیك ما می‌شود و روی خصلت‌های درونی و رفتاری ما به مرور زمان و حتی روی نسل بعدی ما اثر می‌گذارد.

قانون پاكی را گسترده ببینید و گسترده زندگی كنید.

قانون ششم: قانون سحرخیزی

 از سحرخیزی طبیعت یاد بگیریم. هیچ خروسی نیست كه تا 8-9 صبح بخوابد و هیچ مرغی نیست كه به بهانه اینكه امروز جمعه است بیشتر بخوابد.

شهودی‌زندگی كردن طبیعت همین است. به طبیعت نگاه كنید و بر اساس آنچه از طبیعت الهام می‌گیرید و بر اساس آنچه شهودتان می‌گوید زندگی كنید.

ثابت شده است كه فتوسنتز گیاهان با سپیده‌دم شروع می شود و چرخه تاریكی متوقف می‌شود و گیاه چرخه نوری خود را آغاز می‌كند.

 از زمان مغرب یعنی زمانی كه آفتاب غروب می‌كند و شب فرا می‌رسد و بیشتر و بیشتر همه جا را در خود فرو می‌برد انرژی كیهانی بیشتر می‌شود. این ثابت شده  است. انرژی هستی افزون می‌شود. طبیعت بسیار آرام می‌گیرد و ما هم باید آرام بگیریم كه در قرآن آمده است: « ما شب را مایه آرامش شما قرار دادیم.» به همین خاطر است كه شب هنگامیكه انرژی هستی سرشار است، خواب به شما آرامش بیشتری می‌دهد.

پس اوج انرژی‌های هستی در لحظات پیش از طلوع است. اذان صبح تا طلوع آفتاب بهترین و مناسب‌ترین زمان از دیدگاه انرژی هستی و كیهانی است و انرژی جذاب هستی آماده جذب و خلق و ایجاد خواسته ها و نیات پاكی درونی شماست.

اگر تلقین و تجسم كنید، اگر دعا كنید امكان استجابت دعایتان بسیار بسیار بیشتر است. صبح زود به نماز و نیایش با خدا بپردازید، خواسته‌هایتان را مطرح كنید، مراقبه كنید و از خداوند مهربان تقاضای موهبت كنید و سپس به دنبال كار و تلاش بروید.

 قانون هفتم: قانون جمع ( باهم بودن)

 همیشه انرژی یك شخص از انرژی یك گروه كمتر است. وقتی شما در یك جمع هستید، انرژی شما تبدیل به سینرژی می‌شود. مجموع اجزای انرژی از كل انرژی همیشه كوچكتر است. بطور مثال اگر 10 آدم كه هر كدام 2 واحد انرژی دارند با هم یكی شوند، مجموع انرژی آنها طبق قوانین ریاضی باید 20 واحد باشد. در صورتیكه انرژی آنها خیلی بیشتر از این مقدار است.

از آنجایی كه انرژی یك جمع بیشتر است، جمع بودن باعث جذب موثرتر هدف می‌شود. خداوند جمع را دوست دارد: « يدالله مع الجماعه»

شما اگر گروهی مراقبه كنید،  مدیتیشن كنید، گروهی تلقین به نفس كنید نتیجه بسیار بسیار موثرتری ‌می‌گیرید.

قانون جماعت در مورد عبادات هم صادق است. پیامبر می‌فرمایند: « دو تن از یكی بهتر و سه تن از دو تن برتر و چهار تن از سه تن نیكوتر است. همیشه با جماعت باشید.»

جمع را دوست داشته باشید حتی اگر با آن جمع همراه نیستید یا حرفی برای گفتن ندارید، همین كه در آن جمع هستید و در آن سينرژی فوق‌العاده می‌گیرید، انرژی شما زیاد می‌شود.

ممكن است یكی از دلایل افزایش عمر بواسطه «صله رحم» همین باشد. وقتی شما به دیدار یا عیادت اطرافیان می‌روید و در فضای آنها قرار می‌گیرید انرژی شما بسیار بیشتر می‌شود و سلامتی شما افزایش یافته و باعث طول عمر شما می‌شود.

«باهم بودن» را بسیار جدی بگیرید. صله رحم را، مراقبه‌های گروهی را، در فضای‌مثبت باهم بودن را.

 قانون هشتم: قانون هماهنگی

 به طبیعت نگاه كنید. ببینید كه به تمامی هماهنگ است. اگر هماهنگی در طبیعت نبود، هیچ سیستمی ارزش خودش را نداشت و سیستم‌های منظم اگر هماهنگی نداشته باشند این یك نوع بی‌نظمی و اختلال است.

نگاه كنید. بدن ما مجموعه‌ای از س‍ستم‌های منظم است. اگر در جایی این هماهنگی به هم بخورد ما بیمار می‌شویم و شفا زمانی صورت می‌پذیرد كه دوباره این هماهنگی به‌وجود آید.

به این هماهنگی‌ها فكر كنید. بدانید كه هماهنگی طبیعت حتما برای شما پیامی دارد و پیامش این است كه انسان نیز به عنوان عنصری از هستی باید از هستی هماهنگ باشد.

 یكی از تعریف‌هایی‌كه از موفقیت‌ ارائه می‌شود اینست كه موفقیت یعنی پیشبرد تمامی جنبه‌های زندگی بطور هماهنگ. اگر در یك جنبه از زندگی خود پیش برویم اما سایر جنبه‌ها راكد باشند، ما فرد موفقی نیستیم چون جنبه‌های مختلف زندگی‌مان با هم هماهنگ نیست. اگر كسی در كار موفق باشد و فرصت تربیت فرزندش را نداشته باشد، چه فایده؟

یادتان باشد كه شما یك موجود تك بعدی نیستید. شما ابعاد گوناگونی دارید. بعد جسمی بعد معنوی و بعد تفریحی و ... باید تمام این جنبه‌ها را با هم جلو ببرید. هنرمندانه زیستن یعنی تمام ابعاد زندگی را با هم پیش بردن.

وارد فضای هماهنگی شوید. ببینید كه نیاز است  در چه جنبه‌هایی از زندگی‌ هماهنگی ایجاد كنید. در چه مورد كم گذاشته‌اید و در چه مورد افراط كرده‌اید؟ به آن مورد كه كم گذاشته‌اید، بیشتر بها بدهید  و در آن مورد كه افراط كرده‌اید، هماهنگ با سایر جنبه‌ها پیش بروید.

 قانون نهم: قانون تنوع

 طبیعت و هستی ما، طبیعت و هستی‌متنوعی است. این تنوع هستی حتما برایمان پیامی دارد.

تنوع ضد افسردگی است. تنوع به ما روحیه می‌دهد. تنوع جریان، حركت و نشاط می‌دهد. طبیعت اگر پربركت است، به خاطر تنوع فصول آن است.

این تنوع هستی برای ما پیام دارد. اولا تنوع را باید در نظر داشته باشیم. در اسلام سفر خیلی توصیه شده است. وقتی مسافرت می‌كنیم، برای ما تنوع فكری‌به همراه می‌آورد. ذهنمان را باز می‌كند. یكنواختی، كسالت روحی می‌آورد. اگر شما بطور مداوم در یك‌جا بنشینید، انجماد فكری‌و تعصب فكری به همراه خواهد داشت. هرچه بیشتر مسافرت بروید، به خاطر تنوع محیط و درنتیجه تنوع آب و هوا، در سیستم تنفسی شما هم تنوع ایجاد می‌شود، وقتی نحوه تنفس تغییر كرد، نحوع تفكر نیز تغییر می‌یابد. شما می‌توانید به گونه‌ای دیگر فكر كنید، نگرش‌هایتان عوض می‌شود. برداشت‌هایتان تغییر می‌كند.

 هر چند سال یكبار رنگ خانه خود را تغییر دهید. رنگ‌آمیزی منزل باید متنوع باشد. اینكه بگذاریم عید بیاید تا خانه را تمیز كنیم، درست نیست.

 به اطرافتان نگاه كنید. چرا همه خاصیت‌های  میوه‌ها در سیب جمع نشده؟ اگر این طور بود انسان فقط سیب می‌خورد. حتی رنگ هر میوه منحصر به فرد است. قرمزی گوجه‌فرنگی با قرمزی هندوانه چقدر فرق دارد.

به رنگ‌ها، به تنوع رنگها دقت كنید. سه رنگ در طبیعت بسیار زیاد است و این حتما پیامی برای ما دارد. روشنی خورشید و سفیدی آفتاب حتما حامل پیامی برای ما می‌باشد. آبی آسمان و دریا حتما برای ما پیام دارد. سبزی طبیعت هم همینطور.

پیام اینست: زندگی خود را به این سه رنگ آغشته كنید.

ما در طبیعت رنگ مشكی نداریم. اخیرا با تغییر ژنتیكی گل‌ها و تزریق یك سری مواد به آن توانسته‌اند گل مشكی تولید كنند. مشكی رنگ طبیعت نیست. رنگ مشكی انجماد فكری، سكون فكری، لجاجت، یكدندگی و تعصب می‌آورد. قساوت قلب می‌آورد. رنگ مشكی ‌مكروه است.

لباس مشكی هم از نظر روانشناسی رنگ‌ها ملال‌آور است هم مخالف قانون طبیعت، یعنی مخالف سنت خدا.

 قانون دهم: قانون كارما

قانون بعدی قانون كارماست. قانون كارما، قانون علت و معلول، قانون تابش و بازتابش و قانون عمل و عكس‌العمل نامیده می‌شود. همه اینها یك معنا می‌دهد.

گفته می‌شود كه هرچه می‌كنیم، با هر نیتی كه داریم، هر عمل از ما، تابشی است به بیرون كه بازتابشی به درون دارد. در كوه صدا می‌زنید، صدا به دیوار كوه برخورد می‌كند و به سوی شما باز می‌گردد.

اگر عملی كه انجام می‌دهید مثبت باشد، تابش مثبت است و بازتابش مثبت خواهد داشت و اگر عمل شما منفی باشد، تابش منفی است و بازتابش منفی‌خواهد بود. هیچ عمل خیر و شری بدون جواب نمی‌ماند. این عین آیه قرآن است. شما حتما بازتاب عمل خود را در زندگی خواهید دید. بیایید از همین الان مراقب نیات و اعمال خود باشیم. بیاییم با توبه و پشیمانی از كارهای بدو منفی گذشته خود، آنها را محو كنیم.

همه اعمال و نیات مثبت و همه اعمال و نیآت منفی به سوی ما بازمی‌گردند. پس با نیآت و اعمال خوب، از طبیعت «خوب» دریافت كنیم.

 قانون یازدهم: قانون عشق 

عشق اساس همه جذابیـت‌هاست. همه موهبت‌ها از عشق است. بنیان هستی بر اساس عشق الهی است. خلقت انسان و همه موجودات حاصل عشق است.

اگر بخواهید چیزی را جذب كنید، باید به آن عشق بورزید.

 ویتمن می‌گوید: « هر ذره‌ای در این دنیا زبان محبت را می‌فهمد و دعوت محبوب را اجابت می‌كند. اگر قصد جذب هر ذره‌ای را دارید، راه جذبش این است كه به آن عشق بورزید.

از امام رضا پرسیدند: «دین چیست؟» ایشان فرمودند: « آیا دین چیزی جز محبت است؟»

 اساس همه جذب كردن‌ها محبت و عشق است، محبت و عشق بی‌دریغ،‌محبت و عشقی كه از سر معامله نباشد. به این كاری‌ نداشته باشید كه آیا طرف شما به شما عشق می‌ورزد یا نه؟ این معامله و تجارت است. خورشید كه عاشقانه به شما می‌تابد، سالیان سال می‌تابد. تمنایی از شما ندارد و به ما این پیام را می‌دهد كه عشق باید بی‌تمنا باشد.

 عاشقانه برای دیگران دعا كنید. مطمئن باشید وقتی برای دیگران دعا می‌كنیم صد هزار برابر به خود ما می‌رسد.

ممكن است شما در عشق ورزیدن مشكل داشته باشید. دكتر «اسبورن»‌مدرس خلاقیت می‌گوید: «هر عاطفه‌ای با تمرین گسترش پیدا می‌كند.» حالا اگر شما می‌خواهید مهربانی را در خود افزایش دهید،‌مهربانی را تمرین كنید.

 جوهره هستی را فراموش نكنید. جوهره هستی محبت و عشق است. صبح‌های خیلی زود یا شب‌ها قبل از خواب،‌ده دقیقه به مراقبه عشق بروید: دست‌ها را روی سینه بگذارید. چشم‌ها را ببندید و برای همه هستی دعا كنید. برای همه كسانی كه رفتار ناشایستی دارند. عشق ورزیدن به كسانی كه با شما خوبند و به شما كمك می‌كنند كار ساده‌ای است،‌مهم عشق ورزیدن به كسانی است كه به شما بد كرده‌اند.

اگر قانون عشق را رعایت كنید، یقین بدارید كه دیگر نیت و عملی نخواهید داشت كه به فرد دیگری آسیب وارد كند. اگر كسی به شما بد كرد، ناخودآگاه برایش طلب هدایت و خیر كنید.

  

تمرینی برای برای افزایش قدرت جذب

 یکی از بهترین تمرین هایی است که قدرت جذب  را افزایش می دهد. هدفی را که می خواهید به آن برسید در یک جلسه 21 بار بدون وقفه تکرار کنید و این برنامه را برای 14 روز ادامه دهید.

شرح تمرین:

از آنچه گفته شد واضح است که تمرین باید به طور کامل و بی وقفه و طبق شرایط زیر انجام شود تا نتیجه بخش باشد:

1) هدف یا خواسته ای را که می خواهید به آن برسید انتخاب کنید و با شهامت آن را بنویسید مثلا "الان احساس آرامش می کنم " یا "هر چه قدر که بخواهم پول دارم." "حافظه ای قوی دارم".هر چیزی را که می خواهید با جمله مثبت بگویید مثلا نگویید : "می خواهم نگران نباشم." یا " آرزو نمی کنم " ، " مایوس نیستم".

2) جمله حتما باید واضح ، دقیق و کوتاه و مخالف آنچه درواقعیت وجود دارد باشد و همان لحظه که جمله را می گویید باید قدرت آن را احساس کنید و باید آن را محدود کنید مثلا "الان 1 میلیون تومان پول دارم."

3) برای انتخاب هدف عجله نکنید. چه بسا بعد از ماه ها یا سالها به هدفتان برسید یا بعد از مدتی آن را به اهداف کاربردی تر و کوچکتر تقسیم کنید یا آن را تعدیل کنید.

4) جمله باید در زمان حال باشد نه در زمان اینده. نگویید : " احساس خوبی خواهم داشت " یا " به --- مقدار پول خواهم رسید" در این صورت آنچه می خواهید اتفاق می افتد اما بعد از 20 سال! ضمیر ناخود آگاه شما جملات لفظی را طبقه بندی می کند و سپس برای آنچه که می خواهید ارسال می کند اما اگر جملات به زمان آینده باشد شما فقط به هدفتان نزدیک می شوید و هدف تحقق پیدا نمی کند و همیشه در زمان آینده باقی می ماند.

5) افکاری که در ذهنتان است بنویسید. هر چیزی که یه ذهناتان خطور می کند مثبت یا منفی همان لحظه آن را بنویسید.

6) طبیعی است که واکنش ها نسبت به هر جمله ای بسته به واقعیت های زندگی کنونی متفاوت است . مثلا جمله " 1 میلیون تومان دارم" برجمله " اعتماد به نفس بالایی هم دارم" واکنش دارد.

7) 21 بار در یک جلسه بدون وقفه تکرار کنید. در هنگام تمرین چای ننوشید به تلفن پاسخ ندهید و فقط بر جمله خود تمرکز کنید و هنگام تمرین به هیچ چیز دیگر توجه نکنید اگر هر چیزی در تمرین تان وقفه ایجاد کرد باید 21 مرتبه را از ابتدا آغاز کنید. طبق گفته روان شناسان تاکید بر عدد 21 بار روانی بسیار موثری را برای پیشبرد اهداف شما دارد.

8) این تمرین را طی 14 روز متوالی انجام دهید. در هر زمان از روز حتی اگر خسته هستید مثلا قبل از خواب بعد از بیدار شدن یا هر زمانی که در مکانی آرام هستید این تمرین را انجام دهید

9) فقط بر جمله تمرکز کنید نه بر واکنش آن.

10) جمله را نباید تغییر دهید فقط در صورتی که می خواهید وضوح یا قدرت آن را افزایش دهید می توانید آن را تغییر دهید. مثلا " الا ن کاملا سلامت هستم " بعد از چند روز می توانید بگویید " از سلامتی ام لذت می برم"

11) تجزیه تحلیل نکنید فقط واکنش ها را آن گونه که هست بنویسید. بعد از اتمام تمرین یا بعد از دوره ی 14 روزه می توانید واکنش ها را تجزیه تحلیل کنید یا اصلا این کار را نکنید.

12) اگر قبل یا هنگام تمرین خسته هستید به تمرین ادامه دهید چون بر روی ذهن ناخود آگاه کار می کنید و لازم نیست کاملا هوشیار باشید.

13) در یک دوره 14 روزه می توانید بر روی چند خواسته که در یک حیطه نیستند کار کنید. مثلا اگر برروی احساس آرامش کار می کنید جمله ی احساس خوشبختی یا اعتماد در همان زمینه است و می توانید روی موضوعات مالی یا اجتماعی تمرین کنید. تمرین در زمینه موضوعات روان شناسی را صبح انجام دهید مثلا " الان خیلی خوشحالم" و هنگام عصر " موقعیت های تجاری به خوبی پیش می روند" را تمرین کنید.

14) حداقل 1 هفته بین دوره 14 روزه تمرین نکنید و دوباره تمرین در همان زمینه را آغاز کنید.

15) تمرین کنید و پشتکار داشته باشید تنها مانع رسیدن شما به هدفتان ذهن شما ست هنگامی که اراده کنید زندگی آنچه را می خواهید تحقق می بخشد.

16) در مورد این تمرین با هیچ کس صحبت نکنید فقط بعد از اینکه به نتیجه رسیدید در مورد آن بگویید.

چند توصیه موثر :

1. باید از انجام اینکار لذت ببرید حتی اگر چند روز اول سخت است سعی کنید وقتی انجامش بدهید که حال بهتری دارید وآنرا لذت بخش کنید

2. منتظر نتایج خاص نباشید انتظار بی صبرانه یعنی بی ایمانی فقط مثل یک وظیفه انجامش دهید ولذت ببریدو به خدا بسپارید تا نتیجه برسدچون بی صبری و انتظار نتیجه معکوس دارد

3. سعی کنید حداقل فقط 14 روز تا انجا که میتوانید مثبت باشید مثلا به محض اینکه وارد حوزه انرژی منفی شدید حواس خود را رو موضع دیگری معطوف نمایید واز اشخاص وموقعیت هایی که حال شما را به سمت انرژی منفی میکشاند پرهیز کنید وتا انجا که میتوانید از طریق تجسم یا تمرکز روی خاطرات خوب یا فکرکردن به جیزی که دوست دارید روحیه خود را بسازید و انرژی خود را بالا ببریید به یاد بیاورید اگر نتوانید انرزی خود را بالا نگه دارید باید دوباره 14 روز را از اول اغاز کنید پس جدی باشید و به منفی ها اجازه ورود ندهید

4. نماز های خود را حتی الامکان در اول وقت بخوانید و مانند روزه مذهبی سعی کنید غیبت تهمت و سوظن را حداقل در این 14 روز انجام ندهید

راههاي جذب پول و ثروت

با رعايت اين ده راهكار و با توّجه به نداي دروني خود قادريد تا اندوخته ي مالي خود را افزايش دهيد.



 

1-بدانيد چه مي خواهيد

از آنچه كه مي خواهيد مطمئن شويد و آگاه شويد، خيلي از ما حتّي خودمان هم نمي دانيم دقيقاً در زندگي به دنبال چه هستيم! مقدار پولي را كه دوست داريد داشته باشيد، تعيين كنيد، براي مثال، دوست داريد، 100 ميليون ريال پول داشته باشيد، با اين روش زودتر به هدف خود مي رسيد تا اينكه فقط بگوييد من دوست دارم بيشتر پول در بياورم.

2- به نداي دروني خود گوش دهيد

هر آنچه كه از نداي دروني خود مي شنويد، به آن توجّه و عمل كنيد. متأسفانه بيشتر ما به اين مسائل اعتقادي نداريم و شايد همين حالا با خود بگوييد: "من كه اصلاً به اين چيزها اعتقادي ندارم و نمي توانم حتّي اين الهامات را از وجودم درك كنم!"، امّا حقيقت اين است كه اين الهامات و نيروي دروني وجود دارندً و البته اگر خودتان بخواهيد، شما را به طرف آنچه كه مي خواهيد هدايت ميكند.

3- مبلغي منطقي و صريح را در ذهن خود پرورش دهيد

ابتدا از مبالغ كم و منطقي شروع كنيد، براي مثال، 100 ميليون ريال، هدفتان بر اين باشد كه در مرحله اوّل تمام تلاش خود را براي كسب اين مبلغ متمركز كنيد و بعد به مبالغ بيشتر فكر كنيد.

4- اگر خيلي در درجه اوّل به پولدار شدن اهميّتي نمي دهيد، ديگر اهداف ايده آل خود را مثل، تفريح، امنيت و آزادي و ...فكر كنيد، در ذهن خود فرض كنيد كه به همه ي آنها رسيده ايد و از اين حس لذّت ببريد، اين خود انگيزه اي مي شود تا براي رسيدن به آنها به پول نيز فكر كنيد و برسيد.

5- از پيروي و تعقيب دنيوي دست برداريد

 شما همواره با نيروي دروني خود به خداوند متعال وصل هستيد، لحظاتي را در خلوت خود سعي به ارتباط با خداوند بپردازيد، از وي راهنمايي بخواهيد و تقاضا كنيد تا شما را در مسير صحيح و  سرشار از موفقيت، قرار دهد، طوري كه بتوانيد در آسايش و آرامش براي خود و اطرافيانتان مفيد باشيد، مطمئن باشيد كه جواب مي گيريد.

6- عمل كنيد

اينكه فقط فكر كنيد و خيال كنيد، كافي نيست، عمل كنيد! خيلي از افراد با اين كه از وضعيت كنوني خود راضي نيستند و  مي دانند در صورت اقدام به راهي بهتر به آنچه مي خواهند مي رسند، امّا جرأت گامي برتر را ندارند. بنابراين شجاع باشيد و عمل كنيد. ترس خود مانع موفقيت است.

رالف والدو چنين مي گويد: "توصيه من به جوانان اين است كه براي موفقيت، به آنچه كه صحيح است امّا از رسيدن به آن مي ترسيد يا نااميد هستيد، عمل كنيد"، سوزان جفرز نيز معتقد است:"بايد از مانع ترس عبور كنيد، تا كامياب شويد"، با تصميمي جدّي و اوّلين گام شما براي موفّقيت، تمامي دنيا شروع به همكاري با شما مي كنند و به ميل شما راه مي آيند.

7- مراحل كار را در ذهن و با كلام خود زير لب مرور كنيد

 بطور مثال، سوالي را در مورد كسب مبلغي از مسيري خاصّ از خود بپرسيد، و با خود گفتگو كنيد، "اگر از اين راه موفّق نشدم، تمام مسير قبل را از ذهن خود پاك كرده و از راهي بهتر و موثر تر وارد مي شوم تا بالاخره پولدار شوم"

8-از موانع نترسيد

دريا هميشه آرام نيست، زندگي هم مثل درياست، گاهي مجبوريد با دريايي موّاج و طوفاني دست و پا بزنيد تا بر موانع پيروز شويد. بيشتر ما به محض شكست يا سختي، نااميد شده و از ادامه راه مي ترسيم، با سرزنش و افسردگي نه تنها كاري پيش نمي بريد، بلكه اوضاع شما از قبل هم بدتر مي شود، همانطور كه كارل ساگن مي گويد:"بهتر است عوض اينكه چرا تاريك است و غر بزنيد، حتّي با يك شمع كمي آنجا را روشن كنيد"، يا به قول ما ايراني ها، "ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است".

9- روابط و ذهن خود را خانه تكاني كنيد!

نه تنها در خانه، بلكه در محيط كار، اجتماع و ...روابط خود را در جهت مثبت اصلاح كنيد. مطمئناً هيچ كس بدون كمك و همياري ديگران، نمي تواند به اهداف خود برسد، امّا اگر قرار باشد اين ازدحام روابط بي فايده و پر سر و صدا همراه با ميليون ها انرژي منفي باشد و باعث عدم تمركز يا تحليل روحيه تان شوند، بهتر است حذف شوند.

10- به علائق خود توجّه كنيد

هر كسي به چيزهايي در ذهن خود و بطور ذاتي علاقه دارد، اگر هر گام يا عمل يا هدفي را طبق آنچه كه علاقه داريد و به آن عشق مي ورزيد، آغاز كنيد، مي بينيد كه چطور سريع تر و آسان تر به هدف خود مي رسيد. در واقع اين خود دروني ماست كه جسم ما را به طرف آن چه كه لذّت مي بريم و عشق مي ورزيم، سوق مي دهد.


         

زلزله ژاپن ۱۰ سانتي متر محور زمين را جابه جا کرد؛ طول روزها کوتاه شد

خراسان - مورخ یکشنبه 1389/12/22 شماره انتشار 17794
نويسنده: زهراحاجيان
 

زلزله روز جمعه ژاپن که پنجمين زمين لرزه پرقدرت جهان از زمان راه اندازي دستگاه هاي لرزه نگاري، شناخته شده محور زمين را ۱۰ سانتي متر جابه جا کرده و موجب کوتاه تر شدن طول روزها شده است. مجله علمي نيوساينتيست روز گذشته طي گزارشي به نقل از ژئوفيزيک دانان ناسا با بيان اين خبر اعلام کرد: زلزله 8.9 ريشتري که در ژاپن رخ داد، نه تنها خسارت هاي جاني و مالي بسياري به اين کشور وارد کرد بلکه محور زمين را حدود ۱۰ سانتي متر جابه جا کرد. به گفته ريچارد گروس، ژئوفيزيک دان ناسا، در اثر اين جابه جايي، سرعت چرخش زمين افزايش يافته و موجب شده است که 1.6 ميکروثانيه از طول روزها کم شود. يک ميکروثانيه برابر با يک ميليونيم ثانيه است. طبق بررسي هاي انجام شده، شدت اين زمين لرزه به حدي بوده که گسل آن ۴۰ متر حرکت کرده است. طول اين گسل ۳۰۰ تا ۴۰۰ کيلومتر و عرض آن ۱۰۰ کيلومتر است. براساس گزارش نيوساينتيست، در زلزله سال ۲۰۰۴ سوماترا محور زمين ۷ سانتي متر خطي و ۲ ميليونيم ثانيه قوسي جابه جا و به ميزان 6.8 ميکروثانيه از طول روز کم شد. در زلزله سال گذشته شيلي نيز محور زمين حدود ۸ سانتي متر تغيير کرد. مهم ترين دستگاه هاي لرزه نگاري دنيا در مراکز تحقيقاتي ژئوفيزيک از آلمان و اسکاتلند تا فرانسه و آمريکا در زمان وقوع زلزله ژاپن، تغييرات امواج زمين را ثبت کرده اند.دکتر زارع، معاون پژوهشي پژوهشگاه زلزله در گفت وگو با خراسان درباره نحوه جابه جايي محور زمين گفت: فشارهاي وارده به مرکز زمين که به دنبال وقوع زلزله هايي با قدرت بالا اتفاق مي افتد، باعث مي شود لنگر چرخش زمين يعني محوري که زمين حول آن به دور خود مي چرخد، جابه جا شود و اين روند آثار متعددي از جمله کوتاهي روز يا شب و حتي تغييراتي در فصول را به دنبال خواهد داشت.وي با تشريح جزئيات اين موضوع از بعد علمي تصريح کرد: احتمال جابه جايي خطي محور زمين به دنبال وقوع زلزله اي با اين وسعت و قدرت دور از انتظار نيست و زلزله هايي از اين دست به طور قطع روي محور زمين تاثير مي گذارد و باعث جابه جايي آن مي شود.در واقع در اثر جابه جايي گسل هايي با طول زياد و همچنين حرکت طولي اين گسل ها و مدت زمان وقوع زلزله، فشارهاي وارده باعث مي شود که لنگر چرخش زمين يعني محوري که زمين حول آن به دور خود مي چرخد جابه جا شود که ميزان اين جابه جايي نيز به شدت نيروهاي وارده بستگي دارد که درباره زلزله ژاپن با اين وسعت و با توجه به طول گسل، جابه جايي ۱۰ سانتي متري محور زمين چندان دور از انتظار نيست. وي افزود: بديهي است که با وقوع اين اتفاق و جابه جايي محور زمين روزها در جزئي از ثانيه کوتاه مي شود. در واقع در نتيجه اين زلزله، جرم بزرگي در داخل کره زمين به سمت مرکز حرکت مي کند.اين فرآيند علاوه بر جابه جايي محور زمين باعث افزايش سرعت زمين نيز خواهد شد.وي اضافه کرد: زمين لرزه ژاپن بزرگ ترين زلزله ثبت شده در تاريخ ژاپن است که ژرفاي کانوني آن حدود ۲۵ کيلومتر و ساز و کار آن فشاري با يک صفحه کاملا نزديک به قائم بوده است. بديهي است که با اين وضعيت فشار وارده به هسته زمين بسيار بالا خواهد بود. ضمن آن که وقتي يک صفحه بزرگ از يک طبقه زمين در زير اقيانوس به طبقات ديگر فشار وارد کند علاوه بر جابه جايي در محور زمين باعث مي شود که زمين سريع تر بچرخد.وي افزود: در زلزله هايي با شدت بالا مانند آن چه در ژاپن اتفاق افتاد، به نظر مي رسد طبق اطلاعات به دست آمده اين گسل حدود ۴۰ متر حرکت کرده است و زمان گسيخته شدن آن نيز 2.5 دقيقه به طول انجاميده است. بديهي است که با اين وضعيت فشار زيادي به محور زمين وارد مي شود.

خطري کشور را تهديد نمي کند

وي هم چنين با تاکيد بر اين که زلزله ژاپن هيچ تاثيري روي گسل مکران و سواحل جنوبي کشور ندارد، گفت: اين زلزله از گسل مکران که ۷۰ کيلومتر آن در ايران است، حدود ۷ هزار کيلومتر فاصله دارد و هيچ تاثيري روي گسل مکران و سواحل جنوبي کشور ندارد.معاون پژوهشي پژوهشگاه زلزله با بيان اين که امواج سونامي حاصل از رخداد زلزله تقريبا به تمامي کشورهاي حاشيه اقيانوس آرام از فيليپين تا اندونزي، نيوزيلند، کاليفرنيا و هاوايي در آمريکا رسيده است، ادامه داد: سرعت امواج حاصل از سونامي حدود ۹۵۰ کيلومتر در ساعت بوده است بنابراين مي توان برآورد کرد که امواج حاصل از سونامي حدود ۸ دقيقه طول کشيده است تا به نزديک ترين نقطه ساحل سنداي در غرب کانون زلزله برسد. زارع علت ايجاد زلزله هاي فراوان در ژاپن را موقعيت اين کشور دانست و گفت: ژاپن در محدوده فرورانش ورقه اقيانوس آرام به زير ورقه زمين ساختي اورازيا واقع است. به اين ترتيب به دليل بازشدگي رشته کوه ميان اقيانوسي وسط اقيانوس آرام، پوسته اقيانوسي در حال ايجاد و گسترش در پهنه مياني اقيانوس آرام است. اين امر سبب رانده شدن بخش هاي قديمي تر پوسته اقيانوسي به سوي شرق و غرب و فشار آوردن به حاشيه ساحلي اطراف اين اقيانوس مي شود. اين وضع موجب مي شود که در محدوده اطراف اقيانوس آرام، محدوده اي بسيار فعال از نظر وقوع زلزله و آتشفشان به نام «حلقه آتش» ايجاد شود.

تاثير زلزله اي مانند ژاپن بر تهران

رئيس دانشکده علوم پايه دانشگاه آزاد نيز در گفت وگو با مهر با بيان اين که در صورت رخ دادن زلزله اي با قدرت 8.9 در تهران، پايتخت ايران به طور کامل نابود مي شود، گفت: وضعيت زمين شناختي ايران نشان مي دهد که گسل هاي کشور توانمندي ايجاد زلزله اي تا ۸ ريشتر را دارد و خطر وقوع سونامي نيز احساس مي شود.دکتر بهرام عکاشه با تاکيد بر اين که وضعيت زلزله خيزي ژاپن با ايران متفاوت است، افزود: زلزله خيزي ژاپن از نوع ميان صفحه اي است ولي لرزه خيزي ايران از نوع درون صفحه اي است که اين امر سبب شده است که هر ۲ کشور داراي رفتارهاي متفاوت در برابر زلزله باشند.وي توضيح داد: وضعيت ميان صفحه اي کشور ژاپن باعث شده است که در اين کشور امکان ايجاد زلزله هايي با 9.5 ريشتر وجود داشته باشد ولي وضعيت درون صفحه اي ايران موجب شده است که بيشترين زلزله اي که در ايران رخ دهد ۸ ريشتر باشد.رئيس دانشکده علوم پايه دانشگاه آزاد با تاکيد بر اين که رخ دادن زمين لرزه اي با قدرت 8.9 ريشتر در ايران بعيد است، خاطرنشان کرد: ژاپن پيشرفته ترين کشور در زمينه رفتار لرزه اي و تحقيقات در زمينه زلزله  است ولي با اين حال در اثر وقوع سونامي، راکتورهاي موجود در اين کشور بحران ساز شده است.وي با اشاره به وضعيت اين کشور پس از سونامي اضافه کرد: شهر «سنداي» ژاپن کاملا تخريب شده و به توکيو که ۲۰۰ کيلومتر با کانون زلزله فاصله داشته، آسيب هاي جدي وارد شده است.عکاشه، در ادامه با اشاره به وضعيت ايران و به ويژه تهران گفت: در تهران به دليل زمين شناختي و وضعيت ساختمان ها و ترافيک آن و آمادگي هايي که براي زلزله وجود ندارد، چنان چه زلزله اي با بزرگاي ۷ يا 7.5ريشتر رخ دهد به طور يقين اعلام مي کنم که تا ۱۰ سال تهران تعطيل خواهد ماند.

احتمال وقوع سونامي در درياي عمان و خزر

عکاشه همچنين به وضعيت سونامي ايران اشاره کرد و يادآور شد: احتمال رخ دادن سونامي در درياي عمان همواره وجود دارد و چنان چه زلزله اي در اقيانوس هند اتفاق بيفتد به سواحل جنوبي ايران از بندرعباس تا چابهار آسيب هاي جدي وارد مي شود.عمق سواحل در جنوب خزر نيز هزار متر و در شمال ۱۰ متر است و اگر چنين سونامي در درياي خزر نيز رخ دهد به دليل کم عمق بودن سواحل خسارت هايي به مراتب بيش از سونامي در درياي عمان رخ خواهد داد.

نکته:بالاخره زمین نعره کشید تا مردم جهان از خواب بیدار شوند.اگر بیدار نشوید زمین مانند نهنگها خودکشی خواهد کرد.

در پایان همانگونه که در تاپیکهای قبلی گفته بودم تا زمانیکه این ناعدالتی ها و پراکندگی ها در جهان وجود دارد این بلایا با شدت بالاتری ادامه خواهد داشت و از اینجا اعلام میدارم سازمان ملل و صلح جهانی میبایستی هر چه سریعتر سال ۲۰۱۲ را سال اتحاد و دوستی و صلح جهانی اعلام کند تا از شدت امواج منفی در هسته مرکزی زمین بکاهد وگرنه زمین دهان باز کرده و همه را بکام مرگ میکشاند.و سرانجام زمین خود دست بکار شده و به این همه ظلم و ناعدالتی در جهان پایان خواهد داد. 

 Note: Earth yell finally took the world will wake up. If you do not wake up the earth like the Whale will commit suicide  

In the end, as I said in previous Threads until this injustice and are scattered in the world with the intensity of this disaster will continue higher from here and pick the United Nations and declare world peace must soon make 2012 the year of friendship and solidarity to announce to world peace and the intensity of negative waves in the Earth's core Earth or else cut open mouth and everyone Beckham attracts death. and eventually use their land and to all oppression and injustice in the world would end.